فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱٬۲۲۱ تا ۴۱٬۲۴۰ مورد از کل ۸۳٬۴۴۶ مورد.
ابوحنیفه و مذهب ارجاء
تجلی فضایل قرآنی « دعای مکارم الاخلاق »
حوزههای تخصصی:
ماهیت، عوامل و آثار قساوت قلب از دیدگاه قرآن
حوزههای تخصصی:
نیم نگاهى به کتاب قیام مختار
حوزههای تخصصی:
از آسمانِ جان تا آسمانِ جهان
حوزههای تخصصی:
تفسیر آیه النور
رساله الانوار
تفسیر آیه الکرسی
حجیت شهرت؛ نگرشها و چالشها
حوزههای تخصصی:
بازتاب اسراییلیات در قصه های حضرت آدم (ع) بر اساس متون تاریخی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
اسراییلیات اصطلاحی است که علمای اسلامی به عقاید و داستان های خرافی که از ناحیه علمای اهل کتاب از قرن اول هجری میان مسلمانان رواج یافت، اطلاق کرده اند. این افسانه های دروغین، ضمن رخنه در تفسیرهای قرآن، تاریخ نویسان و محققان بزرگی چون طبری، یعقوبی، مسعودی و ... را تحت تاثیر خود قرار داده است. به علت هماهنگی قرآن کریم با برخی از موضوع های تورات و انجیل و گرویدن جمعی از علمای اهل کتاب نظیر وهب بن منبه به اسلام، سبب شده است که مفسران و تاریخ نگاران به منابع اهل کتاب و گفته های آنان توجه ویژه نمایند و از اینجاست که داستان های مجعول و ساختگی آنان در حوزه متون تفسیری، تاریخی و عرفانی رخنه کرد. از میان پیامبران، حضرت آدم (ع) بیش از دیگران در معرض این اتهام ها قرار گرفته است. در این مقاله سعی شده است با بیان ریشه این خرافه ها و افسانه ها ساحت مقدس انبیا به ویژه حضرت آدم (ع) از این شایبه ها مبرا گردد.
غایت نگری اخلاقی و مسوولیت اجتماعی (بررسی دو روایت تک ساحتی و دوساحتی از فلسفه اخلاق غایت نگر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش در تلاش است تا با بهره گیری از ویژگی های دو روایت تک ساحتی و دوساحتی از فلسفه اخلاق غایت نگر، دو الگوی متمایز از مسوولیت اجتماعی را بازسازی کند. روایت نخست با تاکید بر هویت جماعتی و اولویت یابی تعهد به خیر جماعت ها، مسوولیت اجتماعی را به شکلی تاریخمند و غیرانتخابی، در چارچوب تبعیت پذیری و عمل متعهدانه به الگوهای رفتاری جامعه معنا کند و روایت دوم، از یک سو در ساحت طبیعت گرا با الگوی مسوولیت اجتماعی در روایت نخست تفاوت بارزی ندارد و از دیگر سو، در ساحت فطرت گرا، با تاکید بر ذات گروی و شمول پذیری، مسوولیت اجتماعی را به شکلی غیرتاریخمند و انتخابی، در چارچوب انطباق پذیری الگوهای رفتاری جامعه با غایات و مطلوبیت های ذاتی نماید.
عصمت فعلی انبیای الهی در کتب ادیان بزرگ الهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گرایش انسان معاصر به معیارهای عقلانی، زمینه بازنگری و بازفهمی در برخی اصول عقاید را فراهم کرده و در نتیجه، فهم وی را نسبت به آنها تصحیح یا دقیق و عمیق تر کرده است. یکی از این اصول که نقشی کلیدی و ویژه در مطالعات و سازماندهی معارف ادیان الهی دارد، موضوع «عصمت فعلی انبیای الهی» است. این موضوع در کتب ادیان به یک نحو بیان نشده است. بنابراین، با توجه به نقش کلیدی و زیر بنایی این مقوله در مهندسی عقاید دینی، این تحقیق در دو بخش تهیه شده است: در بخش اول به ارایه توصیفی این مفهوم در کتب معتبر شریعت «زردشتیان»، «یهودیت» (تورات کتبی و تلمود)، «مسیحیت» (کتاب مقدس) و «اسلام» (قرآن مجید) پرداخته و در بخش دوم به نقد و بررسی و مقایسه آن می پردازد و در نهایت زمینه لازم را در جهت تصحیح و داوری فراهم می آورد.
بررسی تطبیقی صور ارتسامی با اعیان ثابته(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
اعیان ثابته در عرفان نظری و صور ارتسامی در حکمت مشاء، مبنای بسیاری از مسائل دیگر هستند. این مقاله با رویکرد نظری و تحلیل عقلی به بررسی صور ارتسامی و اعیان ثابته و مقایسه آن دو از منظر ابن عربی و ابن سینا می پردازد وهدف آن یافتن نقاط اشتراک و افتراق دو دیدگاه در این مساله است. هر دو دیدگاه، ارتسام در علم پیش از ایجاد را پذیرفته اند و تفاوت آنها در این است که عرفان، ارتسام را در علمی مطرح می کند که تمایز نسبی با ذات دارد و فلسفه، در علمی که عین ذات است.
مفهوم شهود در فلسفه غرب و نسبت آن با علم حضوری(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
واژه شهود در فلسفه و عرفان اسلامی، علم حضوری را تداعی می کند؛ علمی که در آن وجود معلوم ـ نه مفهوم آن ـ نزد عالم حضور دارد و احکام خاصی بر آن مترتب شده، اهمیت ویژه ای دارد؛ چندان که مبنای حل پاره ای از مهم ترین مسائل معرفت شناسی قرار گرفته است.
اما واژه «intuition» که معمولاً به شهود ترجمه می شود، در فلسفه غرب دارای معانی گوناگونی است. ریچارد رورتی در نوشته مهم خود با همین عنوان، شش معنای اولیه را برای آن بیان می نماید و چهار معنای مهم تر را بررسی تفصیلی می کند. این مقاله ضمن بیان معانی گوناگون «intuition» (شهود) در فلسفه غرب، نسبت این معانی با علم حضوری را کاویده و به این نتیجه رسیده است که معانی گوناگون شهود در فلسفه غرب بیشتر بر مفهوم بداهت منطبق است تا علم حضوری. همچنین آنجا که از آن واژه، معرفت بدون واسطه نماد یا مفهوم اراده می شود، مقصود علم حضوری با مفهوم خاص آن نزد فلاسفه مسلمان نمی باشد.