فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۵۰۱ تا ۱۹٬۵۲۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۳ زمستان ۱۳۹۵ شماره ۱
64-78
حوزههای تخصصی:
مطالعه ی حاضر با هدف بررسی تعیین اثربخشی گروه درمانی معنوی بر بهبود کیفیت زندگی و سلامت روان در زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به بیمارستان طالقانی شهر تهران انجام شده است. مواد و روش ها: در این پژوهش، از طرح شبه آزمایشی پیش آزمون- پس آزمون، با گمارش تصادفی استفاده شده است. 24 بیمار مبتلا به سرطان پستان، به صورت تصادفی انتخاب شدند و در گروه های آزمایش (12 نفر) و کنترل (12 نفر) قرار گرفتند. برای شرکت کنندگان گروه آزمایش، 12 جلسه ی گروه درمانی معنوی (هر جلسه 90 دقیقه ) برگزار شد. در این پژوهش، از پرسش نامه ها ی سلامت روان و کیفیت زندگی استفاده شد. داده ها ی به دست آمده با روش آماری تحلیل کوواریانس و همچنین نرم افزار آماری spss، تجزیه و تحلیل شد. این پژوهش تمام موارد اخلاقی مرتبط را رعایت نموده است. یافته ها: یافته ها نشان داد، معنویت درمانی به طور معناداری در افزایش کیفیت زندگی و سلامت روان زنان مبتلا به سرطان پستان مؤثر بوده است (05/0P<). به عبارت دیگر، این مداخله توانست میزان کیفیت زندگی و سلامت روان را در گروه آزمایش ارتقا دهد. نتیجه گیری: نتیجه ی این پژوهش نشان داد که معنویت درمانی، منبعی مؤثر برای مقابله با پاسخ های جسمانی و روانی شناخته می شود و این مداخله می تواند در درمان های رایج پزشکی، برای ارتقای کیفیت زندگی و سلامت روان مبتلایان به سرطان پستان به کار برده شود.
ارتباط بین خودتنظیمی هیجانی با کیفیت زندگی در نوجوانان و جوانان همزاد چندتایی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین خودتنظیمی هیجانی با کیفیت زندگی در نوجوانان و جوانان همزاد چندتایی است. روش کار: جامعه آماری تحقیق حاضر، شامل تمامی دوقلوها و چندقلوهای دختر و پسری است که در گروه سنی 30-15 سال عضو جامعه همیار دوقلو هستند که 260 نفر از آنان به روش در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه های دشواری های تنظیم هیجانی و کیفیت زندگی SF36 بود. برای تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد ابعاد دشواری در تنظیم هیجانات از جمله عدم پذیرش پاسخ های هیجانی (r=-0.212)، دشواری دست زدن به رفتار هدفمند (304/0- =r)، فقدان آگاهی هیجانی (466/0- =r)، دسترسی محدود به راهبردهای تنظیم هیجانی (453/0- =r) و فقدان شفافیت هیجانی (600/0- =r) با نمره کیفیت زندگی همبستگی منفی و معنی دار دارد. یعنی با افزایش دشواری تنظیم هیجانی برای ابعاد ذکر شده کیفیت زندگی کاهش داشته است یا به عبارت دیگر با افزایش مهارت های تنظیم هیجانات کیفیت زندگی افزایش می یابد. نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش جهت آگاهی والدین از چگونگی مهارت های خودتنظیمی هیجانی بر کیفیت زندگی چندقلوها می تواند اثر مطلوبی داشته باشد و باعث آموزش الگوهای صحیح خودتنظیمی هیجانی چندقلوها شود. پیشنهاد می گردد کلاس های آموزشی و کارگاه های آموزشی هم برای والدین و هم برای فرزندان همزاد چندتایی در زمینه مهارت های خودتنظیمی هیجانی برگزار شود.
