یکی از مسائل مشکل زا در ترجمه و تفسیر قرآن، توجه به رسم الخط خاص برخی از واژگانی است که در نگارش به دو شکل گوناگون نوشته شده اند و برداشت های معنایی متفاوت را فراهم آورده اند. در این راستا در مقاله حاضر کوشش شده است تا با روش توصیفی تحلیلی دوگانگی رسم الخط ادوات «إنّما، أنّما، کُلّ مَا و أینَ مَا» در آیاتی مشخص و با تکیه بر قواعد زبان و ادبیات عرب و تفاسیر تجزیه و تحلیل شود، سپس با معادل یابی آنها ترجمه های فارسی معاصر قرآن واکاوی و ارزیابی شود. درنهایت به این نتیجه رسیده ایم که بعضی از مترجمان از یک سو در پاره ای از مواضع به تفاوتِ رسم الخطیِ این ادوات بی اعتنا بوده و با انگاشت هایی متنوع معادل های ناصوابی را در برگردان این ادوات اظهار داشته اند و از سوی دیگر، بعضی نیز با درج معنای مناسب متوجه تفاوت رسم الخطی این ادوات بوده اند. درنهایت اینکه هرچند عمده اشکالات مترجمان در وهله نخست، مربوط به توجه نکردن به رسم الخط اصیل این واژگان است، بعد از آن، مشکل اساسی مربوط به ضعف تشخیص مترجم در ساختارهای صرفی و نحوی زبان مبدأ و به تبع آن گزینش نامناسب معنا در زبان مقصد است. درهرحال تقریباً «رضایی» در برگرداندن ادات «إنّما، أنّما، کُلّ مَا و أینَ مَا» از دیگر مترجمان دقیق تر عمل کرده است.
کتاب ذهن: درآمدی بر علوم شناختی اثر پاول تاگارد کتابی در حوزه علوم شناختی است که تقریباً تمام حوزه های این دانش را دربرمی گیرد. رویکرد تاگارد در کتاب مذکور، توصیف و ارزیابی نظریه های بازنمایی ذهنی شامل منطق، قواعد، مفاهیم، تمثیل، تصاویر و پیوندها است. این کتاب در سال 1391 به ترجمه رامین گلشائی توسط انتشارات سمت به زیور طبع آراسته شده است. هدف نگارنده این سطور، بررسی ترجمه کتاب درآمدی بر علوم شناختی است. وی در راستای این هدف، پس از شمردن محاسن این ترجمه، با ارائه شاهد مثال هایی، اشکال های کتاب را در دو بخش اشکال های محتوایی و ساختاری به تصویر می کشد.
با تحقیق در متون فقهی از قدما تا متأخران فقیهان امامیه به این نتیجه می رسیم که فقها در تعریف انفال صرفاً به ذکر برخی از مصادیق آن بسنده کرده اند. اشکال این نحوه تعریف آن است که در دوره معاصر و با پیدایش مصادیق نوپدید، تعریف های مذکور کارایی ندارند و ضرورت ذکر ضابطه برای انفال و تعریف ناظر به ملاک برای شناسایی مصادیق جدید کاملاً محسوس است. بر این اساس در مقاله حاضر نگارندگان به بیان تعریف انفال (به صورتی که ناظر به ملاک باشد) اهتمام کرده اند و در این راه با تأکید بر نظریه امام خمینی (ره) و دفع اشکال های آن، معتقدند در تحلیل کلی، وصف «لاربّ له» و «لامولی له» که در روایات آمده اند، شاید ضابطه انفال به شمار آید و بر اساس آن، تعریف ناظر به ملاکی برای انفال ارائه شود؛ به این بیان که هر چه در هر دوره زمانی مصداقی برای عنوان لا رب له (آنچه مالک بخصوص ندارد) محسوب شود، از انفال خواهد بود.