فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۳٬۹۲۱ تا ۲۳٬۹۴۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه: در سال های اخیر، متخصصان در زمینه اختلال وسواسی- اجباری به دنبال ارزیابی و مقایسه اعتبار و کارایی مداخلات روان شناختی و درمان دارویی هستند. در این خصوص فرا تحلیل با یکپارچه کردن نتایج حاصل از انجام تحقیقات مختلف، میزان اندازه اثر روش درمان را مشخص می نماید.
هدف: پژوهش حاضر نیز بر آن است تا با استفاده ی الگوی پژوهشی فرا تحلیل، میزان اثرگذاری مداخلات روان شناختی و دارو درمانی را بر کاهش نشانه های وسواس فکری- عملی مورد بررسی قرار داده است.
روش: بدین منظور 40 پژوهش که از لحاظ روش شناسی مورد قبول بود، انتخاب و فرا تحلیل بر روی آن ها انجام گرفت. ابزار پژوهش عبارت از چک لیست فرا تحلیل بود.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد میزان اندازه اثر مداخلات روان شناختی بر کاهش نشانه وسواس فکری- عملی 88/1 d= بود (001/0 p≤). همچنین نتایج پژوهش نشان داد میزان اندازه اثر مداخلات دارو درمانی بر کاهش نشانه های وسواس فکری- عملی11/1d= بود (001/0 p≤).
بحث و نتیجه گیری: پژوهش نشان داد میزان اندازه اثر مداخلات روان شناختی و دارو درمانی بر کاهش نشانه های اختلال وسواسی- اجباری مطابق جدول تفسیر اندازه اثر کوهن در حد بالا می باشد.
رابطه سلامت روان و کیفیت زندگی در افراد وابسته به مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افراد وابسته به مواد دچار مشکلات زیادی شده که باعث اختلال در روند کیفیت زندگی آنان میشود. پژوهش حاضر با هدف تعیین ارتباط سلامت روان و کیفیت زندگی افراد وابسته به مواد صورت گرفت. روش: درقالب یک مطالعه توصیفی-تحلیلی150 نفر از وابستگان به مواد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد رشت به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه سلامت عمومی و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی گردآوری و با استفاده از ضریب همبستگی اسپیرمن و رگرسیون تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین کیفیت زندگی و سلامت روان وابستگان به مواد ارتباط معناداری وجود دارد. نتایج رگرسیون نشان داد که بسیاری از حیطه های کیفیت زندگی با سلامت روان همبستگی معنا داری دارد. حیطهی سلامت روان کیفیت زندگی با سه حیطهی اضطراب، بدکنشی اجتماعی و افسردگی همبستگی معنادار نشان داد. همچنین، حیطهی سلامت جسمانی کیفیت زندگی با حیطهی جسمانی سازی سلامت روان همبستگی معنادار نشان داد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش، به نظر میرسدکه میتوان با بهبود کیفیت زندگی، سلامت روان افراد وابسته به مواد را افزایش داد.
مقایسه اثربخشی چهار روش پیشگیری از سوء مصرف مواد مخدر بر نگرش و عزت نفس دانش آموزان مجتمع های فرهنگی، تربیتی و خوابگاهی کمیته امداد امام خمینی(ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی 4 روش پیشگیری از سوءمصرف موادمخدر به روش شناختی ـرفتاری اجتماعی، آموزش مهارت های زندگی، ارائه پوستر و ارسال پیام کوتاه بر تغییر نگرش و بهبود عزت نفس دانش آموزان انجام شده است. روش: در یک طرح شبه آزمایشی تعداد 150 دانش آموز از بین دانش آموزان ساکن در مجتمع های خوابگاهی کمیته امداد استان چهارمحال و بختیاری سال تحصیلی90-1389 انتخاب و به صورت تصادفی در 4 گروه آزمایش و 1 گروه گواه گمارده شدند (هر گروه 30 نفر) و طی مراحل پیش آزمون و پس آزمون پرسشنامه های نگرش نسبت به سوءمصرف مواد و عزت نفس در گروه های انتخابی اجرا شد. داده ها از طریق تحلیل کواریانس و آزمون تعقیبی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان دادند که روش های پیشگیری بر تغییر نگرش نسبت به سوءمصرف مواد و بهبود عزت نفس دانش آموزان موثر بوده اند. در عین حال، نتایج آزمون تعقیبی LSD بیانگر آن بود که هر 4 روش پیشگیری با اثربخشی متفاوت بر تغییر نگرش نسبت به سوءمصرف مواد مخدر موثر بوده اند، در حالی که تنها روش های آموزش شناختی ـ رفتاری اجتماعی و آموزش مهارت های زندگی بر بهبود عزت نفس موثر بودند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج می توان چنین استنباط کرد که هر 4 روش پیشگیری می تواند موجب ایجاد نگرش منفی نسبت به مواد مخدر شوند.