نیازسنجی مسیر شغلی کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۵ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۵۹
97-118
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تعیین نیازهای مسیر شغلی کودکان پیش دبستانی در سال 94-1393 در شهر اصفهان بود. روش پژوهش اکتشافی- توصیفی است. به منظور نیازسنجی 377 نفر از والدین کودکان پیش دبستانی به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. جمع آوری داده ها به وسیله ی پرسشنامه ی 91 سوالی نیازهای مسیر شغلی کودکان پیش دبستانی صورت گرفت(خراسانی،1394). پایایی پرسشنامه براساس آلفای کرونباخ 96/0 گزارش شده و روایی محتوایی آن نیز مورد تأیید است. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش با استفاده از نرم افزارSPSS 16 در دو سطح آمار توصیفی(میانگین و انحراف معیار) و استنباطی(t مستقل) انجام گرفت. پس از تجزیه و تحلیل داده های توصیفی، نیازهای مسیر شغلی کودکان پیش دبستانی به ترتیب اولویت دلبستگی و نیازهای عاطفی کودکان، اعتماد مسیر شغلی، کنترل مسیر شغلی، تأثیر الگویی والدین، خودآگاهی، دغدغه/کنجکاوی مسیر شغلی و افزایش دانش والدین از مسیر شغلی کودکان به دست آمد. همچنین نتایج نشان داد که بین دو جنس دختر و پسر و دامنه سنی 6-5 و 7-6 سال از نظر اولویت نیازهای مسیر شغلی کودکان پیش دبستانی تفاوت معناداری وجود ندارد (0/05>P). کاربرد این پژوهش در برنامه های رشد مسیر شغلی و آموزش مسیر شغلی کودکان پیش دبستانی پیشنهاد می گردد.
اثربخشی درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر خستگی بر ابعاد خستگی روانی در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس(MS): یک مطالعه ی موردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: خستگی یکی از شایعترین مشکلات بیماران مبتلا به ام.اس می باشد که اثرات منفی زیادی بر زندگی آن ها دارد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر خستگی در سه بعد جسمانی، شناختی و اجتماعی خستگی در بیماران مبتلا به ام.اس بود.
روش: در این پژوهش از طرح تک آزمودنی از نوع چند خط پایه ای استفاده شده است. نمونه ی این پژوهش 3 نفر از بیماران مراجعه کننده به انجمن ام.اس بودند که از خستگی شکایت داشتند و ملاک های ورود و خروج پژوهش را دارا بودند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه ی مقیاس تاثیر خستگی بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از درصد بهبودی و اندازه تاثیر استفاده شد.
یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد اندازه تاثیر محاسبه شده در بعد جسمانی مقیاس تاثیر خستگی در مرحله پس از درمان و مرحله پیگیری 45 روزه به ترتیب، 991/. و 989/. است. اندازه تاثیر در بعد شناختی در مرحله پس از درمان و مرحله پیگیری 76/. و در بعد اجتماعی نیز به ترتیب، 83/. و 80/. به دست آمد.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر خستگی در کاهش خستگی جسمانی، شناختی و اجتماعی بیماران مبتلا به ام.اس موثر بوده و می تواند به عنوان یکی از گزینه های تاثیرگذار در کاهش ابعاد جسمانی، شناختی و اجتماعی خستگی در بیماران مبتلا به ام.اس در کنار سایر مداخلات دارویی و غیردارویی مورد استفاده قرار گیرد.
رابطه حافظه دیداری - فضایی با گرایش به تفکر انتقادی و نگرش نسبت به خلاقیت، با توجه به رجحان نیمکره: مبنایی بر تعمیم پذیری کارکردهای شناختی نیمکره راست مغز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به تناقضات اخیر در مورد کارکردهای اختصاصی نیمکره ها، هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه حافظه بینایی فضایی با گرایش به تفکر انتقادی و نگرش نسبت به خلاقیت در دانشجویان با رجحان نیمکره بود. روش تحقیق در این پژوهش از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعه پژوهش عبارت بود از کلیه دانشجویان دانشگاه شهید رجایی که در سال 95-94 مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش شامل 100 نفر از دانشجویان دانشگاه شهید رجایی بود که به صورت در دسترس انتخاب و با استفاده از مقیاس رجحان نیمکره زنهاوسرن غربال شده بودند. برای جمع آوری داده ها از نرم افزار کرسی بلاک، پرسشنامه نگرش نسبت به خلاقیت و پرسشنامه گرایش به تفکر انتقادی ریکتس استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون و آزمون z برای بررسی معناداری تفاوت دو ضریب همبستگی در نمونه های مستقل استفاده شد. نتایج نشان داد که میزان رابطه حافظه دیداری_فضایی و گرایش به تفکر انتقادی در دانشجویان دارای رجحان نیمکره راست بیشتر از دانشجویان دارای رجحان نیمکره چپ است. همچنین مشخص گشت که میزان رابطه حافظه بینایی فضایی و نگرش نسبت به خلاقیت در دانشجویان دارای رجحان نیمکره راست و چپ تفاوتی ندارد. این یافته ها توانستند تاییدی بر نظریه های اخیر در مورد یکپارچگی نیمکره های مغزی در بعضی توانایی های ذهنی مانند خلاقیت باشند.
آموزش برنامه تربیت کودک اندیشمند به مادران و تأثیر آن بر خشم و رابطه با فرزندان
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر، برخی از پژوهشگران شیوه ارتباطی والدین و کودکان و تاثیر آن بر کنترل هیجانات را مورد پژوهش قرار داده اند. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثربخشی آموزش برنامه تربیت کودک اندیشمند بر خشم و رابطه مادران با فرزندان بوده است. در این پژوهش گروه نمونه به صورت در دسترس شامل 50 نفر از مادران دانش آموزان مدارس غیرانتفاعی شهر تهران بود که برای شرکت در کارگاه تربیت کودک اندیشمند اعلام آمادگی نمودند. در این کارگاه ها مادران ضمن آگاهی از روش های مختلف کارآمد و ناکارآمد برخورد با رفتارهای کودک، تمرین هایی را برای بهبود سبک واکنش خود در مقابل رفتارهای چالش برانگیز کودکان انجام دادند. هدف کارگاه، بهبود سبک تربیتی مادران و استفاده از روش های تعاملی کارآمد مانند روش حل مسئله به جای روش های ناکارآمد مانند تنبیه و توبیخ بوده است. کارگاه ها در نُه جلسه بصورت یک جلسه دو ساعته در هفته برگزار می شد. ابزارهای استفاده شده شامل دو پرسشنامه سیاهه رابطه والد- کودک جرارد و سیاهه خشم حالت- صفت اسپیلبرگر بوده است. مادران در یک بررسی اولیه قبل از شروع کارگاه و همچنین در پایان دوره آموزشی به تکمیل پرسشنامه ها پرداختند. داده ها با استفاده از روش اندازه گیری مکرر تجزیه وتحلیل شد. نتایج نشان داد که آموزش برنامه تربیت کودک اندیشمند در بهبود خشم و رابطه مادران با فرزندانشان مؤثر بوده است.
تربیت سیاسی در قرآن با تأکید بر مؤلفه های فاعل، هدف و مانع
حوزههای تخصصی:
قدمت سیاست به دوران شکل گیری جوامع بشری باز می گردد و به موازات بسط و پیچیدگی جوامع، سیاست نیز انقباض و انبساط یافته است. پیامبران الهی، نخستین پیشگامان قانون گذاری در جهت اداره جامعه بوده اند. در اسلام، سیاست، ریشه در وحی داشته و همواره با بخشی از زندگی انسان ارتباط دارد و چون به عمل انسان مربوط می شود، ناگزیر با دین که عهده دار بیان شیوه های زیستن است، تماس پیدا می کند و از این رو یا در تضاد با آن و یا همسوی آن عمل می کند. مراد از تربیت، فراهم کردن زمینه ها برای شکوفایی و به فعلیت رساندن استعدادهای بالقوه انسان می باشد. تربیت سیاسی، تلاش در راه تربیت شهروندانی مسوول و وظیفه شناس و رشد دانش ها، نگرش ها و مهارت های او می باشد. دلیل اینکه قرآن به این مباحث پرداخته، این است که انسان زندگی اجتماعی دارد و نیازمند برقراری ارتباط با دیگران و نظم است، و وقتی که انسان بخواهد به زندگی خودش نظم دهد باید نظام و حکومتی ایجاد کند و این مستلزم مباحث سیاسی است، بنابراین باید انسانها برای چنین شرایطی تربیت شوند.
