مستند قواعد فقهی گاه روایتی با برداشت های متفاوت و گاه شیعه تبار، گاه سنی تبار و گاه مشترک بین شیعه و سنی است. مقاله پیش رو، با بیان کوتاه در مورد قاعدة «علی الید» و «خراج»، «دلالت سنجی» و «تبارشناسی» حدیث «عَلَی الیدِ مَا أخَذَتْ حَتَّی تُؤدِّیهِ» و «الخراج بالضمان» از منظر فریقین، به جستجو و تحقیق در مورد تبار این دو حدیث می پردازد. مشهور فقهای شیعه و سنی قاعدة علی الید را در عقد صحیح، منافع مستوفات و غیر مستوفاتِ عقد فاسد و غصب جاری می دانند و قاعدة خراج را در عقد فاسد و غصب جاری نمی دانند. از شیعه ابن حمزه و از سنی ابوحنیفه و ابو یوسف قاعدة خراج را شامل عقد فاسد و غصب می دانند. نگارنده ضمان در دو قاعده را مشترک لفظی و نسبت بین دو قاعده را تباین می پندارد و حدیث «عَلَی الیدِ مَا أخَذَتْ حَتَّی تُؤدِّیهِ» و «الخراج بالضمان» را همچون فقهای شیعه سنی تبار می یابد و با ارائة زمان ورود این دو حدیث به منابع فقهی شیعه و انگیزة استناد به آن، عمده ترین دلیل روایی قاعدة «علی الید» و «خراج» را برای فقهای شیعه ناکارآمد می یابد و فقط به عنوان تأیید دیگر ادله می توان انگاشت.
قرآن کریم براى پیشگیرى از جرم و خشکاندن علل و ریشههاى آن، مقرّرات بدیعى را ارائه داده است که شامل پیشگیرى اصلاحى، وضعى و کیفرى مىشود. بر این اساس، تنها با یکى از این شیوهها نمىتوان از وقوع جرم و انحراف و ناهنجارىهاى اجتماعى پیشگیرى کرد، بلکه باید از هر سه روش در کنار هم، براى تحقق این هدف بهره برد. از آنجا که قرآن کتاب هدایت و انسانسازى است، علاوه بر اینکه استفاده از سایر انواع پیشگیرى را امرى بایسته و ضرورى مىداند، بر پیشگیرى اصلاحى و بازسازى شخصیت مجرمان تأکید خاصى دارد.
این نوشتار با هدف بررسى و تبیین دیدگاه قرآن در زمینه پیشگیرى از جرم و با رویکرد نظرى و تحلیلى به موضوع مورد بحث مىپردازد. از جمله یافتهاى مهم این تحقیق، اثبات جامعیت و فراگیر بودن شیوه پیشگیرى موردنظر قرآن کریم است.
ارائه الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت، در گرو بسترسازی و تمهید مقدماتی جهت نیل به رشد و توسعه پایدار است. نظام حقوقی اسلام نیز بی توجه به سیر پیشرفت مسلمانان نبوده، پشتوانه های محکم فقهی را برای ایجاد انگیزش و وصول به این مطلوب در نظر گرفته است. تأثیر این انگیزش تا جایی است که برپایة همین پشتوانه های ارزشمند، علی رغم فشارهای خصمانة اقتصادی دشمنان جهت فروپاشی انقلاب اسلامی ایران، با رهبری امام راحل به عنوان فقیهی نواندیش، پایه اقتصاد کشور از حالت مصرف زدگی زمان طاغوت، به سوی رفتار صحیح مصرف، رهنمون گشت تا زمینة سرمایه گذاری، خودکفایی، تولید ملی، رشد و توسعة پایدار فراهم گردد. از آنجاکه تفکر و اندیشة امام نقشه راه وکلید بسیاری از مسائل کشور در نظر گرفته می شود، در شرایط حساس کنونی نیز، یکی از پیش شرط های لازم و پیشگیرانه که از طریق آموزش و فرهنگ سازی، باید به حفظ آن جهت نیل به توسعة پایدار، مبادرت ورزیم، رعایت اصول حاکم بر مصرف جامعه اسلامی است.
