Due to the fact that the Arabic language abounds in words with similar meanings, eloquence in speech or writing calls for the accurate choice of words. The Holy Quran is characterized by the use of words and morphemes in absolute precision, which accounts for part of its beauty and elegance. This study addresses the proper use of Fe’l, Amal, and Son’ in the Quran, as three semantically close concepts all of which lie in the area of meaning of the verb ‘do’. The study is conducted through a descriptive-analytic method. First, with reference to Arabic dictionaries, the meanings of these words and their nuances are presented. Then, a number of representative verses are extracted from the Quran to show the elegant application as well as the verbal secret of those individual words. According to the results, the word Amal is used in contexts where something is regularly done by preplanning and with pain. The word Fe’l refers to an action for getting something done or made typically for a short time, but it is on no regular basis, either planned or unplanned. The word Son’, however, is reserved for cases that are done with skill, care, and consciousness of consequences. The word also involves a degree of secrecy. As it is found, since Amal refers to an action which involves toil and trouble, it is never used for God in the Quran. What the Book uses in this regard are the words Fe’l and Son’. This verbal token can be taken as one of the linguistic miracles of the Holy Quran.
فرایند تکامل انسان و سیر شکوفایی استعدادهای او، حرکتی است که از یک جهت روبه سوی باطن و حقیقت هستی دارد و از جهت دیگر حقایق کسب شده را در ظاهر عالم آشکار می سازد. این پژوهش با هدف تبیین چرخه ظاهر و باطن در تربیت براساس اندیشه شهید مطهری صورت پذیرفته است. برای این منظور تمامی آثار مکتوب شهیدمطهری با روش تحلیلی توصیفی بدون نمونه گیری مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که در اندیشه شهید مطهری نسبت های «باطن؛ حقیقت ظاهر»، «ظاهر؛ نماد باطن» و «ظاهر؛ وسیله باطن» میان ظاهر و باطن برقرار است. ایشان فرایند تربیت را به یک معنا چرخه ای میان ظهورات عملی متربی و باطن وی دانسته و از طرفی تربیت صحیح را حرکت به سمت باطن و از پوسته به مغر عنوان می کنند. لذا وظیفه مربیان در این نگاه، آشنایی کامل با این چرخه و تصمیم گیری برای اصلاح متربیان براساس آن است. چراکه برای رسیدن به باطن متربی راهی جز ظهورات باطن او در عمل وجود ندارد. همچنین مربی می تواند از این چرخه با تکرار عمل ظاهری صحیح و دریافت بازخورد آن، برای تثبیت و تقویت ملکات متربی استفاده کند.
میرتقی الدین کاشانی (زنده در 1016) یکی از درازدامن ترین تذکره های شاعران روزگار خویش را نوشت. او هر مجلدی را به یک یا دو شهر اختصاص داد و ضمن بیان شرح حال اشخاص، گزارشی از زندگی آنها و بهترین نمونه اشعار آنان از قصیده و غزل و رباعی و .. را آورد. این تذکره، منبع مهمی برای تاریخ اجتماعی ایران در اواخر قرن دهم و اوائل قرن یازدهم هجری است. در این مقاله تلاش شده است از یکی از مجلدات تازه نشر شده این کتاب که اختصاص به استرآباد و ری دارد، گزیده داده هایی که به کار تاریخ اجتماعی و فرهنگی ایران این دوره می آید استخراج و عرضه شود. مشاغل شاعران، مسافرت ها، ارتباط با دستگاه حاکم، علائق صوفیانه، و موضوعای از این درست در این گزارش پیگیری شده است.
تک تک واژگان و جملات کلام فصیح به صورت هدفمند و منطق پذیر، گزینش و چینش شده اند. از آنجا که قرآن، فصیح ترین سخن است، محققان قرآنی در پی کشف نحوه ارتباط و حکمت چینش آیات قرآنی بوده اند. فرایند «حلقه های معنایی» نیز در همین راستا تعریف شده تا بتواند فهم ساده ای از چگونگی ارتباط آیات سوره های قرآنی ارائه دهد. بر پایه این فرایند نوپا، محتوای هر سوره به حیطه های معنایی متعددی تقسیم شده و نحوه ارتباط بین این حلقه ها مورد بررسی قرار می گیرد. در این نوشتار، فرایند «حلقه های معنایی» به روش توصیفی تحلیلی بر دو سوره شمس و لیل تطبیق داده شده تا پاسخی برای این پرسش بیابد که کاربست فرایند حلقه های معنایی، چگونه موجب کشف انسجام متنی سوره های شمس و لیل می شود؟ در نهایت، این نتیجه به دست می آید که در هر یک از این دو سوره، یک حلقه معنایی مرکزی وجود دارد که بقیه حلقه ها با روش های مختلف بیانی در جهت اثبات و یا باورپذیری و درک بهترِ آن معنای محوری چینش شده اند.
