به تصریح بسیاری از آیات قرآن و یافته های جامعه شناسی، دینداری در برابر انحرافات اجتماعی مصونیت ایجاد می کند و زمینه کاهش آنها را فراهم می آورد؛ اما پرسش این است که با این ویژگی دینداری، چرا بخشی از دینداران، اهل کج رفتاری نیز هستند؟ چرا بعضی مواقع دینداری نه تنها مصونیت ایجاد نمی کند که به گسترش انحرافات و مسائل اجتماعی با اشکالی جدید می انجامد؟ بنابراین، هدف، تبیین این مسئله با مراجعه به آیات قرآن و تفاسیر است. این هدف با اتخاذ رویکردی تفسیری و پدیدارشناسانه و استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، میسر شده است. نتایج نشان می دهد راز مسئله تحقیق در سیالیت و مدرج بودن دینداری نهفته است. از آنجا که دینداری با نگاهی تقلیل گرایانه، دارای هفت مرتبه قابل سنجش تجربی است، در اولین مراتب به دلیل ضعف و سستی ایمان، احتمال بروز انحراف اجتماعی بسیار است و با عبور از مراتب اولیه و حرکت به مراتب بالاتر، دینداری تقویت می شود.
مساله امامت در تاریخ اندیشه اسلامی همراه با رویکردهای متفاوت دارای جایگاه ویژه ای است. خدای متعال نیز آیاتی از قرآن کریم را به این امر مهم اختصاص داده است. مفسران فریقین در ذیل این آیات دیدگاه های گوناگونی را در زمینه بیان حقیقت امامت ارائه کرده اند، به دلیل عدم تبیین دیدگاه مفسران اهل سنت، این مقاله به بررسی دیدگاه آنان در این زمینه پرداخته است، با بررسی آراء مفسران اهل سنت می توان دریافت که آنان در تبیین چیستی امامت یا به بیان معنای لغوی اسوه و مقصود بودن اکتفا کرده اند یا اینکه مراد از امامت را همان نبوت دانسته اند. نتیجه کلی این پژوهش آن است که جمعی از مفسران اهل سنت قائل به عدم استقلال مقام امامت از نبوت هستند که چنین تفسیری از آیه قول بی دلیل و ناسازگار با ظاهر آیه و متاثر از مبانی کلامی آنان در باب امامت است.
حرکت پرفراز و نشیب دانش منطق میان شافعیان، آن سان که سزاوار است تاکنون مورد بررسی و کاوش ویژه قرار نگرفته است. اگر شماری از پیشوایان این مذهب فقهی، ستودن این دانش را بدانجا رسانیدند که هم دست یابی به سعادت جاویدان بشری را بر فراگیری علم منطق متوقف دانستند و هم اطمینان را از دانسته های ناآشنایان به این دانش زدودند؛ گروه فراوانی از بزرگان همین مذهب نیز دیده می شوند که با دست یازی به دلایلی که بیشتر خاستگاهی غیرفقهی دارند و شمار آنها دست کم به نُه دلیل می رسد، روی آوری به دانش منطق را ناروا دانسته اند. نوشتار پیش رو کوشیده است پس از پی گیری این دلایل و تحلیل و بررسی آنها، نادرستی، سستی و ناکافی بودن آن دلائل را آشکار می سازد.
در متون مقدس آیین یاری با چند اصل اخلاقی مؤکد روبه رویم که به صورت مکرر در طول زمان از زبان پیران این آیین بیان شده اند. این اصول اخلاقی عبارت اند از راستی، پاکی، نیستی و رَدا. در این مقاله سعی شده است ریشة واژة رَدا در متون یارسان بررسی شود. این پژوهش مشخص می کند که واژة رَدا در متون یارسان که به معنای بخشش، دهش و سخاوت است با رَتا (راتا) در اوستا و دین زردشتی یکی است، زیرا رتا در دین زرتشتی، ایزد دهش و سخاوت است و نیز از ضوابط اخلاقی در این آیین محسوب می شود. تنها تفاوت این دو واژه در واج «د» و «ت» است که آن هم در قواعد مربوط به تبدیل واج ها قاعده ای عام محسوب می شود.
