در مقالهٴ حاضر نویسنده بر آن است که نقش مفهوم «ولایت» در فلسفه وحدت وجود را توضیح دهد. «ولایت» در نظام فلسفی نظریهٴ اسلامی درباره وجود، حضوری عمیق دارد و علاوه براین، جنبهٴ فعّال این مفهوم، فلسفه وجود اسلامی را به حرکت درآورده و در طول تاریخ، تفکّر فلاسفه اسلامی را تحریک کرده است. مفهوم «ولایت» از سنّت فلسفی اسلام جدائی ناپذیر است و در سنّت های فلسفی دیگر دیده نمی شود.
بنابراین، بررسی فلسفی مفهوم «ولایت» ما را یاری می دهد نسبت به ماهیّت تفکّراسلامی دیدی درست حاصل کنیم.
بازشناسی کلیدواژگان قانون اساسی، گذرگاهی مهم برای شناخت مطلوب منظومه ی حقوق اساسی در هر نظام سیاسی است. آنگاه که یک کلیدواژه ریشه در مبانی اعتقادی و نظریه ی سیاسی زیربنای نظام حقوق اساسی داشته باشد، این بازشناسی اهمیتی دوچندان می یابد. «امت» از دانش واژه هایی است که درون مایه ی دینی و صبغه ی اسلامی داشته و از ادبیات دینی به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران راه یافته است. بررسی ابعاد نظام حقوق اساسی جمهوری اسلامی حاکی از آن است که این واژه ضمن حفظ اصالت دینی خود، با تحولاتی در حوزه ی مفهوم و دایره ی شمول در برخی کاربردها وارد ادبیات قانون اساسی شده است. در این نوشتار به شیوه ای توصیفی و تحلیلی به این پرسش نظر افکنده ایم که «امت» در اندیشه ی دینی و حقوق اساسی جمهوری اسلامی چگونه فهمیده شده و چه گستره ی شمولی دارد و چنین رهاوردی به دست داده ایم که این کلیدواژه در کاربردهای گوناگون خود در قانون اساسی، به رغم برخی همسانی ها، به یک معنا به کار نرفته است، بلکه حامل معانی مختلف و در پی آن دربردارنده ی گروه های جمعیتی متفاوتی است.
تعهداتی که برای شخص بوجود می اید خواه خود آن را خواسته باشد یا به او تحمیل شده باشد باید زمانی به پایان رسد و متعهد ذمه خود را رها سازد و نمی توان تصور نمود که بدهکار همیشه و برای ابد به طلبکار مدیون باشد، زیرا مدیونیت دائمی او با آزادی فرد و عدالت حقوقی منافات دارد. وفای به عهد مهمترین سبب انقضای تعهّد و سقوط آن بشمار می آید که احکام و مسائل مربوط به آن بطور گسترده ای در متون فقه و کتب حقوق مورد بحث قرار گرفته است. با اینهمه ، بحث از تعریف و ماهیت این عنوان مهم فقهی و حقوقی کمتر مورد توجه نویسندگان و پژوهشگران واقع شده است. در این نوشتار سعی شده است تا از طریق بررسی و نقد نظریات مختلف که بصورت جسته گریخته وجود دارد خلاً موجود در این زمینه رفع گردد.
ابن سینا، از برجسته ترین متفکران مشایی جهان اسلام، تبیین ویژه ای از وحی ارائه داده است. از دیدگاه او، منشأ علوم وحیانی، عقل فعال است و نفس نبی بر اثر برخورداری از عقل قدسی، به عقل فعال متصل شده، معارف غیبی در نفس او منعکس می گردد؛ سپس این معارف دریافتی توسط قوة متخیلة نبی، محاکات می شود و به صورت جزئی و در قالب الفاظ، به حس مشترک نبی می رسند.
این نوشته سعی دارد ابعاد مختلف نظریة را در باب تحلیل وحی، با توجه به مبانی هستی شناختی و معرفت شناختی وی در آثار مختلفش واکاوی کند و نشان دهد که این فیلسوف چگونه از مبانی فلسفی مشایی خود در تبیین پدیدة کلامی همچون وحی بهره گرفته است.
ذکر، دعا و عبادت از جنبه های مهم انس با قرآن هستند که هر سه جنبة تربیتی داشته و در تمامی ابعاد تربیت انسان به خصوص در تربیت اخلاقی وی تأثیر بسزایی دارند. در این مقاله به منظور بررسی موضوع پژوهش از رویکرد درون دینی استفاده شده است، یعنی موضوعات قرآنی و احادیث ائمه اطهار(ع) را با روش تحلیلی و استنادی، به فعالیت های تربیتی مرتبط کرده، سپس با تبیین مفهوم تربیت اخلاقی، انس با قرآن را همانند روشی در تربیت اخلاقی مطرح نموده و به بررسی این مقوله پرداخته شده است.
