بی تردید معرفت و خردورزی همراه و همزاد آدمی، بلکه هویت و حقیقت اوست. آدمی از روز نخست به دنبال شناخت جهان و انسان و مبدأ و معاد برآمد و به واکاوی دستگاه فاهمه و ذهن خود نیز پرداخت و تا حدودی به راز و رمز معرفت پی برد. هر چند برای دانش معرفت شناسی پیشینه دیرینی در تاریخ دانش به عنوان شاخه ای مستقل از فلسفه دیده نمی شود؛ اما امروزه معرفت شناسی یا نظریه معرفت به عنوان شاخه ای مستقل از فلسفه رواج دارد.
سهروردی بنیانگذار فلسفه اشراق نیز شخصیتی است که مسئله علم و معرفت از دغدغه های مهم او بوده و حل فلسفی این مسئله مهم از افتخارات بلکه نقطه عطف زندگی اوست. او در تحقیقات دامنه دار خود به یک انسجام مفهومی درباره علم و معرفت دست یافت و در دیدگاه خود راجع به چیستی معرفت، امکان معرفت، اقسام آن، منابع و ابزار معرفت، و نیز به واقع نمایی معرفت و ملاک معرفت معتبر و راه های دستیابی به آن سخن گفته است. هدف این پژوهش بیان اندیشه معرفت شناسی شیخ اشراق در مباحث یاد شده است
بنا به روایت¬های فراوانی از شیعه و اهل سنت، حضرت علی (ع) نخستین جامع قرآن کریم پس از پیامبر اکرم (ص) بوده، اما شبهه¬هایی نیز مطرح شده است. نخست این که اهل سنت با انگیزة توجیهِ بیعت نکردن امام (ع) با خلیفه اول به روایت این روایات اقدام کرده¬اند. بنابراین، در درستی این روایت¬ها خدشه وارد است و دیگر این که مراد از جمع قرآن، به خاطر سپردن است و نه مکتوب کردن قرآن. آنچه بر شبهة اول دلالت دارد تنها در روایت¬های ابن¬سیرین دیده می¬شود، اما روایات¬ او مرسل بوده و از انسجام برخوردار نیست و با دیگر روایات جمع هم¬خوانی ندارد. شبهة دوم با هدف صیانت قرآن که از سوی امام (ع) نقل شده است، منافات دارد و با آنچه بر مکتوب¬بودن گردآوردی ایشان دلالت دارد، نمی¬خواند. از این رو، هیچ¬یک از این دو شبهه نمی¬تواند جمع قرآن به وسیله امام علی (ع) را مورد تردید قرار دهد.
مسئله اساسی پژوهش حاضر پاسخ گویی به این پرسش است که ازنظر فلسفه اسلامی، امتداد و بسط فلسفه به علومِ ناظر به زندگی چگونه رخ می دهد و فلسفه چگونه در تولید و تولد نظریه های علمی نقش آفرینی می کند. این مقاله می کوشد با روش توصیفی تحلیلی، ضمن بازخوانی آن دسته از مباحث فلسفه اسلامی (با توجه ویژه به تقریر آیت الله جوادی آملی) درباره رابطه فلسفه و علوم، ابتدا مهم ترین ابعادِ دیدگاه فلسفه اسلامی را درباره رابطه فلسفه و علوم توصیف کند و سپس با تحلیل منطقی نکته های این دیدگاه، دلالت ها، ظرفیت ها و افق گشایی های آن را درباره چگونگی امتداد فلسفه به علوم آورده ایم. ملاک تمایز در علوم، موضوع فلسفه و موضوع علوم و نسبت آن ها با یکدیگر، جایگاه موضوع، مبادی و مسائل در علوم و نسبت آن ها با یکدیگر از مهم ترین مسائل فلسفه اسلامی اند که چهارچوب نظری مناسبی برای بررسی چگونگی امتداد فلسفه به علوم فراهم می کنند که در بخش «بازخوانی» به آن ها توجه کرده ایم. در بخش پایانی نیز مهم ترین دلالت ها و ظرفیت های این بازخوانی برای چگونگی نقش آفرینی فلسفه در تولید و تولد نظریه های علمی در قالب پنج اصل بنیادین آمده اند که ازجمله آن ها می توان به نقش فلسفه در تأمین مقدمات برای اثبات برخی مسائل علمی، تأکید بر اشراف دانشمند بر مبادی فلسفی دانش خود، نقش این اشراف در تعمیق نظری و تدقیق استدلالی نظریه ها و همچنین تفسیر صحیحی از اصطلاح «فلسفه مضاف» و منطبق بر مبانی فلسفه اسلامی اشاره کرد.
مذاکره سیاسی، یکی از روش های دیپلماسی است که در دوران معاصر رونق فراوان یافته است. مصالح و مفاسد، ضرورت ها، اهداف، طرف مذاکره، بازخوردهای بین المللی، و... موجب شده است تا در مورد مذاکرة جامعه اسلامی با دشمنان، اختلاف نظراتی به وجود بیاید. این اختلاف نظرها غالباً در مورد مذاکره با آمریکاست. این مقاله بارویکرد تحلیلی- توصیفی و با توجه به تاریخ اسلام و رفتارهای پیامبر اکرم و اهل بیت و مبانی فقهی، به گونه شناسی انواع مذاکرات می پردازد تا خط مشی دولت اسلامی روشن گردد. در این تحقیق، با دسته بندی مذاکرات پیامبراکرم و اهل بیت در پنج دسته به تحلیل و تطبیق مذاکرات امروزی با آن پرداخته شده است. این مهم موجب می شود تا عملکرد پیامبر و ائمة اطهار در مذاکراتشان، الگوی مذاکرات امروزی واقع شود و هر نوع مذاکره ای با دول دیگر و بخصوص آمریکا به اشتباه، با مذاکرات آن بزرگواران هم سنخ جلوه داده نشود. به طورکلی، با شرایطی که از تاریخ مذاکرات پیامبر و اهل بیت ایشان به دست می آید؛ دعوت، نصیحت، امربه معروف و نهی از منکر، مذاکره از روی اضطرار و تحمیل، در مذاکرات آن بزرگواران به چشم می خورد.
از جمله آیاتی که آراء و نظرهای گوناگونی نزد مفسران درباره آن ارائه شده است، آیات ابتدایی سوره إسراء پیرامون دو فساد بنی إسرائیل در زمین است. درباره اینکه دو فساد بنی إسرائیل چه بوده یا چه خواهد بود و اینکه چه کسانی مصادیق این دو وعده الهی هستند و چه کسانی نابودکننده این فساد در هر مرتبه می باشند، دیدگاه های متفاوت و فراوانی مشاهده می گردد. این مقاله در ابتدا تفاسیر و مصادیق مختلف در ذیل این آیات را بیان کرده و پس از بررسی مصادیق یادشده، در پایان با بیان شروط تحقق این دو وعده الهی و با استفاده از نظریه عدم ترادف در ترکیب وصفی «عباداً لنا» و ذکر أحادیثی از ائمه أطهار ^ و تطبیق این روایات با حوادث و وقایع روز، بیان شده است که هم اکنون در زمان تحقق وعده نخست قرار داشته و وعده دوم هم زمان با ظهور امام عصر # محقق خواهد گشت.
به «سنت تغییر» در آیه .. إِنَّ اللَّهَ لا یغَیِّرُ مَا بقَوْمٍ حَتَّی یغَیِّرُوا مَا بأَنْفُسِهِمْ...اشاره شده است و در دوران معاصر، همواره مورد توجه مفسران اجتماعی نیز بوده است. این نوشتار بر آن است تا با روش توصیفی تحلیلی ضمن تبیین دقیق «سنت تغییر» بر اساس آیه 11 سوره رعد، به مقایسه دیدگاه مفسران اجتماعی بپردازد. بررسی دیدگاه ها نشان می دهد تعریف و تبیین دقیق «سنت تغییر» مبتنی بر تفسیری است که درباره «ما»ی موصوله ارائه می شود. در این زمینه، دو دیدگاه هست: اول آنکه «ما»ی موصوله اول به «نعمت» و «ما»ی موصوله دوم به «معاصی» بازمی گردد. در نتیجه، سنت تغییر، «تبدیل از وضعیت مطلوب به نامطلوب» معنا می شود. در دیدگاه دوم، «ما»ی موصوله اول به «نعمت و نقمت» و «ما»ی موصوله دوم به «معاصی و بازگشت از معاصی» معنا می شود. در نتیجه، سنت تغییر به «تبدیل از وضعیت مطلوب به نامطلوب و برعکس» معنا می گردد. از این رو، در تبیین آیه، گروه اول این آیه را با آیه 53 انفال قید زده اند و معنای خاصی ارائه داده اند، ولی گروه دوم معنای عام و فراسیاقی از آیه ارائه داده اند. نتایج نشان می دهد دیدگاه و رویکرد دوم دقیق تر است؛ زیرا در برداشت فراسیاقی از آیه، ثمرات مهمی دریافتنی است؛ از جمله: کشف قوانین اجتماعی از قرآن ، طرح سؤال و ارائه پاسخ های قرآنی، ارجاع جامعه به خویش به سبب ناملایمات اجتماعی و مشاهده نمونه های عملی.
تحلیل معنایی واژگان و شناخت روابط مفهومی بین آنها، یکی از راه های دست یابی به دقایق معناست، این امر در رابطه با قرآن کریم که از سطوح معنایی متعددی برخوردار است و چینش واژگان آن در نهایت انسجام بوده ضرورتی ویژه می یابد. در این پژوهش، معنای واژه إغواء برحسب روابط بینامتنی میان واحدهای زبان، با روش تحلیلی و توصیفی بررسی گردید. در پرتو شناخت روابط مفهومی این واژه و بسامد بالای همنشینی «ربّ» و «إغواء» نظامی تصویری، نمایان می شود که موجی از تفکر را می آفریند. محورهای دوگانه ای که اشتقاقات واژه «إغواء» در آن استعمال شده یعنی صحنه إعتذار مجرمان در پیشگاه الهی و داستان ابلیس و خروج او از بهشت، تصویرگر نظام فرمانروایی مطلق خداوند است. مفهوم این ریشه واژه، قدر مشترک معانی سامی و عربی یعنی فرو افتادن، طرد شدن است. این واژه علاوه بر داشتن رابطه همنشینی با إضلال و عصی، نوعی هم معنایی نیز با واژگان مذکور دارد. تقابل معنایی این واژه با مفهوم «رشد» نیز حاکی از نوعی بار عاطفی در آن است، به این مفهوم که فرو افتادن و ساقط شدن معنوی و مقامی را تأکید می کند.