با توجه به اینکه در دنیای امروزی استفاده از اینترنت یک ضرورت شناخته شده است، کسب و کارها در جنبه های مختلف به ویژه برای بازاریابی و تبلیغات از این تکنولوژی بهره می برند و صاحبان کسب وکار، به دنبال روش های مؤثر بازاریابی که سرعت خیلی بالا و هزینه کمی برایشان دارد مانند بازاریابی ویروسی می باشند. بازاریابی ویروسی، علی رغم کارایی و اثربخشی بالا، مسائل و چالش های اخلاقی متعددی را نیز پیش روی سازمان ها و افراد قرار می دهد که توجه به آنها از سوی سازمان ها و افراد ضروری است. با وجودی که اخلاقیات مبحث مهمی در جذب، حفظ و به دست آوردن اعتماد مشتریان است، بسیاری از کسب و کارها که از بازاریابی ویروسی استفاده می کنند اخلاقیات را مدنظر قرار نمی دهند. این تحقیق، ضمن مرور مختصر مسائل اخلاقی در بازاریابی، به طور خاص به بررسی اخلاقیات در بازاریابی ویروسی می پردازد و چالش های اخلاقی در بازاریابی ویروسی را تشریح می نماید. مسئله اصلی تحقیق، شناسایی چالش های اخلاقی در بازاریابی ویروسی به منظور ارائه راهکارهایی برای رفع یا کاهش آنها می باشد.
بحث از مفاهیم قرآن کریم همواره مورد توجه دانشمندان اسلامی و به خصوص مفسّران و فقیهان بوده و مفاهیم گوناگونی از این کتاب آسمانی استخراج شده است. این مفاهیم به سه دستة کلی، یعنی مفاهیم عرفی و مفاهیم منطقی و مفاهیم اصولی منقسم است. شایعترین معنای مفهوم، عبارت از معنا و مدلول الفاظ است و شامل معانی حقیقی و مجازی می گردد. دلالت الفاظ بر این معانی به طرق دلالت مطابقه و تضّمن و التزام و همچنین دلالت صریح و اقتضاء و اشاره و نیز دلالت نصّ و ظاهر و مشترک و مؤوّل تقسیم شده است. گاهی مفهوم در مقابل مصداق استعمال می شود و از این تقابل در علم منطق بحث شده است. اصولیون نیز مفهوم را به موافق و مخالف بخش کرده اند و مفهوم موافق را به لحن و فحوای خطاب و مفهوم مخالف را به مفهوم وصف و شرط و غایت و حصر تقسیم و در حجیت آنها بحث کرده اند. این مقاله به ذکر انواع مفاهیم فوق و ذکر مثالهای قرآنی آن پرداخته است.
ابلاغ وحی و دعوت به پذیرش آن، دو محور اصلی وظیفه انبیاء است. در باره تمسک پیامبران به جهاد در راستای انجام وظیفه خود، دو دسته آیه وجود دارد؛ دسته ای به مبارزه و جهاد ابتدایی دعوت می کند و دسته ای دیگر عدم اکراه و پذیرش دین توسط مخالفان را توصیه می نماید. مفسران در حل تعارض آیات جهاد پاسخ های متفاوتی داده اند. مقاله حاضر به دنبال توصیف، تبیین و تحلیل انتقادی آراء دو مفسر معاصر سید قطب و علامه طباطبایی در این زمینه است. نتیجه مقاله آن است که سید قطب به کمک نظریه مرحله ای بودن آیات، در حل این تهافت ظاهری کوشیده است و جهاد را نوعی مبارزه انقلابی با هدف نابودی نظام های بشری و استقرار حاکمیت خدا بر زمین دانسته و به جهاد ابتدایی معتقد شده است؛ علامه طباطبایی با پذیرش عدم اکراه در دین، آیات جهاد را از محکمات قرآن دانسته و به حل این تعارض پرداخته است.