خلاقیت و نوآوری
منبع:
رادیو دی ۱۳۹۱ شماره ۶۶
حوزههای تخصصی:
بررسی اثربخشی آموزش مهارت های فرزندخواندگی بر کاهش تنیدگی و تغییر سبک های مقابله ای زوجین متقاضی فرزند(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه به واسطهی افزایش میزان ناباروری زوجها و بیسرپرستی کودکان، فرزندخواندگی بیشتر در کانون توجه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های فرزندخواندگی برکاهش تنیدگی و تغییر سبک های مقابله ای زوجین متقاضی فرزندخواندگی انجام گرفته است.
روشکار: پژوهش حاضر از نوع طرحهای نیمهآزمایشی است. جامعهی پژوهش شامل تمام زوجین متقاضی فرزندخواندگی بوده که از خرداد 88 لغایت خرداد 89 به سازمان بهزیستی خراسان رضوی مراجعه نمودهاند. زوجین واجد معیارهای پژوهش به شیوهی نمونهی در دسترس انتخاب و پرسشنامهی اضطراب کتل و سبک های مقابله ای لازاروس و فولکمن را تکمیل نمودند. از بین ایشان تعداد 14 زوج دارای نمره ی خام بیشتر از 35 در تست اضطراب و سبک مقابلهی هیجانمدار در پرسشنامهی سبکهای مقابله بودند، انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد جایگزین شدند. سپس 8 جلسهی آموزش مهارتهای فرزندخواندگی برای گروه آزمون اجرا گردید. گروه شاهد روند عادی مراحل اداری را سپری نمودند. بعد از اجرای مداخله، میزان تنیدگی و سبکهای مقابلهی دو گروه مجددا اندازهگیری و 6 هفته بعد آزمون پیگیری روی گروه آزمون اجرا شد. دادهها با استفاده از آزمون های آماری تحلیل کوواریانس یک سویه و تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل گردید.
یافتهها: بین دو گروه آزمون و شاهد، از نظر تفاوت نمرات در دو ﺁزمون اضطراب کتل (05/0P≤) و سبکهای مقابله (05/0P≤) تفاوت مثبت و معنیداری وجود داشت.
نتیجهگیری: آموزش مهارت های فرزتدخواندگی میتواند موجب کاهش میزان تنیدگی زوجین متقاضی فرزند گردیده و باعث شود که این افراد در مقابله با تنیدگی، بیشتر از سبک های مقابلهی مسئلهمدار استفاده کنند.
گزارش یک مورد اختلالات رفتاری و تغییر شخصیت ناشی از انسفالیت هرپسی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: انسفالیت با نقایص روانیعصبشناختی همراه است. تغییرات شخصیتی و رفتاری در 60-40 درصد موارد انسفالیت هرپسی دیده میشود. مقالهی حاضر به گزارش یک مورد تغییرات رفتاری و عوارض عصبشناختی به جا مانده از انسفالیت هرپسی بهبود یافته میپردازد.
