در زمینه نقش عوامل هیجانی به ویژه هیجان های منفی در بروز بیماری آسم، تعدادی از مطالعات از وجود ارتباط مثبت بین تجربه هیجانات منفی، بازداری اجتماعی و بیماری آسم حمایت کرده اند. در پژوهش حاضر رابطه هیجان های منفی و بازداری اجتماعی با بیماری آسم و تعامل آنها با عامل جنسیت مورد بررسی قرار گرفته است. برای این منظور تعداد 40 نفر از بیماران آسمی (20 زن و 20 مرد) و 40 نفر از افراد سالم (20 مرد و 20 زن) از طریق همتاسازی با گروه بیمار انتخاب شدند. برای بررسی تفاوت گروه ها در تجربه هیجان های منفی از پرسش نامه شخصیتی نئو استفاده شد. بررسی یافته ها نشان داد که تجربه هیجان های منفی (خشم و خصومت، اضطراب، افسردگی) و بازداری اجتماعی در نزد بیماران مبتلا به آسم بطور معنی داری متفاوت از گروه کنترل است. همچنین یافته ها نشان دادند که زنان در مقایسه با مردان بازداری اجتماعی بیشتری داشته و تمایل به سرکوب هیجان های خود دارند. نتایج نشان دادند که تجربه هیجان های منفی و بازداری اجتماعی نقش مهمی در بروز، تشدید و تداوم آسم دارند. تفاوت جنسیتی تنها در عامل بازداری اجتماعی اثر معنی داری داشت که می توان از آن به عنوان یک عامل خطر برای زنان نام برد. در کل عدم ابراز هیجان های منفی یک عامل تهدید کننده اضافی برای سلامت دستگاه تنفسی زنان است و نه فقط هیجان های منفی تجربه شده.
به منظور بررسی رابطه جو عاطفی خانواده با هویت یابی، خودپنداره و عزت نفس، 156 آزمودنی با روش نمونه گیری تصادفی قشربندی در سه سطح وضعیت اقتصادی- اجتماعی بالا، متوسط و پایین از بین نوجوانان و جوانان 17-28 سال شهر اسلامشهر انتخاب و آزمونهای جو عاطفی محقق ساخته، هویت پلاگ و اچز، خودپنداره بک و عزت نفس کوپر اسمیت در مورد آنها اجرا شد.
پایایی آزمون جو عاطفی از روش زوج و فرد کردن 94/0 بدست آمد. روش پژوهش از نوع همبستگی و
علی- مقایسه ای بود. پس از تجزیه و تحلیل داده ها مشخص شد که بین جو عاطفی خانواده با متغیرهای هویت، خودپنداره و عزت نفس رابطه وجود دارد و مقادیر ضریب همبستگی به ترتیب در سطح آلفای 01/0، 05/0 و 01/0 معنی دار است. همچنین معلوم شد افراد هویت یافته تر دارای جو عاطفی مساعدتری بودند و آزمودنی هایی که دارای جو عاطفی مساعدی بودند از خودپنداره مثبت تر و عزت نفس بالاتری بهره می بردند.