این تحقیق در پى تبیین دیدگاه محدثان متقدم شیعى درباره الهى بودن مقام امامت و انتصاب الهى ائمه ازاهل بیت علیهم السلاممى باشد. هرچند گزینش الهى امام از عقاید مبنایى در مکتب تشیع است، برخى در انتقاد به دیدگاهتشیع در این موضوع، آن را حاصل نگاه عقلى اى دانسته اند که متکلمان مکتب بغداد به مسائل اعتقادى داشته اند ومعتقدند محدثان متقدم تا اوایل قرن پنجم، امامت را امرى زمینى تلقى مى کردند و باور به نصب الهى امام را باورى غالیانه مى شمردند.
این تحقیق با روش توصیفى تحلیلى، بر آن است که اندیشه اغلب محدثان متقدم همانند متکلمان و بزرگانمدرسه بغداد چنین بوده که امامت را منصبى الهى و ائمه اطهار علیهم السلام را افرادى منصوب از سوى خدا در مقام امامت(سیاسى و دینى) مى دانستند.
اشتراک لفظی در بخش قابل توجهی از مفردات قرآن به چشم می خورد. از زیر مجموعه های اشتراک لفظی، واژگان اضداد هستند که دارای دو معنای متضادند مانند « عسعس » . نکته قابل توجه در مورد این واژگان این است که می توان معنای آن ها را با استفاده از معیارهایی مانند آیات، روایات، کتب لغت و مفسرین به دست آورد. بعد از بدست آوردن معنای واژگان اضداد با استناد به معیارهای ذکر شده، می توان در ترجمه های فارسی قرآن ترجمه آن ها را ارزشیابی نمود. مطالعه واژگان اضداد در ترجمه های آیتی، الهی قمشه ای، انصاریان، حجتی، خرمشاهی، فولادوند، مجتبوی، مشکینی، مکارم و المیزان این نتیجه را به دست داد که بعضی واژگان در همه ترجمه ها به یک معنا (موافق با معیارهای ذکر شده) و بعضی واژگان در یک ترجمه به هر دو معنای ضد آورده شده اند و بعضی واژگان در یک ترجمه به یک معنا و در ترجمه دیگر به معنای دیگر آمده است. روش به کار رفته در این تحقیق توصیفی تحلیلی می باشد.
ادراک دارای انواع گوناگون است و مهمترین آنها، ادراک عقلی است. شناخت حقیقت و چگونگی حصول این ادراک ، یکی از مسائل مهم در فلسفه به شمار می رود. ابن سینا ره در این موضوع معتقد به دو رویکرد است؛ رویکرد اول همان نظریه تجرید است، یعنی تجرید ماهیت از عوارض غریبه آن. ابن سینا ادراک را حاصل انتزاع صورت شیء خارجی و حلولش در نفس می داند. به عبارت دیگر، نفس، صورت محسوسات را از ماده آنها انتزاع کرده و آن را مجرد می کند، و این تجرید وقتی تام شد، تعقل رخ می دهد. و رویکرد دوم، نظریه اتصال نفس با عقل فعال است. یعنی در عالم هستی، جوهری مفارق وجود دارد و صورت معقولات بالذات در آن جوهر موجود است. وقتی که نفس به این جوهر عقلانی متصل می شود، از این جوهر، در نفس نیز، صور عقلیه خاصی مرتسم می شود. در این نوشتار، هر دو رویکرد مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته و نقد گردیده است.
