علم امام از مسائل دیرین دانش کلام است. شریف رضی احادیثی درباره علم غیب امام علی(ع) و امامان شیعه را در کتاب «نهج البلاغه» گرد آورده است. در میان برخی فرقه های اسلامی از جمله معتزلیان، دیدگاه هایی وجود دارد که فقط برای شخص امام علی(ع) مقام عصمت و علم غیب را پذیرفته است. ابن ابی الحدید به عنوان یکی از شارحان بسیار مهم، از معتزلیانی است که فقط درباره شخص امام علی(ع) علم غیب و مقام عصمت را پذیرفته اند. با این حال شارحان شیعی نهج البلاغه معتقدند در «نهج البلاغه» اشارات و تصریحاتی درباره نوعی بودن علم غیب وجود دارد. ابن ابی الحدید دست کم درباره مسائل سیاسی پس از پیامبر در میان شیعیان به انصاف شناخته شده است. وی با این انصاف و آن دیدگاه کلامی به شرح کتابی پرداخته که در آن، سخن از نوعی بودن علم غیب امامان شیعه نیز به میان آمده است. همین امر موجب شده است وی در شرح بخش هایی از «نهج البلاغه» که درباره علم امامان است، در کشمکش احساس انصاف ورزی و اقتضائات این باور کلامی گرفتار شود و گاه به سوی این انصاف کشیده شود و گاه به سوی اقتضائات آن باور کلامی متمایل شود. شارحان شیعی نهج البلاغه نیز سعی کرده اند این رفتار دوسویه او را به چالش بکشند. مقاله حاضر دیدگاه های شارحان شیعی و ابن ابی الحدید را درباره نوعی یا شخصی بودن علم امام(ع) مقایسه کرده است.
ارزش مندی و آوازه کتاب شریف نهج البلاغه از سویی به سبب سخنان پرمغز و زیبا و حیات آفرین امیرالمؤمنین علی(ع) و از سوی دیگر مرهون گزینش و چینش هنرمندانه سید رضی مؤلف حکیم آن است. مقدمه مؤلف بر کتاب به خوبی سبک هنری، انگیزه و نوع نگاه او را بازگو می نماید. از آنجا که رویکرد غالب او در کتاب، نمود بخشی هنرمندانه به زیبایی های سخنان علی(ع) است، لذا تقسیم آگاهانه به سه نوع از سخن، در کنار بهره گیری از انواع دیگر سخن نیز جهت دار است. گزیده نگاری، به میان نکشیدن سخن از سند و تکرارپذیریِ سخنان بخشی از سبک هنری اوست که هدف مندانه انجام شده و در ماندگاری کتاب نقشی بسزا داشته و نه تنها نقاط ضعف کتاب نیست، بلکه از امتیازات آن می باشد. در این پژوهش، سعی شده بین آنچه در ساختار کتاب یافت شده با مقدمه آن، مطابقت داده شود و به برخی از نگره های انتقادی که در فریقین نسبت به آن مطرح شده، پاسخ گفته شود.
ملاصدرا درباره برخی از مباحث فلسفی در آثار مختلف خویش نظریات متفاوتی بیان کرده است که در یک نظام فلسفی واحد قابل جمع با یکدیگر نیستند. در این مقاله با طرح اینگونه مباحث، علت متفاوت بودن نظریات ملاصدرا در موارد ذیل بررسی خواهد شد: موضوع حرکت جوهری؛ حرکت توسطیّه؛ عامل ایجاد زمان؛ ماهیت علم؛ علم الهی به جزئیات؛ فاعلیت الهی؛ رابطه علت و معلول؛ ملاک نیازمندی ممکن به واجب؛ معانی ماهیت؛ نحوه اتصاف ماهیت به وجود؛ وحدت وجود؛ تجرد و حدوث نفس. با بررسی این موارد مشخص میشود که طرح نظریات مختلف در آثار ملاصدرا ناشی از یکی از عوامل زیر است: 1. تغییر دیدگاه ملاصدرا در طول زمان (وی نخست به اصالت ماهیت و سپس به اصالت وجود و تشکیک وجود قائل شده است و در نهایت به نظریه وحدت شخصی وجود دست یافته است)؛ 2. رعایت جنبه تعلیمی در بیان مطالب؛ 3. طرح نظریات بر اساس مبانی مختلف (مبنای قوم، مبنای وحدت تشکیکی وجود و مبنای وحدت شخصی وجود)؛ 4. تلاش برای نگارش یک دوره مدون از مباحث فلسفی.