چکیده: این پژوهش با هدف بررسی نگرشهای مذهبی دانشجویان و به دست آوردن رابطهی بین مؤلفههای شناختی، عاطفی و رفتاری آن انجام شده است. سؤال اصلی تحقیق این است که برای تقویت نگرشهای مذهبی جوانان و نوجوانان چقدر و چگونه باید بر هر یک از مؤلفههای سهگانهی آن سرمایهگذاری کرد؟ این تحقیق، به سؤالهای جانبی دیگری نیز دارد. ابزار مورد استفاده، آزمون جهتگیری مذهبی است که آذربایجانی (1382) آن را ساخته، اعتباریابی و پایاییسنجی کرده است. یکی از ویژگیهای این آزمون این است که پرسشهای هفتادگانهی خود را در حوزههای شناختی، عاطفی و رفتاری توزیع کرده است. این آزمون در بین چهار گروه دانشجویی، با نمونهگیری تصادفی اجرا و دادههای آن از طریق نرمافزار spss و بهکارگیری آزمونهای آماری متناسب با هر کدام از سؤالات پژوهش مثل همبستگی، آزمونهای تعقیبی شفه، t، خی دو و تحلیل واریانس یکراهه تحلیل شده است. از جملهی نتایج به دست آمده این است که نگرشهای مذهبی دانشجویان بر خلاف اینکه گاهی، پایین تلقی شده، از آن اظهار نارضایتی میشود، بالا و در محدودهی چارک سوم است؛ حیطههای عاطفی، شناختی و رفتاری، در نگرشهای مذهبی دانشجویان، با یکدیگر رابطهی معنیداری دارند.
"چکیده: هدف از تحقیق حاضر تعیین اثربخشی آموزش صبر بر کاهش اضطراب و افسردگی و افزایش شادکامی است. روش نمونهگیری خوشهای تصادفی است. آزمودنیهای تحقیق 65 نفر از دانشآموزان دختر سال اول متوسطه منطقة 17 آموزش و پرورش شهر تهران میباشند که 22 نفر آنان مضطرب، 23 نفر افسرده و 20 نفر مضطرب ـ افسرده هستند که به طور تصادفی در گروههای آزمایشی و کنترل مضطرب، افسرده و مضطرب ـ افسرده قرار گرفتند؛ آموزش صبر به عنوان مداخله در گروههای آزمایشی سهگانه فوق اجرا شد اما گروههای کنترل، مداخلهای دریافت نکردند.
روش تحقیق روش تجربی (طرح پیشآزمون ـ پسآزمون با گروه کنترل) است. ابزار اندازهگیری در این تحقیق شامل مقیاس سنجش صبر، تست اضطراب زونگ ، تست افسردگی بک و تست شادکامی آکسفورد است که پایایی آنها در این تحقیق به ترتیب 866/0 ,78/0, 87/0و 80/0 بود. نتایج حاصل از پژوهش در سه مرحله پیشآزمون ـ پسآزمون و پیگیری نشان میدهد که «آموزش صبر» منجر به کاهش اضطراب، افسردگی و افزایش شادکامی در هر سه گروه آزمایشی شده است.
بنابراین از «آموزش صبر» میتوان به عنوان یک مداخله در جهت کاهش اضطراب و افسردگی و نیز افزایش سطح شادکامی در نوجوانان مضطرب، افسرده و مضطرب ـ افسرده استفاده نمود."
"هدف: در میان مواد مخدر، ظهور قرصهای روانگردان (اکستاسی) خطر جدیدی است که طرفداران ویژهای میان نوجوانان و جوانان دارد. به نظر میرسد با توجه به جدید بودن قرصهای اکستاسی و نامتشابه بودن عوارض مصرف آن با سایر مواد مخدر، میزان آگاهی و شناخت افراد جامعه مورد مطالعه از آن کم باشد، لذا هدف این تحقیق شناخت میزان آگاهی دانشآموزان از اثرات قرصهای جنونآور است.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی و مقطعی بر روی 154 دانشآموز پایه سوم دبیرستان از منطقه 9 تهران که به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شده و میزان آگاهی آنان در زمینه موضوع تحقیق با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته سنجیده شده صورت گرفت. روایی پرسشنامه از طریق روایی صوری با نظر متخصصین و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و ارزیابی همسانی درونی سئوالات انجام و مقدار ضریب 85/0 بود که مطلوب میباشد. برای تحلیل دادهها از ضریب همبستگی و آزمون مان ویتنی استفاده شد.
