چکیده: نگارنده ضمن طرح پاره اى از مباحث توحید و اسماء و صفات، به جایگاه عقل در فهم آن مى پردازد. تبیین معناى اسم و صفت و نقد برخى از نظریّات در این مورد، نیز انجام شده است.
ازلحاظ فقهی و حقوقی، در دلالت ید بر ملکیت بحثی نیست؛ اما ید به تنهایی یقین آور نیست و در شهادت دادگاهی نیز یقین به موضوعِ گواهی امری ضروری است. از این رو، مسئله چالش برانگیزی مطرح می شود. مسئله این است که آیا در مقام شهادت هم می توان با استناد به اماره ید به مالکیت شخص گواهی داد؟ تردید و آشفتگی نظریات فقهی در مسئله و نیز سکوت و خلأ نص خاص قانونی در مقررات ایران از یک سو، و نیاز نهادهای قضایی به روشن شدن حکم مسئله به جهت فراوانی آن در دعاوی مالی از سوی دیگر، نگارندگان را برآن داشت که ادله و مبانی حکم شهادت به ملکیت مستند به اماره ید را در متون و منابع فقه اجتهادی بازخوانی کنند. در کاوش پیشِ رو ضمن تلاش در استقصای نظریاتی که بزرگان فقه و حقوق برای حل مشکل ارائه داده اند و نیز نقد و تحلیل آنها، مسئله از دو ناحیه ادله عام (قواعد اولیه) و ادله خاص (سنت) واکاوی شده است. سرانجام اثبات شده که برایند آن دو جواز گواهی مستند به اماره ید در غیر دعاوی ای است که شخصِ خوانده صاحب ید بوده و خواهان اقرار کند یا علم به آن داشته باشد.
پاسخ های قرآن کریم غالباً منطبق با پرسش های مخاطبان است؛ اما برخلاف انتظار، برخی پاسخ ها با پرسش مخاطب منطبق به نظر نمی رسد؛ بلکه گاه به جای پاسخ متن پرسش، موضوع مهم دیگری مطرح شده است؛ مثلاً در پاسخ به اینکه «چه انفاق کنیم؟»، به بیان «مصارف انفاق» پرداخته و در پاسخ «چرایی تغییر شکل ماه»، به «فوائد تغییر شکل ماه» اشاره کرده است. این شیوه در اصطلاح اهل بلاغت «اسلوب حکیم» خوانده می شود.
این پژوهش درصدد توجیه عدم انطباق ظاهری برخی پاسخ های قرآنی به روش توصیفی تحلیلی با تأکید بر دیدگاه علامه طباطبایی برآمده و بدین نتیجه دست یافته است که قرآن، در همة موارد مزبور، با امتناع از پاسخ روشن به برخی پرسش های مخاطبان، ضمن بیان موضوع مهم تر و مورد نیاز بیشتر پرسشگران، به آنان شیوه پرسش درست را تعلیم داده است. بررسی این موارد، ضمن تحلیل یکی از زیبایی های بدیعی قرآن، شبهه ناهماهنگی برخی آیات قرآن را نیز برطرف می کند.
در اندیشه دینی پدیده معجزات یکی از مهم ترین دلایل اثبات نبوت است. در میان اندیشمندان اسلامی در خصوص نوع دلالت معجزات بر اثبات نبوت دو دیدگاه کلی وجود دارد. به نظر برخی دلالت معجزات از نوع دلالت های عقلی است. در مقابل برخی از آنان بر این عقیده هستند که هیچ گونه رابطه منطقی میان معجزه و مدلول آن وجود ندارد و معجزه دلیل اقناعی در صدق ادعای نبوت محسوب می گردد. در این پژوهش تلاش شده است تا دیدگاه کسانی که معجزات را دلیل اقناعی بر اثبات نبوت می دانند و منکر رابطه منطقی میان معجزه و صدق ادعای نبوت هستند مورد بررسی و نقد قرار گیرد.
منذ عصر النهضة تزاحمت الأفکار لتأسیس نظریة تشکل الفهم الجدید لمفهوم العلم والمعرفة
والتی أزاحت بذلک سطوة الکنیسة وآراءها التی أساءت لنفسها وللمعرفة بعد أن سادت حتی القرن 16.
إلا أَنَّ هذا التحرک أغفل الدور المعرفی لبناء العلم وصیاغة مفهومه والذی ینشا ویتکون ویتبلور نظریا حتی یتکامل لیکون مادة علمیة ضمن الابعاد التقنیة والتکنولوجیة فی العلوم الاساسیة
مماکشف دور العلوم الانسانیة والاجتماعیة فی بناء نظریة العلم والمعرفة.
ولعل أعمق المصادر هو الوحی الإلهی فعند سبرنا لمفاهیم القرآن الکریم تجلت أمامنا خارطة متکاملة فی الأساس النظری لنظریة العلم والمعرفة
أسس النظریة تقوم علی عدة معطیات؛ بناء المفاهیم عبر بناء العقل وبناء الأسس المعرفیة له.
ولادراک المفاهیم القرآنیة نتحرک عبر إدراک الدلالة الاستعمالیة والتأویلیة والإفرادیة لتفعیل الدور العملی والتطبیقی لمفهوم العلم لتتجسد نظریة العلم والمعرفة التطبیقیة وفق أسس المفاهیم القرآنیة فکانت هذه الاطروحة.