فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱٬۵۰۱ تا ۲۱٬۵۲۰ مورد از کل ۸۳٬۶۱۷ مورد.
مقاله به زبان عربی: ارسال المثل در دیوان طغرائی اصفهانی (ارسال المثل فی دیوان الطغرائی الاصفهانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«ارسال المثل» در اصطلاح علم بدیع آن است که شاعر، مثَل معروفی را در شعر خود بیاورد، یا شعر، و یا سخن حکیمانه ای بگوید که حُکم مثَل پیدا کند و قبول عام یابد و به صورت ضرب المثل در آید.
بی گمان هر شاعری می خواهد شعرش ماندگار باشد و به همین روی می کوشد تا شعرش را حکمت آمیز، و خود را حکمت آموز جلوه دهد. ارسال المثل، به شعر کلیت می بخشد و باعث می شود که خیلی زود، به اذهان سپرده شده، در موقع و موضعِ مناسب از آن استفاده گردد.
در این مقاله، نگارندگان با بازخوانی دیوان طغرائی، نمونه های ضرب المثل یا جاری مجرای مثل را استخراج کرده و کوشیده اند در حد توان، برای برخی از آن ها، نمونه هایی از قرآن کریم، آثار نظم و نثر عربی، و مواردی مشابه در امثال و حکم فارسی و عربی بیابند.
احکام فقهی ایدز
حوزههای تخصصی:
مقاله به زبان عربی: سبک شناسی مقامات حریری (مطالعه موردی: مقامه سمرقندیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
ناسزا گویی و اعلام بیزاری
حوزههای تخصصی:
بررسى فقهى - اقتصادىسپرده هاى انتقال پذیر در بانکدارى بدون ربا(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
ابن ریوندی و کتاب الزمرد- بازنگری یک نظریه
منبع:
هفت آسمان ۱۳۷۸ شماره ۳
حوزههای تخصصی:
نقد و بررسی حدیث منزلت در رویکرد اهل سنت(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
بررسی ملاقات با امام زمان در عصر غیبت کبری (با عنایت بر آخرین توقیع امام زمان(عج))
منبع:
مطالعات مهدوی سال دهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۴۴
87-102
حوزههای تخصصی:
از نظر سندی ودلالتی مناقشاتی از بزرگان در توقیعی که امام زمان به آخرین نایب خود نوشته اند وارد شده که در پاسخگویی به این نتیجه رسیدیم که این روایت از نظر سندی و دلالتی، معتبر و وقوع مرگ سمری در زمان تعیین شده از معجزات امام زمان محسوب می شود و از نظر امامیه، این خود دلیل قاطعی است که این توقیع از سوی حضرت حجت4 صادر شده است. و تعدد نقل در کتاب های بزرگان مذهب از قدما و متأخران و معاصران، بدون اشاره به ضعف و ردّ آن را می توان یکی از شواهد نه دلایل اعتبار قرار داد. در مراد ادعای مشاهده در این توقیع چند احتمال وجود دارد: اول اینکه: ادعای دیدار با نیابت از آن حضرت و آوردن اخبار و دستورهایی از جانب ایشان است، دوم اینکه: فرد مدعی مشاهده، شاهد و دلیلی بر این ملاقات نداشته باشد، از آنجا که این دو نوع دیدار، زمینه را برای دکّان های مدعیان دروغین باز می کند در توقیع، رد شده و مدعیان آن کّذاب و افترا زننده به حضرت معرفی شده اند، سوم اینکه: فرد در صورت ملاقات و شناخت حضرت پرده از راز دیدار خود برنخواهد داشت و یا با ملاقات، حضرت را نمی شناسد که ادعای دیدار با حضرت را نماید. در این دو صورت که امکان دیدار حضرت وجود دارد، زمینه برای مدعیان دروغین باز نمی شود. از این رو این دیدارها با این توقیع منافاتی ندارد. نگارنده برآن است به بررسی این امر که اگر ملاقات امام مهدی در عصرغیبت ممکن است با متن آخرین توقیع امام زمان چگونه قابل جمع است و با متن این توقیع چگونه ادعای مدعیان دروغین باطل می شود بپردازد. این مقاله به روش کتابخانه ای نوشته شده است.
