این مقاله از دو بخش اصلی تشکیل شده است: در بخش نخست با اشاره به تعریف ها و مفاهیم اصلی مانند تمدن و طبقه بندی دانشی مطلوب، جایگاه دانش کلام در این طبقه بندی و ظرفیت های دانش کلام در مطالعات تمدنی نشان داده می شود. ظرفیت کلام در دو قلمروِ تبیین رویکرد تمدنی از دین و نیز ارائه دستگاه مند و جامع از آموزه های دینی خلاصه شده است. در این مورد به صورت استقرایی می توان به مباحث هستی شناسی، معرفت شناسی، انسان شناسی و نظریه امامت در اندیشه کلامی به عنوان مهم ترین درون مایه های کلامی برای تمدن پژوهی اشاره کرد. در بخش دوم با تبیین انسان شناسی کلامی بر محور عقل و اراده نشان داده می شود که دانش کلام بر خلاف نگره های فلسفی و عرفانی می تواند بنیادهای لازم را برای پی ریزی دانش های تمدنی اسلامی عرضه کند.
حقیقت و ماهیت نفس، روح و بدن و رابطه آنها با یکدیگر از مسائلی است که تأثیر اساسی در آموزه انسان شناسی، معاد و سرنوشت اخروی انسان دارد. در این زمینه دو دیدگاه مطرح است: برخی متکلمان حقیقت انسان را جوهر مجرد متعلق به بدن می دانند؛ برخی متکلمان برآنند که نفس همین هیکل محسوس و مشهود است که روح در منافذ آن حلول کرده است. شیخ مفید از دیدگاه اول طرفداری کرده است و حقیقت انسان را جوهر بسیط و غیر مادی قائم به خود می داند و بدن را فقط وسیله کارکرد در ظاهر می داند، اما شاگرد وی سید مرتضی رویکرد دوم را پذیرفته است و اعتقاد به یگانگی نفس و بدن انسان زنده و مکلف را مجموع این شخص ظاهر و هیکل مشهودی می داند و روح یا به تعبیر وی هوایی لطیف در منافذ آن جاری است.
یکی از مناقشات معاصر در فلسفه اسلامی، مناقشه در اصالت آن است که به امکان آن می پردازد. این مسئله هویتی، در تاریخ فلسفه اسلامی و آینده فلسفه اسلامی تأثیر بسزایی دارد. دراین خصوص به نظر سه تن از متفکران معاصر مصطفی ملکیان، غلامحسین ابراهیمی دینانی و رضا داوری اردکانی پرداخته شده است. ملکیان با تقلیل فلسفه اسلامی به الهیات و کلام، منکر اصالت و امکان هر گونه فلسفه دینی از جمله فلسفه اسلامی می باشد. از طرفی، دینانی و داوری نه تنها بر اصالت فلسفه اسلامی و امکان آن تأکید دارند بلکه از تعامل ضروری میان فلسفه و اسلام سخن می گویند. این تحقیق در چهار محور صورت پذیرفته و در قالب این محورها، دیدگاه ایشان مورد مطالعه قرار گرفته است. در تحلیل این دیدگاه ها به توافق آنها بر مخالفت با فلسفه دینی و اختلاف آنها در دینی دانستن فلسفه اسلامی اشاره شده و بیان شده که می توان با در نظر گرفتن روش برهانی و فرآیند استدلالی فلسفه اسلامی به دفاع از امکان فلسفه اسلامی پرداخت. امتناع فلسفه اسلامی ناسازگار با واقعیت تاریخی فلسفه اسلامی دانسته شده و امکان آن نفی نگشته، ولی تداوم و تحقق امکان پیش روی آن تنها در صورتی میسر است که مسائل فلسفی کنونی و آینده نیز در نظر گرفته شود.