تحلیل تأثیر ساختار سازمانی بر بهداشت روانی کارکنان
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ساختار سازمانی بر بهداشت روانی کارکنان آموزشکده های فنی و مهندسی انجام گرفت. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان آموزشکده فنی مهندسی کرمانشاه (125نفر) است که به صورت سرشماری به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزارگردآوری داده ها شامل پرسشنامه ساختار سازمانی و پرسشنامه بهداشت روانی (SCL-90- R) بود. با استفاده از ضریب همبستگی،T- test و آزمون کروسکال والیس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین ابعاد مختلف ساختار سازمانی با بهداشت روانی رابطه معنی دار وجود دارد. بین ساختار سازمانی با اضطراب، افسردگی و وسواس کارکنان همبستگی منفی معنی دار وجود دارد. لذا آموزش بکارگیری سبک های مدیریت برپایه ساختار و در نتیجه رشد و توسعه راهبری نیروی انسانی در آموزشکده فنی به منظور دستیابی به جامعه مهندسی سالم پیشنهاد می گردد.
تأثیر ارائة محتوای الکترونیکی با سبک های آموزشی زبانی، دیداری-فضایی و حرکتی-جسمانی گاردنر بر یادگیری، درآموزش ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش و پرورش می کوشد تا به وسیلة آموزش الکترونیک از جدیدترین فناوری ها در یادگیری برای توسعه، بهبود کارآیی، و فراهم سازی عدالت آموزشی بهره گیرد. این پژوهش، با هدف بررسی تأثیر سبک های آموزش مبتنی بر هوش های زبانی، فضایی و حرکتی-جسمانی گاردنر، بر پیشرفت تحصیلی در آموزش ترکیبی انجام گرفت. در این پژوهش 60 نفر از دانش آموزان دختر سال سوم رشتة کامپیوتر هنرستان های کاردانش شهر اصفهان شرکت داشتند، که به طور تصادفی در دو گروه 30 نفری آزمایش و کنترل قرار گرفتند. قبل از پژوهش، دو گروه از نظر نیمرخ هوش های چندگانه و مشخصات زمینه ای مقایسه شدند و تفاوت معنی داری (در سطح05/0p< ) در دو گروه مشاهده نشد. همچنین، از یک پرسشنامة پیشرفت تحصیلی معلم ساخته به عنوان پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. آموزش در هر دو گروه به صورت آموزش ترکیبی انجام شد. در گروه آزمایشی، علاوه بر روش مرسوم، از محتوای الکترونیکی محقق ساخته مبتنی بر هوش های چندگانه استفاده شد. جهت تحلیل داده های آماری از تحلیل کوواریانس چند متغیری استفاده شد. نتایج پژوهش، به طور معنی داری(در سطح05/0p< ) پیشرفت تحصیلی بالاتر دانش آموزانی را که همراه با محتوای الکترونیک با سبک آموزشی فضایی آموزش دیده اند، نسبت به دانش آموزان گروه کنترل نشان می دهد.