یافتهها: دانشآموزان به 7/14 درصد پرسشها پاسخ غلط و به 38 درصد آنها پاسخ نمیدانم داده و هر دانشآموز به طور متوسط به 2 سئوال پاسخ غلط داده و پاسخ درست را بهخوبی نمیدانست. میزان آگاهی کلی دانشآموزان دختر و پسر اختلاف معنادار نداشت (573/0=P). همچنین رابطه معناداری بین میزان آگاهی دانشآموزان از آثار مصرف و عوارض سوء قرص اکس و جنسیت آنان وجود ندارد (572/0=P).
نتیجهگیری: میزان آگاهی و شناخت دانشآموزان از علائم مصرف و عوارض سوء قرصهای اکس در سطح پایینی (3/47 درصد) قرار دارد."
"پژوهش حاضر به منظور مقایسه عملکرد دختران و پسران در خرده آزمونهای شناختی، معنایی- نمادی آزمون میکر در دانش آموزان پایه های سوم تا پنجم ابتدایی انجام شد. نمونه پژوهش 292 دانش آموز دختر و پسر را شامل بود. آزمون ساختار هوش میکر 5 خرده آزمون، معنایی- نمادی است که بر اساس الگوی چند عاملی و شناخته شده هوش گیلفورد (1959) ساخته شده است. یافته های مرتبط با تحلیل واریانس چند متغیری نشان داد که تفاوت معنی داری میان پسران و دختران در خرده آزمونهای میکر وجود دارد (001/0P<). همچنین نتیجه تحلیل واریانس معمولی دوگروه در متغیرهای cmr، cmu، css، csr و cms نشان داد که در بیشتر خرده آزمونها تفاوت میان دختران و پسران معنی دار است (001/P<)، اما در بعضی خرده آزمونها این تفاوت معنی دار نیست. برای روایی ملاک از روش روایی همزمان استفاده شد، به این ترتیب بین خرده آزمونهای آزمون میکر و ارزیابی معلم از دانش آموز رابطه معنی داری وجود داشت (001/0p<). نتایج داده های توصیفی نشان داد که میانگین های پسران در همه خرده آزمون ها بالاتر از دختران بود. بر اساس یافته های پژوهش پیشنهاداتی برای بهبود توانایی های شناختی ارائه شد.
"
هدف این تحقیق تعیین میزان اعتیاد پذیری دانش آموزان پسر دوره متوسطه نظری شهرستان فریدن وتعیین سهم هریک از عوامل سلامت روانی(عدم وجود نشانه های جسمی، اضطراب، ناسازگاری اجتماعی وافسردگی)، مشخصات فردی وجمعیت شناختی،عوامل خانوادگی وعوامل مربوط به مدرسه و همسالان در پیش بینی اعتیاد پذیری دانش آموزان پسر دوره متوسطه نظری شهرستان فریدن بود. نمونه پژوهش عبارت بود از مجموع دانش آموزان 10 کلاس ازدبیرستانهای پسرانه دوره متوسطه نظری شهرستان فریدن که به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده از بین 50کلاس این شهرستان در سال تحصیلی85-84 انتخاب شدند(232=N). برای ارزیابی سلامت روانی از فرم 28 سؤالی پرسشنامه سلامت عمومی(GHQ)، برای اندازه گیری استعداد اعتیاد ازخرده مقیاس استعداد اعتیادِ پرسشنامه سنجش اعتیاد و برای سنجش مشخصات فردی وجمعیت شناختی ، عوامل خانوادگی وعوامل مربوط به مدرسه و همسالان از 3 پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیل رگرسیون گام به گام مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که 8/63 % دانش آموزان پسر دوره متوسطه نظری شهرستان فریدن استعداد بسیار کمی برای ابتلا به اعتیاد دارند(نمرات 18-1)، 20 % آنها استعداد کمی برای ابتلا به اعتیاد دارند(نمرات 20-19)، 1/ 8% آنها استعداد متوسطی برای ابتلا به اعتیاد دارند(نمرات 22-21)، 7/5% استعداد زیادی برای ابتلا به اعتیاد دارند (نمرات 24-23) و 