ابونصر فارابی با ایضاح مفاهیم غامض منطق ارسطویی در شرح و تفسیر استادانه خود بر تمام ابواب کتاب ارغنون ارسطو، و همچنین با نوآوریهای بیبدیل خود در علم منطق بویژه تقسیم معارف به دو دسته «تصور و تصدیق»، سبب اشاعه و گسترش میراث منطقی یونان و سپس تحوّل آن در جهان اسلام شد. نوشتار حاضر به ذکر و بررسی برخی از افکار منطقی فارابی میپردازد؛ از جمله، تقسیم معارف به تصور و تصدیق، نظر فارابی درباره» کلی و جزئی و منشأ معرفت انسان، تقسیم مفاهیم کلی به معقول اول و معقول ثانی، تلفیق نظریه» حملپذیری ارسطو با کلیات خمس فرفوریوس، ذاتگرایی در تعریف، مغایرت سلب جهت با سالبه» موجهه، نظریه خاص فارابی در امکان استقبالی، استقرا و تمثیل، و نوآوری وی در باب مغالطه و بسط و تبیین مواضع مغالطه.
رعایت نظم عمومی یکی از امور ضروری برای تحقق یک جامعه مطلوب و بسامان است. اما چگونه و از چه راهی میتوان به این هدف دست یافت؟ آیا باید رسانه ها و مراکز فرهنگی با آموزش اخلاقی افراد جامعه، آنها را به رعایت نظم عمومی برانگیزانند یا باید با وضع قوانین بازدارنده، افراد جامعه را ناگزیر به انجام این کار کرد و یا انجام هر دو کار لازم است. پرسش دیگری که در اینباره مطرح میشود اینست که آیا رعایت نظم عمومی در یک جامعه بخودی خود ارزشمند است و انگیزه فرد از انجام آن، چه احساس تکلیف باشد چه بیم از مجازات، در هر حال نیکو ارزیابی میشود یا ارزشمندی رعایت نظم عمومی تنها در گرو احساس تعهد و وظیفه شناسی اخلاقی است. پرسش سومی که در پی پرسش دوم مطرح میشود اینست که اگر فرد بدلیل ترس از جریمه، نظم را رعایت کرد، آیا میتوان فعل او را نیکو تلقی کرد؟ در این مقاله پس از تحلیل سه پرسش یاد شده، با استفاده از اندیشه های فیلسوفان بزرگی چون افلاطون، ارسطو و کانت، میکوشیم نشان دهیم که ارزشمندی رعایت نظم عمومی از منظر اخلاق فردی در گرو احساس تعهد اخلاقی است و از منظر اخلاق اجتماعی به هر انگیزه یی که باشد، البته با شدت و ضعف، فضیلت تلقی میشود، چراکه افراد جامعه از آن سود میبرند.
در عرفان نظری، بنا بر اصل وحدت وجود، فقط حق وجود دارد که واحد است. از حق امر واحدی صادر میشود که صادر اول و حقیقت محمدی نامیده میشود. از دیگر سوی، اسماء الهی (و مظاهر غیبی و عینی آنها) بدلیل محدود بودنشان با هم تنازع دارند و اسم الله و مظهرش، حقیقت محمدی، بین اسماء و مظاهر آنان نظم و تعادل برقرار میکند؛ نظم و تعادل بین تنازع مظاهر غیبی اسماء بواسطه عین ثابت حقیقت محمدی بصورت تکوین، و نظم و تعادل میان تنازع مظاهر عینی بواسطه عین خارجی حقیقت محمدی بصورت تشریع برقرار میگردد. تشریع بدین منظور است که انسانها با پیروی از شریعت محمدی از تنازع و محدودیت رهایی یافته و به مقام بیحدی برسند و هرگاه به مقام بیحدی رسیدند با حقیقت محمدی که مظهر اسم الله است، اتحاد پیدا میکنند و بواسطه این اتحاد میتوانند به اذن حق به تصرف و تکوین در هستی بپردازند و واسطه حق و خلق میگردند؛ آنگونه که اسم الله و حقیقت محمدی واسطه حق و خلق در ابتدای تکون موجودات بودند. بنابرین تشریع به تکوین ختم میشود.
