هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی درمان فراشناخت بر عقاید وسوسه انگیز و باورهای مرتبط با مواد در بیماران وابسته به مواد صنعتی بود. روش: پژوهش از نوع شبه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری دو ماهه همراه با گروه آزمایش و گواه بود. جامعه آماری عبارت بود از تمامی افراد وابسته به مواد صنعتی که به مراکز درمانی ترک اعتیاد در سطح شهر اصفهان مراجعه کرده بودند. از جامعه آماری 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس از سه مرکز انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر وابسته به کراک هرویین و 15 نفر وابسته به شیشه) و یک گروه گواه (15 نفر) قرار گرفتند. گروه های آزمایش 8 جلسه درمان گروهی فراشناخت دریافت کردند. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان فراشناختی در اصلاح عقاید وسوسه انگیز و باورهای مرتبط با مواد در هر دو گروه وابسته به مواد کراک هرویین و شیشه تأثیر معناداری داشته است. همچنین، اثربخشی این درمان در پیگیری دو ماهه از ثبات برخوردار بود. نتیجه گیری: فراشناخت متغیری میانجی و مهم در پیشگیری، کنترل و درمان وابستگی به مواد صنعتی نوین است.
هدف: پ ژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه، تمایز یافتگی و رغبت به ازدواج در بین دانشجویان دختر و پسر انجام گرفت. روش: روش پژوهش از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه علامه طباطبایی در سال تحصیلی 91-1390 بود. نمونه مورد بررسی 120 دانشجو(31 پسر و 89 دختر) بودند. ابزار پژوهش« پرسشنامه طرح واره ها یانگ،1991» و «پرسشنامه تمایز یافتگی» و «پرسشنامه رغبت به ازدواج »بود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده ازآزمون t گروه های مستقل، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام انجام شد. یافته ها: نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که متغیر دیگر جهت مندی توانست بازخورد به ازدواج را تبیین کند. همچنین متغیرهای دیگر جهت مندی و بریدگی وطرد توانستند در دوگام آمادگی و تمایل به ازدواج را تبیین کنند. نگرش به پیامدهای ازدواج به وسیله بریدگی و طرد و محدودیت های مختل تبیین شد. موانع ازدواج به وسیله خودگردانی مختل تبیین شد.خودگردانی مختل و دیگر جهت مندی نیز توانستند در دوگام رغبت به ازدواج را تبیین کنند. بازخورد به ازدواج به وسیله واکنش پذیری عاطفی و گریز عاطفی تبیین گردید. آمادگی و تمایل به ازدواج به وسیله متغیرهای جایگاه من و گریز عاطفی تبیین شد. موانع ازدواج و رغبت به ازدواج به وسیله متغیر جایگاه من تبیین گردید. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش، نقش طرحواره های ناسازگار اولیه و تمایز یافتگی را در پیش بینی رغبت به ازدواج در دانشجویان مورد تأیید قرار دادبه طوری که این یافته ها را می توان در مداخلات بالینی مرتبط با ازدواج و خانواده مورد استفاده قرار داد.
"در این پژوهش رابطه بین متغیرهای مربوط به مراجع، موقعیتی و فرایندی با رضامندی مراجعین از خدمات مشاوره ای مورد بررسی قرار گرفت.
با توجه به هدف و متغیرها این پژوهش در زمره تحقیقات پیمایشی است. جامعه آماری کلیه مراجعین به مرکز مشاوره و خدمات روان شناختی توحید در سال تحصیلی 81-82 بود که با بهره گیری از روش نمونه گیری در دسترس 126 نفر از مراجعینی که ارتباط خود را با مرکز قطع کرده بودند، به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها، پرسش نامه 23 سوالی محقق ساخته اجرا گردید و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آمار استنباطی آزمون t، تحلیل واریانس و آزمونی تعقیبی شفه انجام شد.
متغیرهای سن، جنس، وضعیت تاهل و تحصیلات مراجعان با رضامندی آنان رابطه معنادار نداشت، ولی متغیرهای تعداد جلسات و طول جلسات درمانی، پذیرش به موقع مراجع، نحوه برخورد همکاران واحد پذیرش، پایبندی مراجع به انجام تکالیف، نگرش نسبت به مشاوره با رضامندی مراجعین رابطه معنادار دارد.
نتایج حاصل از ارزیابی مراجعان می تواند منبعی مفید و قابل اطمینان برای حرکت های کلی مراکز مشاوره و درمان و نیز جهت دادن به فعالیت های آنان باشد."