نسبت ما با حضرت حق و حقیقت متعالی عالم چیست آیا می توان او را شناخت ؟ یا به دلیل اینکه هرگز «بحر در قطره» و « مهر در ذره » جای نمی گیرد او « برون از وهم و قال و قیل » آدمی است . این مساله از دغدغه های دیرینه الهیات پژوهان است و پیوسته ذهن محققان این عرصه رابه خود معطوف داشته در این راستا است که گونه ها و [T1] رویکردها به الهیات شکل می گیرد از این رو برخی مدعی اند که امکان معرفت به خداوند وجود ندارد. زیرا لازمه ی معرفت به چیزی احاطه بر آن چیز است و از آنجاکه ابزار معرفتی انسان عقل اوست، و به دلیل آنکه عقل محدودیت دارد وتوان احاطه به خدای نامحدود ندارد. بنا بر این شناخت حق نا ممکن است . در این راستا دانشوران با نگرش های مختلف کلامی، فلسفی، و عرفانی، با تفاوت هایی به این مسئله پرداخته اند، اما در نگرش عرفانی رویکرد سلبی متمایز تر است. حکیم سنایی یکی از چهره های شاخص عرفانی است که بسیاری از عرفای نامی پس از او خود را در اندیشه های عرفانی، وامدار وی می دانند. به گونه ای با این زاویه ی نگرش به شناخت خداوند نگریسته حکیم سنایی است [m2] [T3] . وی در تبیین هستی شناختی عقل را مخلوق نخستین می شمارد و در ساحت های وجودی به عقل فعال توجه کامل دارد همچنین به مکانت عقل در دو حوزه عمل و نظر توجه دارد از این رو آن را می ستاید وی بحث شناخت خداوند را به دو حوزه ذات وصفات تفکیک می کند و معتقد است شناخت اکتناهی و ذاتی حق ناممکن است از این رو وی در این بخش نگاهی سلبی دارد و علی رغم این نگرش اما در دام تعطیل و لا ادریگری نیفتاده است همچنین با پذیرش دو ساحت معرفتی عقل و ذوق در ترازوی سنجش معرفتی خود ساحت عشق را برتر از عقل می داند هدف نوشتار حاضرکه با روش توصیفی تحلیلی و با اتکا بر منابع کتابخانه ای به بررسی مسئله می پردازد، آن است که با تکیه بر آثار سنایی به توان عقل در حوزه ی معرفت خدا بپردازد
There are several mentions of man gifted dominion and knowledge by God, both in the Qur’an and the Bible, but it is important to notice that this advantages for man are not absolute and are bringing responsibility. The main question of this research is inquiring those conditions and responsibilities through re-reading the relevant verses of the Qur’an and the Bible. The approach of this article is comparative theology of Abrahamic sacred books and the methods used are those common in lexical etymology. The core sentence of the article is the fact that both in the Qur’an and the Bible, the power and dominion of man, as well as knowledge gifted is conditioned to be used in just and responsible way. Then the man has to response to God regarding all the privileges given to him/her and only in this way, one can perform his/her role as caliph of God according to the Qur’an or image of God according to the Bible.
قصه حضرت یونس$از قصص قرآن کریم است که در روایات و تفاسیر قرآن و عهد عتیق آمده است. این مقاله به روش تحلیلی-توصیفی، در صدد تنزیه ساحت قدسی آن حضرت از تهمتهای ناروایی است که در برخی متون آمده است؛ لذا ضمن تأیید اشتراکات، تفاوتهای آن مورد نقد و بررسی قرار می گیرد. نتیجه اینکه: یونس$ یا اندکی قبل از اینکه عذاب از آن قوم برداشته شود، از قوم خود خشمگین بوده به طرف دریا می رود؛ یا وقتی فهمید که عذاب برداشته شده، به سویشان برنگشت؛ و متوجه توبه قومش نشد. او با اطمینان از اینکه قومش قابل هدایت نیستند مرتکب «ترک اولى» شد و آنها را ترک کرد. اما با توبه مردم، خداوند با خلق صحنه ای اعجازگونه توأم با آزمایش، او را به مقام اجتباء رسانده و در زمره صالحین قرارش می دهد. از معنای «کظم» و «مکظوم» برمی آید که آن حضرت در محل خروج نفس ماهی یا نهنگ زیر سوراخ تنفسی قرارگرفته و با توجه به هوازی بودن نهنگ حضرت می توانسته از هوای بیرون بهره برده و زنده بماند.