معرفی مورد: بیمار پسر 17 سالهای است که بعد از ابتلا به انسفالیت هرپسی دچار بیقراری، پرخاشگری، استریوتایپی و رفتارهای تکانشی منجر به افت عملکرد و بستریهای مکرر شده بود که آخرین نوبت بستری و ارایهی گزارش مورد، آبان و آذر 1389 میباشد. در تصویربرداری با رزونانس مغناطیسی (MRI)، آتروفی نواحی فرونتوتمپورال و درالکتروانسفالوگرام امواج شبه تشنجی مشهود بود. بیمار اشکال در عملکرد هوشی و ضعف در یادگیری داشت.
نتیجهگیری: بیمار تابلوی تغییرات شخصیتی و رفتاری و اختلال یادگیری پس از انسفالیت را نشان میدهد. مطالعات پیگیرانه با حجم نمونهی بالاتر میتواند اطلاعات بیشتر از نقایص بعد از انسفالیت در اختیار درمانگران قرار دهد.
مطالعه ی مبتنی بر مدل کلونینجر: مقایسه ی عامل های سرشت و منش اقدام کنندگان به خودکشی با افراد بهنجار(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه:با توجه به آمارهای اعلام شده از سوی سازمان بهداشت جهانی، خودکشی یکی از علل اصلی مرگ در جمعیت عمومی به ویژه افراد جوان
میباشد. با توجه به تاثیرات زیانبار روانی، اجتماعی و اقتصادی آن، لزوم بررسی همهجانبهی علل زیربنایی و به پیرو آن ایجاد راهکارهای عملی جهت پیشگیری از این معضل بداشت روانی بیش از پیش مشخص میگردد. این پژوهش با هدف بررسی ابعاد سرشتی و منشی افراد اقدامکننده به خودکشی انجام پذیرفته است.
روشکار: در این مطالعهی علی-مقایسهای، 30 بیمار بستری در بیمارستان رازی تبریز که در پاییز و زمستان سال 1390 در پی اقدام به خودکشی به مرکز ارجاع داده شده بودند، به صورت تصادفی در دسترس انتخاب شده و پس از کسب رضایت بیمار، پرسشنامهی سرشتی و منشی کلونینجر (TCI-125) را تکمیل نمودند. گروه شاهد شامل 30 فرد سالم فاقد سابقهی تشخیص روانپزشکی نیز پرسشنامه را تکمیل نمودند. دادههای به دست آمده با استفاده از روش تحلیل واریانس چندمتغیره بررسی گردیدند.
یافتهها:بنا بر نتایج، گروه اقدامکننده به خودکشی به طور معنیداری نمرات بالای نوجویی و نمرات پایینتر خودراهبری و همکاری را در مقایسه با گروه شاهد نشان دادند (001/0>P).
نتیجهگیری: این مطالعه در راستای پژوهشهای معطوف به بررسی ابعاد شخصیتی زیربنایی دخیل در اقدامات خودکشی، میتواند در جهت شناخت
دقیقتر عوامل دخیل در این پدیده و ارایهی راهکارهای مناسب جهت پیشگیری و درمان، یاریرسان باشد.