فاجعه منا و عمق آثار فردی، اجتماعی، داخلی و بین المللی آن، فراتر از یک مسئله معمولی است و گذشت زمان هم نمی تواند آن را به فراموشی بسپارد. این فاجعه آن گاه عمیق تر خود را نشان می دهد که با دولتی باید طرف شد که علی رغم ادعاهای زیاد، به ابتدایی ترین قواعد حقوقی اعتقادی ندارد. از جنگ در یمن و استفاده بی رویه از هواپیماهای نظامی گرفته تا نوع نگاه به سایر مسلمانان، همگی حاکی از این مهم است. این دولت حتی به آموزه های اسلامی در مورد تمامی مسلمانان نیز باور ندارد. با همه این اوصاف دلایل متعدد حقوقی و فقهی وجود دارد که اثباتگر مسئولیت دولت عربستان در این فاجعه است. با اثبات مسئولیت بین المللی می توان با استفاده از راهکارهای حقوقی و سیاسی، این دولت را وادار به پاسخگویی کرد. یافته تحقیق با رویکرد به حقوق بین الملل، نشان می دهد مسیر پیش رو، هموار نیست، ولی بن بست هم نیست. ابزارها و راهکارهای مختلف سیاسی و حقوقی و البته در حد ضرورت و بدون ورود به شرایط جزئی، در این نوشتار مورد توجه قرار گرفته است.
با توجه به حادثه غم انگیز منا در ایام حجّ امسال (1436ق.)، و جان باختن شماری از حاجیان بیت الله الحرام؛ از جمله تعدادی از افراد که به عنوان نایب در این سفر حضور داشته اند، سؤالاتی در این زمینه مطرح است؛ یکی از پرسش های فقهی این است که در صورت موت بعد از احرام و دخول در حرم که قربانیان حادثه در چنین حالتی بودند، نایب چه مقدار استحقاق اجرت خواهد داشت؟ یعنی به فرض صحت حج ّنایب و اجزای آن نسبت به منوب عنه، آیا تمام مبلغ اجاره را باید به او پرداخت یا تنها به اندازه همان مقدار از اعمال که بجا آورده استحقاق اجرت است؟ بسیاری از فقها در این مسئله به صورت مطلق بحث کرده، نایب را به صرف احرام و دخول حرم، مستحقّ تمام اجرت دانسته اند. امّا برخی دیگر قائل اند در صورتی که اجیر بر تفریغ ذمّه باشد، استحقاق تمام اجرت را دارد؛ امّا اگر اجیر بر اتیان اعمال باشد، به نسبت همان مقدار از اعمال که به جا آورده است، استحقاق اجرت دارد.
حدیث غدیر، در نگاه پیامبرخدا9 ، صحابه و علما دارای اهمیتی ویژه است. به گونه ای که شمار راویانش از میان صحابه، از صد و بیست صحابی فراتر است. پیامبر9 این حدیث را با بانگ بلند و رسا در جمع انبوهی از مسلمانان به گوش آنان رسانده اند؛ جمعیتی که بی شک در عصر نبوّت، گسترده ترین اجتماع اسلامی قلمداد می شده است.اما با این وجود، کسانی چون ابن حزم ظاهری و ابن تیمیه در صحت آن تردید نموده، حتی کوشیده اند صحّتش را تضعیف کنند. از همین رو، رویکرد این نوشته در بررسی حدیث غدیر، از رهگذر نکات زیر است: نقل سخن ابن حزم و ابن تیمیه در تضعیف حدیث غدیر. ارائه دلایل خِرَدپسند در اثبات صحت حدیث غدیر. معرفی راویان حدیث. تصریح علمای اهل سنت بر طرقِ متعددِ نقلِ حدیث. دلالت های حدیث غدیر بر امامتِ مطلق حضرت علی (ع) پاس خ به شبهه دهلوی و تفتازانی مبنی بر این که واژه «مولی» در معنای «أولی [=سزاوارتر]» به کار نمی رود و... .
