" مقدمه: مطالعات اندکی در رابطه با جنبههای مختلف روانپزشکی تالاسمی ماژور و نیازهای مشاورهای روانپزشکی و اجتماعی بیماران مذکور در دسترس است. هدف مطالعه حاضر، تعیین وضعیت جنبههای مختلف کیفیت زندگی بیماران مبتلا به تالاسمی ماژور بالای 15 سال در استان مازندران در سال 1386 بر اساس سن، جنس، وضعیت تحصیلی و شدت علایم بالینی بیماری است.
روش : این پژوهش، مطالعهای توصیفی- مقطعی است. در این پژوهش از چهار ابزار سنجش جهت جمعآوری اطـلاعات شـامل پرسشنـامه خودسـاخته جمعیتشناختی، پرسشنامه ارزیابی سلامت عمومی با ساختار کوتاه ( SF-36 )، پرسشنامه تجدیدنظرشده فهـرست علایـم 90 سئوالی ( SCL-90-R ) و پرسشنامه بیست سئوالی ارزیابی رضایت از زندگی ( LSI ) استفاده شد.
یافتهها : 687 (08/41%) بیمار تالاسمی ماژور از مجموع دعوتشدگان به مطالعه، پرسشنامههای تحقیقاتی مربوطه را بهطور کامل تکمیل نمودند. بر اساس پرسشنامه ( SF-36 )، 329 نفر (9/47%) برای میزان فعالیتهای جسمی دارای شاخص عالی بودند. بر اساس پرسشنامه ( SCL-90-R )، 446 نفر (9/64%) دارای شاخص کلی بیماری بیشتر از 7/0 و در نتیجه فاقد سلامت روانی بوده و 141 نفر (5/20%) از افراد دارای شاخص کلی بیماری بین 4/0 تا 7/0 و در نتیجه مشکوک به بیماری روانی بودند. در نهایت، 100 نفر (6/14%) دارای شاخص کلی بیماری کمتر از 4/0 بوده و در نتیجه سالم در نظر گرفته شدند. بیماران مذکور دارای میانگین نمرات 95/5 ± 5/20 با محدوده نمرات 2 تا 37 بر اساس پرسشنامه ( LSI ) بودند.
نتیجهگیری : بیماران مبتلا به تالاسمی در معرض ابتلا به انواع مختلف اختلالات روانپزشکی بوده و در نتیجه نیازمند مشاوران روانپزشکی مجرب هستند. "
هدف: بررسی کارکردهای اجرایی در افراد تحت درمان نگهدارنده با متادون.
روش: نمونه مورد مطالعه این پژوهش 25 بیمار تحت درمان نگهدارنده با متادون (گروه آزمایش)، 25 فرد بهنجار (بدون سابقه مصرف مواد) و 25 بیمار در حال پرهیز و محرومیت از مواد (دو گروه کنترل) بودند. سه گروه در متغیرهای سن، جنس و تحصیلات همتا شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه افسردگی بک، پرسشنامه اضطراب حالتی – صفتی اسپیلبرگر و آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین بود.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بیماران دریافت کننده متادون، نسبت به دو گروه دیگر، در آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین عملکرد ضعیف تری دارند. در حالی که مقایسه داده های دو گروه بهبودیافته و بهنجار حاکی از آن بود که عملکرد آنها در آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین تفاوتی ندارد.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش با یافته های قبلی همخوانی دارد و نشان می دهد که افراد مصرف کننده متادون از مشکلات شناختی آشکاری رنج می برند.
هدف این پژوهش هنجاریابی آزمون ماتریس های پیشرونده ریون رنگی کودکان به عنوان یک آزمون هوش عمومی در دانش آموزان گروه های 7 تا 11 سال شهر اهواز بود. در این تحقیق 1492 دانش آموز در پنج گروه 7، 8، 9، 10 و 11 سال به صورت تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. اجرا و نمره گذاری این آزمون بر اساس دستورالعمل استاندارد ریون انجام شد. نتایج ضرایب پایایی بازآزمایی و ضرایب روایی همگرای آزمون فوق با آزمون نقاشی آدمک گودیناف - هریس در کل نمونه و به تفکیک گروه های سنی پنج گانه همگی معنادار بودند. همچنین، نتایج تحلیل واریانس عاملی نشان داد که دانش آموزان 7 تا 11 سال در این آزمون در سطح آماری P<0.0001 با یکدیگر متفاوتند و دانش آموزان پسر و دختر از لحاظ هوش عمومی با یکدیگر تفاوت ندارند. یافته های هنجاری (رتبه های درصدی و نمره های استاندارد) همه حاکی از این است که از آزمون ماتریس های پیشرونده ریون رنگی کودکان می توان به عنوان یک ابزار هوش عمومی در بین دانش آموزان ابتدایی ایرانی برای مقاصد پژوهشی و تخمین هوشبهر انحرافی استفاده کرد.