4/2% آنها استعداد بسیار زیادی برای ابتلا به اعتیاد دارند(نمره 25 و بالاتر). نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نیز نشان دادکه سلامت روانی می تواند به طور معنی داری استعداد اعتیاد دانش آموزان پسردوره متوسطه نظری را پیش بینی کند(0/00 (P=، اما اضافه شدن هریک از متغیرهای مشخصات فردی و جمعیت شناختی، عوامل خانوادگی و عوامل مربوط به مدرسه و همسالان به معادله باعث افزایش معنی دار قدرت پیش بینی استعداد اعتیاد دانش آموزان پسردوره متوسطه نظری نمی شود
پژوهش حاضر به دنبال بررسی رابطه و سهم نسبی انواع بدرفتاری والدین در تبیین افسردگی بوده است.به همین منظور تعداد 131 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده از بین جامعه بیماران افسرده مراجعه کننده، به مراکز مشاوره شهر اصفهان طی سالهای 85- 84 انتخاب و مطالعه شده اند.برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه افسردگی بک و مقیاس خود گزارشی کودک آزاری محمد خانی استفاده شد.بخشی از نتایج به دست آمده حاکی از آن است که ازبین انواع بد رفتاری والدین در دوران کودکی مرتبط با افسردگی، بدرفتاری عاطفی(23./.)، بدرفتاری جسمی (27./.)، بدرفتاری جنسی (32./.) تبیین کننده افسردگی بیماران بزرگسال مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اصفهان بوده اند.
"هدف از این مطالعه تعیین میزان سخت رویی در دستیاران تخصصی به تفکیک رشته تحصیلی، سن، جنس، وضعیت تاهل و نیز تعیین رابطه سخت رویی با مؤفقیت تحصیلی بوده است.
این مطالعه مقطعی بر 194 دستیار که در سال دوم رشته های مختلف تخصصی پزشکی مشغول تحصیل بودند، به شیوه هدفمند انجام شد.به جهت اینکه دستیاران سال اول برخی رشته های تخصصی مجبور به گذراندن دوره داخلی یاMPH بودند، و عملاً در رشته تخصصی خود وارد نشده بودند و دستیاران سال سوم وچهارم ارشد محسوب می شوند، دستیاران سال دوم به عنوان نمونه انتخاب شدند. این افراد پرسشنامه دموگرافیک و پرسشنامه 50 سؤالی سنجش مقیاس سخت رویی کوباسا را تکمیل کردند، که مؤلفه های چالش، تعهد و کنترل را شامل می شد. یافته های حاصل از پژوهش نشان داد میانگین نمره سخت رویی به طور کلی 09/11 ± 91/63 بوده که بهترین نمره اکتسابی 100 و کمترین آن 0 است. 6/24 درصد افراد در چارک اول و 7/25 درصد در چارک چهارم قرار گرفتند. دستیاران رشته های جراحی مغز و اعصاب، روان پزشکی و طب اورژانس بالاترین نمره در سخت رویی را داشتند. جنسیت با مؤلفه کنترل سخت رویی رابطه معنادار داشت (009/0(P=، به این ترتیب که مردان در این مؤلفه امتیاز بیشتری داشتند. نسبت به زنان بین سخت رویی و مؤلفه های تعهد و کنترل آن با تاهل نیز رابطه معنادار وجود داشت (04/0 P=،002/0P=،005/0 (P=.تعهد و داشتن فرزند نیز از نظر آماری معنادار بود(014/0(P=.
با توجه به نقش مهم سخت رویی در تعدیل استرس، ایجاد دوره های آموزشی در جهت ارتقای سطح آن امری ضروری به نظر می رسد. به این ترتیب می توان دستیاران را در جهت اتخاذ شیوه های مقابله ای صحیح یاری کرد تا علاوه بر ارتقاء سطح بهداشت روانی، میزان رضایت شغلی و کیفیت مراقبت آنها از بیماران افزایش یابدو از میزان آسیب های روانی، جسمی و فرسودگی شغلی در آنها کاسته شود.