سابقه بحث در رابطه با اعجاز قرآن کریم به زمان نزول قرآن کریم باز می گردد. در طول تاریخ اسلام وجوهی به عنوان وجه اعجاز قرآن نام برده شده که اعجاز در بیان اخبار غیبی یکی از این موارد است. در خود قرآن کریم، وحی کردن اخبار غیبی به صراحت ذکر شده است. دلایلی برای اثبات این وجه از اعجاز قرآن کریم بیان شده است که قرائن تاریخی بر عدم آشنایی پیامبر(ص) با کتب مقدس پیشین یکی از آنان است. در این نوشتار پس از بررسی این مسأله و بیان مثال هایی در رابطه با بیان اخبار غیبی در قرآن کریم، به بررسی ادعای برخی منکران وحیانی بودن قرآن کریم مبتنی بر معرفی منبعی غیر الهی برای قرآن کریم پرداخته شده است و به وجهی جدید در اثبات اعجاز قرآن کریم در بیان اخبار غیبی اشاره شده که بر اساس داده های باستان شناسانه استوار است و نشان داده شده که چگونه می توان بر اساس علم باستان شناسی برای اثبات اعجاز قرآن و اثبات اینکه قرآن کریم از جانب خداوند است استفاده کرد.
تربیت تکوینی خداوند، تربیت انسان از طریق عوامل تکوینی خارج از اختیار خود اوست که می تواند مبنایی برای استخراج روش های تربیتی انسان بر انسان واقع گردد. هدف پژوهش حاضر تبیین برخی از روش های تربیتی انسان بر اساس تربیت تکوینی خداوند است .این تحقیق برای دستیابی به این هدف، از روش توصیفی و تحلیل آیات قرآن استفاده کرده است.آیات قرآن کریم بیانگر آن است که تربیت تکوینی انسان، سه مرحله عام، خاص و اخص دارد. که هر کدام دارای چندین مبنای تکوینی می باشد.ازپیگیری این سه مرحله تربیت تکوینی در قرآن، 15 روش تربیتی برای مربیان استخراج و تبیین شده است که عبارتند از :تربیت عقلانی، توجه به لزوم زمینه سازی و ایجاد بستر مناسب ونیز توجه به احساسات فطری ،یادآوری مداوم نعمت ها،لزوم توجه به جهات تکوینی امور و امتحان و ابتلاء و توجه به مرگ اندیشی و مشاهده نتیجه اعمال برای مرحله عام. پذیرش و شناخت نقاط ضعف، ایجاد آرامش و قوت قلب، پشتیبانی و حمایتگری به موقع، بشارت و تشویق برای مرتبه تربیت تکوینی خاص . و نیز روش تربیتی ایجاد محبت در سایه بصیرت افزایی و حکمت،مسئولیت دهی و جانشینی برای مرحله اخص.
حدیث مشهور «لعن الله الیهود و النصاری اتخذوا قبور أنبیائهم مساجد» که پیامبر اسلامدر آخرین روزهای حیاتشان آن را ایراد فرمودند، در بسیاری از مصادر حدیثی شیعه و سنی آمده است و دو تفسیر از آن وجود دارد؛ سلفیان با تکیه بر مبانی خویش، تفسیری گسترده از این حدیث نموده اند و بر اساس آن بسیاری از مسلمانان را به خاطر ساخت زیارتگاه وبناهای یادبود بر قبور بزرگان دین، متهم به شرک نموده اند؛ اما جمهور محققین مسلمان با اکتفا به قدر متیقن از ظاهر روایت و پرهیز از قیاس و تعمیم حکم، تنها کسانی را مشمول آن دانسته اند که آگاهانه دچار غلو شده و اولیای خدا را در کنار او پرستش می کنند. گفتنی است ارائه تفسیر صحیح و مستند از این گونه نصوص دینی بهترین راهکار برای مقابله با پدیده تکفیر است.
از آنجا که پس از شناسایی یک مسئله فقهی، جست وجو در منابع و سایر مراحل مقدماتی، ممکن است ادلّه ای از منابع به دست آید که نسبت به موضوع دارای حکم متعارض باشد؛ یکی از مراحل الگوریتم اجتهاد بذل توجه به فرآیند جمع ادلّه متعارض است. ابزارهای رفع تعارض بدوی، از حیث عملی مهمترین بخش فرآیند مزبور است. در جستار حاضر، با بررسی استقرایی در کتاب جواهرالکلام به عنوان نمونه انتخابی، تلاش شده شواهدی برای اثبات این انگاره ارائه شود که شیوه های مورد استفاده در فرآیند جمع ادلّه منحصر به شیوه های مرسوم و از پیش تعیین شده نیست. بررسی های صورت گرفته، ضمن تأیید این فرضیه، مصادیقی کاربردی از شیوه های معرفی نشده جمع اخبار متعارض را عرضه می کند. این شیوه ها در قالب سه ساز و کار ناهمسانی در سطح حکم اطراف تعارض، تعدّد موضوع آن ها و استمداد از دلایل خارجی (از قبیل انقلاب نسبت)، در الگوی پیشنهادی برای ترسیم الگوریتم اجتهادی مقبول در حوزه جمع ادلّه متعارض قابل بهره برداری می باشد.