تحلیل تأثیر فن آوری اطلاعات و سرمایه فکری بر کارآفرینی سازمانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
یکی از شاخه های اصلی کارآفرینی، کارآفرینی در سازمان است که بدون شک سهم چشم گیری در توفیق و تعالی سازمان ها دارد. بسیاری از سیاست های سازمان ها که برای توسعه کارآفرینی تدوین می گردد، با فن آوری های اطلاعاتی مرتبط است. از سوی دیگر تلاش های کارآفرینی در سازمان با سرمایه فکری اثربخش تر گشته و می تواند، مزیت های رقابتی را افزایش داده و عمکرد کلی شرکت را بهبود ببخشد. لذا، هدف از این تحقیق، تحلیل تأثیر فن آوری اطلاعات و سرمایه فکری بر کارآفرینی سازمانی است. تحقیق حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش، همبستگی است. جامعه آماری تحقیق شامل 172 نفر از کارکنان شرکت سبحان انکولوژی بودند که به صورت تصادفی طبقه ای و با استفاده از فرمول کوکران نمونه آماری تحقیق، 119 انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسش نامه مارتینز لورنز و همکاران (2004) برای سنجش فن آوری اطلاعات، و از پرسش نامه سرمایه فکری بونتیس (1998) و پرسش نامه کارآفرینی سازمانی اوزدمیرسی (2011) استفاده شده است. روایی (محتوا، همگرا، واگرا) و پایایی (بار عاملی، ضریب پایایی مرکب، ضریب آلفای کرونباخ) پرسش نامه ها حاکی از آن هستند که ابزارهای اندازه گیری از روایی و پایایی خوبی برخوردار هستند. نتایج حاصل از آزمون فرضیات توسط نرم افزار SMART-PLS و با استفاده از آماره آزمون t و ضرایب مسیر (β)، نشان داد که متغیر فن آوری اطلاعات بر سرمایه فکری تأثیر معنی دار و قوی دارد. سرمایه فکری بر کارآفرینی سازمانی تأثیر معنی دار و ضعیفی دارد، اما، فن آوری اطلاعات بر کارآفرینی سازمانی تأثیر معنی دار و متوسط دارد. هم چنین، فن آوری اطلاعات می تواند، به عنوان متغیر تعدیل کننده اثر مثبت سرمایه فکری بر کارآفرینی سازمانی را افزایش دهد.
تأثیر چند رسانه ای بر میزان یادگیری و یادداری درس لوحه نویسی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی «تأثیر چند رسانه ای بر میزان یادگیری و یادداری درس لوحه نویسی فارسی» انجام گرفت. جامعه آماری این پژوهش عبارت است از: کلیه دانش آموزان پایه اول ابتدایی شهر تهران که در سال تحصیلی 90-89 مشغول به تحصیل بوده اند و از بین جامعه مذکور به منطقه ی یک به صورت تصادفی انتخاب و سپس نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای 40 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند که 20 نفر در گروه آزمایش و 20 نفر در گروه کنترل قرارگرفتند. روش انجام این پژوهش، شبه آزمایشی و طرح پژوهشی مورد استفاده، طرح پیش آزمون– پس آزمون با گروه کنترل بوده است. ابتدا محققان با استفاده از آزمون محقق ساخته از هر دو گروه پیش آزمون به عمل آورد؛ سپس در گروه آزمایش به آموزش لوحه نویسی با استفاده از چند رسانه ای محقق ساخته مبتنی براصول طراحی چند رسانه ای، پرداخته و در گروه کنترل معلم همان لوحه مورد نظر را با روش سنتی تدریس کرد. در پایان از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. نتایج پژوهش دال بر افزایش یادگیری سمت شناسی، افزایش یادداری سمت شناسی، افزایش یادگیری مهارت هماهنگی چشم و دست، افزایش یادگیری تشخیص شکل لوحه در مقایسه با گروه کنترل است و در نهایت تأثیر چند رسانه ای را بر یادگیری تأیید می کند؛ در حالی که آزمون فرضیه ها، افزایش یادداری هماهنگی چشم ودست، افزایش یادداری تشخیص شکل لوحه را تأیید نمی کند. بر این اساس تأثیر چند رسانه ای بر یادداری تأیید نشد. بنابراین چند رسانه ای ها می توانند بر یادگیری درس لوحه نویسی فارسی مؤثر باشند اما لزوماً بر یادداری آن در دراز مدت تأثیری ندارند.
رابطه ابعاد شخصیت مادران با اختلال های برونی سازی و درونی سازی دختران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعات نشان داده است که ابعاد شخصیتی مادر در ابتلای فرزندان به اختلال های برونی سازی و درونی سازی نقش دارند. هدف از این مطالعه پیش بینی اختلال های برونی سازی و درونی سازی دختران بر اساس ابعاد شخصیتی مادران شامل نورزگرایی، پسیکوزگرایی و برون گرایی بود. صد و هشت دانش آموز دختر در دامنه سنی 11 تا 16 سال و مادران آنها در این پژوهش شرکت کردند. مادران بر اساس نشانه های دختران شان به مقیاس علایم مرضی کودکان (CSI-4) و بر اساس ویژگی های شخصیتی خودشان به پرسشنامه شخصیت آیسنک (EPQ) پاسخ دادند. تحلیل ها نشان داد که فقط عامل نورزگرایی مادر پیش بینی کننده اختلال های برونی سازی و درونی سازی دختران است. ضریب بتای نورزگرایی برای پیش بینی اختلال های برونی سازی دختران اندکی کمتر از همین ضریب برای پیش بینی اختلال های درونی سازی دختران بود. ویژگی های شخصیتی پسیکوزگرایی و برون گرایی مادر پیش بینی کننده اختلال های برونی سازی و درونی سازی دختران نبودند. این نتیجه گیری را می توان بیان کرد که دختران نوجوانی که مادران آنها دارای سطوح بالایی از نورزگرایی هستند، در معرض ابتلا به اختلال های درونی سازی و برونی سازی قرار دارند.
بررسی نقش سبک های یادگیری در تبیین خودکارآمدی دانش آموزان دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تعیین نقش سبک های یادگیری در تبیین خودکارآمدی دانش آموزان دوره متوسطه بود. نمونه آماری 300نفر از دانش آموزان با استفاده از روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شدند. داده ها ی پژوهش با استفاده از پرسشنامه سبک های یادگیری کُلب (LSI) با چهارسبک(همگرا، واگرا، جذب کننده و انطباق یابنده)و پرسشنامه خودکارآمدی عمومی شرر (SGSES) جمع آوری شد. داده ها بااستفاده از آمار توصیفی و استنباطی(آزمون تحلیل واریانس یکراهه به همراه آزمون تعقیبی توکی)تحلیل شد. یافته ها نشان داد که سبک های یادگیری واگرا ، همگرا ، جذب کننده و انطباقیابنده در خودکارآمدی دانش آموزان مؤثر است. مقایسه میانگین نمرات مؤید آن است که میزان خودکارآمدی دانش آموزانی که از سبک یادگیری واگرا استفاده می کنند به طور معنا دار بیشتر از سبک های یادگیری همگرا،جذب کننده و انطباق یابنده است.
مقایسة سطوح درک خواندن دانش آموزان کم شنوای تلفیقی با دانش آموزان شنوا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کودکان استثنایی و چالش های مادران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بدون تردید نوع ارتباط مادر با کودک استثنایی از مهم ترین زمینه های پژوهش و مطالعه است. زیرا شخصیت فرد استثنایی، بازتابی از شخصیت والدین، به ویژه مادر می باشد. بر اساس نظریه دلبستگی، رفتار مادرانه و واکنش های مادر نسبت به فرزند تأثیر بسزایی نه تنها در دوره کودکی بلکه تأثیر ماندگاری در تمام مراحل تحول دارد . بنابراین یکی از عوامل بنیادی، نحوه پذیرش و برخورد مادر با معلولیت کودک است. طبق آمارهای موجود، حدود سه درصد از کل کودکان دارای معلولیت می باشند، لذا لزوم شناخت این کودکان و نحوه واکنش های روانی و عاطفی مادران و آموزش صحیح رفتار و کنار آمدن با این کودکان از ضروریات محسوب می شود . در این مقاله سعی شده است به انواع واکنش های معمول و پژوهش های انجام شده در این مورد پرداخته شود.