"
هدف این پژوهش هنجاریابی آزمون ماتریس های پیشرونده ریون رنگی کودکان به عنوان یک آزمون هوش عمومی در دانش آموزان گروه های 7 تا 11 سال شهر اهواز بود. در این تحقیق 1492 دانش آموز در پنج گروه 7، 8، 9، 10 و 11 سال به صورت تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. اجرا و نمره گذاری این آزمون بر اساس دستورالعمل استاندارد ریون انجام شد. نتایج ضرایب پایایی بازآزمایی و ضرایب روایی همگرای آزمون فوق با آزمون نقاشی آدمک گودیناف - هریس در کل نمونه و به تفکیک گروه های سنی پنج گانه همگی معنادار بودند. همچنین، نتایج تحلیل واریانس عاملی نشان داد که دانش آموزان 7 تا 11 سال در این آزمون در سطح آماری P<0.0001 با یکدیگر متفاوتند و دانش آموزان پسر و دختر از لحاظ هوش عمومی با یکدیگر تفاوت ندارند. یافته های هنجاری (رتبه های درصدی و نمره های استاندارد) همه حاکی از این است که از آزمون ماتریس های پیشرونده ریون رنگی کودکان می توان به عنوان یک ابزار هوش عمومی در بین دانش آموزان ابتدایی ایرانی برای مقاصد پژوهشی و تخمین هوشبهر انحرافی استفاده کرد.
هدف پژوهش حاضر بررسی میزان و رابطه معنویت، استرس شغلی، تعهد سازمانی و رضایت شغلی در پرستاران شهر تهران بود. بدین منظور از یک طرح پژوهشی توصیفی از تحلیل رگرسیون استفاده شد. با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، نمونه ای شامل 397 پرستار (307 زن، 75 مرد) از بیمارستان های تهران انتخاب شدند. آنها چهار پرسشنامه معتبر معنویت و مراقبت معنوی، استرس شغلی، تعهد سازمانی و رضایت شغلی را تکمیل کردند. نتایج نشان داد که پرستاران رضایت شغلی کم و در عین حال تعهد سازمانی متوسط و بالاتر از متوسط و همچنین احساس معنوی و مراقبت معنوی بالا و استرس شغلی بالاتر از متوسط داشتند. نتایج ضرایب همبستگی و تحلیل رگرسیون حاکی از آن بود که استرس شغلی با سه متغیر دیگر پژوهش رابطه منفی دارد. علاوه بر این، معنویت، تعهد سازمانی و استرس شغلی پیش بین های معناداری (P<0.05) برای رضایت شغلی پرستاران بودند.