این نوشتار بر آن است تا پیوند مؤثر بین رعایت رفتار مصرفی صحیح و رشد و توسعة پایدار را تشریح نموده و مستندات فقهی انگیزش حرکت برای آحاد جامعه را در این راستا تبیین نماید. بدیهی است اعتقاد به مبانی ایمانی دینی همچون اصل پذیرش ولایت الهی، کرامت ذاتی انسان و هدفمندی حیات وی در جهت آخرت، باعث شکل دهی نگرش جدیدی در مقوله مصرف شده و موازین فقهی ای همچون حرمت اسراف و تبذیر و جریان برخی قواعد، همچون نفی سبیل و اعانه بر اثم و عدوان، می تواند انگیزش حمایت از تولید داخلی و حرکت به سوی رشد و توسعة پایدار را فراهم آورد.
نماد گونه ای از بیان است که بدون داشتن قرینه ای، علاوه بر مفهومی ظاهری، طیف معنایی گسترده ای را به خواننده القا می کند و بیان کننده تجربه ای غیرمحسوس با قابلیت چندمعنایی و عدم قطیعت مدلول ها است؛ ازاین رو نماد، مصادیق متعددی پیدا می کند و یگانه راه درک معنی آن، تأویل و تفسیر است. بر این پایه برای رسیدن به معنای نماد، باید از روساخت به ژرف ساخت، با در نظر گرفتن ساختار و بافت متن گذر کرد. مولانا هم شاعری عارف و معناگراست که از نماد برای پرداخت الگوهای فکری خود بهره گرفته است. توجه فوق العاده او به محیط طبیعی و ظرایف و دقایق آن، بستری برای پردازش مفاهیم ذهنی او شده است. این نوشتار با روش توصیفی – تحلیلی، مضامین اندیشگانی مولانا از جمله اندیشه بازگشت، خاموشی، سَهَر، سفر، قبض و بسط، عشق و ... را مورد تحلیل و تبیین قرار می دهد و نگارندگان با کشف نشانه های موجود در متن، کوشیده اند به لایه های متنوع و متضاد فکری مولانا دست یابند تا از این طریق، بتوان به شناخت کامل تر شخصیت و عرفان مولوی نزدیک شد. در این پژوهش، نمادهای برجسته الگوهای حیوانی بررسی شده است.
هدف این پژوهش، تحلیل جایگاه محورها و عوامل سبک زندگی اسلامی مبتنی بر سوره مبارکه حجرات در کتابهای درسی ادبیات فارسی دوره متوسطه ایران است. روش پژوهش، توصیفی، شامل تحلیل اسنادی و نیز تحلیل محتوا، و رویکرد آن نیز کاربردی است. جامعه پژوهشی، شامل دو بخش سوره مبارکه حجرات و تفاسیر آن و تمام کتابهای درسی ادبیات فارسی دوره متوسطه در سال تحصیلی 94- 1393، است که در بخش اول، تمام آیات سوره حجرات و مستندات تفسیری آن و در بخش دوم نیز با توجه به ماهیت موضوع و محدودیت جامعه پژوهشی، کتاب به طور کامل بررسی شده است. ابزار اندازه گیری در بخش تحلیل اسنادی فرم فیش برداری و در بخش تحلیل محتوا، فرم وارسی تحلیل محتوای محقق ساخته بوده است. نتایج پژوهش در بخش اول به روش کیفی و در بخش دوم با استفاده از شاخصهای آمار توصیفی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. عمده ترین نتایج پژوهش بیان می کند که: 1. از مجموع بررسی سوره حجرات و تفاسیر آن، دو محور آداب زندگی ایجابی و سلبی با 20 عامل مفهومی مشخص و طبقه بندی شده است 2. از مجموع 5791 واحد ضبط شمارش شده در چهار کتاب ادبیات فارسی، 536 فراوانی یا 3/9 درصد به محورها و عوامل سبک زندگی اسلامی توجه کرده و میزان آن در کتابهای ادبیات فارسی پایه اول، دوم، سوم و چهارم دوره متوسطه به ترتیب 142، 116، 127 و 151 مرتبه است. 3. محور آداب زندگی ایجابی و عامل عدالت خواهی به ترتیب با 414 و 60 مرتبه تکرار بیشترین و محور آداب زندگی سلبی و عامل تجسس به ترتیب با 122 و 10 مرتبه تکرار کمترین فراوانی را داشته است.
