در پژوهش حاضر به منظور بررسی احساس بو و ظرفیت تحریکی فرمالدهید در بخش فوقانی دستگاه تنفسی انسان 31 آزمودنی مشارکت کردند.18غلظت متفاوت فرمالدهید در دامنه ای بین PPb 1000-36/6 به این افراد ارائه شد.نتایج نشان دادکه آستانه مطلق فردی برای احساس بو بین ppb 539-20 با دامنه ای برابر با PPb 47/116 بود.این نتایج کاملاً موافق با نتایجی میباشد که در آزمایشات قبلی (بری لوندوهوگمن‘1988)به دست آمده است. دامنه آستانه مطلق فردی برای احساس بویایی فرمالدهید برابر با ppb87-21 با میانه ای برابر با ppb5/115 میباشد.غلظت‘عامل مهمی در احتمال تشخیص احساس بو و تحریک ناخوشایند میباشد.به طور کلی آستانه بویایی همه آزمودنی ها به طور قابل ملاحظه ای پایین تر از آستانه تحریک آنها بود.نتایج بدست آمده در پژوهش حاضر با نتایج دیگر آزمایش ها که در آنها آستانه تحریک آزاردهنده در غلظتی نزدیک به ppb1200 آغاز میشود‘متفاوت است .نتایج آزمایش حاضر نشان میدهد که احساس تحریک آزاردهنده فرمالدهید در بخش فوقانی دستگاه تنفسی در غلظتی نزدیک به ppb 700 شروع میشود.تفاوت های فردی بسیار زیادی در حساسیت آزمودنی ها وجود دارد که نشانگر این واقعیت است که افراد از نظر حساسیت در سطوح متفاوتی قرار میگیرند.از ویژگی های اصلی احساس تشخیص تحریک آزاردهنده بخش فوقانی دستگاه تنفسی آن است که این احساس همراه با افزایش غلظت شدیداً افزایش و همراه با کاهش غلظت به تدریج کاهش می یابد.رابطه ای خطی بین تشخیص تحریک آزاردهنده گزارش شده در غلظتی بالاتر از ppb Log 2 وجود دارد. آستانه های بویایی وتحریکی زنان به طور معناداری پایین تر از آستانه های بویایی وتحریکی مردان می باشند.
بررسی تفاوتهای جنسیتی در حوزههای متفاوت شناختی و رفتاری در گروههای مختلف دانشآموزان، از جمله مباحث مورد نظر روانشناسان، روانپزشکان و متخصصان تعلیم و تربیت است.
"در این مقاله مبانی و فلسفه بهداشت روانی از دیدگاه اسلام مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.در راستای این هدف ابتدا از دو مفهوم روانشناسی و بهداشت روانی در اسلام سخن بمیان آمده و سپس مفهوم مرکّب""بهداشت روانی اسلامی""تعریف شده است.برای درک دقیق مفهوم مذکور اصطلاحهای قرآنی روح، نفس، و قلب مورد تحلیل قرار گرفت و نتیجهگیری شد که واژه نفس نزدیکترین و گویاترین معادل برای واژه روان در حوزه معرفتی روانشناسی معاصر است.با توجه به معانی و یا معادلهای مذکور واژگانی چند از قرآن کریم استخراج شد و میزان تطابق و یا عدم تطابق آنها با مفهوم بهداشت روانی اسلامی، از یکسو، و موضوع آن، یعنی سلامت نفسانی، از سوی دیگر مورد بررسی و مداقه قرار گرفت.بلوغ اشدّ، سکینه، حیات طیّبه، نفس مطمئنه، قلب سلیم، و رشد اصطلاحاتی هستند که در این زمینه قابل طرح و تأملند.
پس از امعان نظر در هر یک از این مفاهیم، به نظر آمد که سلامت نفسانی طیف گستردهای را در بر میگیرد که در یک سوی آن""انسان سالم""و در سوی دیگر آن""انسان کامل""قرار خواهد گرفت.بدین سان از میان نفس مطمئنه، قلب سلیم، و رشد اصطلاحاتی هستند که در این زمینه قابل طرح و تأملند.
پس از امعان نظر در هر یک از این مفاهیم، به نظر آمد که سلامت نفسانی طیف گستردهای را در بر میگیرد که در یک سوی آن""انسان سالم"" و در سوی دیگر آن""انسان کامل""قرار خواهد گرفت.بدین سان از میان اصطلاحات مذکور واژه""رشد""به عنوان بهترین مفهوم برای تبیین سیر حرکت انسان بسوی کمال انسانی انتخاب شد و این بدان معنی است که به هر اندازه فرد به نقطه آغازین مسیر نزدیک باشد دارای حد اقل معیار سلامت روانی است و، بر عکس، به هر اندازه که از نقطه فاصله میگیرد و به نقطه نهایی نزدیک شود از سلامت روانی و یا کمال بیشتری برخوردار خواهد بود.بر طبق این معیار، سلامت روانی یک نقطه ثابت و یا مرحلهای مشخص از""نردبان بلند کمال انسانی""به حساب نمیآید بلکه طیفی است بسیار وسیع که قلب سلیم، سکینه، حیات طیّبه، و نفس مطمئنه هر کدام در یکی از مراتب آن قرار میگیرند.
در پایان، براساس مقدمات فوق، به راهها و اصول عملی و کاربردی در تأمین سلامت روانی، تحت عنوان روابط چهارگانه ارتباط انسان با خالق هستی، خویشتن خویشتن، خلق و یا همنوعان، و جهان خلقت و طبیعت، به اجمال اشاره و تأکید شده است که در صورت ایجاد ارتباطی متعادل و موزون بین این اجزاء نه تنها سلامت روانی فرد تضمین میشود بلکه ظرفیت آن را دارد تا به قول، استاد سخن شیخ مصلح الدین سعدی، زمینههای وصول او را در""حدّ و مکان آدمیت""فراهم نماید. 1
"