حکمت موهبتی الهی است که خدای سبحان آن را به هر کسی که بخواهد اعطا می کند. حقیقت حکمت، معرفت متقن و برهانی و عمل صائب و درست است که اگر کسی از آن بهره مند شود، به خیر کثیر دست می یابد. از آنجایی که اعطای حکمت از سوی خداوند گزاف نیست، افرادی می توانند از آن برخوردار شوند که زمینه های آن را در خود فراهم نمایند. از این رو انسان هایی چون انبیا و اولیای الهی و کسانی که رهرو راه آنها باشند، این شایستگی دریافت حکمت را پیدا می کنند.
اندیشهٴ ولایت در عرفان اسلامی، ساحتی الهی و حقانی از نظام عالم را به تصویر می کشد که در ورای همه مشبک های رنگارنگ، حقیقتی بی رنگ را که منشأ پیوند انسان های کامل به حقیقت عالم است، به نمایش درمی آورد. جست وجو در منابع دینی و متون عرفانی و ارائه تصویر روشن از آن، و در عین حال بررسی اقسام و ابعاد ولایت، لوازم و مختصات آن در عرفان اسلامی، اهداف مقالهٴ حاضر می باشد.
تاریخ ایران و اسلام در بسیاری از زمان ها آن چنان با هم گره خورده که از یکدیگر تفکیک ناپذیر می نماید و در برخی از این جریانات تاریخی، اوج مردانگی و جوانمردی ایرانیان بازتاب بیشتری دارد. جریان ابناء یمن، نشان دهنده یکی از این جریانات تاریخ است. با توجه به قراین و شواهد، اولین شهید ایرانی، دادویه نیز از ابناء یمن است، بنابراین جای آن دارد که با دقت بیشتری در آن نگریست.در این مقاله با تکیه بر مدارک و منابع تاریخی این موضوع بررسی می شود که این گروه از ایرانیان اولین دسته ای هستند که اسلام را پذیرفتند و در این راه از هیچ کوششی فروگذار نکردند. این امر در پذیرش اسلام و فداکاری و از جان گذشتگی در راه آن، توسط سایر ملل کم سابقه است. بزرگ ترین خدمت ایرانیان یمن را در دفاع از اسلام، زمانی مهم تر می یابیم که پیامبران دروغین و سایر فتنه ها و هجمه های مختلف، اوقاتی پرمخاطره را برای مسلمانان رقم می زدند.
اسراییلیات اصطلاحی است که علمای اسلامی به عقاید و داستان های خرافی که از ناحیه علمای اهل کتاب از قرن اول هجری میان مسلمانان رواج یافت، اطلاق کرده اند. این افسانه های دروغین، ضمن رخنه در تفسیرهای قرآن، تاریخ نویسان و محققان بزرگی چون طبری، یعقوبی، مسعودی و ... را تحت تاثیر خود قرار داده است. به علت هماهنگی قرآن کریم با برخی از موضوع های تورات و انجیل و گرویدن جمعی از علمای اهل کتاب نظیر وهب بن منبه به اسلام، سبب شده است که مفسران و تاریخ نگاران به منابع اهل کتاب و گفته های آنان توجه ویژه نمایند و از اینجاست که داستان های مجعول و ساختگی آنان در حوزه متون تفسیری، تاریخی و عرفانی رخنه کرد. از میان پیامبران، حضرت آدم (ع) بیش از دیگران در معرض این اتهام ها قرار گرفته است. در این مقاله سعی شده است با بیان ریشه این خرافه ها و افسانه ها ساحت مقدس انبیا به ویژه حضرت آدم (ع) از این شایبه ها مبرا گردد.
از جمله مشخصه های حکومت اسلامی، که آن را از سایر حکومت های سیاسی متمایز میسازد، اهداف و غایاتی است که بر اساس آن حکومت اسلامی شکل میگیرد. این مقاله با رویکرد نظری و تحلیلی، به بررسی حقوق بشر در پرتو اهداف حکومت اسلامی میپردازد. با توجه به هدف غایی، اهداف میانی و اهداف مقدمی حکومت اسلامی، نشان داده شده است که حکومت اسلامی در درون خود ماهیتی کاملاً حقوق بشری دارد و اساساً تحقق اهداف سه گانه مزبور در گرو تحقق حقوق متعالی بشر است.
نوشتار حاضر با رویکرد تحلیلی، به بازخوانی و بررسی نقلی رایج متکلمان امامیه در پنج قرن نخست هجری دربارة عصمت امام(ع) میپردازد. از آنجا که بیشتر برهان های دالّ بر عصمت امام، که امروزه ارائه میشود، شکل تکامل یافته ای از ارائه شده در قرون نخستین است، نویسنده با هدف آشنایی با پیشینه این برهان ها، به معرفی و بررسی آنها پرداخته است. هر چند نقطه آغاز تسمک به برهان های نقلی برای اثبات عصمت امام(ع) در قرن دوم هجری و به وسیله هشام بن حکم بوده است، اما نمیتوان از تلاش های مرحوم شیخ مفید و ابوالصلاح حلبی در متقن ساختن اندیشه عصمت امام از طریق ارائه متنوع نقلی در این باره نادیده انگاشت.
