در اهمیت راستگویی همین بس که حضرت امام جعفر صادق فرموده اند: راستگو در محل نجات و کرامت است و دروغگو درتباهی و هلاکت. از سویی معیار صدق و کذب فارغ از آنکه اخلاقی باشد یا منطقی ، نزد دانشمندان یکی از این چهار گزینه است: 1) خبر غیر مطابق با واقع 2) خبر غیر مطابق با واقع همراه با علم و آگاهی به آن و نه سهوا 3) خبر غیر مطابق با باور گوینده 4) خبر غیر مطابق با باور گوینده که موجب فریب شود. اما اینکه پزشکان در هنگام بیان خبر بد به بیماران ، موازین صدق و کذب را چگونه رعایت کنند جای بحث فراوان دارد بخصوص آنکه احادیث بسیاری مبنی بر رفق و مدارای پزشک با بیمار در دست است و در مقاله اشاره خواهد شد. پس معیار صدق و کذب در ارتباط پزشک و بیمار چیست؟ از امیرالمومنین (ع) روایت شده است که: «الصدق مطابقة المنطق للوضع الالهى و الکذب زوال المنطق عن الوضع الالهى»؛ یعنی آنچه خداوند قرار دهد و بپسندد معیار راستی و درستی است و نه مطابقت با واقع یا مطابقت قول یا فعل با اعتقاد گوینده یا فاعل. حال اگر فعل و یا قولی بر مبنای قرارداد الهی انجام شد و مطابق با واقع بود و یا مبتنی بر باور گوینده بود که به طریق اولی صادق است، اما اگر هم که نبود گوینده کاذب نیست و فعل یا قول شخص دروغ نخواهد بود. در این مقاله با بحث روایی و همچنین منطقی ، معیاری نظری و متفاوت از چهار معیار فوق در صدق و کذب ارائه می کنیم و بیان میداریم که رعایت حقیقت گویی در رابطه پزشک و بیمار، معیار عملی همه جایی نداشته و معتقدیم که این معیار نظری ارائه شده در این مقاله در این ارتباط خاص رهگشاست.
اسلام به عنوان یک مکتب دارای نظام تربیتی خاص خود است. این نظام تمایزات اساسی با سایر نظام های تربیتی دارد. در حال حاضر، پژوهش در باب ریشه های این تمایزات با توجه به قلمروهای حیات آدمی ضرورتی آشکار است. تبیین عناصر تعلیم و تربیت شامل: هدف، برنامه، روش، ارزشیابی و... مستلزم نظریه پردازی در خصوص قلمروهای حیات آدمی از یک سو، و استخراج پیامدها و دلالت های تربیتی آنها از سوی دیگر است. هدف به عنوان اساسی ترین عنصر در تربیت اسلامی به تبیینی نو نیازمند است. مقالة حاضر به تبیینی از اهداف تربیت اسلامی بر مبنای قلمروهای حیات آدمی پرداخته، و نتایج پژوهش بیانگر آن است که تدوین و انتخاب هدف های تربیتی مستلزم نظریه و تفسیری از حیات آدمی درقلمروهای مختلف آن و درنظر آوردن آنها به صورت یک کلّ با ثبات متعادل است.
نویسنده در نوشتار پیش رو، این بیت از حکایتی در گلستان سعدی را مورد دقت نظر قرار داده است: گر نبیند به روز شپره چشم/ چشمه آفتاب را چه گناه؟! و سعدی دارد معنای واژه شب پره و شب پره چشم را استنتاج نماید. وی چنین بیان می کند که واژه شپره/ شب پره و ریخت های دیگر آن، در معنای خفاش از دیرباز در زبان ها و ادبیات ایرانی رواج داشته است. با این حال، دیده می شود که در زمان حاضر، این معنای شب پره اندک اندک مهجور شده و معنی )معانی( تازه ای از جمله پروانه یافته است و مصادیقی در تأیید این کلام ارائه می دهد. در ادامه، رسم الخط واژه شب پره و شپره و نیز ساختار دستوری بیت را بررسی می کند. در نهایت، خوانش امید مجد از این بیت گلستان سعدی را مطرح می نماید.
انگاره تکرار تاریخ ناظر به این مطلب است که هرآنچه در امت های گذشته به وقوع پیوسته، در این امت نیز تکرار می شود. نوشتار پیش رو در صدد آن است تا این موضوع را در دیدگاه تفسیری علامه طباطبایی واکاوی نماید. بررسی ها نشان می دهد آیه 214 سوره بقره در اندیشه تفسیری علامه، برجسته ترین آیه ای است که بر تکرار تاریخ دلالت دارد. استنادهای علامه طباطبایی به آیه مذکور در مواضع متعدد تفسیری و کلامی، نشان می دهد که ایشان تعبیر ابتدایی آیه مورد بحث را به منزله مفهوم عامی دانسته است که با معنای دلالی روایات «حذو النَّعل بالنَّعل» مطابقت دارد. از این رو با الهام از آیه فوق و استناد به روایات مذکور به بیان مصادیقی از تکرار تاریخ؛ همچون تحریف معنوی قرآن، رجعت اهل بیت^، نزول عذاب بر امت اسلام، افتراق مسلمانان و سرگردانی امت پیامبراکرم| می پردازد.