فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۴۱ تا ۱٬۱۶۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اثربخشی آموزش مهارت های زندگی در کاهش علایم افسردگی در پژوهش های زیادی بررسی شده است. با این وجود مطالعه کافی در ایران انجام نشده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر کاهش علایم افسردگی دانش آموزان شهر پیرانشهر انجام شد.
مواد و روش ها: از بین دانش آموزان دبیرستان های پسرانه شهر پیرانشهر تعداد 62 دانش آموز، که نمره افسردگی آن ها در آزمون افسردگی کودکان در دامنه (140-96) قرار داشت، به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و شاهد قرار گرفتند. گروه آزمایشی 12 جلسه آموزش مهارت های زندگی را به صورت گروهی دریافت کردند، اما گروه شاهد در این جلسات شرکت نکردند. دو گروه قبل و بعد از مداخله پرسش نامه افسردگی کودکان (CDS یا
Children's depression scale) را تکمیل نمودند.
یافته ها: تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش مهارت های زندگی بر کاهش علایم افسردگی کلی دانش آموزان مؤثر است و همچنین این آموزش به طور مؤثری مشکلات اجتماعی، اشتغال ذهنی با بیماری خود و مرگ را کاهش داد، اما در کاهش مشکلات عاطفی، احساس گناه و افزایش عزت نفس و خوشی و لذت دانش آموزان اثر معنی داری نداشت.
نتیجه گیری: آموزش مهارت های زندگی به منظور تأمین سلامت روان و کاهش علایم افسردگی مورد تأکید قرار می گیرد.
رابطه بین وضعیت اجتماعی اقتصادی خانواده،راهبردهای یادگیری و توانایی حل مساله ریاضی در میان دانشجویان
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی خانواده، اهداف پیشرفت، راهبردهای یادگیری و توانایی حل مساله ریاضی دانشجویان انجام گرفت. به این منظور از روش تحقیق پیمایشی استفاده شد و داده های مورد نیاز درباره راهبردهای عمقی، راهبردهای سطحی، اهداف تسلط، اهداف عملکرد ـ گرایش، اهداف عملکرد ـ اجتناب و وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی خانواده با استفاده از پرسشنامه های هدف پیشرفت الیوت و چرچ و فرایندهای مطالعه بیگز از بین 427 دانشجو با روش نمونه گیری خوشه ای جمع آوری شد. نتایج نشان داد رابطه اهداف تسلط با راهبردهای عمقی و توانایی حل مساله ریاضی مثبت و معنادار، اما رابطه اهداف عملکرد ـ گرایش و اجتناب با توانایی حل مساله ریاضی معنادار نمی باشد. رابطه راهبردهای عمقی با توانایی حل مساله ریاضی مثبت و معنادار و رابطه راهبردهای سطحی با توانایی حل مساله ریاضی معنادار نیست. همچنین نتایج نشان داد که اهداف تسلط مهمترین عامل اثرگذار بر توانایی حل مساله ریاضی است و پسران اهداف عملکرد ـ گرایش را بیشتر از دختران به کار می گیرند و دانشجویان متعلق به طبقه پایین جامعه نسبت به دانشجویان طبقه بالای جامعه اهداف تسلط را بیشتر به کار می گیرند. بین راهبردهای یادگیری و توانایی حل مساله ریاضی دانشجویان برحسب جنسیت و وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی خانواده تفاوتی وجود ندارد.
" اشارات روانشناختی در اشعار مولانا "
حوزههای تخصصی:
رفتار درمانی شناختی خشم
حوزههای تخصصی:
تعیین عوامل اختلالهای هیجانی موثر بر نارساخوانی دانش آموزان مقطع ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، به منظور تعیین عوامل اختلالهای هیجانی مؤثر در نارساخوانی دانش آموزان مقطع ابتدایی صورت گرفته است. روش: به منظور انجام این پژوهش، ابتدا تعداد 105 نفر از دانش آموزان مشکوک به نارساخوانی از میان جامعه دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر تهران در پایه های سوم، چهارم و پنجم به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به صورت تصادفی انتخاب و سپس از میان آنها تعداد 70 دانش آموز نارساخوان پس از اجرای آزمونهای تشخیصی (از جمله آزمون هوشی وکسلر کودکان، آزمون اختلال خواندن، نصفت و همکاران، 1380) به صورت هدفمند برگزیده شدند. همچنین برای ارزیابی اختلالهای هیجانی همراه در دانش آموزان نارساخوان از پرسشنامه رفتاری راتر استفاده شد. اعتبار و رو ایی این آزمون را مهریار (1373) با به کاربردن روش دو نیمه کردن و باز آزمایی، 85/0 گزارش کرده است. در این پژوهش به منظور تعیین اینکه تمام متغیرهای پیش بین تا چه اندازه قدرت پیش بینی متغیر ملاک را دارند، از روش تحلیل رگرسیون پس رونده استفاده شده است. در این تحقیق سرعت، دقت و درک خواندن به صورت متغیر ملاک و متغیرهای اضطراب-افسردگی، بیش فعالی-پرخاشگری، نارسایی توجه، ناسازگاری اجتماعی، رفتار ضد اجتماعی به مثابه متغیرهای پیش بین وارد مدل رگرسیون شدند. یافته ها: نتایج نشان می دهد که از بین مؤلفه های اختلالهای هیجانی، متغیر های اضطراب-افسردگی، بیش فعالی، پرخاشگری و نارسایی توجه در پیش بینی نارساخوانی و مؤلفه های آن (سرعت، دقت و درک خواندن) نقش تعیین کننده ای داشته اند. نتیجه گیری: بر مبنای نتایج این پژوهش می توان به متخصصان اختلالهای ویژه یادگیری پیشنهاد کرد که اقدام به تدوین و اجرای برنامه های درمانی ترکیبی برای دانش آموزان نارساخوان همراه با اختلالهای هیجانی کنند.
رابطه علی بین نگرشهای مذهبی، خوشبینی، سلامت روانی و سلامت جسمانی در دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، بررسی برازش مدل رابطه بین چهار متغیر نگرشهای مذهبی، خوشبینی، سلامت روانی و سلامت جسمانی بود. نمونه تحقیق مشتمل بر 396 نفر دانشجوی دانشگاه شهید چمران اهواز که در سال تحصیلی 81-80 به تحصیل اشتغال داشتند، می باشد. در این تحقیق از چهار پرسشنامه دینداری آرین، پرسشنامه سبکهای اسنادی، فهرست 25 نشانه ای و مقیاس شدت بیماریهای جسمانی استفاده شده است. پس از جمع آوری داده ها، از روشهای آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل مسیر و آزمون t جهت تحلیل داده ها استفاده شد. براساس نتایج این پژوهش، مسیرهای مستقیم از نگرشهای مذهبی به خوشبینی، از خوشبینی به سلامت روانی و از سلامت روانی به سلامت جسمانی معنی دار بود. همچنین مسیرهای غیرمستقیم از نگرشهای مذهبی به سلامت روانی و جسمانی و از خوشبینی به سلامت جسمانی معنی دار بود. اما مسیرهای مستقیم بین نگرشهای مذهبی و سلامت روانی و جسمانی و بین خوشبینی و سلامت جسمانی، معنی دار نبود.
روابط ساختاری بین بهزیستی روان شناختی با هوش هیجانی ادراک شده، توانایی کنترل تفکر منفی و افسردگی مادران کودکان کم توان ذهنی و مقایسه آن با مادران کودکان عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر مطالعه یک مدل علی برای تبیین بهزیستی روان شناختی در مادران دارای کودکان کم توان ذهنی و مقایسه آن با مادران کودکان عادی بود. روش: گروه نمونه این مطالعه 75 نفر مادر دارای کودک کم توان و 75 مادر کودک عادی مدارس شهر ارومیه بود که از نظر تحصیلات و طبقه اقتصادی-اجتماعی؛ و سن، جنس و پایه تحصیلی فرزندان همتا گردیده بودند. در مدل طراحی شده هوش هیجانی ادراک شده، کنترل تفکر منفی متغیر برون زا(مستقل)، افسردگی متغیر میانجی و بهزیستی روان شناختی متغیر درون زا در نظر گرفته شدند. جهت سنجش متغیرهای مدل از آزمونهای افسردگی بک، هوش هیجانی ادراک شده مایر و سالووی(TMMS)، آزمون کنترل تفکر ولز و دیویس و بهزیستی روان شناختی ریف استفاده شد. آزمونها از نظر ویژگیهای روانسنجی از طریق تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی مورد بررسی قرار گرفتند. بر اساس نتایج حاصل مدل اولیه اصلاح و سپس از طریق معادلات ساختاری آزمون شد.
یافته ها: نتایج این بررسی نشان داد مدل پیشنهادی در گروه دارای فرزند عادی برازش مناسبی داشته و متغیرهای درون مدل بخوبی قادر به تبیین بهزیستی روان شناختی هستند ولی در گروه مادران کم توانان ذهنی مدل قادر نیست آن را تبیین کند. متغیری که در هر دو گروه دارای مسیر علی معنی دار با بهزیستی روان شناختی بوده و می توانست آن را تبیین نماید راهبردهای کنترل تفکر بود.
نتیجه گیری: در گروه مادران دانش آموزان عادی متغیرهای هوش هیجانی ادراک شده، توانایی کنترل تفکر منفی و افسردگی قادر به پیش بینی بهزیستی روانشناختی است اما در گروه مادران دارای کودک کم توان ذهنی این مدل فاقد کارآیی لازم است. براین اساس به نظر می رسد باید مدل دیگری برای مادران کودکان کم توان ذهنی طراحی کرد که بر اساس پیشینه پژوهشی یکی از اجزای آن شدت کم توانی ذهنی کودک و طبق یافته های پژوهش اخیر توانایی کنترل تفکر منفی باشد.
بررسی رابطه بین سبک رهبری و راهبردهای مدیریت تعارض در مدیران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
علوم رفتاری ۱۳۸۶ شماره ۱
حوزههای تخصصی:
"
چکیده مقاله:
چکیده مقدمه: بیمارستان یکی از مهمترین بخشهای ارائه کننده خدمات بهداشتی درمانی میباشد که نیازمند سیستم مدیریتی قوی و مجرب است. ضعف مدیریت در چنین سیستمی موجب افزایش هزینهها، هدر رفتن منابع مالی و کاهش بهرهبرداری بهینه میگردد. لذا تحقیق حاضر با هدف بررسی ارتباط سبکهای رهبری مدیران و راهبردهای مدیریت تعارض در نظام بهداشتی- درمانی سپاه انجام گرفته است. مواد و روشها: تحقیق حاضر یک مطالعه توصیفی مقطعی میباشد. نمونه مورد بررسی شامل 48 نفر از مدیران سطوح عالی و میانی بیمارستانهای منتخب است که به صورت سرشماری انتخاب شدند. ابزار جمعآوری اطلاعات شامل مقیاس اندازهگیری سبک رهبری و مقیاس اندازهگیری مدیریت تعارض بود. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل واریانس و کرامر استفاده شد. نتایج: نتایج بدست آمده از نظر سبک رهبری نشان داد که 8/20درصد از مدیران مورد مطالعه دارای سبک وظیفهگرا، 7/16درصد دارای سبک مستقل اجتماعی و 5/62 درصد دارای سبک رابطهگرا بودند. از نظر راهبردهای مدیریت تعارض، 2/4درصد از راهبرد عدم مقابله، 50 درصد از راهبرد راهحلجویی و 8/45درصد از راهبرد اعمال کنترل استفاده میکردند. نتایج بدست آمده از بررسی سن و سبکهای رهبری نشان دهنده تفاوت معنادار بین سبک رهبری و سن میباشد. در رابطه با سابقه مدیریت و سبک رهبری نیز نتایج نشان دهنده تفاوت معنادار بین آنهاست. همچنین نتایج بدست آمده از بررسی رابطه بین سبک رهبری و راهبرد راه حل جویی بیانگر تفاوت معنادار بین آنهاست. نتیجهگیری: نتایج حاصل از این تحقیق مشخص نمود که اکثر مدیران با افزایش سن، سابقه و تجربه نسبت به بهرهگیری از راهبرد راه حل جویی در مدیریت تعارض و سبک رهبری رابطهگرایی تمایل پیدا میکنند.
"
کیفیت دوستی، تقابل دوستی و تاب آوری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
تاب آوری توانایی انسان در مقابله با رویدادهای ناگوار و آسیب زاست. اما همه افراد به یکسان تاب آور نیستند و تاب آوری می تواند تحت تاثیر عوامل مختلف کاهش و یا افزایش یابد. یکی از این عوامل دوستی است. هدف از پژوهش حاضر، تعیین رابطه کیفیت دوستی، تقابل دوستی با تاب آوری است.
روش : 250 نفر از دانش آموزان (120 پسر و 130 دختر) سال سوم دبیرستان به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی از نواحی چهارگانه شهر شیراز انتخاب شدند. برای بررسی متغیر های پژوهش از سه پرسشنامه کیفیت دوستی، تقابل دوستی و تاب آوری استفاده شده است.
یافته ها: نتایج نشان داد که بین کیفیت دوستی، تقابل دوستی و تاب آوری رابطه ای مثبت و معنادار وجود دارد. براساس نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام مؤلفه های صمیمیت و افشای خود، تقابل دوستی، وفاداری و اعتماد و مجاورت قادر به پیش بینی تغییرات تاب آوری هستند. در ارتباط با مؤلفه های کیفیت دوستی، دختران به صورت معناداری در صمیمت و افشای خود و تقابل دوستی بر پسران برتری دارند. همچنین نتایج نشان داد که دختران در استفاده از تاب آوری بر پسران پیشی می گیرند.
نتیجه گیری: کیفیت دوستی و تقابل دوستی توان پیش بینی تاب آوری را دارند. بنابراین تشویق نوجوانان به برقراری چنین دوستی هایی می تواند به ارتقا تاب آوری آنان یاری دهد. همچنین باید توجه داشت که در مؤلفه های کیفیت دوستی، تقابل دوستی و تاب آوری میان دو جنس تفاوت وجود دارد.
تاثیر مصاحبه انگیزشی بر خودکارآمدی سبک زندگی مربوط به وزن(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
" مقدمه: این مطالعه بهمنظور تعیین اثربخشی مصاحبه انگیزشی بر خودکارآمدی سبک زندگی مربوط به وزن در مردان انجام شد.
روش: پژوهش حاضر مطالعهای تجربی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل است که در زمانهای مختلف روی 40 نفر با مشکل اضافه وزن و چاقی (نمایه توده بدنی بیش از 25) در شرکت پلیآکریل شهر اصفهان در سال 88-1387 اجرا شد. افراد از طریق نمونهگیری تصادفی انتخاب و بهطور تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) قرار گرفتند. مداخله شامل پنج جلسه مصاحبه انگیزشی گروهی، بههمراه برنامه کنترل وزن به گروه آزمایش ارایه شد. دادههای بهدستآمده از طریق پرسشنامه کارآمدی سبک زندگی مربوط به وزن، بااستفاده از آزمونهای آماری آنالیزکوواریانس و T وابسته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نمره گروه دریافتکننده مصاحبه انگیزشی نسبت به گروه کنترل، در مقیاس خودکارآمدی کلی سبک زندگی مربوط به وزن (0001/0=p) و همه خردهمقیاسهای آن شامل دسترسی به مواد غذایی (0001/0=p)، فشارهای اجتماعی (0001/0=p)، ناراحتی جسمانی (006/0=p)، هیجانات منفی (002/0=p) و فعالیتهای مثبت و سرگرمکننده (0001/0=p) ، بهطور معنیداری بیشتر بود.
نتیجهگیری: افزودن مصاحبه انگیزشی به برنامههای کنترل وزن معمول میتواند خودکارآمدی سبک زندگی مربوط به وزن را بهعنوان شاخص پیشبینیکننده کاهش وزن، افزایش دهد"
بررسی میزان شیوع افسردگی و اثربخشی درمان رفتاری – شناختی در کاهش افسردگی دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مطالعه، شناسایی موارد افسردگی در میان دانش آموزان شاهد و غیرشاهد دبیرستانهای دخترانه شاهد (اردبیل) و آگاهی از میزان بروز افسردگی در میان دانش آموزان این مدارس بوده است. ضمن آنکه دستیابی بر میزان اثربخشی روش درمان شناختی رفتاری در کاهش افسردگی دانش آموزان هدف دیگر این مطالعه بوده است. برای رسیدن به این اهداف آزمون افسردگی بک، روی 70 دانش آموز دختر شاهد و 127 نفر دانش آموز دختر غیرشاهد و به صورت گروهی و در کل مدرسه (شاهد) اجرا شد. نتیجه مطالعه نشان می دهد که میزان شیوع افسردگی شدید و عمیق در میان دانش آموزان شاهد دختر 20 درصد می باشد در حالیکه این میزان در بین دانش آموزان غیرشاهد 5 درصد می باشد. بعلاوه میانگین نمرات در گروه آزمایش و گواه در پس آزمون، تفاوت معنی داری را نشان می دهد که نمایانگر اثر بخشی بیشتر روش درمانگری شناختی رفتاری، در کاهش افسردگی دانش آموزان است
بررسی نیازهای آموزشی کارکنان مراکز آموزشی فنی و حرفه ای استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"در این پژوهش، نیازهای آموزشی کارکنان رسته های اداری - مالی و فنی - مهندسی آموزشگاه های فنی و حرفه ای استان تهران در دو بعد دانش و مهارت بررسی، سنجش، و رتبه بندی شده است. شمار کل کارکنان 310 نفر 208) نفر مرد و 75 نفر زن( بوده است که همه گی آنان در پژوهش گنجانده شده اند. برای گردآوری داده های پژوهش، پرسش نامه ساخته شده پژوهش گر به کار گرفته شد. یافته ها نشان داد که نیازهای آموزشی کارکنان در بعد دانش در رسته اداری - مالی عمدتا چنین بود: آشنایی با فن آوری اطلاعات و کاربرد آن؛ شناسایی و رتبه بندی نیازهای کارکنان؛ و مطالعه آیین نامه ها. این نیازها در رسته فنی - مهندسی نیز مطالعه آیین نامه ها، و مطالعه روش های آموزشی و پژوهشی، به ویژه در ارتباط با فن آوری بود. نیازهای آموزشی کارکنان در بعد مهارت در رسته اداری - مالی چنین بود: شرکت در همایش های آموزشی و پژوهشی؛ پیش بینی درآمد و هزینه، و ارایه راه کارهای کاربردی برای فراهم آوری منابع مالی؛ و برنامه ریزی آموزش کارکنان. این نیازها در رسته فنی - مهندسی نیز چنین بود: تشکیل گروه های تخصصی آموزشی؛ گردآوری و فراهم سازی آئین نامه های آموزشی و پژوهشی؛ و بررسی وضعیت کاری کارآموزان. هم چنین، کارکنان نیازهای آموزشی خود را در زمینه های رایانه، زبان تخصصی، ICT، IT، دوره های تخصصی مربوط به کار، و مدیریت آموزشی دانسته و خواستار برگزاری دوره های آموزشی در این زمینه ها شده اند
"
بازنمایی دانش در رویکرد یادگیری ساخت گرایی و دلالتهای آن برای طراحی آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با ظهور رویکردهای جدید معرفت شناسی در اواخر نیمه دوم قرن بیستم بحث از بازنمایی دانش مجدداً به عنوان محوری تعیین کننده در مباحث فلسفی، روانشناسی، و تعلیم و تربیتی مطرح شده است. بازنمایی دانش کلید واژه ای بر ورود به مباحث طراحی آموزشی نیز هست، زیرا که رویکردهای طراحی آموزشی ساخت گرا با الهام از مبانی نظریه های روانشناسی شناختی و با مایه گرفتن از تحقیقات گسترده پیاژه و ویگوتسکی توانسته اند این نظریه ها را برای طراحی محیطهای یادگیری ساخت گرا به کار گیرند. طراحی محیطهای یادگیری ساخت گرا از جهات و وجوه بسیاری با رویکردهای طراحی آموزشی نسل قبل از آن که طراحی با رویکرد سیستمی نامیده می شود تفاوت دارد. در طراحی محیطهای یادگیری ساخت گرا با مفروض دانستن شکل گیری معنا بر اساس فعالیت شناختی و تعامل اجتماعی شاگرد با محیط و منابع یادگیری، سعی بر آن است تا ضمن دست یافتن به آموزشهای کارآ و مؤثر که جزء ارکان تعریف طراحی آموزشی به عنوان یک رشته است، شاگرد بتواند به منابع و فرایندهای متنوع و متعددی برای ساختن معنا در ذهن خود نائل آید. بررسی مبانی معرفت شناختی و روانشناختی رویکردهای یادگیری ساخت گرا و دلالتهای آن برای طراحی محیطهای یادگیری ساخت گرا محور اصلی این مقاله را تشکیل می دهد.
اثربخشی آموزش حرکات ریتمیک و بازی بر بهبود عمل دقت و توالی شنیداری کودکان بر اساس رویکرد روان عصب شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با هدف تاثیر آموزش حرکات ریتمیک و بازی های گروهی بر بهبود درک، دقت و توالی شنیداری کودکان بر اساس رویکرد روان عصب شناختی در شهر یزد صورت گرفت. روش: روش این پژوهش، از نوع آزمایشی و جامعه آماری کلیه دانش آموزان یزد بودند، تعداد 100 دانش آموز پسر عادی، پس از اجرای آزمون تشخیصی (آزمون هوش ریون کودکان و آزمون سیف نراقی) به شیوه ی نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به طور تصادفی انتخاب شدند؛ سپس با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. آزمودنی های گروه آزمایش 12 جلسه (هر جلسه به مدت 60 دقیقه – دو بار در هفته)، تحت آموزش راهبرد بازی درمانی گروهی وحرکات ریتمیک قرار گرفتند، اما گروه کنترل، هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده های به دست آمده، و از روش آماری توصیفی و استنباطی (از میانگین و آزمون تی برای نمونه های وابسته و انحراف معیار) در درجه آزادی (p<.05) برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: نتایج بدست آمده نشان داد که عملکرد توجه و توالی شنیداری دانش آموزان آزمودنی های گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، به صورت معنادار بهبود یافته است. نتیجه گیری: لذا می توان نتیجه گرفت که راهبرد بازی درمانی گروهی و حرکات ریتمیک سبب بهبود عملکرد توجه و توالی شنیداری دانش آموزان پسر شده است. بر مبنای نتایج این پژوهش، می توان به مربیان اختلال های یادگیری، مشاوران و روان شناسان پیشنهاد کرد که از این راهبرد، برای بهبود توجه و توالی شنیداری دانش آموزان کمک کرد.
بررسی الگوی فعالیت عضلانی کمربند شانه ای زنان در برخی تمرینات انتخابی رایج فیزیوتراپی اندام فوقانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این مطالعه بررسی الکترومیوگرافیک الگوی فعالیت عضلانی عضلات کمربند شانه ای خانمها در برخی تمرینات عملکردی انتخابی اندام فوقانی که در فیزیوتراپی رایج می باشند بود. روش بررسی: این تحقیق بهصورت شبه تجربی بر روی یک گروه 36 نفری از زنان سالم که به صورت در دسترس و به روش نمونه گیری ساده انتخاب شده بودند انجام شد. جهت ثبت فعالیت الکتریکی، الکترودهای سطحی روی عضلات سینهای بزرگ، ذوزنقهای فوقانی، ذوزنقهای میانی، تحتِ خاری، سهگوش قدامی، سهگوش میانی و سهگوش خلفی قرار گرفتند. از افراد خواسته شد 6 تمرین عملکردی را که شامل تمرینات دور کردن بازو در دو صفحه فرونتال و اسکاپولار، دی ۲ اف، دی ۲ ای، تریپاد و پرس آپ بودند، بهطور تصادفی انجام دهند. الگوی فعالیت عضلانی در دو حوزه زمانی، زمان شروع به فعالیت و زمان به حداکثر رسیدن فعالیت و حوزه سطح فعالیت، با استفاده از شاخص الکترومیوگرافی یکپارچه نرمال شده (NIEMG) بررسی شد. روش آماری استفاده شده در این تحقیق تحلیل واریانس برای اندازههای تکراری بود. یافته ها: عضله ذوزنقهای فوقانی در اغلب قریب به اتفاق الگوهای حرکتی مورد بررسی سریعترین عضله بکار گرفته شده و با حداکثر سطح فعالیت در مقایسه با سایر عضلات بود. رفتار عضله سینهای بزرگ در هر دو حوزه زمان و سطح فعالیت وابسته به الگوی فعالیت انجام شده متغیر بود. همچنین فعالیت عضلات سهگوش قدامی و خلفی در برخی از الگوهای حرکتی خصوصاً الگوهای حرکتی مایل مانند الگوی حرکتی دور کردن بازو در صفحه اسکاپولار و یا محوری مانند الگوهای حرکتی دی ۲ اف و دی ۲ ای سطح فعالیت بالایی داشت. عضله سهگوش میانی در کلیه الگوهای حرکتی به عنوان یک عضله حرکت دهنده اصلی عمل کرده و ذوزنقهای میانی و تحتِ خاری هم تقریباً در کلیه الگوهای حرکتی رفتار تقریباً مشابهی از خود نشان می دادند. نتیجه گیری: رفتار عضله ذوزنقهای فوقانی وابسته به شکل الگوی حرکتی نمی باشد، در حالی که عضله سینهای بزرگ وابسته به الگوی حرکتی می باشد. فعالیت عضلات سهگوش قدامی و خلفی وابسته به راستای انجام الگوی حرکتی و سهگوش میانی وابسته به جابجایی مفصل هدف در الگوی حرکتی می باشد و عضلات ذوزنقهای میانی و تحتِ خاری نیز بهعنوان عضلات ثبات دهنده – هدایت کننده وابستگی به الگوی فعالیت عضلانی ندارند.
بررسی عوامل موثر بر طول مدت بستری بیماران روانی در مرکز روان پزشکی رازی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مساله مراقبت و درمان بیماران روانی یکی از مسایل و معضلات مهم بهداشتی جوامع می باشد. به منظور بررسی عوامل موثر بر طول مدت بستری بیماران روانی مطالعه ای بر روی بیماران بستری شده در مرکز روانپزشکی رازی در طی نیم سال دوم سال 79 انجام شد. این مطالعه، به روش گذشته نگر توصیفی انجام گرفته است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که بین عواملی چون سن و جنس بیماران، محل تولد، محل سکونت، وضعیت اشتغال، منبع ارجاع و نوع درمان بیماران با طول مدت بستری رابطه ای وجود نداشت. از طرفی این مطالعه نشان داد که بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا نسبت به بیماران خلقی و سایر بیماران زمان اقامت طولانی تری را در بیمارستان داشتند .(P<0.05) همچنین بیماران با دفعات بستری قبلی، بیماران با طول مدت اختلال طولانی تر، بیماران با داشتن بیماری همراه (اعم از جسمی یا روانپزشکی)، بیماران مجرد و طلاق گرفته نسبت به بیماران متاهل و بیماران با پوشش بیمه، زمان اقامت طولانی تری را در بیمارستان داشته اند.
ارزیابی و آماده سازی مربیان مهدکودک ها برای آموزش محیط زیست به کودکان (مطالعه موردی: شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شکل گیری نگرش ها، ارزش ها، تعهد و مهارت های مورد نیاز برای حفظ و پشتیبانی محیط زیست در افراد از سنین پایین آغاز می شود. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی و آماده سازی مربیان مهد کودک ها برای آموزش محیط زیست به کودکان می باشد. روش: روش تحقیق این پژوهش، توصیفی و از نوع پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش را مربیان مهد کودک های شهر تهران تشکیل می دهند. یافته های مربوط به میزان سواد زیست محیطی از طریق پرسشنامه های استاندارد شده حاصل شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که 79 درصد نمونه مطالعاتی از نظر سواد زیست محیطی در وضعیت پایین تر از متوسط می باشند. سطح تحصیلات و سابقه کار در سطح اطمینان 95%، رابطه معنی داری را با سطح سواد زیست محیطی نشان نمی دهد. همچنین مربیان مهدهای کودک اطلاعات خوبی راجع به مسائل زیست محیطی کشور داشتند اما اطلاعات چندانی از معضلات زیست محیطی جهان نداشتند. نتیجه گیری: تحقیق حاضر نشان می دهد که ارائه برنامه های آموزش محیط زیست برای مربیان مهد کودک ها و همچنین لزوم وجود آن در برنامه های ضمن خدمت مربیان، امری الزامی است.
مقایسه تاثیر روشهای سنجش (عملکردی، تشریحی و عینی) بر عملکرد دانشجویان رشته مشاوره و راهنمایی در درس روش تحقیق، دانشگاه آزاد اسلامی شبستر
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تاثیر روش های مختلف سنجش (تشریحی، چهار گزینه ای و عملکردی) بر میزان یادگیری در درس روش تحقیق در دانشجویان رشته مشاوره و راهنمایی بوده است. در این پژوهش 69 نفر از دانشجویان که به صورت تصادفی در سه گروه آزمایشی متناسب با سطوح متغیر آزمایشی (روش سنجش) جایگزین شده بودند، شرکت داشتند. برای جمع آوری داده ها در خصوص میزان یادگیری دانشجویان از آزمونهای تکوینی متناسب با متغیر آزمایشی مربوطه و همچنین آزمون جامعی که متشکل از سوالات چند گزینه ای، تشریحی و عملکردی بود، استفاده شد. آزمون جامع تهیه شده در دو نوبت (پیش و پس از شروع نیمسال تحصیلی) به اجرا در آمد و آزمونهای تکوینی در هر گروه در سه نوبت اجرا شد. تمامی آزمونهای مورد استفاده محقق ساخته بودند. برای تحلیل داده ها از روشهای آماری آزمون t، آزمون ANOVAهمراه با مطالعات تعقیبی و همچنین تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که در آزمون جامع (ارزشیابی بر اساس ترکیبی از سوالات سه نوع روش سنجش)، تفاوت میانگین های گروههای آزمایشی عملکردی و تشریحی-هردو-با گروه آزمایشی چند گزینه ای معنی دار، ولی با هم غیر معنی دار بود. در کل بهترین نتایج از نظر میزان یادگیری (با توجه به میانگین نمرات) برای گروه آزمایشی عملکردی و ضعیف ترین نتایج برای گروه آزمایشی چهار گزینه ای به دست آمد. مقایسه های درون گروهی نشان داد که برای گروه آزمایشی عملکردی پاسخگویی به سوالات چهار گزینه ای آسانتر از سوالات تشریحی و برای گروه آزمایشی تشریحی پاسخ گویی به سوالات چهار گزینه ای آسانتر از عملکردی بود. (تفاوت میانگین ها به ترتیب در سطح اطمینان 99 و 95 درصد معنی دار بود). معادله رگرسیون پیش بینی نمرات دانشجویان در آزمون جامع بر اساس آزمونهای تکوینی، نوع روش سنجش اعمال شده و همچنین پیش آزمون به عمل آمده از ایشان نشان داد که در این ارتباط آزمونهای تکوینی اول و دوم و همچنین روش سنجش (به ترتیب با 99 و 95 درصد سطح اطمینان) اندازه های پیش بینی معنی دار بوده ولی آزمون تکوینی سوم و پیش آزمون به عمل آمده از این لحاظ معنی دار نبودند.