برخی حدود و مجازات های بدنی معیّن شده برای جرائم خاص پیشینه ای بسیار پیش تر از اسلام دارند. رسول گرامی اسلام6 نیز بر اجرای بدون تغییر آنها تأکید و با تبدیل آنها ازسوی یهودیان اطراف مدینه مخالفت کرده اند. باوجود این، امروزه شنیده می شود افرادی دیدگاه تبدیل مجازات را مطرح می کنند. ازآنجاکه ثبات و تبدیل ناپذیری حدود اسلامی (به عنوان حکم اولی) مطابق صناعت فقهی و از مسلّمات همه فرقه های اسلامی است، تردیدی درباره آن وجود نداشته تا به اثباتش پرداخته شود. به همین دلیل، به نظر می رسد دیدگاه مذکور بدون توجه به پیشینه و بی دسترسی کامل به دلایل ثبات حدود طرح شده است. از این رو، برای امکان قضاوت درباره چنین دیدگاهی، بررسی و تقریر ادله ای که می تواند مبنای نظر فقیهان باشد، هرچند به اختصار و به میزان یک مقاله، ضروری به نظر می رسد. بر این اساس، این مقاله برای نخستین بار 17 دلیل و قرینه ارائه داده است. این موارد طبق صناعت فقه و فلسفه احکام، اصول فقه و کلام می توانند بیانگر تبدیل ناپذیری حدود باشند.
عبودیت خدا فلسفه اصلی زندگی بشر بوده و دعوت به توحید و عبادت خدای یکتا که از نیازهای غریزی و فطری انسان است، همواره سر لوحه رسالت تمام پیامبران و منادیان الهی بوده است و همه مذاهب و فرق اسلامی در این که عبادت مخصوص خداوند است، اتقاق نظر دارند؛ لیکن رفتار توسّل گونه برخی مسلمانان، همانند شیعیان که پیامبراکرمJ و یا اولیای الهی را میخوانند و در برابر قبور آنان اظهار تذلل و خضوع میکنند، مورد نقد جدی محمّد رشیدرضا در تفسیر المنار قرار گرفته است؛ درحالیکه عموم مسلمانان همواره در طول تاریخ، نه تنها در اعتقاد که در سلوک رفتاری خود، بدان عمل کردهاند؛ مسأله اصلی این است که آیا چنانکه رشیدرضا میگوید، دعا و درخواست از غیر خدا و امامان معصومA، با توحید منافات دارد و عملی شرک آمیز است؟ این پژوهش با روش کتابخانهای و رویکردی تحلیلی و تطبیقیِ دیدگاه علامه طباطبایی و رشیدرضا، با هدف دستیابی به دیدگاه صحیح از منظر قرآن و رفع اتهام از شیعیان در عبادت اولیاء و شرک در توحید عبادی، انجام گرفت که با بررسی مفاهیم اساسی به ویژه مفهوم عبادت، دعا در کتب لغت و کاربردهای قرآنی آن معلوم شدکه مصادیقی از دعا و درخواست از غیر خدا، که مورد نقد رشید رضا بودهاست، نه تنها شرک نبوده که در راستای توحید و عبادت خدا میباشد.
حضور بانوان به ویژه بانوان متأهل در مشاغل آن ها را با مشکل های اخلاقی مواجه ساخته است. اینکه یک زن بتواند هم نقش حرفه ای و شغلی خود را به طورکامل ایفا کند و هم در مقام همسری و مادری از عهده مسئولیت هایش در خانه برآید مسئله ای است که مقاله پیش رو به آن خواهد پرداخت. ما بر اساس سه محور مخاطره آمیز بودن فعالیت های شغلی زنان، ارزش گذاری شغلی زن در بیرون از خانه و تغییر در خصلت های ذاتی زنان به نفع و علیه حضور زنان در مشاغل استدلال خواهیم کرد و بر اساس دیدگاه اسلامی آن را مورد قضاوت و داوری قرار می دهیم. بر اساس آموزه های اسلامی جدای از موارد استثنایی که ضرورت هایی مثل حفظ جان و آبرو و سلامتی خود و فرزندان مقتضی آن است، حفظ شأن زن در خانواده و مراقبت از ویژگی های متناسب با خلق وخوی او به عنوان یک اصل اخلاقی موردتوجه قرار می گیرد. در این مقاله بابیان وضعیت های مختلف فاعل اخلاقی (زنان) که در مسئله ذکرشده راه حل هایی پیشنهاد می گردد.
المسلمون الیوم بأمسّ الحاجة إلی الحضور فی الساحة الدولیة، وهذا الأمر یتطلب التعایش مع غیر المسلمین وخاصة أهل الکتاب؛ التعایش فی الأمور السیاسة والثقافیة والإقتصادیة والعسکریة وما شابه ذلک، والحکم بنجاسة غیر المسلمین وأهل الکتاب، مضافاً علی أنه یوجب العسر والحرج للمسلمین، ینافی الکرامة الإنسانیة التی وردت فی القرآن والسنة الشریفة، و العقل یحکم بأنّ الإنسان حسب الإنسانیة خلق طاهراً، إلا أن یحکم بنجاسته العرضیة بملاقاة الأعیان النجسة. وهذه الدراسة جاءت لبیان وعرض مسألة نجاسة غیرالمسلمین وأهل الکتاب وأدلتها القرآنیة والروائیة و تمحیصها مهما أمکن.
داستان زندگی خلقت آدم سراسر معما و پر از رمز و رازهای فروان است. مسئله هبوط آدم و حقیقی بودن یا تمثیلی بودن آن مطلبی است که در میان مفسران و عرفا مورد بحث و گفتگو واقع شده است؛ به نظر می رسد بهترین راه برای درک معنای هبوط در حد توان فهم بشری خود قرآن است. بنابر این تفسیرهای بی مورد و نابه جا و تحمیل اندیشه ها و ذهنیت های پیش پرداخته، بر قرآن کریم امری ناپسند و غیر صحیح است. نویسندگان در این مقاله بر این عقیده اند که در این موضوع تا وقتی دلیلی در حمل بر خلاف ظاهر وجود نداشته باشد و این حمل بر معنای ظاهری، با عقل و تاملات عقلی ناسازگاری نداشته باشد، باید آیات را حمل بر معنای ظاهری کرد و دیگر جایی برای تاویل و تفسیر نیست. بنابراین بهترین تفسیر برای هبوط همان آمادگی انسان برای زندگی زمینی و طی نمودن مراحل برای این زندگی است و در این راستا چیزی به نام گناه و خلاف فرمان و مانند آن معنا ندارد.