مقاله پیش رو بر آن است تا نشان دهد که در یک تصویر کلی، دو سنخ از اجتماعی شدن انسان وجود دارد: اجتماعی شدن مدرنیستی مبتنی بر گفتمان اصحاب قرارداد اجتماعی، و اجتماعی شدن منبعث از فطرت الهی. مبانی و تضمنات انسان در رویکرد نخست، تمنای امنیت در زیست بومِ ابهام و هراس آلودگی دارد و در انسان رویکرد دوم، به سبب وجود ودیعة الهی مابین انسان و خدا، واجد وفای به عهد و لاجرم، رهاموز محبت و سعادت است؛ زیرا انسانِ رویکرد نخست انسانی ذاتاً خودپسند، متفرد و بی اعتنا به پیمان ها و معاهدات، و انسان رهیافت دوم به سبب مفطور بودن به فطرت الهی، مسئول، واجد توانایی حمل ودایع و ذاتاً اجتماعی، و به سبب برخورداری از پیمایش مراتب کمالی، مسرور است.
از آنجا که گرایش های عرفانی ریشه در فطرت آدمی دارند و از طریق عرفان میتوان به آرامش رسید، عرفان همواره برای بسیاری جاذبه داشته است. البته، عرفانْ مهم و مطلوب است، ولی میتواند دشوار و خطرساز هم باشد؛ زیرا برخی برای دستیابی به مقاصد نفسانی خود نحله ها و فرقه هایی را جعل کرده، و جمع کثیری را فریفته و به دنبال خود به راه انداخته اند. آمیخته شدن درست و نادرست، و مشتبه شدن حق و باطل، راه انتخاب صحیح را بسته و بسیاری را در وادی حیرت و سرگردانی افکنده است. از این رو، شناخت لغزشگاه ها در عرفان و تشخیص عرفان های کاذب و مکتب های شبه عرفان ضروری است. با توجه به رواج روزافزون فرقه های گونه گون انحرافی و گسترش فزاینده انواع عرفان های دروغین نوظهور در کشور ما، طرح این بحث نمیتواند صرفا دغدغه علمی و آکادمیک باشد؛ بلکه تکلیفی الهی است. انحراف از توحید، عدم اتّصال به وحی معتبر، اباحیگری و دوری از شریعت، گریز از اجتماع، خودمحوری و بیاعتنایی به خلق از اهم ویژگیهای عرفان های کاذب و ناقص است.
دیوان مع النبی و آله اثر سیدمحمدجمال هاشمی گلپایگانی از حیث محتوا و اختصاص بر مدائح، مراثی و مناقب اهل بیت علیهم السلام از جایگاه ویژه ای برخوردار است. ایشان به دلیل سرودن قصیده بنت الخلود در نعت حضرت زهرا سلام الله علیها بین شعرای عرب، شهرتی عظیم دارد و اغلب اشعار وی که در این دیوان مندرج است، مورد استفاده مداحان در موالید و مأتم ائمه اطهار علیهم السلام است. نویسنده در نوشتار حاضر می کوشد قدمی در راستای آشنایی بیشتر مخاطبان با دیوان مذکور و شاعر آن بردارد. وی در راستای این هدف، نخست، مختصری از زندگی نامه هاشمی گلپایگانی، مؤلفات و دست نوشته های ادبی ایشان ارائه و در ادامه، به معرفی دیوان وی و نیز ذکر چند قصیده از آن، اقدام کرده است. بدین شیوه، به ابعاد ادبی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی شخصیت شاعر پرداخته است.