در مجموع، ده برهان نقلی دربارة عصمت امام(ع) قابل شناسایی است که در این نوشتار به بررسی پنج آیه از آیات مورد نظر خواهیم پرداخت.
همواره بحث از چیستی وحی از منظرهای گوناگون بحثی جذاب بوده است. در این میان، جسارت حکیمان در ورود به این عرصه و دست اندازی به فهم ابعاد و اضلاعِ وحی ستودنی است. فلاسفه، با طرح این بحث، گام مؤثّری در راه تلفیق دین و فلسفه و تحلیل فلسفی آموزه های دینی برداشتند. ملّاصدرا وحی را نوری میداند که طوری ورای طور سایر مدرَکات دارد. وی فاعل وحی را خدا و البته حامل آن را نبی میداند که افزون بر کمال سه قوّة عاقله، متخیّله، و حاسّه، از جانب خدا نیز مأموریت یافته است و از رهگذرِ وحدت با عقل فعّال، به درک معارف ملکوت میرسد. وحی در اندیشة وی، گزاره ای و زبانی بوده که از طریق تنزّل در مراتب وجودی عالم و انشای نفسانیِ نبی، رقم خورده و دارای مراتب عقلانی، مثالی، و حسّی میگردد.
مهم ترین دستاورد این مقاله آن است که زبانی بودن وحی در نظریه ملّاصدرا، سازوکار لازم را مییابد. در نگاه نهایی، میتوان ادّعا نمود که پاره های مثبتِ نظریة وحی فلسفی میتواند در تکمیل و غنای وحیشناسی قرآنی، به ویژه در مباحثی همچون تمثّل و دیداری و شنیداری شدن وحی، ما را مدد رساند و عدم اعتنا به این دیدگاه، چالش های جدّیِ فرارویِ وحی را بیپاسخ میگذارد.
در بخش اول این مقاله، برای رسیدن به برخی مبانی تربیت دینی، به تبیین مبادی افعال ارادی انسان از دید فیلسوفان میپردازیم. با تبیین مبادی افعال ارادی انسان، نشان خواهیم داد که انسان برای انجام عملی ارادی، ابتدا به معرفت و شناخت نیازمند است. پس از آن باید اذعان به مفید بودن فعل کند و به دنبال آن میل و گرایش در او ایجاد شود و این میل به قدری شدت یابد که منجر به اراده و پس از آن، انجام فعل، شود. فروعاتی که از این تبیین تفریع میشود، میتواند به منزلة مبانی در تربیت دینی استفاده شود. در بخش دوم، پس از تعیین اهداف تربیت دینی از یک طرف، و به کارگیری فروعات به دست آمده از طرف دیگر، به بررسی برخی از راه کارهایی میپردازیم که ما را در نیل به اهداف تربیت دینی یاری میرساند.
تفسیر»اضواءالبیان فی ایضاح القرآن بالقرآن« ،از تفاسیری است که به روش قرآن به قرآن در سدە اخیر نگاشته شده است.پدید آورندە این تفسیر،تا سوره حشر، »محمد امین شنقیطی«بوده و ادامه تفسیر،ازسوی شاگرد وی،»عطیه محمد سالم« با توجه به درس های استاد تکمیل شده است.اگرچه روش اصلی این تفسیر،»قرآن به قرآن«می باشد،اما مفسر درکنار این روش،از روش تفسیر روایی نیز بهره برده است.گفتنی است که وی،از روش تفسیر عقلی،باطنی،علمی،هیچ استفاده ای نکرده است. در زمینه گرایش باید گفت که گرایش فقهی،کلامی و ادبی،مهم ترین گرایش هایی است که در این تفسیربدان پرداخته شده و نسبت به گرایش های اجتماعی و فلسفی بی اعتنا بوده است.
مطابق با عقیده رایج، عقد با ایجاب و قبول تحقق می یابد. یکی از آثار این عقیده عدم امکان تغییر در مفاد قرارداد از سوی طرفین است. این مقاله در مقام ارزیابی این نکته است که آیا می توان با وجود عقیده مزبور، اعتبار و صحت بازنگری و تغییر در مدلول قرارداد را توجیه کرد؟ به دیگر سخن آیا طرفین بعد از ایجاد قرارداد به شکل مطلق پای بند به توافق صورت گرفته بوده و امکان تغییر اجزای آن را ندارند یا اینکه قادرند مبتنی بر توافق و تراضی جدید اقدام به اصلاح و بازنگری در قرارداد سابق کنند؟
با توجه به بررسی های صورت گرفته در این مقاله باید گفت بازنگری در مفاد قرارداد با اصول حقوقی انطباق دارد و می توان آن را در حقوق اسلام و ایران صحیح دانست.
این گفتار، ترجمه مقدّمه امِده کِرى بر ترجمه فرانسوىِ کتاب شرایع الاسلام محقق حلّى است. کِرى ـ که در اواخر قرن 19 میلادى، این ترجمه را به سامان رسانده ـ در مقدّمه خود، به تاریخ فقه و حقوق اسلامى اشاره مى کند، ازجمله: شیخ مفید، شیخ طوسى، سید مرتضى. سپس به تفصیل در مورد شرح حال محقق حلّى و شناسایى کتاب شرایع الاسلام مى پردازد. نگاه خاصّ برون دینى به فقه شیعى را در این گفتار مى توان یافت.
بهره گیری از قران کریم در پاسخ به پرسش ها و چالش های علوم انسانی و به طور خاص فلسفه و معرفت شناسی، افق های جدیدی را به روی علوم انسانی می گشاید. این مقاله تلاشی است برای کشف برخی از این پاسخ ها دربارهٴ یکی از مهم ترین مباحث معرفت شناسی، یعنی امکان معرفت. مقالهٴ حاضر، ضمن نگاهی اجمالی به یکی از معانی معرفت در قرآن کریم و تطبیق آن بر معرفت حصولی گزاره ای، دیدگاه های مختلف فلاسفه را در باب اصل واقعیت و امکان فهم آن بیان و سپس به دیدگاه های قرآنی می پردازد. نتیجه ای که مطلوب این نوشتار است، تأکید قرآن کریم بر اصل واقعیت، امکان معرفت انسان به آن و نفی شکاکیت و نسبیت گرایی عام می باشد.
در این مقاله نشان می دهیم که معاد جسمانی از دیدگاه ابن سینا آموزه ای خردگریز است؛ یعنی اثبات عقلی آن ممکن نیست و تنها باید آن را از طریق نقلی که خود در نهایت مورد تأیید عقل است پذیرفت. البته، ابن سینا معاد روحانی را به لحاظ عقلی قابل اثبات می داند؛ از نظر او ذات نفس، عقل است که مجرد بوده و دیگر قوا به دلیل تحققشان از ناحیه تعلق نفس به بدن بهعنوان امری مادی، غیر مجرد اند. از آن جا که قوّه عقل مجرد است و بعد از مرگ بدن باقی می ماند، می توان تبیینی فلسفی از لذات و آلام آن ارائه کرد. در نتیجه، معاد روحانی لذات و آلام قوّه عقل است که از ملکات حسنه و رذیله سرچشمه می گیرد. اما با توجه به این که قوای نباتی و حیوانی در بدن تحقق دارند، با جدایی نفس از بدن نابود شده و از این رو، ارائه تبیین فلسفی از لذات و آلام آنها در نظام فلسفی ابن سینا میسور نیست. در نتیجه، اثبات عقلی معاد جسمانی امکان ندارد. به نظر می رسد، این تواضع عقلی بهتر از تلاش های ناموفق برای اثبات عقلی معاد جسمانی است.
قونوی در رسالة رسالهٴ مستقلی با عنوان الرسالة المفصحة عن منتهی الأفکار و سبب اختلاف الأمم و نیز در برخی دیگر از آثار خود به بررسی مسألمسئلهٴة اختلاف عقاید و ادیان و پی جویی از علت یا علل آن پرداخته است. او هر چند در وهلهٴة نخست از این اختلاف تبیینی معرفت شناختی به دست می دهد و تلقیات و برداشت های گوناگون و یا دلایل و براهین مختلف در قبول و رد عقاید را علت اختلاف آنها قلمداد می کند، ولی در این مرحله متوقف نمی ماند و با ارجاع اختلاف های معرفت شناختی به امور هستی شناختی در نهایت این اختلاف ها را معلول توجهات ادراک کنندگان و آنها را نیز تابع مقاصد و اهداف آنان و مقاصد و اهداف را نیز تابع اختلاف مزاج ها و روحیات افراد و محصول تفاعلات بین روح و جسم، و آنها را نیز در غایتِ امر معلول یا محصول اختلاف در آثار تجلیات اسماییی متعین و متعدد در مرتبهٴة قابل ها و به تناسب استعداد آنها می داند و بدین ترتیب، اختلاف عقیده در مرتبهٴة عقل نظری در خصوص امری واحد را مسئأله ای طبیعی دانسته، به تبع آن اختلاف ادیان و عقاید دینی را نیز امری ناگزیر و لازمة لازمهٴ تجلیات اسمای الهی قلمداد می کند.