ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۰٬۴۸۱ تا ۶۰٬۵۰۰ مورد از کل ۸۳٬۰۳۰ مورد.
۶۰۴۸۱.

روش‏شناسى اقتصاد اسلامى

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹۴
چکیده این مقاله درصدد پاسخ به این پرسش است که تجزیه و تحلیل اقتصادى تا چه حد از ارزش‏هاى خود محقّقان متأثّر بوده و این تأثیرپذیرى از کدامین مسیرها صورت مى‏پذیرد. مؤلّف پس از پرداختن چیستى علم، سه جزء اساسى علم اقتصاد در (جایگاه یکى از علوم اجتماعى) را، پیش‏فرض‏ها، داورى‏هاى ارزشى اندیشه‏ور اقتصاددان و بخش اثباتى آن که به وصف واقعیّت مى‏پردازد، مى‏داند. با توجّه به این سه جزء، چهار مسیر براى امکان ورود ارزش‏ها در تحلیل‏هاى اقتصادى به‏وسیله مؤلّف معرّفى شده است: 1. انتخاب پیش‏فرض‏ها؛ 2. انتخاب موضوعات براى تحلیل؛ 3. انتخاب متغیرّهاى مناسب براى مطالعه؛ 4. انتخاب روش‏ها و معیارها براى تأیید و آزمون. روش مؤلّف در این مقاله، مقایسه‏اى ـ تطبیقى بین اقتصاد اسلامى و اقتصاد متعارف است؛ به همین سبب پس از ذکر نمونه‏هایى از ورود ارزش‏ها در اقتصاد اسلامى، نتیجه مى‏گیرد که اقتصاد اسلامى از چهار جزء اساسى به‏دست مى‏آید: ارزش‏هاى به‏دست آمده از قرآن، سنّت و منابع مرتبط با آن؛ قضایاى اثباتى که از طریق علم اقتصاد سنّتى وارد علم اقتصاد اسلامى خواهد شد؛ قضایاى اثباتى که از طریق قرآن و سنّت وارد علم اقتصاد اسلامى مى‏شود، و روابطى که مسلمانان و دیگران ممکن است از طریق مشاهدات، تحلیل و تجزیه کشف کنند. مهم‏ترین دستاورد مؤلّف در این مقاله، این فرضیه است که اقتصاد اسلامى، پدیده‏هاى اقتصادى را در سراسر جامعه بشرى اعمّ از اسلامى یا غیراسلامى مطالعه مى‏کند و محدود به مطالعه و تحلیل روابط در جامعه‏ى مطلوب اسلامى نیست.
۶۰۴۸۴.

"چگونه از دین دفاع کنیم؟ حاشیه‏اى انتقادى بر مقاله «اعتبار تئوریهاى علمى»

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۷۱
یکى از راه‏هاى حل تعارض علم و دین، تشکیک در حجیت معرفت‏شناختى تجربه و حس است که نویسنده محترم مقاله «اعتبار تئوریهاى علمى»(2) این رویکرد را برگزیده است. ناقد محترم در این نوشتار کوتاه در صدد است نشان دهد که چنین رویکردى منجر به تشکیک در خود دین نیز مى‏شود. بنابراین، راه حل مناسبى براى حل تعارض علم و دین نیست. شایان ذکر است که چاپ این دست مقالات که در مقام نقد نویسندگان مجله رواق اندیشه مى‏باشد لزوما به معناى تأیید محتوى آن از سوى مجله نیست بلکه تنها به منظور ایجاد فضاى نقد و مناظره، چنین مقالاتى امکان چاپ مى‏یابند. یکى از وظایفى که هر دینى بر عهده متدینان خود مى‏نهد، دفاع از آن دین است. این وظیفه در اسلام به نحو مؤکّد است؛ زیرا دین اسلام دین فطرت و عقل است. بنابراین، علاوه بر شرع اسلام، عقل و فطرت نیز این وظیفه را بر عهده مسلمین مى‏گذارد. یکى از وجوه دفاع از دین دفاع در برابر افکار و آراى رقیب است. متدین باید در برابر افکار و آراى رقیب بتواند چنان دفاعى از دین خود بنماید که معقولیت دیندارى خود را نشان دهد. علم جدید غرب یکى از همین رقباى دین شمرده مى‏شود که از جهاتى چند، رقیب دین شمرده شد؛ از جمله: 1ـ ارائه توصیفى از واقعیات مغایر با توصیف دین از آنها؛ 2ـ ادعاى ایجاد سعادت و بهشت دنیوى با تسریع در رشد تکنولوژى و تغییرات فوق‏العاده در شیوه زندگى بشر. در مقابل، متدینان به روشهاى مختلفى تلاش کردند در برابر این رقیب جدید و تازه نفس، از دین دفاع کنند و حتى به رقیب بتازند. یکى از قویترین و مهمترین این روشها خدشه در اعتبار تئورى‏هاى علمى است. در همین راستا، یکى از نویسندگان در مقاله «اعتبار تئوریهاى علمى» تلاش کرده است این اعتبار را زیر سؤال ببرد. وى با خدشه در اعتبار معرفت حسى و تجربى و با استمداد از آراى کوهن و فایرابند در فلسفه علم، در نهایت چنین نتیجه مى‏گیرد: «از این جهت، وقتى که نظریات علمى، از اعتبار نظرى برخوردار نیستند، در صورتى که میان یک نظریه علمى با یک نظریه فلسفى، عرفانى، دینى،... تعارض مطرح شود، نمى‏توان با اعتماد به آن نظریه علمى، نظریه رقیب را از صحنه خارج نموده و آن را باطل دانست.»(3) وى براى این منظور استقراگرایى و ابطالگرایى را نقادى نموده و به آراى نسبى‏انگارانه کوهن و فایرابند نگاه مثبت دارد. به نظر مى‏رسد این رویکرد به علم بیش از آن که به نفع دین باشد، به نفع رقباى دیگر دین، از قبیل اومانیسم و لیبرالیسم باشد. در این نقد به توضیح همین نکته مى‏پردازیم.
۶۰۴۸۵.

تبارشناسى حضرت مهدى (ع) و پاسخ به دو شبهه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷۷
انسانهاى سترگ، هرچند شهره عام و خاصند و احوال و افکارشان، در معرض دید و کنکاش سایرین قرار دارد اما محسود حاسدان و مورد بغض بیماردلان نیز هستند . بزرگ موعود بشریت هم از این قاعده مستثنا نیست اما زهى شادى و سرور که غبار ظلمت و فسانه از بلور حقیقت پاک شدنى است نه ماندنى . تشکیکى که در نسب «مهدى آل محمد» شده است نویسنده را بر آن داشت که آستین همت‏بالا زده و به اثبات تولد، حیات فعلى، علوى، فاطمى و حسینى بودن حضرتش بپردازد و با استناد به کتب خواص اهل سنت، راه انکار را بر عارف و عامى ببندد . مساله «مهدویت‏» قضیه‏اى شخصى و ویژه گروه یا فرقه‏اى خاص از فرقه‏هاى اسلامى نیست، بلکه عقیده‏اى است که عموم مسلمانان در آن اشتراک دارند و اکثر مسلمانان (اعم از شیعه و سنى) بر این باورند که حضرت مهدى علیه السلام مردى از «اهل بیت‏» پیامبر صلى الله علیه و آله و از «ذریه‏» آن حضرت است . چنان‏که ایمان به آن امام به عنوان «منجى بشریت‏» از جمله مسائل مقبول نزد سایر امت‏هاست‏به گونه‏اى‏که مى‏توان گفت: حضرت مهدى علیه السلام، موعود «امت‏» هاست تا زمین را از عدل و داد پر کند و در هم کوبنده نظامهاى فاسدى باشد که انسان و انسانیت را لگدمال کرده‏اند . همچنین حکومت جهانى وى شامل همه جنبه‏هاى زندگانى بشر است و از بزرگترین و درخشنده‏ترین پیروزیها و دست آوردهایى خواهد بود که انسانیت در طول تاریخ، به آن دست‏خواهد یافت . از انگیزه‏هاى پژوهش و نگارش در مورد «تبارشناسى حضرت مهدى علیه السلام‏» این است که بعضى از نویسندگان سنى مذهب همچنان در موضوع هویت و شناخت‏خانوادگى نسب آن حضرت، شبهه افکنى مى‏کنند . برخى مى‏گویند: آن حضرت از فرزندان عباس (عموى پیامبر صلى الله علیه و آله) است، برخى دیگر مدعى‏اند که وى از نسل امام حسن مجتبى علیه السلام است و نام پدرش، عبدالله بوده و هنوز به دنیا نیامده است . گروهى دیگر سکوت اختیار کردند و بالاخره، گروه چهارم از میان اهل سنت - مانند عرفا و اهل کشف (2) - با اعتقاد شیعه اثنى عشریه موافقت کرده، بر این باورند که آن حضرت، نهمین فرزند حسین بن على علیهما السلام است که به دنیا آمده و در غیبت‏به سر مى‏برد . (3) مقصد اصلى این مقال، تبیین نسب حضرت مهدى علیه السلام است و این که آن حضرت: از «آل محمد» صلى الله علیه و آله و «امت‏» اوست; بلکه از «ذوى القربى‏» و «عترت‏» و «اهل بیت‏» پیامبر صلى الله علیه و آله است; بالاتر این که از «فرزندان امام على علیه السلام و حضرت فاطمه علیها السلام‏» و از فرزندان امام حسین علیه السلام و بالاخره نهمین فرزند آن حضرت است .
۶۰۴۸۶.

