با وجود کاربردهای فراوان «امتنان» در فقه، قواعد فقه و اصول فقه، به مفهوم آن کمتر توجه شده است. با دقت در کلام فقها واضح می شود که امتنان نوع خاصی از لطف الهی است که به بعضی از احکام الهی اختصاص دارد؛به طوری که بر پایه آن، یا حکم شرعی با سهولت و آسانی جعل یا اینکه حکم سخت، رفع و از عهده مکلف برداشته شده است. با مقایسه امتنان در فقه با واژگانی مانند منت، لطف، فضل و رحمت واضح می شود که امتنان با وجود مشابهت معنایی با این واژ ه ها، تفاوت معنایی آشکاری با آنان دارد و این در حالی است که در متون فقهی، واژگانی چون ارفاق، تسهیل و تخفیف در جایگاه امتنان به کار رفته اند که از لحاظ معنایی با امتنان مترادف هستند.
در این مقاله آداب گفتگو از نگاه قران کریم و پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله) مورد تحقیق و بررسی قرار گرفت. اهمیت گفتگو و جایگاه آن در قرآن کریم با تأکید بر فطری بودن، انواع گفتگو و سپس آفات گفتگو از دیگر محورهایی بود که در ادامه بررسی شد. اهمیت این مقاله، یافتن پاسخی برای پرسش های طرح شده بود؛ این که: چرا گاهی در محاوره و گفتگوهای مان با دیگران دچار مشکل می شویم؟ آداب صحیح و قواعد درست کدام است؟ قرآن کریم در این زمینه چه اصولی را عنوان می کند؟ پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) چه روش عملی را به کار می بردند؟ و این که آفات و آسیب های گفتگو چیست؟از جمله نتایجی که در این تحقیق حاصل شد، این که: آدابی همچون حسن گفتار، حق گویی، خوش خلقی، ملایمت، تواضع، نیکوکاری به خانواده و مردم و مستمندان، و دوری از بدگویی و صدای بلند و... از آیات الهی و سخنان پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) ذکر می شود. در مناظره رفتارهایی همچون گوش دادن به مدّعای مخاطب و انتخاب بهترین سخن، دوری از جدال، به نرمی سخن گفتن، دوری از پرخاش و... نیکو محسوب می گردد. در آفات گفتگو نیز بیهوده گویی، پرگویی، چاپلوسی، غیبت، خشم و... را در قرآن کریم و سخنان پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) مورد ذم درمی یابیم. نتیجه نهایی آن که برای رسیدن به یک گفتگوی صمیمانه، مؤثر و دلنشین بایستی از قواعد ذکر شده پیروی کرده و از آفات شمرده شده نیز دوری کنیم.
جرم می تواند به دو صورت فردی و جمعی تحقق یابد. مشارکت چند تن در جرم هایی همچون قتل مصادیق گوناگونی دارد، ازجمله آنکه یک نفر دستور قتل را صادر می کند و دیگری با پیروی از آن دستور، قتل را مرتکب می شود. در این فرض، افزون بر صدور قتل از شخص مباشر در قتل، شخص دیگری نیز به قتل دستور داده که عنوان «آمر» بر وی صادق است، پس قاتل، مباشر در قتل و آمر، سبب در تحقق قتل هستند و مباشر، قاتل حقیقی و محکوم به قصاص است؛ ولی ثبوت حکم قصاص بر آمر به قتل، بر صدق حقیقی عنوان قاتل متوقف است. بنابر نظر مشهور فقها، مباشرت شخص آگاه و دارای اختیار در قتل، موجب استناد قتل به وی و مانع از استناد قتل به آمر است، ازاین رو صحیحه زراره، تنها موجب ثبوت حکم حبس ابد بر آمر به قتل است. درمقابل - به باور برخی دیگر - بر پایه تحلیلی از فهم عرف در استناد افعال به علل طولی، صدق قاتل بر آمر، حقیقی است؛ زیرا اگر غرض از تحقق فعلی، همانند ساختن مسجد یا فروش خانه، مشروط به صدور آن از شخصی خاص نباشد، از نظر عرف، استناد فعل به سبب طولی نیز حقیقی به شمار می رود و ازآنجاکه تحقق غرض از قتل، نیازمند صدور آن از شخص خاصی نیست، در صورت وجود آمر به قتل در کنار مباشر و سببیت آن در قتل، استناد قتل - افزون بر مباشر - به سبب نیز حقیقی است و درنهایت قصاص به عنوان حکم اولی بر آمر اثبات می شود. بنابر این دیدگاه، ثبوت حکم حبس ابد در صحیحه زراره، تقییدی بر ادله ثبوت قصاص بر قاتل به شمار می آید، از همین رو تنها در مواردی که قیود مطرح برای ثبوت حبس ابد یافت شود، آمر به حبس ابد محکوم می شود و در غیر این صورت همانند مباشر در قتل، به حکم اولی قصاص محکوم است. البته طبق دو دیدگاه، حبس ابد از حدود الهی و اختیارات حاکم اسلامی به شمار می رود و قابلیت عفو یا تبدیل به جزای نقدی را ندارد.