نتایج حاصل از این تحقیق بیانگر این مطلب است که تنها خداوند به تمامی راه های فلاح و رستگاری انسان عالم است و از آنجا که از طریق وحی با انسان سخن می گوید، مهم ترین راه شناسایی عوامل سعادت و هدایت انسان، انس با قرآن و شنیدن کلام وحی است. در دیدگاه اسلامی برقراری ارتباط با خدا و حفظ آن، هدف غایی در تربیت اسلامی است، لذا همه فعالیت های انسانی، مثل کارهای روزانه، به عنوان ذکر و عبادت جهت رسیدن به قرب الهی تلقی شده و اُنس با قرآن به عنوان مهمترین راه کار آن معرفی شده است.
از آثار انس با قرآن می توان به ایجاد اُنس یعنی نمایان شدن اثر جمال حق بر بنده، پرورش عقل، ایمان و روح عبودیت، بندگی خدا، شرافت نفس و چیره شدن بر بی میلی فرد به عبادت و بیدار شدن فطرت خداجوی انسان اشاره کرد. در این میان انسان ها در برخورد با ذکر، به سه دسته تقسیم می شوند؛ مؤمنین، منافقین و کافرین که در متن مقاله به بررسی بیشتر آن پرداخته شده است
حکومت اسلامی توجه ویژه ای به امر نظارت بر حاکمیت داشته و برای تضمین این منظور ابزارها و راه کارهای متعدد و مختلفی را نیز طراحی یا استفاده نموده است. آشنایی با این راه کارها علاوه بر ایجاد شرایط بهره برداری مناسب از آن ها، می تواند مؤید این مسأله باشد که با وجود چنین ابزارهای متعدد و مستحکمی، الزامی به بهره گیری از راه کارهای طراحی شده در سایر مکاتب فکری نخواهد بود. هرچند این ابزارها در مواردی می توانند به عنوان مکمل ابزارهای درونی مورد استفاده قرار گیرند. در این مقاله روش های کنترل درونی حاکمیت، قالب های نظارت بیرونی بر حاکمیت و همچنین موضوع نظارت حاکم اسلامی بر سایر مقامات عمومی مورد بررسی قرارگرفته و ابزارهای موجود ذیل هر دسته در حکومت اسلامی طرح و تحلیل شد. در نهایت با نمودار ساختن کارآمدی، تنوع و کثرت ابزارهای بومی در نظارت بر حاکمیت و همچنین تناسب بیشتر آن ها با مبانی و اهداف تشکیل نظام اسلامی، روشن خواهد شد که بحث نظارت در حکومت اسلامی موضوعی پیشتاز در مباحث حوزه حقوق عمومی است که قابلیت الگو دهی به سایر مکاتب فکری و جوامع بشری را دارا خواهد بود.
یکی از اسباب انحلال نکاح، موت یکی از زوجین است. این امر در مرگ واقعی بدون اشکال میباشد. اما نظریات مختلفی وجود دارد در مورد اینکه آیا موت فرضی که با تحقق شرایطی ـ از جمله غیبت طولانی مدت زوج ـ صورت میپذیرد، حکم موت واقعی را دارد و موجب انحلال نکاح میگردد یا به انشای طلاق از سوی ولیّ غایب و یا حاکم و یا بذل مدت از سوی آنها نیازمند است. نوشتار حاضر با اثبات اینکه موت فرضی کفایت نمیکند و نیاز به انشای طلاق و یا بذل مدت است، به بررسی احکام آن میپردازد.
قرآن کریم از زمان نزول خود، به دنبال جلب توجه مخاطبان بوده تا آن ها را متقاعد سازد. این جلب توجه قرآن، به خاطر هدایت مردم و رستگاری مخاطبان است. قرآن کریم برای اقناع مردم با آن ها ارتباط برقرار می کند و برای متقاعد کردن مخاطبان از کلمات و جملات و عبارات متنوع بهره می گیرد، و اصول اعتقادات و احکام و مواعظ را به کمک تشبیهات، استعاره ها و کنایه ها در قالبی اثرگذار به مخاطبان ارائه می دهد. پیام های قرآنی که در وجود مردم نفوذ کرده، از ذهن عبور کرده و به دل انسان می رسد و سپس درونی شده و پذیرفته می شود. علت تاثیرگذاری پیام های قرآن در زبان قابل فهم و همگانی آن، بهره گیری از کلمات و جملات اثرگذار و بهره مندی از صناعات ادبی نهفته است. همچنین این اثرگذاری به ویژگی پیام رسان مربوط می شود. در پیام های قرآنی، ویژگی های پیام رسان عبارت است از: آگاهی، خلوص، مهربانی، دلسوزی و سعه صدر. قرآن به ظرفیت ذهنی و فکری مخاطب و نیازهای فعلی و آتی او توجه نیز نموده است. همچنین بایسته های مخاطب را در قالب پیام های نوید بخش به او عرضه کرده و او را دعوت به تفکر نموده است تا آن پیام ها را درک نماید و درونی سازی کرده و در رفتار خود نشان دهد.