تفسیر لغوی، شیوه ای است که مفسر، لغات و واژگان آیات قرآن کریم را از زوایای گوناگون، مورد بررسی قرار داده و در برداشت های تفسیری خود، مفردات الفاظ قرآن و معانی گوناگون هر لغت، ریشه و اصل هر لفظ و نیز ترکیب جمله ها را محور استناد قرار می دهد. شکی نیست پیامبر (ص) طبق سنت الهی، روش خاصی را برای فهمانیدن مقاصدش اختراع نکرده است و با قومش با همان طریقه مأنوس تفهیم و تکلم که بر ایشان شناخته شده بود، سخن گفته است؛ ولی همه ی عرب زبانان زمان نزول، از معانی مختلف همه ی واژگان قرآن آگاه نبودند و در مواردی که برای فهم الفاظ و عبارات قرآن دچار اشکال می شدند، نیازمند تحقیق و تفحص از مفاد واژگان از محضر پیامبراکرم (ص) می شدند. بنابراین لغت، از همان ابتدای نزول قرآن تاکنون، اساس در شناخت دلالت های واژگان قرآنی و آگاهی به راز اعجاز ترکیب قرآنی است.
معاملات خیاری از احکام خصوصی و عمومی تبعیت می کنند. مراد از احکام خصوصی، قواعد و احکامی است که ویژه یک خیار بوده و در مورد سایر خیارات، کاربرد ندارد. منظور از احکام عمومی، قواعدی است که کلیت و عمومیت داشته و همه خیارات یا اکثریت قریب به اتفاق آنها تابع این دسته از احکام است. از دسته دوم، یعنی احکام عمومی و کلی، تحت عنوان قواعد عمومی خیارات، یاد می شود. مقاله پیش رو، شش قاعده «قابلیت اسقاط»، «قابلیت ارث بری»، «ضمانی بودن ید مفسوخ علیه پس از فسخ عقد»، «تقدم فسخ بر امضا»، «سقوط خیار با تصرف» و «عدم سقوط خیار با تلف عین» را به عنوان قواعد عمومی قابل اجرا در همه خیارات و عدم لزوم اجرای فوری و تعلق ضمان به غیر صاحب خیار در صورت تلف عین در زمان خیار را به عنوان قواعد کلی قابل جریان در اغلب خیارات، طرح و مورد بررسی قرار داده است. در پژوهش حاضر، روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای بوده و در پردازش داده ها و اطلاعات گردآوری شده نیز از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است.
در عرفان اسلامی با استناد به آیه شریفه «سَنُریهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فی أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ» سفر به دو مرتبه «سفر آفاقی» و «سفر انفسی» تقسیم شده است. سفر آفاقی عبارت از سفری است که طی آن مسافر و سالک به سیر و سلوک در عوالم ظاهری و مراتب بیرون از نفس انسان می پردازد. در مقابل این سفر ظاهری، سفر باطنی است که در آن انسان سالک به سیر و سلوک در مراتب نفس خویش می پردازد و از آن جا که تمامی مراحل این سفر در نفس سالک و نه بیرون از آن محقق می گردد از آن به سیر انفسی تعبیر می گردد.
از منظر برخی از عرفا، سفر آفاقی به دلیل تقدم وجود مرتبه آفاق بر انفس و ظهور تفصیلی آیات حضرت حق در مرتبه آفاق، بر سفر انفسی تقدم دارد. هر چند در نگاه اولیه، رایج ترین معنایی که از سیر در آفاق در متون عرفانی مطرح شده است، سیر و سفر در شهرها و مناطق مختلف است اما به نظر می رسد که معانی دقیق تر و عمیق تری از سیر در آفاق در عرفان اسلامی قابل طرح است. در این مقاله ضمن بیان معنای رایج و متداول از سیر آفاقی و اشاره به دستاوردهای آن در مسیر سلوک معنوی، تلاش شده است تا با استناد به مبانی هستی شناسانه در عرفان اسلامی و نیز توجه به معانی عمیق تری که آیه شریفه بدان اشاره دارد، مراتب دیگری از سیر آفاقی در عرفان اسلامی مطرح شود.
یکى از واقعیات هستى که هیچ شک و تردیدى در آن نیست، «خوارق عادت» است. به دلیل آنکه تحقق امور خارق العاده با تحقّق امور عادى فرق دارد، با پیش فرض هاى عرفى و عادى، قابل تصور و تحقق نیستند. از این رو، دیگران از آوردن مثل آن ناتوانند. خوارق عادت مشتمل بر غایتى هستند، ولى از آن روى که در نوع غایت و مشروعیت (به معناى الهى بودن) و عدم مشروعیت با هم مختلفند، شناخت این امور، امرى لازم و ضرورى به نظر مى رسد.
بنابراین در مواجهه با این گونهمسایل در کتب و تذکره های عرفانی باید با احتیاط و تامل رفتار کرد. این مقاله به روش توصیفی به بررسی و تجزیه و تحلیل این موضوع در کتب عرفانی تا قرن هشتم هجری می پردازد.
پژوهش پیش رو با تأکید بر آیات شریفه قرآن کریم سعی دارد تا نظریه ای اسلامی پیرامون«قدرت نرم» بازتولید نماید؛ زیرا براساس نظر نگارنده، همچنین با تأکید بر دلیل و برهان، نظریه«قدرت نرم از منظر غربی» دارای نقایص و نیز تعارض هایی با آموزه های دین مبین اسلام است و بهره گیری از آن منوط به اصلاح و بازتولید آن می باشد. در این پژوهش سعی برآن است در ابتدا با بهره گیری از روشی توصیفی- تحلیلی، شرحی از«قدرت نرم» در گفتمان سکولار غربی ارائه گردد و سپس با به کارگیری روشی که پژوهشگران در تفسیر موضوعی قرآن-کریم از آن بهره می برند، این مفهوم در گفتمان اسلامی و با تأکید بر آیات شریفه قرآن کریم تبیین شود. در این روش ابتدا مفهوم غربی و مؤلفه های آن به قرآن عرضه می شود و آیات مرتبط با موضوع مشخص می گردد و سپس با کنارهم قرار دادن مفاهیم آیات سعی در استخراج منظومه اسلامی این مفهوم می نماییم.نتایج بدست آمده گویای این است که انگاره «قدرت نرم» در گفتمان غربی تک بعدی و ناظر بر وجه مادی انسان است و لذا میان قدرت و اخلاق تفکیک قائل شده و از درک سایر منابع قدرت عاجز می باشد؛ حال آنکه در نگاه قرآنی این نظریه از چهار ساحت برخوردار بوده و در آن علاوه بر منابع قدرت به مدیریت، استحکام و خاستگاه قدرت نیز توجه شده است و به جهت توجه به بعد مادی و روحانی انسان، قائل به تفکیک اخلاق و قدرت نمی باشد و برخی منابع دیگر برای قدرت نرم معرفی شده است.
مقاله حاضر، بر اختلافات قاریان قرآن در آیات وصف کننده خداوند ، انگشت نهاده و نشان می دهد که انگیزه های کلامی ، در روند پیشنهاد و پیدایش وجوه متفاوت قرائت، تأثیری در خور داشته اند. بدینسان در آیاتی متعدد، از یک سو با قرائتی اصیل و اولیه روبرو می گردیم که ظهور آن برای برخی اذهان، چالش کلامی ایجاد کرده و یا دست کم، بر وفق مفروضات ایشان، جلوه گر نشده است و از دیگر سو، وجه یا وجوهی متفاوت از قرائت را ملاحظه می کنیم که درصدد رفع آن چالش برآمده و به پدید آوردن معنایی موافق مفروضات کلامی قاری، مدد می رساند. بدینسان هدف تحقیق حاضر آن است که از یک سو، تأثیر مفروضات خداشناسانه را در پیدایش پاره ای از وجوه قرائت بازکاود و از دیگر سو، نشان دهد که وجوه مختلف قرائت ، به چه سان ، شکل گیری برداشت های متفاوت از آیات صفات الهی را رقم زده اند.
قرآن کریم کتابی پر برکت و هدایت آور است که حق تعالی بر رسول خدا(ص) نازل نموده تا همگان در آیات اش تدبر و اندیشه کنند و اهل خرد به حقایق آن متذکر شوند. یکی از شیوه های شگفت انگیز و نیکو در جهت انتقال باطن ژرف و عمیق قرآن بهره مندی از قصه است. نغزترین ادبیات داستانی، دل انگیزترین هنرهای قصه نویسی در عرصه ای گسترده هم از لحاظ فرم و ساختار و هم از نظر محتوا و معنا در قرآن جلوه نموده است. قابل توجه این که در داستان نویسی مدرن امروزه تکنیک هایی به کار می رود که در دهه های اخیر در شیوه کلاسیک آن و همین طور در تاریخ قصه پردازی مطرح نبوده و اکنون در راستای جذاب تر نمودن و دلنشین کردن داستان مورد استفاده قرار می گیرد. این مقاله بر آن است تا پاره ای از تکنیک های داستان نویسی مدرن را در تطبیق با قصه های قرآن کریم بیان نماید تا که عظمت این کتاب بیش از پیش در ساحت ادبیات داستانی هویدا گردد.
سبک بیانی قرآن به گونه ای است که ارائه معانی و مفاهیم ژرف آن جز با افزودن عبارت های تفسیری مقدور نیست و چاره ای از اعمال تغییرات دیگر وجود ندارد. از این رو با همه تلاشی که نویسندگان و مترجمان نموداند، باز هم پاسخگوی خوانندگان نیست. دلیل این امر وجود آیات مجملی است که دلالت شان روشن نیست. مقاله حاضر افزوده های تفسیری برخی از آیات سوره اسراء را از شش مترجم معاصر الهی قمشه ای ، خرمشاهی ، صفارزاده ، فولادوند ، مشکینی و مکارم با توجه به تفاسیر و روایات موجود تحلیل و بررسی می نماید. در این زمینه ابتدا آیات و ترجمه آن استخراج گردیده و سپس نظریه های تفسیری برای تبیین کار مترجم آورده شده است. در پایان نیز تحلیل و بررسی بر اساس تفاسیر در هر آیه انجام گرفته است. بررسی افزوده های تفسیری برای نخستین بار است که در زمینه علوم قرآنی انجام می شود.
به طور کلی هر انسانی در فرایند عقلانی، فکری و حتی عاطفی خود از افکار، ایده ها و مکاتب مختلف تأثیر می پذیرد. "بینامتنی" نظریه ای است که با ورودش به حوزه نقد ادبی، باعث ایجاد تحولی شگرف در این زمینه گشت. بر اساس این نظریه، هر متنی، آگاه یا ناخودآگاه، زایش و بازخوانشی از دیگر متون پیش از خود یا معاصر با خود است. بنا بر این نظریه، بسیاری از متون عربی را می بینیم که هر کدام در انواع و اشکال مختلف، با متون کلاسیک گران سنگ عربی، دارای روابط بینامتنی است که البته سهم قرآن در این میان، از دیگر متون بیش تر بوده است. ابن زیدون یکی از شاعران برجسته اندلس است که در اشعار خود از قرآن کریم اثر پذیرفته است. بر این اساس پژوهش حاضر با روش تحلیلی- توصیفی به تبیین گونه های مختلف بینامتنی قرآنی در اشعار این شاعر پرداخته و به این نتیجه رسیده است که ابن زیدون با سه شیوه تلمیحی، گزاره ای و واژگانی از قرآن کریم تأثیر پذیرفته است که البته سهم شیوه سوم بیش تر از دو شیوه دیگر است.
تحقیق و حاصل کار پژوهشی حاضر دو مبحث مهم می باشد: یکی اصول سیاست خارجی حکومت اسلامی از دیدگاه قرآن و دیگری اهداف سیاست خارجی حکومت اسلامی از دیدگاه قرآن. در بحث اول اصول سیاست خارجی شامل اصل توحید، اصل نفی سبیل، اصل حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات و اصل احترام متقابل بین المللی و نهایتاً اصل وفای به عهد می باشند که به وسیله مصداق های قرآنی مورد تأیید و تأکید قرار می گیرد. بحث دوم اهداف سیاست خارجی از دیدگاه قرآن در شش هدف ذیل خلاصه می گردد: 1.ایجاد حکومت واحد اسلامی در جهان.2.ایجاد عدالت اجتماعی.3.سعادت بشریت. 4.توسعه ارزش ها و آیین اسلام. 5.حفظ صلح و امنیت بین المللی. 6.ظلم ستیزی و منع جنگ و تجاوز. این نوشتار سعی دارد سیاست خارجی حکومت اسلامی را از دیدگاه قرآن مورد بررسی قرار دهد تا در پرتو آن دولت های اسلامی روابط خارجی خود را تنظیم نمایند.