قرآن کریم آخرین پیام آسمانی برای بشریت، تنها به جنبه اقتصادی، اخروی، فقهی و تعبدی و... زندگی فرد توجه ننموده است، بلکه تصحیح باورها و اعتقادات مردم نیز همواره مورد توجه قرآن کریم و پیامبراکرم (ص) بوده است. توجه به خرافات و عقاید باطل در هر عصری می تواند آسیب های جبران ناپذیری به جامعه و افراد آن وارد نماید. مسئله چشم زخم و اعتقاد به نیروی ماورائی برخی از نگاه ها یکی از این مسائل است، که دامن گیر عده ی فراوانی از افراد جامعه شده است. معرفی آیه «وإن یکاد» (51 سوره قلم) به عنوان دفع چشم زخم در روایات و بیان تفسیری برخی از کتب تفسیری مطرح گردیده است. این پژوهش درصدد است تا با بررسی آرا تفسیری مفسران بزرگ شیعه و سنی در گستره زمانی صدر اسلام تا دوران معاصر و با رویکردی بر نظرات دو مفسرگران قدر علامه طباطبایی و سیدقطب به بررسی این مسئله بپردازد؛ تا حقیقت و نوع دلالت این آیه کریمه درباره این موضوع را مورد کندوکاو قرار دهد.
خداوند در قرآن کریم با وجود تأکید بر یگانگى خویش، گاهى از خود به متکلم مع الغیر، تعبیر کرده و از سوى دیگر، در مواردى، براى خود ضمیر یا فعل متکلم وحده را به کار برده است. چرایى این کاربردها، سؤال اصلى این پژوهش است. با بررسى آیات مربوط، مشخص گردید بیشتر موارد کاربرد متکلم مع الغیر به هدف دلالت بر عظمت گوینده یا فعل وى بوده است؛ مواردى نظیر: عذاب اقوام گذشته، یارى خداوند نسبت به اولیا و پیامبران و نیز نجات اقوام مؤمن انبیا، آیات آفرینش، ارسال رسل و انزال کتب، و اوامر و نواهى. در معمول کاربردهاى متکلم وحده نیز لطف ربوبى خدا به بندگان مدنظر است؛ مانند: استجابت دعا، بخشش گناه، انعام خدا بر بندگان، و ارتباط متقابل میان خدا و بندگان. در همین زمینه، التفات هاى به کاررفته در آیات، از غیبت به تکلم و از تکلم مع الغیر به وحده و بالعکس، قابل توجیه است. این مقاله به روش توصیفى تحلیلى و با مطالعه تمامى قرآن و مراجعه به تفاسیر مربوط، به انجام رسیده است.