رابطه بین ویژگی های شخصیتی و سلامت عمومی با پیشرفت تحصیلی در دانشجویان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
روانشناسی صنعتی/سازمانی سال سوم زمستان ۱۳۹۱ شماره ۱۳
81 - 89
حوزههای تخصصی:
بررسی اثر بخشی افشای هیجانی نوشتاری بر میزان افسردگی و ظرفیت حافظه فعال در نوجوانان دختر افسرده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی اثر بخشی افشای هیجانی نوشتاری بر میزان افسردگی و ظرفیت حافظه فعال در نوجوانان دختر افسرده تنظیم شد. از روش پژوهش تجربی و طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. تعداد 40 دانش آموز دختر به شیوه تصادفی خوشه ای از میان دانش آموزان دختر دبیرستان های شهر تهران با روش غربالگری انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. برای اندازه گیری افسردگی افراد از پرسشنامه افسردگی و مصاحبه بالینی استفاده شد و برای ارزیابی ظرفیت حافظه فعال آزمودنی ها از آزمون حافظه فعال (دانیمن و کارپنتر)استفاده شد. به دنبال آن گروه آزمایش به صورت 8 جلسه نیم ساعته تحت مداخلات (افشای هیجانی نوشتاری) قرار گرفتند. پس از اتمام کاربندی متغیر مستقل هر دو گروه به وسیله آزمون های فوق مجدداً ارزیابی شدند. در تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس و تحلیل واریانس (با طرح اندازه گیری مکرر)و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین افسردگی و ظرفیت حافظه فعال ارتباط معکوس معناداری وجود دارد و افشای هیجانی نوشتاری میزان علائم افسردگی را کاهش داده و ظرفیت حافظه فعال را در نوجوانان افسرده دختر، افزایش داده است. شایان ذکر است که بعد از دو ماه پیگیری انجام شد و آزمودنی ها مجدداً به آزمون های فوق پاسخ دادند. نتایج نشان داد که افشای هیجانی نوشتار هم چنان تأثیرات خود را بر آزمودنی ها حفظ کرده است.
ارزیابی تحولی کیفیت روابط دوستانی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تحولی کیفیت ارتباط نوجوانان با دوستان هم جنس و غیر هم جنس بود. براساس روش نمونه برداری دردسترس، 182 دانش آموز نوجوان دختر و پسر 13، 15 و 17 ساله ساکن شهر تهران که در سال تحصیلی 90 89 مشغول به تحصیل بودند، انتخاب شدند و کیفیت رابطه آنها با دوستان هم جنس و غیر هم جنس با سیاهه شبکه روابط (فورمن و بارمستر، 1985) مورد سنجش قرار گرفت. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چند عاملی و تحلیل واریانس یک راهه تحلیل شدند. نتایج نشان دادند که برای دختران مهم ترین ابعاد کیفیت رابطه گزارش شده با دوست هم جنس، عاطفه و خودافشاگری و با دوست غیر هم جنس، عاطفه و همنشینی بود. برای پسران نیز مهم ترین ابعاد کیفیت رابطه با دوست هم جنس، همنشینی و حمایت ورزی و با دوست غیر-هم جنس، عاطفه و حمایت ورزی بود. در هر دو گروه ، کیفیت رابطه با دوستان هم جنس تحت تأثیر سن و جنس قرار داشت اما درمورد ارتباط با دوست غیر-هم جنس اثر سن معنادار نبود. افزون بر آن، نتایج نشان دادند که کیفیت رابطه نوجوانان فاقد دوست غیر هم جنس با پدر، بهتر از همتاهای دارای دوست غیر همجنس بود.
ساختار عاملی و همسانی درونی زیرمقیاس هویت سیاهه مراحل روانی اجتماعی اریکسون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه، آزمون ساختار عاملی و همسانی درونی زیرمقیاس 12 مادّه ای هویت از سیاهة مراحل روانی اجتماعی اریکسون (روزنتال، گورنی و مور، 1981) بود. نمونة پژوهش را 594 دانش آموز 12 تا 13 ساله (297 دختر، 297 پسر) تشکیل داد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی دو عامل را شناسایی کرد که 93/39 درصد واریانس را تبیین می کردند: انسجام هویت (66/24 درصد) و سردرگمی هویت (27/15 درصد). همسانی درونی عوامل انسجام هویت و سردرگمی هویت به ترتیب 694/0 و 632/0 بود. نتایج تحلیل عامل تأییدی نشان دادند که مدل دو عاملی نسبت به مدل تک عاملی برازش بهتری با داده ها دارد.