مقایسه مثبت اندیشی، رضایت شغلی و کیفیت زندگی حرفه ای دریانوردان و کارمندان خشکی شرکت ملی نفتکش ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش مقایسه مثبت اندیشی، رضایت شغلی و کیفیت زندگی حرفه ای در دریانوردان و کارمندان خشکی شرکت ملی نفتکش ایران بود. روش: طرح پژوهش توصیفی از نوع علی-مقایسه ای و جامعه آماری شامل تمام دریانوردان شرکت ملی نفتکش ایران در بهار سال 1394 به تعداد 2400 نفر و تمام کارمندان مرد خشکی شرکت نفتکش ایران در بهار سال 1394 به تعداد 420 نفر بود که از میان آن ها 150 دریانورد به روش نمونه برداری تصادفی ساده و 240 کارمند خشکی به روش نمونه برداری هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه های مثبت اندیشی اینگرام و وینسکی (1999)، رضایت شغلی اسمیت، کندال و هیولین (1969) و کیفیت زندگی حرفه ای تیموسی، پدروسو، فرنسیسکو و پیلاتی (2008) بود. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد دریانوردان در رضایت شغلی میانگین بالاتری را نسبت به کارمندان خشکی کسب کردند. ولی تفاوت معناداری بین مثبت اندیشی و کیفیت زندگی حرفه ای دریانوردان و کارمندان خشکی دیده نشد. نتیجه گیری: رضایت شغلی گذشته از کیفیت زندگی حرفه ای و سبک-های تفکر مانند مثبت اندیشی از عوامل بسیار زیادی از جمله مزایا و حقوق دستمزد افراد تأثیر می-پذیرد. بنابراین می توان در افزایش رضایت شغلی کارکنان با مشاغل سخت مانند دریانوردی عوامل تأثیرگذار بر رضایت شغلی مانند حقوق و مزایا را هدف قرار داد.
تأثیر آموزش طرز رفتار به والدین بر افسردگی مادران کودکان دارای اختلال تضادورزی کشاکشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره پانزدهم تابستان ۱۳۹۵ شماره ۵۸
185-196
حوزههای تخصصی:
اختلال های رفتاری برونی سازی شده در دوران کودکی، مشکلات هیجانی فروانی را برای والدین به وجود می آورند. یکی از این اختلال ها، اختلال تضادورزی کشاکشی است که سبب مشکلات روانشناختی در والدین این کودکان شده و مدیریت رفتاری کودک را با مشکل مواجه می کند، از این رو مسأله پژوهش حاضر بررسی تأثیرآموزش طرز رفتار به مادران کودکان با اختلال تضادورزی کشاکشی در بهبود علایم افسردگی این مادران است. روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. تعداد 30 نفر از مادرانی که فرزندانشان با اختلال تضادورزی کشاکشی شناسایی شده بودند به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه همتا سازی شدند. ابزارهای پژوهش شامل، پرسشنامه های مرضی کودکان، و افسردگی بک بود. آموزش طرز رفتار به والدین در قالب نه جلسه نود دقیقه ای در گروه آزمایشی اجرا شد. در پایان، دو گروه پرسشنامه افسردگی را به عنوان پس آزمون تکمیل کردند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج بیانگر تأثیر کاربندی آزمایشی بر کاهش، افسردگی (0/05 P< ) مادران کودکان گروه آزمایشی نسبت به گروه گواه بود. یافته ها نشان می دهند که آموزش طرز رفتار، آشفتگی های روانشناختی مادران را بهبود بخشیده و سبب کاهش افسردگی در مادران می شود.
ویژگی های عصب روان شناختی و نظریه ی ذهن در کودکان بیش فعال همراه با نقص توجه و کودکان عادی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ارزیابی عصب روان شناختی جامع علایم موجود در فرد را در نظر می گیرد که بر پایه ی درک ساختار و عملکرد مغز است و باعث درک غنی تر از علایم و در نهایت، منجر به توصیه های درمانی موثرتر می شود. این پژوهش به منظور بررسی ویژگی های عصب روان شناختی و تئوری ذهن و رابطه ی این دو مولفه در کودکان بیش فعال همراه با نقص توجه و مقایسه ی آن ها با کودکان عادی صورت گرفت. روش کار: روش تحقیق این پژوهش، به روش علی مقایسه ای است که به این منظور 25 دانش آموز بیش فعال به روش نمونه گیری در دسترس و 25 دانش آموز عادی به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و از آزمون عصب روان شناختی کانرز و آزمون نظریه ی ذهن برای سنجش دو گروه استفاده شد. یافته ها: نتایج تجزیه و تحلیل آماری با استفاده تحلیل واریانس چند متغیره (مانوا) و تی مستقل و ضریب همبستگی پیرسون نشان دادکه بین دو گروه بیش فعال و عادی از نظر مولفه های نظریه ی ذهن و 3 تا زیرمقیاس آزمون عصب روان شناختی، مشکلات توجه (001/0=P) و کارکردهای اجرایی (0001/0=P) و عملکرد تحصیلی خواندن (027/0=P) تفاوت وجود داشت یعنی کودکان بیش فعال از نظر این 3 مولفه و از نظر نظریه ی ذهن (009/0=P) پایین تر از کودکان عادی عمل کردند اما همبستگی بین ویژگی های عصب روان شناختی و نظریه ی ذهن در دو گروه بیش فعال و عادی ملاحظه نشد. نتیجه گیری: برای ارزیابی تشخیصی کودکان بیش فعال می توان از آزمون های عصب شناختی به عنوان مکمل آزمون های رفتاری استفاده کرد و هم چنین با توجه به نتایج این پژوهش، کودکان بیش فعال، نیازمند برنامه های توان بخشی در مورد عملکرد تحصیلی، مشکلات توجهی، عملکرد تحصیلی خواندن هم چنین تئوری ذهن هستند بنابراین تمهیداتی در این زمینه باید صورت گیرد.
بررسی دانش، نگرش، عملکرد دانش آموزان نسبت به فناوری اطلاعات و موانع استفاده از آن در اوقات فراغت آنان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه دانش و فناوری اطلاعات به مدد پرکردن اوقات فراغت انسان آمده اند و این پژوهش با هدف بررسی دانش، نگرش، عملکرد و موانع استفاده از فناوری اطلاعات در اوقات فراغت دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهر تهران در سال 84-1383 انجام گرفت. روش کار: در این تحقیق توصیفی در سال 84-1383 با استفاده از یک پرسشنامه محقق ساخته 300 دانش آموز با روش نمونه گیری خوشه ای و طبقه ای و با استفاده از جدول مورگان از بین 124000 دانش آموز انتخاب شدند. داده ها با آمار توصیفی و نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها: اکثریت دانش آموزان (2/84%) آشنایی کمی نسبت به فناوری اطلاعات داشتند. اکثریت، نگرش مثبتی نسبت به این فناوری از خود نشان داده اند. رابطه بین میزان دانش و نوع استفاده از فناوری اطلاعات، منفی بوده است ( 169/-R= ) و هم چنین رابطه بین میزان دانش و میزان اسنتفاده آنان از فناوری اطلاعات، مثبت (23/0R=) بوده است. اکثریت آنان عدم انگیزه، محدودیت های تکنولوژی و هزینه های بالای فناوری اطلاعات را مانعی در استفاده از آن می دانستند. نتیجه گیری: به نظر می رسد اکثریت دانش آموزان، شناخت پایینی در استفاده از فناوری داشتند و هزینه های بالا و محدودیت های تکنولوژیکی و عدم انگیزه را در استفاده کم از این فناوری، موثر می دانستند.
اثربخشی آموزش رفتارهای سالم جنسی بر بدکارکردی جنسی زنان معتاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر آموزش رفتارهای سالم جنسی بر کاهش بدکارکردی جنسی زنان معتاد بود. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل زنان معتاد در حال بهبودی در مراکز ترک اعتیاد عطار، سپاهان، پاک مهر و کنگره 60 در سال 1394 در شهر اصفهان بودند. برای انتخاب نمونه، از روش داوطلبانه استفاده شد که درنتیجه بعد از اجرای پرسش نامه، از بین 100 داوطلب، 30 نفر انتخاب شدند و به صورت تصادفی در 2 گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقه ای در جلسات آموزشی شرکت کردند و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکردند. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش رفتارهای سالم جنسی بر کاهش بدکارکردی جنسی زنان معتاد و مؤلفه های آن تأثیر دارد. نتیجه گیری: آموزش رفتارهای سالم جنسی می تواند بر کاهش بدکارکردی جنسی زنان معتاد تأثیر داشته باشد؛ بنابراین می توان از این روش در مراکز ویژه ترک اعتیاد زنان مورداستفاده قرارداد.
نقش سرمایه روان شناختی و رفتار شهروندی سازمانی در پیش بینی رضایت شغلی معلمان مدارس استثنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش سرمایه روان شناختی و رفتار شهروندی سازمانی در پیش بینی رضایت شغلی معلمان مدارس استثنایی شهر کرمانشاه بود.
روش: روش پژوهش، از نوع توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری شامل همه معلمان مدارس استثنایی مقطع ابتدایی شهرکرمانشاه در سال تحصیلی 94-93 بود. حجم جامعه پژوهشی 108 نفربودند و به علت کوچک بودن جامعه، کل آن ها انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، از 3پرسش نامه سرمایه روان شناختی لوتانز، رفتار شهروندی سازمانی پودساکف و رضایت شغلی بری فیلد و روث استفاده شد. داده های پژوهش از طریق شاخص های آمار توصیفی، همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره به روش گام به گام تجزیه وتحلیل شدند.
یافته ها: یافته ها نشان داد بین سرمایه روان شناختی و مؤلفه های آن (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی) با رضایت شغلی، همبستگی مثبت معنی داری وجود دارد. همچنین بین مؤلفه های شهروندی سازمانی، جوانمردی و تواضع با رضایت شغلی به ترتیب همبستگی منفی و مثبت معنی داری وجود دارد. تجزیه و تحلیل رگرسیونی نشان داد مؤلفه جوانمردی و سرمایه روان شناختی کل 25 درصد از واریانس رضایت شغلی را تبیین می کنند.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش، نقش و اهمیت سرمایه روان شناختی و 2مؤلفه جوانمردی و تواضع رفتار شهروندی سازمانی را در پیش بینی رضایت شغلی معلمان یادآور می شود.
اثربخشی معنادرمانی بر کفایت اجتماعی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر اثربخشی معنادرمانی را بر کفایت اجتماعی مورد مطالعه قرار داده است.
روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بود. جامعه ی آماری، دانش آموزان دختر دبیرستانی در سال تحصیلی 94-93 بودند که از میان آن ها با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای 40 نفر انتخاب و به صورت تصادفی، 20 نفر در گروه آزمایش و 20 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش، پرسش نامه ی کفایت اجتماعی فلنر بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین دو گروه وجود دارد و نمرات پس آزمون کفایت اجتماعی در گروه آزمایشی بیش از گروه کنترل شده است.
نتیجه گیری: در مجموع یافته ها نشان می دهند که می توان از معنادرمانی در جهت بهبود کفایت اجتماعی نوجوانان استفاده کرد.
بررسی رابطه سلامت خانواده اصلی با سازگاری زناشویی در زوجین شهر تهران
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه سلامت خانواده اصلی با سازگاری زناشویی بود. شرکت کنندگان پژوهش164نفر از زنان و مردان متأهل (76 زن و 88 مرد) بودند که و با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. پژوهش حاضرغیرآزمایشی ازنوع همبستگی بود. ابزارهای پژوهش پرسشنامه سازگاری زناشویی اسپانیر و مقیاس خانواده ی اصلی بود. یافته های حاصل از این پژوهش نشان داد که سلامت خانواده اصلی با سازگاری زناشویی همبستگی مثبت و معناداری دارد. بنابراین توجه به نتایج حاصل و کاربست آنهادربرنامه های آموزش زناشویی، و مداخله های رشدی و درمانی می تواند حائز اهمیت باشد. در واقع می توان اینگونه نتیجه گرفت که تجارب افراد در خانواده ی اصلی شکل دهنده ی رفتارها و روابط بین فردی و پیش بینی کننده ی کیفیت ازدواج آنها در آینده خواهد بود.
بررسی اثر نوروفیدبک بر میزان اضطراب و جرئت ورزی در افراد مبتلا به اختلال وحشت زدگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف ازآنجام این پژوهش بررسی درمان نوروفیدبک بر میزان جرئت ورزی و اضطراب افراد مبتلا به حمله هراس بود. روش: طرح کلی این پژوهش با توجه به اهداف و فرضیه های آن از نوع نیمه آزمایشی و اجرای پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بوده که بر روی 20 نفر از افرادی که به مراکز مشاوره و درمانی و کلینیک های روان پزشکی شهر تهران در سال 1395 مراجعه نمودند از طریق روش نمونه گیری تصادفی در دسترس از بین مراجعین بر اساس تشخیص بالینی روان پزشک معالج، افراد مبتلا به اختلال هراس شناسایی شدند به صورت گمارش تصادفی انتخاب شدند شرکت کنندگان به دو گروه 10 نفری آزمایش و گواه تقسیم شدند. برای گروه آزمایش درمان نوروفیدبک در 20 جلسه (45 دقیقه ای) انجام گرفت و گروه گواه هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. هر دو گروه در دو مرحله زمانی پیش آزمون و پس آزمون توسط آزمون اضطراب بک جهت تعیین میزان اضطراب و پرسشنامه ابراز وجود گمبریل و ریجی ارزیابی شدند. برای تحلیل داده های به دست آمده از آزمون آماری کوواریانس و تحلیل واریانس چند متغیره استفاده گردید. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که درمان نوروفیدبک، بر کاهش اضطراب و افزایش جرئت ورزی افراد مبتلا به هراس اثر معناداری داشته است (05/0P
تأثیر بازخورد هنجاری بر اجرا و یادگیری تکلیف پرتابی: نقش شایستگی ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین تأثیر بازخورد هنجاری با توجه به سطح شایستگی ادراک شده بر اجرا و یادگیری تکلیف پرتابی در دانش آموزان پسر شهر اهواز بود. به این منظور، 60 نفر به صورت در دسترس و هدفمند انتخاب و در دو گروه شایستگی ادراک شده بالا (15 نفر بازخورد هنجاری و 15 نفر کنترل) و پایین (15 نفر بازخورد هنجاری و 15 نفر کنترل) قرار گرفتند. مرحله اکتساب در دو جلسه متوالی با 100 کوشش (5 بلوک 10 کوششی در هر جلسه) انجام شد. پس آزمون (20 کوشش و بدون ارائه بازخورد) بلافاصله پس از پایان جلسه دوم و آزمون یادداری 48 ساعت بعد انجام شد. نتایج تحلیل واریانس مرکب با اندازه گیری مکرر نشان داد که بازخورد هنجاری در بین گروه شایستگی ادراک شده بالا و پایین دارای تأثیر متفاوتی نبود (05/0
بررسی رابطه خودکارآمدی تحصیلی و هوش معنوی با بهزیستی روانشناختی دانشجویان جندی شاپور اهواز
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین رابطه خودکارآمدی تحصیلی وهوش معنوی با بهزیستی روانشناختی دانشجویان جندی شاپور اهواز بود. پژوهش از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز بودند که از بین آن ها 200 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های خودکارآمدی تحصیلی پاتریک، هیکس و رایان، هوش معنوی کینگ و بهزیستی روانشناختی ریف جمع آوری و با استفاده از ضریب همبستگی به کمک نرم افزار آماری 18-spss مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که تمامی روابط بین خودکارآمدی تحصیلی وهوش معنوی با بهزیستی روانشناختی در سطح مطلوبی معنی دار هستند. براساس یافته های این مطالعه، که آموزش خودکارآمدی تحصیلی و هوش معنوی در افزایش بهزیستی روانشناختی دانشجویان موثر بوده است.