نقش تحولات اجتماعى در نظریات فقهى (1)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴۸
نگارنده پس از توضیح برخى مفاهیم و اصول معرفت‏شناختى نظریات فقهى، با توجه به ثابت‏بودن احکام شرعى در دین مبین اسلام به استناد «حلال محمد حلال الى یوم القیامة ...» ، نقش تحولات اجتماعى در نظریات فقهى را مورد بررسى قرار مى‏دهد . و ضمن تقسیم و تبیین گونه‏هاى مختلف تغییر نظریه فقهى و ذکر مصادیقى از آن، این فرضیه را به اثبات مى‏رساند که تغییر احکام شرعى در اثر تحولات اجتماعى از نوع تفاوت حکم شرعى است نه از نوع نسخ آن .
۶۰۴۹۵.

سنت الهى، تعمیم در قرآن و نمود آن در نهضت عاشورا(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تاریخ اسلام و سیره تاریخ و سیره شناسی تاریخ کربلا
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی فقه و اصول فقه اندیشه و فقه سیاسی اندیشه سیاسی اسلام تاریخ سیاسی
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی فقه و اصول فقه اندیشه و فقه سیاسی اندیشه سیاسی اسلام مسائل عام اندیشه سیاسی اسلام
تعداد بازدید : ۳۷۱۰
سنت تعمیم بدین معنا است که اگر آدمى خشنود از کردار گروهى باشد، در عملشان شریک خواهد بود و به کسانى ملحق مى‏شود که دوستدارشان است چنان که خشم و نارضایتى، انسان را از کسانى که دوست ندارد و از عملشان ناراضى است، جدا مى‏کند . قرآن کریم و روایات معصومین (ع) نیز برآن دلالت مى‏کنند لذا علت تعمیم، خشنودى یا ناخشنودى به خاطر حب و بغض مى‏باشد . در این راستا، با توجه به مفهومى که قرآن از کلمه امت ارائه مى‏دهد و آن را مقوله‏اى کیفى مى‏داند، دستاوردها و عملکرد نیک و بد امت نیز تمامى افراد امت را در بر مى‏گیرد حتى آنان که در این کار نقشى نداشته‏اند اما به جهت رضایت، شریک آثار عمل امت‏اند به خلاف نتایج عملکرد افراد که ویژه خودشان مى‏باشد . نویسنده ضمن تبیین مطالب فوق سنت تعمیم را فراگیر بر دنیا و آخرت و خیر و شر دانسته، در ادامه به برخى روش‏ها و موارد این سنت الهى در زندگى مردم همچون تعمیم در مسؤولیت و کیفر، تعمیم حجت، تعمیم در ثواب و پاداش پرداخته و تعمیم نفرین و بیزارى و یکى از این مصادیق بر شمرده که در نصوص به جا مانده از اهل بیت (ع) در زیارت امام حسین (ع) نیز به روشنى شاهد این تعمیم هستیم . نویسنده در پایان نتیجه مى‏گیرد عاشورا خط معیار دو جبهه حق و باطل در طول تاریخ و در هر جامعه‏اى است، موضع‏گیرى در این دو جبهه به دوستى یابیزارى است و حسین (ع) جدا کننده این دو جبهه خواهد بود .
۶۰۴۹۷.

مبانى فقهى عملیات شهادت طلبانه(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲۰
«عملیات شهادت‏طلبانه‏» در این مقاله به اقدامى اطلاق مى‏شود که شخصى با قصد قربت و با علم به شهادت و با هدف ضربه زدن به دشمن، به انجام آن مبادرت مى‏ورزد و در این بین کشته شود . در تاریخ اسلام و سیره اولیاى الهى بالاخص سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع) و یارانش نمونه این اقدام به چشم مى‏خورد و امروزه نیز با شیوه جدید در ممالک اسلامى وجود دارد . در این مقاله تلاش شده است زوایاى مختلف این مساله با استناد به مبانى دینى و روش فقهى تبیین شود . نویسنده با تفکیک عملیات استشهادى از عملیات انتحارى، مشروعیت‏شهادت‏طبى در آیات، روایات، سیره معصومان و لسان فقهاى شیعه و سنى را مورد بررسى قرار داده، بیان مى‏دارد با توجه به مجموع ادله موجود مى‏توان با اطمینان از جواز شروعیت‏بلکه از فضیلت و ارزش عملیات استشهادى سخن گفت .

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان