در این مقاله به بررسی دیدگاههای تقریبی و وحدت گرایانه آیت الله مکارم شیرازی پرداخته شده است. هدف از این بررسی آشنایی با خدمات بی وقفه این دانشمند بزرگ اسلامی در راستای تقریب و وحدت امت اسلامی است. ایشان در آثار و سخنرانیهای خود همواره قرآن را حلقه اتصال و وحدت امت اسلامی دانسته و کوشیده است با استفاده از آیات قرآن، ضرورت این امر را روشن ساخته و خطرات اختلاف و افتراق امت اسلامی را نشان دهد. مهم ترین راهکارهای تحقق وحدت اسلامی از دیدگاه ایشان: شناخت مذاهب اسلامی از افکار و عقاید یکدیگر، آگاهی از توطئه دشمنان، بازگشت به قرآن، عدم توهین به مقدسات مذاهب اسلامی، کنار گذاشتن تعصبات جاهلانه، مقابله با خطرات گروههای تروریستی تکفیری، بهره مندی از فرصت عظیم حج و وحدت علمای فریقین هستند. در این میان، فتاوی وحدت بخش ایشان، به عنوان گامی عملی در تحقق این امر نمود بیشتری دارد.
أصبحت العلاقة بین الدولة العباسیة والإمبراطوریة البیزنطیة خلال أیام الرشید عدائیة أکثر من ذی قبل. من ناحیة أخری کان التفاهم الذی توطّد بین العباسیین والفرنجة من أهم الاسباب التی حالت بین البیزنطیین وبین مواصلة العدوان بخوفهم من تعاون الطرفین علیهم والذی لم یختف بوفاة الرشید؛ بل ظلت أواصره معقودة حتی أوائل عصر المأمون. خلف شارلمان الکبیر، أباه ببین القصیر علی عرش فرنسا، وعلاقته مع القسطنطینیة غیر حسنة علی ما کانت علیه فی عهد والده. وأراد البابا أن یستفید من قوة شارلمان. ولذا رغب البابا فی تتویج شارلمان فدهنه بالزیت المقدس وألبسه تاج الإمبراطوریة فی أواخر القرن الثامن. وکان شارلمان مضطراً للحفاظ علی علاقات دبلوماسیة مع بغداد، إذ کان لهما عدوّ مشترک وهو الدولة الأمویة فی الأندلس. فشارلمان لم یتقرب إلی الرشید ولم یجب هذا طلبه ویبادله الصداقة و المودة إلّا إذا إقتضت مصالحهما السیاسیة. هذه الأمور وعوامل أخری ساعدت علی استئناف الصلات بین الخلیفة هارون الرشید وشارلمان الکبیر.
مقاله حاضر به بررسی تفسیر میریام گالستون درباره فلسفه سیاسی فارابی میپردازد. گالستون با مقایسه مباحث چهار اثر اصلی فارابی (مدینه فاضله، سیاست مدنیه، تحصیل السعاده و فصول منتزعه) تلاش میکند به فهم تازه ای درباره فلسفه سیاسی فارابی دست یابد. نکته بدیع و متمایز تفسیر گالستون، توجه به مبانی ارسطویی فلسفه سیاسی فارابی است. اما غفلت از تمایز فلسفه افلاطونی و ارسطویی و همچنین تأثیرپذیری فلسفه سیاسی فارابی از آموزه های اسلامی، موجب شده نه تنها گالستون در اثبات مدعای خویش توفیق نداشته باشد، بلکه در نهایت رهیافت مشهور مفسّران فلسفه سیاسی اسلامی را تصدیق کند که فلسفه سیاسی فارابی، متأثر از فلسفه افلاطونی است. این مقاله با رویکرد تحلیلی و اسنادی به این موضوع میپردازد.
اهتم الشعراء المعاصرون کأسلافهم بموضوع الشهادة و الشهید اهتماماً بالغاً و طبعاً بعد اندلاع الحروب فی البلاد العربیة و القیام بالثورات و تضحیّات الأبطال المسلمین؛ حیث إنّ عدداً غفیراً من الشعراء، یشارکونهم کلَّّ یومٍ فی هذه الثورات و التضحیات بکلّ ما یمکّنهم على التعبیر عن هذه المکانة، من التصویر و الرمز و الاستلهام و الحوار و غیره و عن طریق إذکاء نار الکفاح المتأجّجة فی صدور الثوّار و إثارةِ نخوة الرجولة فی القلوب، للثأر و الانتصاف من الظلم و الطغیان و تخلیدِ سیرهم و بطولاتهم و سردِها للأحیاء الباقین، لتکون قوةً حرکیّة فاعلة تفعل فعلها فیهم.
و بهذا کلَّ یوم، تَشیع رائحةٌ انسانیة للشهادة من شعر هؤلاء الشعراء الذین عالج کلٌّ منهم هذا الموضوع من زاویة خاصة، راسماً من الشهداء لوحاتٍ و مشاهد شعریة رائعةً، محتضنةً حکایاتهم، زاخرةً بالمعانی و المضامین القیمة، متنوعةً فی الأسالیب و القوالب؛ فإذا الشهید فیها، نجمٌ ساطع أو مصلحٌ مُلَهم أو رمزٌ للثبات فی الأمور الوطنیة الخطیرة أو حیٌّ لاینبغی رثاءه أو ... .
منظو ر از زهریات گل سروده های شعرای طبیعت سرا‘ و یا توصیفی که شاعران راجع به گل ‘ شکوفه‘ درخت‘ باغ وغیره و به طور کلی طبیعت سبز دارند. با این تفاصیل زهریات فنی جدید در شعر عربی نیست . بلکه از دیر باز دراشعار شاعران وجود داشته است به خصوص درخمریات . شاعران جاهلی به طبیعت و سر سبزی آن با دیدی مادی می نگرند. نه با عاطفه و احساس معنوی ‘ چرا که زندگی آنان به شتر و زندگی به شتر به گیاه و سبزه بستگی دارد. و احیایا از آن برای تشبیه استفاده می کردند. و شاعر اموی شعرش تقلید از شعر جاهلی است. ولی وصف عباسی تحت تاثیر زندگی وتمدن شهر نشینی بسیار ‘ لطیف و دلنشین می باشد. و اشعار آنها در این زمینه همانند موزه ای با هماهنگی کامل است. که تابلوهای زیبا با شکلها و رنگهای مختلف هنرنمایی می کند‘ اما زیر بنای زهریات (وردیات- روضیات) در عصر اول عباسی با آمدن شعرایی چون بحتریع ابن الرومی و ابن المعتز وغیره شکل یافت و در قرن چهارم که اوج شکوفایی آن می باشد. با آمدن شعرایی چون متنبی ‘ صنوبری ‘ سری رفاء ‘ کشاجم وغیره فنی مستقل ‘ زیر بنای کار متأخران در این زمینه گشت.
از آنجا که زبان، اندیشه و واقعیّت در ارتباط نزدیک باهم قرار دارند، هرگونه حکمی که در حیطه معرفت شناسی و هستی شناسی صادر شود، بازتاب و پیامدی نیز در فلسفه زبان دارد. در این مقاله کوشش کرده ایم تا از راه بررسی مبانی و لوازم فلسفه زبانی برخی از ادلّه وجود ذهنی ملاصدرا، نظریة او را دربارة معنا استخراج کنیم. به نظر می رسد که نظریة معنای ملاصدرا قرابت زیادی با نظریات تصوری معنا دارد؛ چون مطابق پیش فرض های ملاصدرا در ادلّه وجود ذهنی، معنای یک گزاره، همان تصوّر یا تصدیقی است که گزاره بر آن دلالت دارد؛ معنا، موجودی ذهنی است؛ الفاظ برای معانی وضع شده اند؛ زبان، تصویرِ عالم واقع است.
لقد تبارى العلماء و المفکرون فی الکشف عن أوجه الإعجاز القرآنی، فمنهم من توجه إلى لغته و أسلوبه و طریقة صیاغته، و منهم من توجه إلى ما تلألأ فیه من لمحات المعارف و إشارات العلوم المختلفة التی تمّ التوصل إلیها ألخ. یلتفت هذا البحث إلى وجه من وجوه الإعجاز القرآنی و هو الإعجاز الصوتی، فلقد نزل القرآن الکریم نزولاً صوتیّاً، و لم ینزل مدوناً فی سطور أو مکتوباً فی کتاب، کما تمّ تبلیغه أیضاً تبلیغاً صوتیّاً من لدن جبریل. یعتبر الإعجاز اللغوی أو الصوتی من أجمل مظاهر الإعجاز فی القرآن الکریم. تشتمل الأجزاء الأخیرة من القرآن علی أصول العقیدة الإسلامیة مثل الإیمان بدعوة الرسول (ص) و الیوم الآخر. تمثّل الأصوات اللّغویّة فی الأبنیة القرآنیّة معادلاً موضوعیّاً للمعانی المطروحة فیها، یراعی تفاوت الحالات الإنسانیّة، و یناسب مستویات المتلقین. هناک اهمیّة بالغة للخصائص الصوتیة و اللفظیة لسور تلک الأجزاء لتأدیة المعانی التی تکمن فی تناسب الأصوات و دلالاتها. فقد ترعرع هذا البحث المستفیض من خلال المنهج الوصفی ـ التحلیلی فی خصائص الصوت القرآنی فی سورتی النجم و القمر و یبیّن خصائص الأصوات القرآنیة و دلالاتها فی هاتین السورتین. و النتائج تدلّ علی تناسب تامّ بین عدد تواتر الأصوات فی هاتین السورتین مع دلالاتها، و إیصال المعنی علی نحو بدیع و عجیب. و هذا هو ما یُسمّی بالإعجاز الصوتی فی القرآن الکریم.