فقه و هنرهاى تصویرى و تجسمى(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه ۱۳۷۴ شماره ۴ و ۵
حوزههای تخصصی:
پیدایش وهابیّت و برخى پیامدهاى آن(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
میقات حج ۱۳۸۳ شماره ۵۰
حوزههای تخصصی:
اصول تربیت سیاسی اسلام: مطالعه موردی فتنه سال 1388(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
تربیت سیاسی شکوفا شدن توانمندی های عقلانیت سیاسی نهفته در وجود انسان است، به گونه ای که او را به انسانی با درک بالای سیاسی تبدیل کند. هدف از تربیت سیاسی در اندیشه سیاسی اسلام ، دست یابی به تقوای سیاسی است. مهم ترین دستاورد تقوای سیاسی گذر از فتنة سیاسی به رهبری ولی امر مسلمانان است. ریشه فتنه، اختلاط حق و باطل و لازمة آن اختلاف بین مردم، و نتیجه آن اخلال در نظام است. ثمره تربیت سیاسی اسلامی به کارگیری سیاست های متدیّنانة خواص و اطاعت آگاهانة عموم است. تربیت سیاسی اسلام در مواجهه با فتنه، از اصول خاصی پی روی می کند که مهم ترین آنها عبارت است از: رعایت تقوای سیاسی، اطاعت از دستورهای رهبری، روشنگری و افشاگری، برخورد به هنگام و شجاعانه، هوشیاری در برابر فرصت طلبان، جدا کردن صف فتنه گران از فتنه زدگان، تقویت دانش دشمن شناسی. این اصول در مطالعه موردی مواجهه با فتنه سال 1388 توسط مقام معظم رهبری و مردم به کار بسته شد. پژوهش حاضر تلاش دارد نقش تقوای سیاسی و بصیرت سیاسی را در فرایند تربیت سیاسی اثبات و نتایج آن را در شرایط فتنه بررسی کند و زمینه ساز ایجاد گفتمان عمومی تربیت سیاسی اسلامی باشد.
بدعت های دینی از نگاه قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بدعت حکمی است که به دین افزوده و یا از آن کاسته شود، بدون اینکه مستندی از کتاب یا سنّت داشته باشد. خداوند متعال دین خود را کامل و بی هیچ گونه کاستی به آدمیان هدیّه فرموده است و جایی برای افزودن یا کاستن در آن نگذاشته است و اعلام فرموده که دین خالص تنها از آنِ خداست و تنها همان را می پذیرد. با این همه، همواره کسانی بوده اند که آگاهانه یا ناآگاهانه آنچه را در دین نبوده است، به آن نسبت داده اند و در دین بدعت گذاشته اند. این مقاله ضمن معناشناسی بدعت به ابعاد مختلف آن مانند عوامل پیدایش بدعت، مصادیق بدعت و ... با استفاده از روش تفسیر موضوعی و تحلیل محتوای کیفی پرداخته است. حقیقت بدعت را سه مطلب تشکیل می دهد: 1 دستکاری در امور دینی، اعمّ از اصول و فروع با افزودن و کاستن. 2 گستردن آن در میان مردم. 3 نبود دلیل خاص یا عام بر کاری که به دین نسبت داده شده است. از این بیان روشن می شود که هر گونه نوآوری که در آن، این عناصر سه گانه وجود داشته باشد، بدعت است و در صورت نبود یک یا همگی آنها، از قلمرو بدعت خارج است. برای مواجهه با بدعت ها، اوّلین گام آگاه ساختن مردم از حقیقت دین، دومین گام، جلوگیری از تقلید کورکورانه و سومین گام، برائت از بدعت گذاران است. پی ریزی نظام امر به معروف و نهی از منکر نیز کمک خواهد کرد که بدعت ها شناخته گردد و جلوی اجرای آن در جامعه گرفته شود.
اهلبیت در قرآن:پاداش رسالت
منبع:
بشارت ۱۳۷۹ شماره ۱۶
حوزههای تخصصی:
«قل لا أسألُکُم علیهِ أَجراً إِلاّ المَوَدَّةَ فیِ القُربی؛
[ای پیامبر] بگو:«من هیچ پاداشی از شما بر رسالت و پیامبری خویش درخواست نمیکنم جز دوست داشتن نزدیکانم [ اهل بیتم]». (سوره شوری، آیه23)
یکی از آیات بسیار مهم، دربارهبرتری و فضیلت اهل بیت پیامبر(ع) همین آیه شریفه است.
مفسران و دانشمندان شیعه بر این باورند که مقصود از «قُربی» حضرت فاطمه(س) و دوازده امام(ع) است.
مفسران اهل سنت نیز بر این حقیقت مهم اعتراف دارند و در کتابهای خود میگویند:منظور از «قُربی» حضرت علی و فاطمه و حسن و حسین(ع) است.1
اینک به شرح آیه شریفه و شأن نزول آن میپردازیم:
همه نیک میدانیم که اگر فردی برای ما کاری انجام دهد؛وظیفه انسانی حکم میکند تا در زمان مناسب کار خوب او را با عکسالعمل خوبتر و یا لااقل خوب جبران کنیم.
23 سال تلاش پیامبر اکرم(ص)
پیامبر گرامی اسلام، هدایت انسانها را زمانی به عهده گرفت که آن دوران را به دوران جاهلیت مردم جزیرةالعرب خواندهاند، او برای راهنمایی انسانهای گمراه همت فراوان گماشت و آنقدر آزار و اذیتهای توأم با رنج و ملال را به جان خرید و زخم زبانها و تهمتها را تحمل کرد که خداوند به او خطاب کرد:«ما أَنزَلنا عَلیکَالقُرآنَ لِتَشقی؛ [ای پیامبر!] ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که به زحمت و مشقت اُفتی». (سوره طه، آیه 2)
او23 سال تمام؛زحمت توانفرسا کشید تا غل و زنجیرهای جاهلیت را از هم گسست و شالوده تمدن اسلامی را در سرزمین حجاز بنا نهاد و امت اسلامی را به وجود آورد.