اثربخشی ترکیب خدمات مشاوره ای با تدریس خصوصی تکمیلی در کمک به دانش آموزان دارای افت تحصیلی، عزّت نفس پایین و رفتارکلاسی نامناسب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی مقایسه ی اثربخشی مشاوره و تدریس خصوصی تکمیلی بر پیشرفت تحصیلی، رفتار کلاسی و عزّت نفس دانش آموزان در خطر افت تحصیلی شهر سنندج صورت گرفت. روش:طرح این پژوهش از نوع آزمایشی به شیوه ی پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه ی تحقیق دانش آموزان پایه ی اوّل دبیرستان شهر سنندج واقع در استان کردستان بود. از این جامعه، 88 دانش آموز به شیوه ی تصادفی ساده طیّ چند مرحله انتخاب شدند، به شیوه ی جایگزینی تصادفی، افراد در چهار گروه 22 نفری گماشته شدند. با ابزارهای پرسش نامه ی عزّت نفس، چک لیست رفتار کلاسی و نمره ی درس ریاضی میزان متغیّر وابسته ی آزمودنی ها اندازه گیری شد و بعد از مداخله ی گروهی بر سه گروه آزمایشی به میزان 10 جلسه، سرانجام میزان تغییر متغیّر وابسته در چهار گروه مجدّداً اندازه گیری شد. از تحلیل کواریانس چندمتغیّره برای بررسی میزان تأثیر پیش آزمون و روش مداخله ای استفاده شد. یافته ها:نتایج تحلیل ها نشان داد که بین آزمودنی های گروه های آزمایش و کنترل در متغیّرهای وابسته تفاوت معناداری وجود دارد. فرضیه های مبنی بر اثربخشی تدریس خصوصی تکمیلی، مشاوره ی تحصیلی و آمیخته ای از این دو رویکرد بر پیشرفت تحصیلی، رفتار کلاسی و عزّت نفس در میان دانش آموزان، تأیید شد. نتیجه گیری: اثر روش ترکیبی مشاوره ی تحصیلی و تدریس خصوصی تکمیلی بر کاهش افت تحصیلی، بالابردن عزّت نفس و بهبود رفتارهای کلاسی بیشتر از به کارگیری جداگانه روش های مذکور است.
بررسی اثربخشی بازی درمانی مبتنی بر رابطه والد –کودک (CPRT) بر سبک های فرزندپروری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش بررسی اثربخشی بازی درمانی مبتنی بر رابطه والد-کودک به مادران (CPRT) بر سبک های فرزندپروری بود. روش: نمونه پژوهشی مزبور دربرگیرنده والدین کودکان یک مهد کودک است که بصورت نمونه گیری در دسترس از میان مهد کودک های منطقه تبادکان شهر مشهد انتخاب شده و 20 نفر مادر کودکان 6-4 ساله نیز به صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و مداخله نما(در هرگروه 10 نفر) قرار گرفتند. آزمودنی های گروه آزمایش 10 جلسه 2 ساعته آموزش گروهی بازی درمانی مبتنی بر رابطه والد- کودک را دریافت کردند و آزمودنی های گروه مداخله نما تحت آموزش تغذیه و شرکت درجلساتی در مورد امکانات مهدکودک قرار گرفتند. تمام آزمودنی ها مقیاس سبک های فرزندپروری بامریند را قبل و پس ازمداخله پرکردند. پس از 1 ماه به منظور پیگیری هردو روه مجدداً پرسش نامه مربوطه را تکمیل نمودند. نتایج: تحلیل واریانس مختلط نشان داد که آزمودنی هایی که آموزش دریافت کرده بودند در مقایسه با سایر آزمودنی ها افزایش در به کارگیری سبک فرزندپروری مقتدرانه وکاهش در به کار بردن سبک فرزندپروری استبدادی نشان دادند. از طرفی سبک فرزند پروری سهل گیرانه به لحاظ آماری و به طور معنی داری تفاوتی در نمرات دو گروه ایجاد نشد. نتیجه گیری: در نهایت می توان نتیجه گرفت که بازی درمانی مبتنی بر رابطه والد-کودک بر بهبود به کارگیری سبک های فرزندپروری اثرگذار است.