هدف پژوهش بررسی اثربخشی مؤلفه های راهبردهای یادگیری خودگردان بر خودکارآمدی دانش آموزان پسر پایه سوم دبیرستان بوده است. جامعه آماری شامل تعداد 1093 دانش آموز پایه سوم دبیرستان بود که از این تعداد، 60 نفر به صورت نمونه گیری خوشه ای و تصادفی ساده انتخاب، و به صورت تصادفی در سطوح مختلف متغیر مستقل (چهار سطح) و کنترل قرار داده شدند. به گروه یک راهبردهای شناختی، گروه دو راهبردهای فراشناختی، گروه سه راهبردهای انگیزشی و به گروه چهار راهبردهای مدیریت منابع آموزش داده شد. ابزار به کار رفته در پژوهش، آزمون خودکارآمدی شرر بوده است که به صورت پیش آزمون و پس آزمون بر روی آزمودنی ها اجرا گردید. نتیجه پژوهش نشان داد که آموزش مؤلفه های راهبردهای یادگیری خودگردان بر خودکارآمدی مؤثر بوده و آن را افزایش داده است.
هدف اصلی این پژوهش، ساخت و اعتباریابی یک آزمون فرافکن تصویری برای سنجش دلبستگی کودکان 12-6 ساله بود. روش نمونه گیری تصادفی از یک جامعه در دسترس بود که برای این منظور ابتدا 500 کودک دانش آموز پایه های اول تا پنجم مقطع ابتدایی شهرستان کرج بزرگ توسط «مقیاس دلبستگی کودکان 12-6 ساله» مورد سنجش قرار گرفتند. سپس بر اساس نتایج حاصله از میان 90 کودک ناایمن در دسترس 30 کودک (15 دختر و 15 پسر) تصادفی انتخاب شدند از میان 410 کودک ایمن 30 کودک از نظر جنس، سن، کلاس و منطقه تحصیلی با آنها همتراز گردیدند. آزمون فرافکن روی این 60 کودک اجرا شد. برای ساخت آزمون فرافکن مراحل زیر دنبال شدند: 1- نظرسنجی از کودکان و بزرگسالان 2- تعیین موقعیت های اضطراب زا 3- تعیین حیوانات نقاشی ها و تهیه نقاشی ها 4- تهیه ملاک های محتوایی داستان ها براساس تحلیل محتوا 5- اجرای مقدماتی و اصلی. سه مؤلفة اصلی ایمنی، اضطراب و اجتناب برای بررسی نوع دلبستگی در نظر گرفته شده و 6 موقعیت اضطراب زا تعیین گردید. هر موقعیت در سه مرحلة پیوند، جدایی و بازپیوند کودک- والد ترسیم گردید. در مجموع 18 نقاشی تهیه شد.
اعتبار محتوایی آزمون توسط بررسی منابع موجود و نظر متخصصین تأیید شد. آزمون t مستقل برای بررسی تفاوت میانگین نمرات مؤلفه ها بین دو گروه ایمن و ناایمن در تمام موارد معنی دار بود و روایی افتراقی آزمون را تأیید کرد. یک آزمون محقق ساخته در مورد مشکلات سازگاری و رفتاری کودکان دو گروه اجرا شد و ضرایب همبستگی بین نتایج این آزمون و آزمون اصلی وجود روایی همگرا را تأیید کردند. ضریب همسانی درونی آزمون (آلفای کرونباخ) برای مؤلفه های ایمنی = 816/0، اجتناب = 78/0 و اضطراب 619/0 می باشد که پایایی آزمون را اثبات می کند.
طبق نتایج بدست آمده «آزمون فرافکن دلبستگی در کودکان 12-6 ساله» از پایایی و اعتبار کافی برخوردار می باشد.