آیات 68 و 69 سوره نحل به فرآیند تولید یکی از نعمت هایی که محصول وحی الهی به زنبور عسل است، پرداخته است. مهمترین فراز این آیات، کاربست واژه وحی نسبت به زنبور عسل است. در چیستی و چگونگی این وحی نظرهای مختلفی مطرح شده که جنبه حشره بودن زنبور بر بسیاری از این نظرها سایه افکنده و سبب گرایش برخی از مفسران به نظرهایی مانند غریزی بودن این نوع از وحی شده است. در مقاله حاضر ضمن گزارش و نقد دیدگاه های مختلف مفسران در این باره به تبیین نظر مختار پرداخته است. نظر مفسران در خصوص وحی به زنبور عسل، ذیل دو دسته عمده وحی رسالی و غریزه حیوانی مطرح شده است. بر پایه نتایج به دست آمده: وحی در این آیه ارتباطی با اعمال غریزی زنبور عسل ندارد، بلکه این وحی از سنخ وحی ای است که خدای متعال به انبیاء(ع) فرستاده که به احتمال زیاد همراه با قول خاص حیوانات است.
صدور حکم حکومتی، یکی از اختیاراتی است که بر اساس مبانی حکومت اسلامی برای والی و رهبر سیاسی جامعه یا ولی فقیه به رسمیت شناخته شده است؛ اما اینکه آیا این اختیار در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، برای ولی فقیه شناسایی شده یا خیر و اصولاً جایگاه این دسته از احکام ولی فقیه در نظام حقوقی و حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران چگونه است، موضوعی است که در این مقاله بدان پرداخته شده است.
این تحقیق بر این فرض استوار است که نه تنها حکم حکومتی در قانون اساسی، نهادینه شده است، بلکه به مقتضای اسلامی بودن نظام، این گونه احکام، یکی از منابع حقوق اساسی شمرده شده و خود امتیازی است که دیگر نظامهای حقوقی؛ مثل نظامهای لیبرال دموکراتیک از آن بی بهره اند؛ امتیازی که به وسیله آن، نظام سیاسی از بن بست های پیش رو و بحرانهای براندازانه به سلامت، عبور می کند.
نویسنده در این نوشتار به نقد و بررسی کتاب التفسیر و المفسرون دکتر ذهبی از دو جهت اقدام میکند: اول؛ از جهت روششناختی به خلط روش تفسیر به رأی با روش اجتهادی میپردازد. سپس خلط تفسیر عقلی و علمی را در این کتاب، تبیین میسازد و دیدگاه ذهبی را در مورد روش تفسیر علمی مورد انتقاد قرار میدهد. در نهایت به خلط روش و عقاید معتزله و شیعه توسط دکتر ذهبی اشاره و مواردی از آنها را برمیشمارد. دوم از جهت مبانی تفسیر؛ منابع تفسیر شیعه و اهل سنت را از نظر ذهبی ذکر و مورد نقد و بررسی قرار میدهد. در این بخش به موضوع نسبت تحریف قرآن به شیعه میپردازد و در ادامه جایگاه اهلبیت(ع) را در تفسیر تبیین میسازد.
انسانها در دورههاى متفاوت زندگانى در معرض ارتکاب فساد و شر و بدى قرار دارند و همواره خطر رفتارهاى ناستودهى اخلاقى آنها را تهدید مىکند. در این میان، هدفِ تربیت این است که خیر و سعادت را در جامعهى بشرى بر شر و شقاوت غالب سازد. دین مبین اسلام، به منظور تنظیم و سازمان بخشیدنِ رفتار انسان و روابطِ انسانى و حتى طرز سلوک انسان با خویشتن ـ برنامه و ضوابطى رسا و بسنده و پسندیده دارد که از جملهى آنها اصلِ «تنبیه و مجازات متخلّف» است. ایضاح مفهومى تنبیه، شرایط تنبیه و گونههاى مختلف تنبیه، از مباحثى است که در این مقاله، بدان پرداخته شده است. با توجه به مطالب مطرح شده در این مقاله به نظر مىرسد رعایت دقیق حدود و شرایط تنبیه مطابق دستورهاى دین مبین اسلام مىتواند یکى از نیرومندترین و ضرورىترین ابزارهاى امر تربیت و ضمانت خیر و سعادت در جامعهى انسانى باشد.