زمینه و هدف: اختلالات خوردن و اختلال وسواس فکری – عملی همایندی بالایی با یکدیگر دارند. تکانشگری یک ویژگی مشترک بین این دو اختلال است. هدف این مطالعه مقایسه تکانشگری در بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری – عملی و اختلالات خوردن و افراد بهنجار است.
مواد و روش ها: این مطالعه بر روی بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی و اختلالات خوردن که در سالهای 1390-1389 در کلینیک بزرگمهر شهر تبریز تحت درمان قرار گرفتند، و با روش نمونهگیری در دسترس انجام شده است. گروه بهنجار با گروههای بالینی همتا شدند. برای جمعآوری اطلاعات از آزمون تکانشگری Barratt استفاده شد.
یافتهها: جهت تحلیل دادهها از روش تحلیل واریانس چندمتغیره (MANOVA) استفاده شد. نتایج نشان میدهند که گروههای بالینی در مقایسه با گروه بهنجار تکانشگری بیشتری نشان میدهند، اما هیچ تفاوت معنیداری بین گروههای بالینی وجود ندارد. با توجه به زیرمقیاسها، نتایج نشان میدهد که در تکانشگری توجهی و تکانشگری بیبرنامگی تفاوت معنیداری بین بیماران مبتلا به وسواس و اختلالات خوردن با گروه بهنجار وجود دارد، اما هیچ تفاوت معنیداری بین گروههای بالینی دیده نمیشود. در تکانشگری حرکتی هیچ تفاوت معنیداری بین سه گروه دیده نمیشود.
نتیجه گیری: میزان بالای تکانشگری و مؤلفههای آن بین بیماران قابل توجه است و میتواند توجیهکننده مشکلات این بیماران در بازداری رفتاری و به تأخیر انداختن نیازها باشد.
"هدف از پژوهش حاضر بررسی ادراک نوجوانان از ساختار قدرت و روابط عاطفی در خانواده و همچنین چگونگی تغییر این گونه ادراکات در مراحل مختلف نوجوانی بود.در این تحقیق از آزمون نظام خانوادگی)fast(که یک ابزار بالینی است استفاده شد.این آزمون در یک گروه متشکل از 126 آزمودنی دختر و پسر در 3 گروه سنی اول راهنمایی، اول دبیرستان، و سوم دبیرستان اجراء شد.نتایج بیانگر آن است که کمترین میزان همبستگی بین نوجوان و والدین در گروه اول دبیرستان، ادراک شده است.در ارتباط با اقتدار تفاوت معنا داری بین سه گروه مشاهده نگردید.در مقایسه دختران و پسران، نتایج حاکی از آن است که پسران روابط نزدیکتری با والدین داشتهاند.تحلیلهای فوق در دو وضعیت واقعی و آرمانی مورد مقایسه قرار گرفت و تقریبا در تمامی موارد، نتایج حاکی از تفاوت در ادراک دو وضعیت بود.در مجموع، یافتههای تحقیق حاضر بیانگر آن است که ادراک نوجوانان ایرانی از دو عنصر همبستگی و اقتدار، در روابط خانوادگی، با الگوهای حاصله از تحقیقات دیگر فرهنگها همخوانی ندارد.
"
اهداف: دوره علوم پایه نخستین مقطع در برنامه درسی دوره پزشکی است. بررسی امتحانات جامع معیاری برای ارزشیابی کیفیت عملکرد دانشجویان، دانشگاهها و گروههای آموزشی است . این مطالعه با هدف تعیین وضعیت نتایج آزمون جامع علوم پایه و عوامل مرتبط با آن مقطع 5ساله انجام شد.
روشها: این مطالعه توصیفی- تحلیلی مقطعی روی 153 نفر از دانشجویان پزشکی یکی از دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران شرکتکننده در آزمون جامع علوم پایه طی سالهای 87-1383 که بهروش سرشماری انتخاب شدند، انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه و چکلیست اطلاعات دموگر ا فیک، عوامل دانشجویی و اطلاعات مربوط به عوامل آموزشی بود. دادهها با نرمافزار SPSS 12 و بهوسیله آزمونهای آماری T دانشجو، مجذور کای و آنالیز واریانس تحلیل شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار معدل دیپلم دانشجویان بهترتیب 17/15و 39/1، میانگین و انحراف معیار معدل دوره علوم پایه به ترتیب 93/14 و 50/1، میانگین و انحراف معیار نمره آزمون جامع علوم پایه طی دوره 5 ساله بهترتیب 34/118 و 95/19 بود و در همین زمان میانگین نمره کشوری 3/121 بوده است. میانگین نمره دانشگاه در شهریور 1384، شهریور 1385، اسفند 1386 و اسفند 1387 بالاتر از میانگین کشوری بود.
نتیجهگیری: میانگین نمره آزمون علوم پایه دارای روند رو به رشد است، ولی نسبت به سال 1385 اُفت دارد.
هدف پژوهش تعیین تاثیر روان درمانی مثبت نگر بر نشانه های افسردگی و بهزیستی ذهنی زندانیان بود. مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه های نامساوی بود. نمونه پژوهش شامل 71 زندانیِ زندان مرکزی بندرعباس بود که به صورت هدفمند انتخاب و بر اساس میزان وضعیت تاهل و سابقه حبس در دو گروه آزمایش (37) و کنترل (34) همتا شدند. سپس گروه آزمایش در 8 جلسه درمانی 90 دقیقه ای به مدت یک ماه شرکت کردند. برای جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه فرم کوتاه افسردگی بک و مقیاس بهزیستی ذهنی داینر استفاده شد. نتایج تحلیل کواریانس چند متغیره نشان داد که روان درمانی مثبت بر بهزیستی ذهنی زندانیان تاثیر معنی دار دارد. تحلیل هر یک از خرده مقیاس های بهزیستی ذهنی به تنهایی نیز با استفاده از تحلیل کواریانس یک راهه نشان داد که آزمودنی های گروه آزمایش تحت تاثیر برنامه درمانی، در رضایت از زندگی و عاطفة منفی تفاوت معنی داری با گروه کنترل نشان دادند. اما در عاطفة مثبت بین دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی داری وجود نداشت. همچنین نتایج تحلیل کواریانس یک متغیره نشان داد که درمان مثبت نگر بر کاهش نشانه های افسردگی تاثیر معنی دار داشت. این نتایج می تواند پشتوانه ای برای کاربست مداخلات مبتنی بر روانشناسی مثبت نگر در جهت کاهش یکی از شایع ترین اختلالات روانی در زندان یعنی افسردگی و همچنین ارتقای سطح بهزیستی ذهنی زندانیان، باشد.
هدف پژوهش حاضرتعیین اثربخشی طرحواره درمانی بر نگرش ناکارامد نسبت به انتخاب همسر در دانشجویان دختر دانشگاه رازی بود. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه ی دانشجویان دخترمجرد در تمامی مقاطع تحصیلی (کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری) که در سال تحصیلی 95- 94 مشغول به تحصیل بودند . نمونه آماری 30 نفر از دانشجویان دختر بودند که به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. دانشجویان گروه آزمایش 8 جلسه طرحواره درمانی دریافت کردند. ابزار اندازه گیری پرسشنامه نگرش نسبت به انتخاب همسر کاب، لارسون و واتسون (1992) بود. داده های جمع آوری شده از طریق تحلیل کوواریانس چند متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین دو گروه از نظر نگرش ناکارآمد نسبت به انتخاب همسر و مؤلفه های آن (عشق باوری، تجربه محوری، ایده آل نگری، متضاد جویی، آسان بینی، خوش باوری) تفاوت معنی داری وجود دارد. با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت طرحواره درمانی رویکردی مؤثر بر کاهش نگرش ناکارآمد نسبت به انتخاب همسر دانشجویان دختر است.
هدف از این تحقیق، مقایسه تاثیر دو شیوه کششی ایستا و تسهیل عصبی عضلانی از طریق گیرنده های عمقی (PNF ) بر میزان انعطاف پذیری عضلات همسترینگ بود. به این منظور 60 دانش آموز دختر با میانگین سنی 24/17 سال که در انعطاف پذیری عضلات همسترینگ پای غیر غالب دارای محدودیت(70 درجه < دامنه حرکتی باز شدن فعال زانو) بودند، به صورت تصادفی به سه گروه تجربی ایستا (20=n )، تجربی PNF (20=n) و کنترل (20=n) تقسیم شدند. یک برنامه گرم کردن شامل دوی نرم، به صورت مشترک در هر سه گروه و یک برنامه کشش عضلات همسترینگ روی پای غیر غالب، به شیوه کششی ایستا بر روی آزمودنی های گروه تجربی ایستا و به شیوه کششی PNF در گروه تجربی PNF به مدت پنج روز در هفته و در طول شش هفته اجرا شد. انعطاف پذیری عضلات همسترینگ (دامنه حرکتی باز شدن فعال زانو) پای غیر غالب با استفاده از آزمون باز شدن فعال زانو (AKET ) ، روی هر سه گروه، قبل از شروع تمرینات و پس از پایان دوره تمرین توسط گونیا متر اندازه گیری شد. داده ها مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. نتایج نشان داد که شیوه های کششی ایستا و تسهیل عصبی عضلانی (PNF ) بر میزان انعطاف پذیری عضلات همسترینگ ( دامنه حرکتی بازشدن فعال زانو) پای غیر غالب تاثیر داشتند. به علاوه از نظر آماری بین تاثیر دو شیوه کششی ایستا و PNF بر میزان انعطاف پذیری عضلات همسترینگ پای غیر غالب تفاوت معنی داری وجود نداشت .
زمینه و هدف: اختلال وسواس(OCD یا Obsessive-Compulsive Disorder) کودکان یک اختلال روانی - عصبی مزمن و ناتوان کننده است که با اختلال قابل توجهی در عملکرد روانی – اجتماعی همراه است. هدف پژوهش حاضر ارزشیابی ویژگی های روان سنجی پرسش نامه وسواسی – اجباری فرم کودکان (OCI-CV یا Obsessive Compulsive Inventory–Child Version) در دانش آموزان دختر و پسر بود.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر یک پژوهش همبستگی بود. نمونه مورد مطالعه در این پژوهش شامل 831 دانش آموز (234 دانش آموز پسر و 597 دانش آموز دختر) بود که از میان دانش آموزان ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان شهر نجف آباد در سال تحصیلی 1392-1391 با روش خوشه ای چند مرحله ای تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش پرسش نامه وسواسی – اجباری فرم کودکان (OCI-CV)، مقیاس چندبعدی اضطراب کودکان (MASC) و مقیاس افسردگی کودکان (CDI) بود. برای بررسی پایایی پرسش نامه وسواسی – اجباری فرم کودکان از روش آلفای کرونباخ و ضریب بازآزمایی و برای بررسی روایی از روش روایی همگرا، روایی واگرا و روش تحلیل عامل تأییدی استفاده شد.
یافته ها: پایایی پرسش نامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ برای بعد وارسی 73/0، بعد وسواس فکری 67/0، بعد انباشت 50/0، بعد شستشو 71/0، بعد نظم 69/0، بعد خنثی سازی 72/0 و برای کل پرسش نامه 85/0 محاسبه شد. روایی سازه پرسش نامه وسواسی – اجباری فرم کودکان نیز از طریق همبسته نمودن آن با مقیاس چندبعدی اضطراب کودکان و مقیاس افسردگی کودکان به ترتیب 52/0 و 26/0 به دست آمد. استفاده از روش تحلیل عامل تأییدی (CFA) ساختار شش عاملی آن را تأیید کرد.
نتیجه گیری: نسخه فارسی پرسش نامه وسواسی – اجباری فرم کودکان (OCI-CV) برای اندازه گیری علائم وسواسی – اجباری در کودکان رضایت بخش به نظر می رسد. البته، انجام پژوهش های بیشتر برای تأیید این یافته ها در کودکان وسواسی – اجباری لازم است.
هدف پژوهش حاضر، بررسی سهم متغیرهای عملکرد خانواده (حل مشکل، ارتباط، ایفای نقش، همراهی عاطفی، آمیزش عاطفی، کنترل رفتار و عملکرد کلی)، هیجان خواهی و پرخاشگری در پیش بینی اعتیاد به بازی های ویدیویی دانش آموزان بوده است. روش پژوهش، همبستگی بود. به همین منظور، 302 دانش آموز پسر دوره متوسطه اول از مدارس شهر کرج در سال تحصیلی 1392-1391 با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه عملکرد خانواده (FAD)، پرسش نامه اعتیاد به بازی های ویدیویی (PVP)، پرسش نامه هیجان خواهی زاکرمن (SSS) و پرسش نامه پرخاشگری باس و پری بودند. برای تجزیه و تحلیل آماری از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام استفاده شده است. نتایج به دست آمده، بیانگر همبستگی معنادار بین عملکرد خانواده در همه ابعاد (حل مشکل، ارتباط، ایفای نقش، همراهی عاطفی، آمیزش عاطفی، کنترل رفتار و عملکرد کلی) با اعتیاد به بازی های ویدیویی (r=0.31, P<0.01)؛ هیجان خواهی با اعتیاد به بازی های ویدیویی ( r=0.27, P<0.01) و پرخاشگری دانش آموزان با اعتیاد به بازی های ویدیویی (r=0.47, P<0.01) بود. نتایج رگرسیون نشان داد که از بین متغیرهای پیش بین، متغیرهای پرخاشگری، ایفای نقش (از ابعاد عملکرد خانواده) و هیجان خواهی توانسته اند اعتیاد به بازی های ویدیویی را پیش بینی کنند. به طور کلی 4/28% از واریانس اعتیاد به بازی های ویدیویی توسط متغیرهای پیش بین تبیین می شود.