این گفتار در باره سید جعفر مرتضی عاملی (1323 – 1398 ش.) و منش و روش علمی و عملی او در جهت تحقیق و ترویج تشیع است. نگارنده بیان شرح حال سید جعفر مرتضی را گامی در راه تبلیغ دین می داند و چهار کتاب از او را به اختصار معرفی می کند. در شمار ده ویژگی او که در مقاله بیان شده، بلند همتی، دردمندی، وظیفه شناسی، حریت علمی، و سلامت اعتقادی، بخشی از ویژگی های جعفر مرتضی است که در مقاله بیان شده است.
شناسایی اصطلاح عبادت در نظام علمی واژه شناسان سابقه ای دیرینه دارد. فرقه وهابیت با تئوری اشتباه در فهم معنای آن، حکم به تکفیر مسلمانان کرده است. در مقابل؛ آیت الله سبحانی در اکثر تألیفاتش عبادت را به گونه ای دیگر تحلیل کرده است که به حقیقت شرع نزدیک تر است. «تبیین تعاریف آیت الله سبحانی از عبادت اصطلاحی و نقد و بررسی آنها» مسئله اصلی این مقاله است. ایشان برای عبادت دو رکن درونی و بیرونی برشمرده است. رکن درونی، خضوع و تذلل از سوی عابد است و رکن بیرونی خود، در چهار گروه دسته بندی می شود. در گروه اول، «الوهیت» رکن است و عبادت به معنای خضوع در برابر اله است. در تعریف دوم، «ربوبیت» رکن است و عبادت به معنای خضوع در برابر موجودی است که خاضع، باور به مدیر و رب بودن او دارد. رکن در تعریف سوم «مستقل بودن» و در چهارم «تفویض» است. عبادت در تبیین سوم، به خضوع در برابر خالق و موجود مستقل تعریف شده و در چهارم، به معنای خضوع در برابر موجودی غیر از خدا همچون بت ها، ستارگان، فرشتگان، انبیاء و اولیاء است که امور عالم به آنها تفویض شده است. تعریف نویسنده از عبادت، «اظهار تذلل و انقیاد در پیشگاه رب» می باشد که افزون بر جامع بودن، اشکالات تعریف آیت الله سبحانی را نیز ندارد. روش مقاله مبتنی بر استقراء کتابخانه ای در آثار آیت الله سبحانی با روش توصیف و تحلیل مفهومی است.
متن قرآن کریم در عین اینکه روشن و فهم شدنی است، معناهای ظریف بسیاری دارد و با نحوی بلیغ و ایجازی بی نظیر نگاشته شده است. طبق این توصیف، در ترجمه قرآن لازم است، هم سادگی متن، برگردان شود و هم ظرایف معنایی و بلاغی و نحوی آن مورد توجه قرار گیرد. ترجمه طاهره صفارزاده از قرآن کریم، با زبانی روشن و همه فهم نوشته شده است؛ اما در جاهایی، دلالت های معنایی واژگان و نحوِ متن، با دقت و ایجاز برگردان نشده است. نگارندگان مقاله حاضر با بررسی ترجمه فارسی قرآن کریم از طاهره صفارزاده و مقایسه آن با واژگان و ساختارهای نحوی متن عربی دریافتند که بخش هایی از این ترجمه، از متن عربی فاصله دارد و متأثر از ترجمه انگلیسی قرآن است. برای تحقق این هدف، متن چهار جزء آخر ترجمه طاهره صفارزاده، با قرآن کریم و ترجمه انگلیسی قرآن از عبدالله یوسف علی مطابقت داده و گونه های تأثیرپذیری صفارزاده از ترجمه انگلیسی استخراج و تحلیل شد. با بررسی های دقیق، این نتیجه به دست آمد که در ترجمه صفارزاده تغییراتی نظیر نادستوری بودن، افزوده های زبانی، تغییر دلالت، برابرنهادهای نامناسب و برابرنهادهای توصیفی صورت گرفته که تحت تأثیر ترجمه انگلیسی بوده است.