امام صادق می فرماید: لیست لبخیل راحه. دو مؤلفه مطرح در این حدیث، یعنی «بخل» و «فقدان آسایش» رابطه ای غیر مستقیم باهم دارند؛ افزایش بخل، باعث کاهش آسایش می شود. پژوهش حاضر به چرایی و چگونگی این رابطه، با کمک احادیث دیگر می پردازد. بدین منظور خانواده حدیث، جمع آوری گردیده، سپس به تجزیه و تحلیل روایات پرداخته، در پایان مشخص شده است که بخل از چند جهت، فقدان آسایش را در پی خواهد داشت.
سنت استبدال و استخلاف، از مهمترین سنت های الهی در راستای موعودباوری و مهدویت است. براساس این دو سنت در طول تاریخ افراد و اقوام جایگزین افراد و اقوام دیگر شده تا برجستگانی که از هر نظر بی نظیر هستند، به منصه ظهور برسند. این تبدیل در راستای هدف خلقت و تجلی عبادت عاشقانه توسط آن برجستگان صورت می گیرد. ارتداد، کوتاهی نسبت به احکام الهی و جهاد از مهم ترین عوامل استبدال و استخلاف است. محبوب خداوند، محب خداوند، فروتنی، مجاهدت در راه خداوند و عدم هراس از سرزنش سرزنش کنندگان از مهم ترین ویژگی های قوم جایگزین است. این دو سنت در راستای هدف خلقت است و هدف خلقت انتخاب افراد برگزیده است که با ظهور قائم آل محمد4 به اکمال می رسد.
مصاحف عثمانی در تاریخ اسلام و قرآن دارای جایگاهی در خور توجه است. در میان این مصاحف آنچه تاکنون به جای مانده مصحفی است که هم اکنون در «موزة تاریخ تاشکند» پایتخت ازبکستان نگاهداری می شود و احتمالاً مصحف شخصی خود عثمان می باشد. در این مقاله فشرده ای از گزارش مربوط به پیشینة نگارش آن و نیز سرگذشت جابه جایی آن از مدینه تا سرزمینهای دیگر و سرانجام به تاشکند، مورد گفتگو قرار گرفته است و در لابه لای آن کوتاه سخنی دربارة شیوة نگارش خط عربی و ورود آن به سرزمین حجاز و تحول و تطور آن نیز بحث شده که باید آنرا بخثی استطرادی و تطفلی تلقی کرد. لکن با استناد به برخی منابع تاریخی- اصل گفتگو پیرامون سرگذشت مصحف منسوب به عثمان در تاشکند دور می زند که اطلاعات مجمل و کوتاهی را در اختیار ما قرار می دهد.
صدرالمتالهین شیرازی براساس مبانی هستی شناختی خود در حکمت متعالیه عشق را مساوق هستی شمرده و آن را برحسب مراتب وجود در تمامی ذرات عالم جاری و ساری دانسته است. او عشق را نحوه ی وجود آدمی و از نهاده های الهی در ذات آدمی برمی شمارد و آن را آکنده از حکمت و مصلحت می داند. گرچه حکماء و عرفاء پیش از ملاصدرا در باب عشق قلمفرسایی های فراوان کرده اند اما وی حکمت متعالیه ی خود را بر پایه ی مبانی و اصول متمایزی استوار کرده که پیش از او کمتر به عنوان زیربنای یک نظام فلسفی مورد توجه قرار گرفته است و از این رو در تبیین این حقیقت شگرف سخنان تازه ای دارد. اصالت وجود، تشکیک وجود، مساوقت وجود با علم و حیات و خیر، حرکت جوهری، اتحاد عاقل و معقول و وجود رابط و مستقل بخشی از این اصول اساسی در نظام حکمت صدرایی به شمار می رود. در این نوشتار، به بررسی جایگاه این اصول و مبانی و تأثیرات اساسی آن ها در عشق شناسی ملاصدرا پرداخته شده است.
برخی صاحب نظران، با تمسک به دلایلی، عرفان اسلامی را در بخشی از آموزه های معرفتی، شیوه های سلوکی، روش فهم متن دینی و حتی در خاستگاه همسو با دین اسلام نمی دانند. اما عارفان در مباحث معرفتی هم اصل شهود – به عنوان روش عرفان - را مورد تأیید دین می دانند و هم آموزه های معرفتی خود - همچون توحید، انسان کامل و معاد - را موافق با شریعت اسلام می یابند. و در بُعد عملی از یک سو جایگاه اصل سلوک در دین را تثبیت می کنند و از سوی دیگر، معیار شیوه سلوکی را نیز عدم مخالفت با شریعت معرفی می کنند. و در روش فهم متن دینی، مبتنی بر ذومراتب بودن متن وحیانی قرآن، فهم معانی باطنی قرآن را بدون توجه به ظاهر امکان پذیر نمی دانند. و در بحث خاستگاه صرف شباهت برخی آموزه ها و شیوه های عملی عرفان اسلامی با مکاتب دیگر را دلیل عدم اصالت عرفان اسلامی نمی شمارند.
پیامبر اسلام(ص) به دلیل دارا بودن یک شخصیت کاریزما و رهبری شایسته از همان شروع دعوت مورد علاقه و محبت مسلمانان قرار داشت. نگارش، تدوین و بازگو کردن سیره و روش زندگانى پیامبر اسلام(ص) از همان روزهاى آغازین دعوت اسلام از طرف صحابه و تابعین انجام گرفت. پس از آن، نگارش و تدوین سیره نبوى آغاز و سپس از مهم ترین رشته-هاى علمى شمرده شد. نوشتن سیره پیامبر در قالب ها، اشکال و با دیدگاه های متفاوتى انجام پذیرفت که یکى از شکل هاى تدوین آن، سیره نگارى بر اساس دلایل و معجزات است. دلایل نگارى یکى از گرایش هاى خاصى است که در کار سیره نویسى از قرن چهارم رواج یافت. چنین آثارى را اخباریان در برابر شبهاتى که درباره اثبات نبوت مطرح شده بود، پدید آوردند. ترتیب کتاب دلائل به صورت موجود در کتب سیره نیست اما محتواى آن اخبارى است که به هر صورت مربوط به شخص پیامبر و سیره مى شود. اما متاسفانه بسیاری از این کتب در طول تاریخ به دلائل متعددی از بین رفته اند و جز اندکى باقى نمانده است، اما همان تعداد باقى مانده، به معرفى و شناخت بیشترى نیاز دارند. از آن جا که شناخت منابع و نگاشته هایى با این نگاه، محققان را براى پژوهش و تحقیق بهتر در زمینه سیره پیامبر و تاریخ اسلام رهنمون خواهد بود.