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه سرعت خواندن خط بریل با دست چپ و دست راست با توجه به دست برتری در میان دانش آموزان نابینای شهر تبریز که در مقطع دبیرستان مشغول به تحصیل بودند، انجام شده است. روش: در راستای هدف فوق، 27 دانش آموز دختر و پسر دبیرستانی (شامل 8 دختر و 19 پسر) با میانگین سنی 19سال و 8 ماه که 14 نفر آنها راست دست و 13 نفر آنها چپ دست بودند، از میان کلیه دانش آموزان نابینای مشغول به تحصیل در دبیرستان نابینایان شهید مرادی شهر تبریز که از خط بریل استفاده می کنند، به طور تصادفی انتخاب شدند. کلیه آزمودنی ها به گویه های پرسشنامه دست برتری ادینبورگ (اولدفیلد، 1971) پاسخ دادند. همچنین همه آزمودنی ها به صورت انفرادی، متنی با عنوان "پوشه یک ورقی" شامل 357 کلمه را که به بریل نوشته شده بود، در یکی از سه موقعیت (با هر دو دست، فقط با دست راست و فقط با دست چپ) خواندند و سرعت خواندن آنها با دستگاه زمان سنج بر اساس تعداد کل کلمات در ثانیه اندازه گیری شد. یافته ها: پس از اجرای آزمونها به صورت انفرادی و استخراج زمان صرف شده برای خواندن کل متن، آزمودنی ها بر اساس بهره برتری جانبی (LQ) به دو گروه راست دست و چپ دست تقسیم شدند. برای تحلیل از آزمون ناپارامتری فریدمن استفاده شد و نتایج نشان داد که سرعت بریل خوانی به هنگام استفاده از هر دو دست، نسبت به سایر موقعیت ها (بدون در نظر گرفتن دست برتری) به طور معناداری بیشتر بود. همچنین بر اساس نتایج آزمون U من ویتنی، میان سرعت بریل خوانی در افراد چپ دست و راست دست تفاوت معنادار وجود داشت، به طوری که سرعت بریل خوانی افراد چپ دست و راست دست به هنگام استفاده از دست چپ بیشتر بود، ولی این تفاوتها با توجه به نتایج آزمون کروسکال والیس در دو جنس معنادار نبود. نتیجه گیری: سرعت بریل خوانی به هنگام استفاده از هر دو دست، بدون در نظر گرفتن دست برتری بیشتر است. همچنین سرعت بریل خوانی، با دست چپ بیشتر از سرعت بریل خوانی با دست راست است.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی جنبه هایی از مقوله روانی کلام در افراد مبتلا به اسکیزوفرنیا و مقایسه آن با افراد سالم انجام شد تا بتوان علایم ثابتی از اختلالات گفتاری و زبانی و شدت آنها ارایه کرد و سپس به کمک آن آزمون های گفتاری – زبانی دقیق تری تهیه نمود و جنبه های آسیب دیده زبانی و گفتاری را شناخت.
روش: در این پژوهش تحلیلی – مقطعی با استفاده از بخش گفتار خودبه خودی آزمون زبان پریشی فارسی با دو گروه 22 نفره از افراد مبتلا به اسکیزوفرنیا و سالم (17 مرد و پنج زن در هر گروه) مصاحبه شد. در پاسخ به هر سؤال ویژگی های روانی کلام (مکث پر و خالی، تکرارهای نابجا و درصد تصحیح خودبه خودی) بررسی گردید. داده ها با نرم افزار SPSS 5/11 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: گروه سالم و بیمار در میانگین درصد مکث پر و خالی با هم تفاوتی نداشت. اما میانگین درصد تکرار نابجا و تصحیح خودبه خودی تفاوت معنی دار داشت (001/0p<). در خرده آزمون های تفکیکی برای مکث پر و مکث خالی، با توجه به مرزهای نحوی و معنایی، فقط در گروه مبتلا به اسکیزوفرنیا تفاوت آماری معنی دار مشاهده شد. در مبتلایان تفاوت های درصد مکث پر قبل از تکواژ محتوایی نسبت به تکواژ دستوری (01/0p<)، درصد مکث پر در اول جمله قبل از تکواژ محتوایی نسبت به تکواژ دستــوری (05/0p<) و درصد مکث خالی در اول جمله و وسط جمله و نیز قبل از یک تکواژ محتوایی نسبت به تکواژ دستوری (001/0p<) معنی دار بود.
نتیجه گیری: کمی حجم نمونه و استفاده از متغیرهای وابسته به بافت ممکن است در یافت نشدن تفاوت معنی دار برای برخی از متغیرها نظیر مکث مؤثر بوده باشد. اما وجود تفاوت معنی دار در متغیرهای تقریباً مستقل از تاثیرات بافت (مثل تکرار نابجا) می تواند تاییدی بر یافته های سایر محققان مبنی بر آسیب روانی کلام در افراد مبتلا به اسکیزوفرنیا و شاید وجود یک آسیب عصبی باشد.