آیا نجات بشر از گمراهیها و ارائه راه مستقیم به انسانها آنهم به بلندای ابدیت، کار آسانی است؟چه پاداشی میشناسید تا این خدمت سترگ را جبران کند؟.
اجر رسالت
پیامبران پیشین اجر و پاداش رسالت و پیامبری خود را به حساب خداوند بزرگ میگذاردند، از جمله حضرت نوح خطاب به پیروانش فرمود: «من درخواست مزدی از شما نمیکنم، اجر و پاداش من با پروردگار عالمیان است». (سوره شعراء، آیه 109)
اما پیامبر اسلام(ص) به دستور خداوند پاداش دیگری را از امت خود درخواست نمود، او مودّت، عشق و محبت به نزدیکانش (اهل بیت) را به عنوان پاداش رسالت مطرح فرمود.
از آن رهگذر که دین اسلام آخرین دین و پیامبر اسلام آخرین پیامبر خداست و با توجه به این نکته که رسول خدا(ص) میخواست رهبری امت اسلامی بهدست نااهلان نباشد و همواره مسلمانان از رهبران عادل، عالم و معصوم بهرهمند باشند؛تا امتش در دراز مدت از انحراف مصون باشند، روی همین اساس او به فرمان خداوند بزرگ پاداش رسالت23 سالهاش را مودت، عشق و محبت به اهل بیت مطرح فرمود.
امام باقر(ع) در تفسیر آیه شریفه مورد بحث میفرماید:«نزدیکان پیامبر، همان ائمه معصومین(ع) هستند».2
شأن نزول
درباره شأن نزول آیهشریفه، امام صادق(ع) میفرمایند: «هنگامی که رسول خدا(ص)از حجة الوداع به مدینه باز میگشت، مردم شهر مدینه به حضور ایشان شرفیاب شدند و عرض کردند: ای رسول خدا! هجرت شما به مدینه منوره شرف و فضیلتی عظیم بود که خداوند بزرگ به ما ارزانی داشت، خداوند دوستان ما را با حضور شما در مدینه خشنود ساخت و دشمنان ما را ذلیل و خوار گردانید. ای پیامبر! برای ما سخت است گروههایی برای رفع مشکلات خود نزد شما میآیند و شما مالی ندارید تا به آنان بپردازید و چه بسا دشمن، ما را شماتت و سرزنش میکند. ما دوست داریم یک سوم دارایی خود را در اختیار شما قرار دهیم تا هر گاه هیئتی به مدینه آمد شما چیزی داشته باشید تا به آنان بدهید.
پیامبر(ص) پاسخی به آنان نداد و منتظر شد تا از سوی پروردگار فرمانی در این باره صادر شود و آیهای نازل گردد.
جبرئیل(ع) نازل شد و گفت:ای پیامبر! بگو: من هیچ پاداشی از شما بر رسالت و پیامبریام درخواست نمیکنم جز دوست داشتن نزدیکانم».
امام صادق(ع) در پایان این روایت فرمودند:«منافقان با شنیدن این آیه شریفه برآشفتند و گفتند: خدا این آیه را نازل نکرد مگر آنکه پسرعموی پیامبر ـعلی(ع)ـ را تقویت نماید و اهل بیت او را به ما تحمیل کند. پیامبر دیروز گفت:«مَن کُنتُ مَولاهُ فَعَلی مَولاه؛ آنکس که من پیشوای اویم بعد از من علی پیشوای اوست». امروز هم میگوید:«…لا أسألُکُم علیهِ أجراً إِلاّ المَوَدَّةَ فیِ القُربی…».3
آری منافقان کوردل همیشه درصدد گمراه کردن مسلمانان بودهاند و دوست نداشتند مسلمانان در راه مستقیم هدایت باشند، چرا که مودّت اهل بیت؛ هدایت را بهدنبال دارد.
1. تفسیر کبیر فخررازی، ج27، ص166 ـتفسیر بیضاوی، ج4، ص91ـ تفسیر کشاف، ج4، ص219 ـ220.
2. تفسیر نور الثقلین، ج4، ص573.
3. تفسیر نور الثقلین، ج4، ص573.
شرح دعاى کمیل(12)
حوزههای تخصصی:
از وجوه و نظائر مقاتل بن سلیمان و حکیم ترمذی تا تفسیر امام جعفر صادق (ع)
منبع:
معارف ۱۳۶۹ شماره ۲۰
حوزههای تخصصی:
فقه پژوهی در سه دهه پس از انقلاب اسلامی
حوزههای تخصصی: