آنچه در تحلیل مفهومی قدرت اهمیت دارد، عناصر تشکیل دهنده قدرت است. مسئله مقاله حاضر تحلیل مؤلفه های غالب قدرت از منظر قرآن کریم می باشد. این مؤلفه ها عبارت اند از: عامل قدرت، تابع قدرت و هدف قدرت. روش تحلیل مقاله نیز بر اساس تفسیر موضوعی با رویکرد استنطاقی یا برون قرآنی شهید صدر می باشد. از منظر قرآن کریم عاملِ قدرت و هدف قدرت به مطلوب و نامطلوب تقسیم می شود و هر کدام دارای ویژگی هایی است. عاملان قدرت مطلوب عبارت اند از: انبیا، امامان و صالحان. ائمه کفر، مترفین و طاغیان عاملان قدرت نامطلوب اند. از منظر قرآن کریم، تابع قدرت نیز تحت تأثیر دوگانه حق و تکلیف به شکل گیری رابطه دوسویه بین عامل قدرت و تابع قدرت کمک می کند. اهداف قدرت مطلوب نیز بندگی، سعادت، عدالت و امنیت است. قدرت نامطلوب نیز از منظر قرآن این اهداف را پیگیری می کند: سلطه و استبداد، حفظ قدرت و سودانگارانه.
موضوع مقالهٔ حاضر، مسئلهٔ توحید صفاتی و ارتباط آن با وحدت مصداق و کثرت مفهوم است. در این مسئله، فرضیه عدم کاشفیت کثرت مفهوم از کثرت مصداق به ثبوت می رسد و فرضیهٔ رقیب؛ یعنی کاشفیت کثرت مفهوم از کثرت مصداق، ابطال می شود. هدف اصلی از طرح مسئله مزبور، تبیین نظریهٔ توحید صفاتی است. شیوهٔ تحقیق مقاله، تحلیل مفهومی و گزاره ای و روی آورد تحلیلی- منطقی است. مهم ترین نتایجی که این مقاله به آن ها دست یافته عبارتند از: 1. مفهوم واحد فقط از حیث معنایی خود و نه حیثیات دیگر از مصداق حکایت دارد؛ از این رو، صدق مفاهیم کثیر بر مصداق واحد، جایز است؛ 2. مصداق وجود، مجمع و منشأ انتزاع مفاهیم کثیر است؛ 3. صدق مفاهیم مغایر بر ذات واحد مغایرت در مصداق را جز در موارد اختلاف حیثی یا تغایر حقیقت مصداق، اقتضا ندارد؛ 4. از مصداق واحد بسیط حق تعالی، مفاهیم کثیر اوصاف انتزاع می شود.
یکی از قصه های مشترک در تورات و قرآن کریم، قصه طوفان نوح علیه السلام است. بااین حال، در آن دو، گستره این عذاب از حیث جهانی یا منطقه ای بودن طوفان، دامنه هلاک شوندگان و نجات یافتگان به شکل متفاوتی انعکاس یافته است. همچنین، مبانی الهیاتی، اخلاقی و عقلی این داستان در تورات متفاوت از قرآن است. تورات گستره عذاب را به صراحت شامل کل کره زمین و شامل همه موجودات روی زمین معرفی می کند درحالی که مفسران قرآن در این مورد اختلاف دیدگاه دارند. برخی مفسران از عالم گیر بودن طوفان و برخی دیگر از محلی بودن آن دفاع کرده اند. در پژوهش حاضر که به روش توصیفی تحلیلی تدوین شده است، پس از نقل و نقد دیدگاه تورات و نیز تحلیل اهم آراء مفسران و بیان دلایل قرآنی، روایی و عقلی هر دیدگاه، به نقد نگره جهانی بودن طوفان پرداخته شده است و نهایتاً از محلی بودن طوفان، دفاع شده است.
بررسى نظام آموزشى و پروهشى فلسفه، امرى بسیار وسیع و طاقتفرساست و کار فردى به شمار نمىرود، بلکه باید در گروههاى پژوهشى ویژهاى مورد نقد و بررسى قرار گیرد. اما تحلیل و بررسى آن به عنوان بررسى درجه دوم و خارج از سیستم، امرى ضرورى است. نوشتار حاضر با رویکرد تحلیلى و بررسى اسنادى این موضوع را از پنج منظر بررسى کرده، نقاط ضعف سیستم آموزش درس فلسفه در دانشگاههاى ایران را به اجمال و با صرفنظر از بحثهاى جزئى و آمارى بیان نموده، و در پایان، به ارائه برخى طرحها و راهحلها پرداخته است که مىتواند در برطرف کردن کاستىهاى موجود و مشکلات علمى درس فلسفه در دانشگاهها مؤثر افتد.
ازآنجاکه فطرت از مبانى مهم انسان شناختى در دانش تعلیم و تربیت است، این پرسش مطرح است که این مفهوم از نگاه قرآن به چه معناست و چه ابعاد و ویژگى هایى دارد؟ آیات مرتبط با فطرت را مى توان در چهارده گروه دسته بندى نمود. پس از بررسى این آیات به روش تحلیلى استنباطى مى توان نکات ذیل را در سه بخش ارائه نمود. اول، نکات عمومى درباره فطرت: فطرت ذاتى و خدادادى است و نه اکتسابى که در همه افراد بشر همسان مى باشد. فطرت اگرچه تغییرناپذیر است و از بین نمى رود، اما ممکن است ضعیف و فراموش گردد. گرایش ها و بینش هاى فطرى نیازمند یادآورى هستند. عواملى نظیر تزکیه نفس باعث رشد داشته هاى فطرى انسان مى گردد. دوم، نکات درباره بعد شناختى فطرت: علاوه بر «خودشناسى فطرى» انسان، بخشى از شناخت هاى فطرى انسان مربوط به ربوبیت الهى و صفات وحدانیت، الوهیت، خالقیت و رازقیت الهى مى باشد که از آن به عنوان «خداشناسى فطرى» یاد مى شود. سوم، نکاتى در بعد گرایشى و انگیزشى انسان است: انسان داراى گرایش هاى فطرى «خداپرستى فطرى»، «کمال طلبى»، «فضیلت گرایى»، «میل به جاودانگى» و «حق گرایى» است. خداوند و دین او محبوب فطرى انسان، و کفر، فسق، سرکشى و گناه، منفور فطرى انسان است.
این پژوهش به منظور تعیین ابعاد تصور از خدا، بر اساس اسماء حسنا و ارائه الگویی مفهومی برای مطالعات مربوط به سبک زندگی اسلامی و روان شناسی دینی، انجام شده است. بدین منظور، آیات قرآن کریم و حدیث معروف پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله، که در آن 99 اسم خداوند بیان شده، مورد بررسی قرار گرفتند. این پژوهش از نوع مطالعات کیفی و مبتنی بر روش تحلیل محتوی بود. نتیجه پژوهش نشان داد که تصور از خدا، بر اساس اسماء حسنا، به دو بعد کلی اشاره دارند: اول، اسمایی که منشأ آنها ملاحظه ذات خداوند، بدون در نظر گرفتن ِغیر می باشد و شامل ابعادِ ذات، تنزیه و عظمت و بزرگی می شوند. دوم، اسمایی که به ارتباط خداوند با جهان آفرینش اشاره دارند. این ارتباط، در دو زمینه است: 1. زمینه خلق: اسمایی که مربوط به آفرینش و ساختار عمومی آفرینش هستند. این اسماء ذیل ِابعاد دانایی، توانایی، کارآیی، کاردانی، حفاظت، هدایت و تسلط قرار می گیرند. 2. زمینه امر: اسمایی که به ربوبیت خدا و رابطه دوجانبه خدا و مخلوقات اشاره دارد. این اسماء ذیل ابعاد تدارک دهنده منافع و امکانات، بر طرف کننده موانع و آسیب ها، کنترل وحسابرسی، و استعانت و فریادرسی قرار می گیرند.
مقاله حاضر، تلاشی است در جهت بررسی و چگونگی انطباق احکام شریعت با شرایط زمان و مکان، مصالح و شرایط حاکم بر جنبههای مختلف حیات انسان، ثابت یا متغیر بودن احکام شرع و قوای حاکم بر این تغییرات.
موارد مذکور از موضوعات مهمی است که بررسی و تبیین آنها ایفای نقش واقعی دین در ابعاد مختلف زندگی انسانها را تضمین خواهد کرد.
هدف این نوشتار بررسی بخشی از مباحث مزبور و بحث در رابطه با عواملی است که میتوانند تغییر حکم شرعی را به دنبال داشته باشند.
نگارنده برای بررسی تفصیلی بحث، به عواملی که ممکن است از طریق آنها تغییراتی در حکم شرعی پیش بیاید، میپردازد. و سپس نحوه تغییر در هر یک از این عوامل را به اجمال مورد بحث و بررسی قرار میدهد.
کتاب پیشین در متون دینی اشاره به حقیقتی دارد که همة حوادث جهان قبل از وقوع در آن ثبت شده اند. در برخی کتب اعتقادی از دو کتاب پیشین یاد می شود: 1. کتابی که مصون از تغییر و تبدیل است و به نام های کتاب مبین، لوح محفوظ و ام الکتاب خوانده می شود؛ 2. کتابی که محل تغییر و تحول است و به نام لوح یا کتاب محو و اثبات معروف است. معتقدان به دو گونه بودن کتاب پیشین به لحاظ قرآنی به آیة 39 سورة رعد استناد می کنند. در این مقاله با روشی توصیفی تحلیلی ناظر به آیات قرآن نشان داده شده است که اولاً دلالت آیة مزبور بر وجود دو کتاب پیشین قطعی نیست و روایات نیز در این مورد مختلف اند؛ ثانیاً لوح محفوظی که در قرآن آمده نیز نمی تواند مستند دو گونه بودن کتاب پیشین قرار بگیرد؛ زیرا این لوح در قرآن به منزلة کتاب پیشین مطرح نشده است.
یکی از پدیده هایی که در جهان اسلام رخ نموده، پدیدة غلوّ است. این پدیده از جهات متعددی دارای اثراتی در جهان اسلام بوده که یکی از این اثرات، استفاده از جعل حدیث در راستای اهداف غالیانه در این حوزة فرهنگی است. احادیث جعلی در حوزة غلوّ موضوعات متعدّدی را شامل می شوند که شناسایی آن ها بر حدیث پژوهان امری ضروری است.
همچنین به نظر می رسد پدیده غلوّ در حوزة علوم قرآنی و تفسیر نیز وجود داشته و اثراتی برجای نهاده است که از جمله نمودهای این حضور را می توان در تأویلات نابجا و تبلیغ عقیدة تحریف قرآن و جعل احادیثی در هر دو موضوع مشاهده کرد. در این مقاله تلاش شده است این موضوع در بوته نقد و ارزیابی قرار گیرد.
چکیده:
یکى از نیازهاى واحد اقتصادى نیازهاى فورى و خارج برنامه است، در بانکدارى سنتى براى این منظور از تسهیلات اعتبار در حساب جارى استفاده مىشود. بانک باتعیین سقف اعتبارى براى مشتریان خاص، اجازه مىدهد در موارد نیاز از آن اعتبار استفاده کرده بعد از رفع مشکل در اولین فرصت - حداکثر سه ماه- اصل و فرع اعتبار را به بانک برگردانند، قبل از قانون بانکدارى بدون ربا این تسهیلات درنظام بانکى ایران جریان داشت و بیش از 14% تسهیلات بانکى را به خود اختصاص مىداد. بعد از اجراى قانون بانکدارى بدون ربا، به جهت ربوى بودن ماهیت اعتبار در حساب جارى از نظام بانکى حذف شد. لکن روشن است که این به معناى رفع مشکل واحدهاى اقتصادى نیست. ونیاز به اعتبار در حساب جارى همچنان به قوت خود باقى است. در این مقاله سعى شده است باتوجه به ضوابط فقهى، اقتصادى و شیوههاى پذیرفته شده بانکى پنج راه براى اعتبار در حساب جارى پیشنهاد شود.
1. اعتبار در حساب جارى مشارکتى به شیوه مصالحه بر سود مبنا
2. اعتبار در حساب جارى مشارکتى به شیوه خرید و فروش براساس سود مبنا
3. اعتبار در حساب جارى مشارکتى به شیوه انتظار سود واقعى
4. اعتبار در حساب جارى تنزیلى
5. اعتبار در حساب جارى براساس قرض بدون بهره
و چنان که از اسم مقاله پیداست تأکید اصلى روى اعتبار در حساب مشارکتى است و راههاى چهارم و پنجم بر تکمیل و پرکردن خلأها مىباشد.
ترجمه کتاب اخبار ملوک بنى عبید و سیرتهم از ابوعبداللّه محمد صنهاجى (متوفاى636 ق) که به همت آقاى حجتاللّه جودکى انجام شده، داراى پارهاى نارسایىها و کاستىهاست. ایرادهاى کلى وارد براین کتاب، افزون بر ضعف در نگارش، در دو مقوله افزودن بر متن اصلى و کاستن از بخشهایى از آن و نیز عدم مراجعه به نسخههاى مختلف چاپى خلاصه مىشود. همچنین نزدیک به چهل مورد ترجمه مغلوط و نارسا در این کتاب وجود دارد.
سن توماس آکوئیناس از جمله متکلمانی است که توجه شایانی به مقوله نظام سازی سیاسی داشته است. از مهم ترین مظاهر این توجه، مطالب ارزشمندی است که از وی در خصوص مباحث حقوقی برجای مانده است. موضوع «اقسام قانون و بررسی دایره قانون گذاری حاکمان» یکی از مهم ترین آنها به شمار میآید. پرسش اساسی این است که قانون چیست و اقسام آن کدام است؟ همچنین جایگاه هر قانون و رابطه آن با دیگر قوانین به چه صورت است؟ وی ابتدا قانون را به چهار قسمت (قانون ازلی، قانون طبیعی، قانون بشری، و قانون یزدانی) تقسیم کرده و ضمن آن، به واکاوی رابطه برخی از این قوانین با یکدیگر و نیز دایره صلاحیت قانونگذار بشری در امر تقنین و نیز تأثیر قانون در محدودسازی حوزه قدرت سیاسی میپردازد. بررسی موشکافانه این موضوع در هندسه فکر سیاسی آکوئیناس، به فهم دقیق تر الهیات سیاسی مسیحیت قرون وسطا و نیز تأثیرپذیری وی از فیلسوفان مسلمانی همچون فارابی و ابن سینا میانجامد.