ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶٬۵۶۱ تا ۳۶٬۵۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۳۶۵۶۱.

اثربخشی رویکرد روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت بر افسردگی افراد مبتلابه اختلالات تجزیه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۱۶
پژوهش حاضر یک پژوهش کاربردی و باهدف بررسی اثربخشی رویکرد روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت بر افسردگی افراد مبتلابه اختلالات تجزیه ای می باشد که با تجویز پروپرانولول یا دارونما یک بار در هفته به مدت شش هفته متوالی در کاهش علائم MDE بین افراد مبتلابه PTSD با یا بدون علائم تجزیه ای بالا می باشد. برای این کار، یک کارآزمایی بالینی تصادفی سازی شده را روی 66 بزرگ سال با تشخیص طولانی مدت PTSD انجام شد و ماژول SCID PTSD، فهرست چک (PCL-S)، پرسشنامه افسردگی بک II و مقیاس تجربیات تجزیه ای را اندازه گیری شد. بیماران با و بدون تجربه تجزیه پذیری بالا، بهبود قابل توجهی در نمرات PCL-S خود در طی 6 جلسه درمانی داشتند و نمرات PCL-S در تمام بیماران در طول دوره پس از درمان کاهش یافت. بااین حال، هیچ ارتباطی بین وجود یا عدم وجود تجربیات تجزیه ای بالا و هیچ اثر خاص درمان پروپرانولول وجود نداشت. ما همان نتایج را برای علائم اپیزود افسردگی ماژور ((MDE پیدا کردیم. جالب توجه است، بیمارانی که قبل از درمان دارای تجربیات تجزیه ای بالابودند، پس از 6 جلسه درمانی، بهبود بسیار قابل توجهی در امتیازات DES خود نشان دادند و بیماران این بهبود را 3 ماه پس از درمان حفظ کردند. رویکرد روان پویشی فشرده و کوتاه مدت روشی مؤثر برای درمان علائم تجزیه ای در بیماران است و بهبود این علائم تجزیه ای با کاهش شدت افسردگی همراه بود.
۳۶۵۶۲.

پیش بینی رفتارهای خودزنی در زنان بر اساس تجربه خشونت، تمایزیافتگی خود و راهبردهای تنظیم شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۲۴
هدف: هدف پژوهش، پیش بینی رفتارهای خودزنی در زنان بر اساس تجربه خشونت، تمایزیافتگی و راهبردهای تنظیم شناختی بود. روش شناسی: این پژوهش از جنبه هدف کاربردی و از نظر روش و ماهیت در زمره پژوهش های توصیفی-همبستگی قرار داشت. جامعه آماری پژوهش را زنان مراجعه کننده به مراکز خدمات سلامت بهزیستی تشکیل داده بود. براساس فرمول تاباچنیک و فیدل ۱۴۸ نفر به عنوان نمونه انتخاب و به روش نمونه گیری هدفمند است. برای جمع آوری داده ها پرسشنامه های تمایزیافتگی خود (۲۰۱۱)، راهبردهای تنظیم شناختی گراس و جان (۲۰۰۳)، سنجش تجربه خشونت نسبت به زنان حاج یحیی (۱۹۹۹) و رفتارهای خودزنی سانسون و همکاران (۱۹۹۸) استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داد تجربه خشونت با ضریب (207/0) تمایزیافتگی با ضریب (248/0-) و راهبردهای تنظیم شناختی با ضریب (213/0-) قدرت پیش بینی رفتارهای خودزنی در زنان را داشته است. از بین مؤلفه های این متغیرها خشونت جنسی (385/0)، هم آمیختگی با دیگران (272/0) و ارزیابی مجدد شناختی (152/0-) دارای بالاترین ضریب تأثیر بر رفتار خودزنی در زنان بوده است. نتیجه گیری: در راستای کاهش آسیب های اجتماعی توصیه می شود نهادهای آموزشی مرتبط با سلامت روان خانواده به نقش بهزیستی زنان که تربیت کننده نسل آینده است توجه بیشتری داشته باشند.
۳۶۵۶۳.

نقش میانجی هوش معنوی در رابطه بین انطباق پذیری مسیر شغلی با قصد کارآفرینی در دانش آموزان متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۹۱
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی هوش معنوی در رابطه بین انطباق پذیری مسیر شغلی با قصد کارآفرینی در دانش آموزان متوسطه دوم بود. روش: روش این مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان متوسطه دوم شهر قم در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین(2023) و با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تصادفی 500 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل پرسشنامه قصد کارآفرینی (EIQ) لیان و چن (2009)، مقیاس انطباق پذیری مسیر شغلی(CAAS) ساویکاس و پروفلی(2012) و سیاهه هوش معنوی (SISRI-24) کینگ(2008) بود. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم انطباق پذیری مسیر شغلی(64/0=β و 001/0=sig) بر روی قصد کارآفرینی معنادار است. همچنین نتایج نشان داد که هوش معنوی در رابطه بین انطباق پذیری مسیر شغلی(68/0=β و 001/0=sig) با قصد کارآفرینی نقش میانجی و معنادار دارد. همچنین مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (06/0=RMSEA، 03/0= SRMRو 05/0>p) و 73 درصد از واریانس قصد کارآفرینی تبیین می شود. نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش و نقش انطباق پذیری مسیر شغلی و هوش معنوی بر قصد کارآفرینی استفاده از نتایج این پژوهش برای ارتقاء قصد کارآفرینی در دانش آموزان متوسطه دوم پیشنهاد می شود.
۳۶۵۶۴.

نقش واسطه ای حساسیت اخلاقی در رابطه بین کمال گرایی مثبت و بی صداقتی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۱۹
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای حساسیت اخلاقی در رابطه بین کمال گرایی مثبت و بی صداقتی تحصیلی دانشجویان دانشگاه یاسوج بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانشجویان دانشگاه یاسوج بود که از این جامعه نمونه ای به حجم 365 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه های کمال گرایی مثبت Terry Short et al (1995)، حساسیت اخلاقی Narvaez (2001) و بی صداقتی تحصیلی McCabe & Treviño (1996) میان افراد نمونه توزیع گردید. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری انجام گرفت. یافته ها نشان داد الگوی پیشنهادی از برازش خوبی با داده ها برخوردار است. در خصوص اثرات مستقیم یافته ها نشان دادند کمال گرایی مثبت بر حساسیت اخلاقی اثر مثبت و معنادار و بر بی صداقتی تحصیلی اثر منفی و معنی دار دارد. همچنین حساسیت اخلاقی بر بی صداقتی تحصیلی اثر معنادار نداشت. دیگر یافته ها نشان داد حساسیت اخلاقی در رابطه میان کمال گرایی مثبت و بی صداقتی تحصیلی نقش واسطه ای ندارد؛ لذا پیشنهاد می شود برای افزایش حساسیت اخلاقی و در نتیجه کاهش بی صداقتی تحصیلیِ دانشجویان، پرورش کمال گرایی مثبت آن ها مورد توجه قرار گیرد.
۳۶۵۶۵.

نحوۀ بازنمایی ذهنی از خود و دیگری در مبتلایان به مولتیپل اسکلروزیس: نقش بافتار فرهنگی- اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۲۰
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی بازنمایی های ذهنی از خود و دیگری در مبتلایان به بیماری مولتیپل اسکلروزیس (ام اس) و مقایسه بازنمایی های ذهنی در دو فرهنگ اصفهان و تهران و در دو مطالعه صورت گرفت. روش: این یک پژوهش شبه آزمایشی با طرح عاملی ترکیبی بوده است. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به ام اس و افراد غیر بیمار در شهر اصفهان و همچنین افراد غیر بیمار در شهر تهران بوده است. مجموعا ۲۴۴ شرکت کننده (۸۲ بیمار مبتلا به ام اس و ۸۲ فرد غیر بیمار از شهر اصفهان و ۸۰ فرد غیر بیمار از شهر تهران) به تنظیم فاصله با شخصیت ها (شامل تصویر خود در کودکی، تصویر خود در زمان حال، مادر، شریک عاطفی و دوست) در آزمون فاصله بین فردی مطبوع در دو حالت فعال و منفعل پرداختند. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد مبتلایان به ام اس فاصله بین فردی بیشتری را در مقایسه با افراد غیر بیمار در مواجهه با تصویر خود در زمان حال، شخصیت دوست و شریک عاطفی ترجیح می دهند. علاوه بر این، هر دو گروه شرکت کنندگان اصفهان (بیماران مبتلا به ام اس و افراد غیر بیمار) در مقایسه با گروه تهران به طور معناداری فواصل بین فردی بزرگتری را با تمامی شخصیت ها برگزیند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش می تواند بیانگر نوعی تجربه از خود بیگانگی در بیماران مبتلا به ام اس در سطح بازنمایی های ذهنی و اهمیت فرهنگ در صورت بندی بازنمایی های ذهنی باشد.
۳۶۵۶۶.

اثربخشی تمرینات هاتایوگا بر میزان اضطراب فراگیر، اضطراب وجودی و راهبردهای تنظیم هیجان در آقایان جوان شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۲۵
هدف: هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی تمرینات هاتایوگا بر میزان اضطراب فراگیر، اضطراب وجودی و راهبردهای تنظیم هیجان در آقایان 30 تا 50 سال ورزشکار و غیرورزشکار شهر کرمانشاه بود. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با روش پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری 2 ماهه همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه آقایان 30 تا 50 سالی است که در زمستان سال 1402 در کلاسهای یوگای شهر کرمانشاه ثبت نام کرده بودند. نمونه پژوهش شامل 45 نفر از افراد جامعه، که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شد و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گروه کنترل جایگزین شد. شرکت کنندگان جهت پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری به پرسشنامه های اضطراب فراگیر اسپیتزر و همکاران (2006)، پرسشنامه اضطراب وجودی لارنس گود (1974) پرسشنامه تنظیم هیجانی گروس و جان (2003) پاسخ دادند. شرکت کنندگان گروه آزمایش تمرینات هاتا یوگا به مدت 8 جلسه ۹۰ دقیقه ای و به صورت هفته ای یک جلسه تحت آموزش قرار گرفتند. داده ها توسط نرم افزار SPSS نسخه 27 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که تمرینات هاتا یوگا در طول زمان پس آزمون و پیگیری منجر به بهبودی اضطراب فراگیر، اضطراب وجودی و راهبردهای تنظیم هیجان در آقایان 30 تا 50 سال ورزشکار و غیرورزشکار شهر کرمانشاه شده است (05/0P<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج می توان گفت تمرینات هاتا یوگا از رویکردهای مؤثر در بهبودی اضطراب فراگیر و اضطراب وجودی و راهبردهای تنظیم هیجان می باشد.
۳۶۵۶۷.

مقایسه اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان ذهن آگاهی مبتنی بر خودشفقت ورزی بر باورهای فراشناختی در افراد وابسته به مواد تحت درمان نگهدارنده با متادون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۲۶
هدف: باورهای فراشناختی از چالش های مهم درمان وابستگی است و روش های مؤثر درمانی می توانند نقش بسزایی در کاهش آن داشته باشند. این پژوهش با هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان ذهن آگاهی مبتنی بر خودشفقت ورزی بر باورهای فراشناختی در افراد وابسته به مواد بود. روش: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل ومرحله پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل بیماران وابسته به مواد تحت درمان با متادون مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر شاهرود در سال 1403 بودند. ۴۸ نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه 16 نفره شامل دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل گمارده شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه باورهای فراشناختی ولز و کاترایت- هاتون (2004) استفاده شد. گروه آزمایشی اول، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (8 جلسه 90 دقیقه ای) و گروه آزمایشی دوم درمان ذهن آگاهی مبتنی بر خودشفقت ورزی (8 جلسه 90 دقیقه ای) را به صورت یک جلسه در هفته دریافت کردند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی در نرم افزار SPSS26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد هر دومداخله د بهبود مولفه های باورهای فراشناختی درپس آزمون وپیگیری موثر بوده اند (0/05<p). همچنین، بین دو گروه آزمایش تفاوت معناداری در میانگین پس آزمون و پیگیری مولفه های باورهای فراشناختی وجود داشت و درمان ذهن آگاهی مبتنی بر خودشفقت ورزی نسبت به شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی اثربخش تر بود (0/05<p). نتیجه گیری: این یافته ها بر لزوم بهره گیری ازدرمان ذهن آگاهی مبتنی برخودشفقت ورزی در درمان وابستگی به مواد تأکید دارد.
۳۶۵۶۸.

اثربخشی درمان پذیرش و تعهد بر تحریف های شناختی، اجتناب تجربه ای، و مهارت خودمهارگری نوجوانان با علائم اختلال وسواس- بی اختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۲۶
زمینه و هدف: اختلال وسواس- بی اختیاری یکی از اختلالات مزمن و ناتوان کننده در دوره نوجوانی است که با افکار مزاحم، بی اختیاری های ذهنی و رفتاری، و سطوح بالای اجتناب شناختی و هیجانی همراه است. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تحریف های شناختی، اجتناب تجربه ای، و مهارت خودمهارگری نوجوانان دارای علائم اختلال وسواسی- بی اختیاری انجام شد. روش : روش پژوهش حاضر شبه تجربی و طرح آن به صورت پیش آزمون- پس آزمون با گروه آزمایش و گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان مقطع متوسطه یکم استان قزوین در سال تحصیلی 1403-1404 بود. نمونه مورد مطالعه شامل 36 دانش آموز که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گروه گواه جایدهی شدند. ابزار گردآوری شامل مقیاس وسواسی- بی اختیاری ییل براون (اسکاهیل و همکاران، 1997)، مقیاس تحریفات شناختی بین فردی (حمامچی و بویوکوزترک، 2004)، پرسشنامه اجتناب تجربه ای پذیرش و عمل (بوند و همکاران، 2011)، و مقیاس خودمهارگری (کندال و ویلکاکس، 1979) بود. گروه آزمایش هشت جلسه 90 دقیقه ای درمام مبتنی بر پذیرش و تعهد هیز و همکاران (2011) را دریافت کردند. در انتها داده های به دست آمده با آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره توسط SPSS-27 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به صورت معناداری موجب کاهش طرد بین فردی (22/56=F)، انتظارات غیرواقعی از روابط (78/71=F)، ادراک نادرست بین فردی (99/39=F)، اجتناب تجربه ای (91/67=F)، و افزایش خودمهارگری (90/54=F) در نوجوانان دارای علائم اختلال وسواسی- بی اختیاری شد (01/0>P). نتیجه گیری: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با کاهش تحریف های شناختی بین فردی و اجتناب تجربه ای، نقش مؤثری در بازسازی باورهای ناکارآمد و افزایش پذیرش تجربیات درونی ایفا کرده است؛ این فرایند به کاهش تنش روانی و شکست چرخه های وسواسی در نوجوانان منجر شد.
۳۶۵۶۹.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و هیجان مدار بر آشفتگی های روان شناختی در مراقبین بیماران مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۳۱
زمینه: مراقبین بیماران مبتلا به سرطان به دلیل چالش ها و عوامل استرس زا در معرض خطرات مرتبط با بار مراقبین قرار می گیرندکه اثرات روانشناختی زیادی از جمله آشفتگی های روانشناختی را در پی دارد. بر اساس پیشینه، درمان شناحتی رفتاری و درمان هیجان مدار هر کدام بر آشفتگی های روانشناختی مؤثر است، اما در زمینه کاربرد این درمان ها و مقایسه آن ها در آشفتگی های روانشناختی در جامعه مورد تحقیق شکاف پژوهشی وجود دارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و درمان هیجان مدار بر آشفتگی های روانشناختی در مراقبین بیماران مبتلا به سرطان انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه همراه با پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی مراقبین بیماران مبتلا به سرطان بود که از خدمات بنیاد نیکوکاری کنترل سرطان ایرانیان (مکسا) شهر مشهد در سه ماه آخر سال 1402 برای بیماران خود بهرمند می شدند. از جامعه آماری مذکور تعداد 45 نفر دارای شرایط ورود به پژوهش با روش نمونه گیری هدفمند وارد مطالعه شدند. سپس به صورت تصادفی در 3 گروه 15 نفره، (30 نفر در 2 گروه آزمایش و 15 نفر در گروه گواه) جایگزین شدند. از مقیاس پریشانی روانشناختی (کسلر و همکاران، 2002) جهت جمع آوری اطلاعات و به عنوان پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری استفاده شد. پروتکل ها شامل درمان شناختی رفتاری (یونگ و همکاران، 2001) به صورت 10 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یک بار و درمان هیجان مدار (گرینبرگ، 2006) به صورت 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یک بار بودند؛ در حالی که گروه گواه هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرنی و نرم افزار SPSS نسخه 27 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان دادکه بین گروه های آزمایش و گروه گواه تفاوت معناداری وجود داشت؛ و هر دو درمان شناختی رفتاری و هیجان مدار باعث کاهش آشفتگی های روانشناختی مراقبین بیماران مبتلا به سرطان مؤثر شد (05/0 >p). همچنین براساس نتایج بدست آمده درمان هیجان مدار در بهبود آشفتگی های روانشناختی مراقبین بیماران مبتلا به سرطان اثربخشی بیشتری از درمان شناختی رفتاری دارد (05/0 >p). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش با هر دودرمان شناختی رفتاری و درمان هیجان مدار، می توان آشفتگی های روانشناختی را در مراقبین بیماران مبتلا به سرطان بهبود داد. یافته های مذکور می تواند برای انتخاب نوع درمان، یاریگر درمانگران باشد.
۳۶۵۷۰.

طراحی و اعتباریابی اولیۀ پرسشنامۀ معنویت مبتنی بر مفاهیم قرآن کریم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۸۰
مطالعه حاضر با هدف طراحی و اعتباریابی نسخه اولیه پرسش نامه «معنویت مبتنی بر مفاهیم قرآن کریم» جهت سنجش معنویت انجام شده است. با توجه به گستردگی و نفوذ مفهوم معنویت از دیدگاه های مختلف غیردینی و یا ادیان متنوع دیگر در حوزه روان شناسی و مشاوره، استخراج مفاهیم کلیدی منبعث از قرآن کریم، به عنوان برترین و متقن ترین متن مقدس وحی شده از جانب خداوند متعال، ضروری است؛ با این هدف که ابزار مناسبی برای سنجش آن نیز طراحی شود. به این منظور پس از مطالعه و بررسی کل آیات قرآن کریم، جدول هدف- محتوا تهیه شد. برای این منظور، روش تحلیل محتوا از نوع تحلیل و تفسیر مفهومی مورد استفاده قرار گرفت. در این تحلیل، شبکه معنایی به صورت ارتباط اشراقی با یک مفهوم محوری از معنویت جستجو شد. معنویت با مفهوم محوری «اهتمام متعبدانه و مبتهجانه به قرب الهی از طریق سوگیری به ارزش های دینی در سطوح اندیشه، گرایش، تصمیم و رفتار» مد نظر قرار گرفت. سپس براساس مفاهیم حاصل از تحلیل محتوا، پرسشنامه ابتدایی طراحی شد که جهت اعتباریابی این پرسشنامه، از روش های اعتباریابی صوری و محتوایی و جهت بررسی روایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج تحلیل محتوا شامل 16 مفهوم بود. این مفاهیم شامل: خشیّت، تواضع، انفاق، زهد، انابه و توبه، صداقت، اخلاص، سیر در زمین و عبرت گرفتن از آثار باقی مانده از گذشتگان، تفکر در شگفتی های خلقت، مرگ و تفکر در مورد آن، دوست داشتن خدا، نزدیک دیدن خدا، توکل، اعتقاد به قدر و نداشتن خوف و حزن، ایمان به عالم غیب و اعتقاد به کرامت انسان می باشد. بر مبنای این مفاهیم، پرسشنامه ای با 139 گویه طراحی شد. برای طراحی گویه های پرسشنامه و نیز اعتبار محتوایی آن از نظر متخصصین استفاده گردید. همچنین برای اعتبار صوری پرسشنامه حدود 10 دانش آموز دختر از دوره دوم دبیرستان، گویه های پرسشنامه را مطالعه کردند و ابهام های موجود در جملات گویه های طراحی شده، برطرف شد. سپس برای بررسی انسجام و همسانی درونی پرسشنامه، 30 نفر دانش آموز دختر پایه یازدهم، پرسشنامه نهایی را تکمیل کردند و با استفاده از روش آلفای کرونباخ، تعداد 123 گویه برای پرسش نامه باقی ماند. آلفای کرونباخ کل پرسش نامه حدود 0.95 به دست آمد. به این ترتیب پرسش نامه طراحی شده از اعتبار اولیه مناسبی برای سنجش مفهوم معنویت مبتنی بر قرآن کریم برخوردار می باشد و می توان با انجام پژوهش های تکمیلی، نسخه نهایی آن را تدوین کرد. همچنین می توان پرسشنامه معنویت را از نظر ابتنا به متون دینی گسترش داد؛ به طوری که متون حدیثی معتبر نیز مورد تحلیل محتوا قرار گیرند و به این ترتیب پرسش نامه معنویت مبتنی بر دین اسلام طراحی شود.
۳۶۵۷۱.

طرح زوج درمانی مبتنی بر الگوی خودنظم دهی با رویکرد اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۲۱
مقدمه: خودنظم دهی به نحوه اِعمال کنترل بر پاسخ های خود در جهت تعقیب اهداف و برآورده ساختن معیارها اشاره دارد. در نظریه شناختی اجتماعی بندورا (1991)، خودنظم دهی از طریق سه خرده کنش اصلی عمل می کند؛ این کنش ها عبارت اند از: خودنظارت گری بر رفتار فرد، عوامل مؤثر و نتایج آن؛ خودقضاوتی در مورد نسبت رفتارهای خود با معیارهای شخصی و شرایط محیطی و خودواکنشی عاطفی. کارور و شیر (2004) فرایند خودنظم دهی را در قالب نظریه کنترل سایبرنتیک به جامعه روان شناسی ارائه کردند. در قلمرو روان شناسی دین، محققان تلاش کرده اند که خودنظم دهی دینی را با بررسی تأثیرات دین بر فرایندهای خودنظم دهی نشان دهند. بررسی منابع اسلامی در قلمرو «تنظیم رفتار» نشان می دهد که منبع محوریِ فرایند تنظیم رفتار «عقل» است. پژوهش جهانگیرزاده و همکاران (1399) نشان داد که عقل دارای بیست مؤلفه است که در چهار ساحت شناختی، انگیزشی، هیجانی و اجرایی قابل سازمان دهی است. تبیین آسیب های روانی براساس مشکلات خودنظم دهی و تنظیم مداخلات درمانی بنابر صلاحیت های خودنظم دهی، محور پژوهش های مختلف بوده است. در همین راستا زوج درمانی مبتنی بر خودنظم دهی نخستین بار توسط هالفورد، ساندرز و بهرنس (2004) برای کمک به بهبود رابطه زوجین مطرح شد. با توجه به اهمیت سازه خودنظم دهی در تحقیقات روان شناختی دهه های اخیر، تأثیر دینداری بر فرایند خودنظم دهی و ورود سازه خودنظم دهی در حیطه مداخلات بالینی، محقق درصدد برآمده است براساس الگوی خودنظم دهی مبتنی بر روابط میان مؤلفه های عقل در منابع اسلامی و با الهام از مدل زوج درمانی هالفورد، یک برنامه زوج درمانی را با هدف تأثیر بر شاخص های کیفیت رابطه زناشویی طراحی کند. روش: در این تحقیق از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. تحلیل محتوا دربرگیرنده تحلیل درون مایه یک متن حاوی باورها، دیدگاه ها و احساسات گوینده آن می باشد و کمک می کند تا مفاهیم، اصول، نگرش ها و کلیه عناصر مطرح شده در چارچوب آن متن بررسی شود. جامعه پژوهش حاضر شامل مفاد آیات و روایات در منابع معتبر دینی براساس طبقه بندی طباطبایی (1393) می باشد. نمونه پژوهش شامل روایاتی است که درباره مفهوم «عقل» به فرایندهای خودنظم دهی اشاره دارد که به صورت هدفمند انتخاب شده اند. پس از غربال روایات تکراری و مشابه، روابط میان مؤلفه ها از راه فرایند کدگذاری و در قالب مدل خودنظم دهی استخراج شد. سپس در چارچوب این مدل و با الهام از ساختار زوج درمانی مبتنی بر خودنظم دهی (هالفورد، 1994)، طرح «زوج درمانی مبتنی بر خودنظم دهی با رویکرد اسلامی» برای ارتقای فرایندهای سازگارانه و افزایش رضایت زناشویی تدوین گردید. درنهایت روایی طرح زوج درمانی در محورهای ساختار، اهداف و تکنیک ها از سوی پنج کارشناس دارای تحصیلات عالیه در روان شناسی و علوم حوزوی ارزیابی و براساس شاخص های CVI و CVR مورد تأیید قرار گرفت. یافته های پژوهش: یافته های پژوهش نشان می دهد الگوی خودنظم دهی اسلامی دربردارنده شش روند پویای مواجهه با موقعیت، تحلیل موقعیت با تمرکز بر نقش خود بر مبنای باورها و ارزش های اسلامی، فعال سازی انگیزش های فطری متعالی، انگیختگی عاطفی، تدبیر عملی، هدایت توجه، صورت بندی عمل، و ارزیابی پسینی است. در این رویکرد، نخست، اطلاعات کافی از وضعیت خانواده جمع آوری می شود. سپس، وضعیت موجود براساس نقش خود در موقعیت مورد وارسی قرار می گیرد. این وضعیت با حقایق اساسی و معیارهای اخلاقی در اندیشه اسلامی سنجیده می شود. در ادامه، وضعیت های مطلوب خود تعریف شده و هدف گذاری معطوف به خود براساس وضعیت ایده آل در دو سطح عمل و قصد صورت می پذیرد؛ برای مثال، در سطح قصد، وضعیت ایده آل توجه به خواست الهی و رستگاری نهایی و اقتضای عملکرد اخلاقی؛ در نقطه مقابل توجه به خواسته نفس و نتایج دنیوی قرار دارد. سپس طرح های عملی خودتغییری برای تحقق وضعیت، با استفاده از سازوکارهای رایج در روندرمانی های مبتنی بر خودنظم دهی  یا روش های مطرح شده در آموزه های دینی طراحی می شود. درگیرکردن هوشیاری با امور معنوی، تصویرپردازی های دینی، مطالعه متون مقدس و اخلاقی، تعدیل شناختی از راه تفسیرهای دینی، نمونه ای از روش هایی است که می تواند فرایند خودنظم دهی را براساس آموزه های دینی غنا بخشد. در آخرین مرحله، تأثیر روش های خودتغییری ارزیابی می شود. این ارزیابی می تواند به تغییراتی در نحوه فعال سازی الگوهای رفتاری، طرح های اجرایی و حتی اهداف تعیین شده بینجامد. در نهایت، روایی ساختار، اهداف و تکنیک های درمانی از سوی کارشناسان ارزیابی و براساس شاخص های CVI و CVR تأیید شد. بحث و نتیجه گیری: شباهت های مدل فرایند سایبرنتیک خودنظم دهی (کارور و شیر، 2011) و مدل فرایندی تنظیم هیجان (گراس و تامپسون، 2007) با الگوی خودنظم دهی در منابع اسلامی را می توان در موارد زیر خلاصه کرد: تأکید بر بعد عقلانی انسان؛ تأکید بر نقش خودآگاهی و خودنظارتی؛ تأکید بر نقش اهداف و ارزش ها در فرایند تنظیم؛ تأکید بر فرایندهای پیشاعمل یا «فرایندهای تدبیری»؛ تأکید بر فرایندهای پساعمل یا «تجربه اندوزی». ویژگی های الگوی اسلامی را نیز می توان در موارد زیر خلاصه کرد:  ورود باورها و انگیزش های متعالی در هدایت فرایند خودنظم دهی؛ گسترش مفهوم عقلانیت به عقلانیت دینی؛  هدایت فرایند تفکر به کاستی های انسان در مسیر سعادت؛ ورود مفاهیم دینی خاص به فرایند خودتنظیمی، همچون تسلط بر نفس، مخالفت با هواهای نفسانی و قصد قربت. هدف کلی درمان در رویکرد اسلامی، تنظیم فرایندهای روانی براساس معیارهای دینی است؛ اهداف جزئی درمان نیز گسترش تفکر منطقی، خداباورانه، معادباورانه و فضیلت اندیش؛ اعتلای انگیزش های معنوی و اخلاقی؛ تحول احساسات ابتدائی و انفعالی به احساسات متعالی و ارتقای توان خودنظم دهی و مهارت های اجرایی در روابط همسران می باشد. برنامه زوج درمانی مبتنی بر رویکرداسلامی با حفظ ساختار زوج درمانی خودنظم دهی (هالفورد، 2004)، فرایندهای شناختی اجرایی را در راستای ارزش های مبتنی بر آموزه های اسلامی هدایت می کند و در این راستا از تکنیک های برآمده از متون دینی نیز استفاده می نماید. این الگوی زوج درمانی با برجسته ساختن جایگاه خودتغییری، مسئولیت شخصی و آزادی عمل افراد در تنظیم کنش های روانی و نیز افزودن عناصر معنوی و اخلاقی در سطح ملاک های ارزیابی، هدف گذاری و تکنیک های مداخله، به درمان های وجودگرا یا معنوی از نوع دینی آن نزدیک می شود. تقدیر و تشکر: از جناب آقای دکتر فتحی آشتیانی و سرکار خانم دکتر فرشته موتابی که در تدوین مبانی نظری و تنظیم طرح مداخله، نویسنده را یاری کردند، سپاسگزارم. تعارض منافع: بدین وسیله اعلام می گردد که در رابطه با مقاله ارائه شده به طورکامل از قواعد اخلاق نشر تبعیت کرده و از هرگونه سرقت ادبی، سوءرفتار، جعل داده ها و ارسال و انتشار دوگانه پرهیز نموده ام و منافعی تجاری در این راستا وجود ندارد و در قبال ارائه اثر خود وجهی دریافت ننموده ام.
۳۶۵۷۲.

تجربۀ زیستۀ استادیاران نو استخدام از قلدری در دانشگاه: تحلیل پیامدها و راهبردهای مقابله ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۲۱
زمینه: امروزه قلدری سازمانی یکی از معضلات جدی در محیط های آموزشی است و می تواند پیامدهای روانی، جسمانی و سازمانی متعددی برای قربانیان به همراه داشته باشد. هدف: این پژوهش با هدف بررسی پیامدهای قلدری سازمانی برای استادیاران نواستخدام و راهبردهای مقابله ای آنان در محیط دانشگاهی انجام شده است. این پژوهش به دنبال شناسایی و تحلیل این پیامدها و راهکارهای اتخاذی اعضاء هیئت علمی برای مقابله با این پدیده است. روش شناسی: روش پژوهش حاضر کیفی از نوع پدیدارشناسی توصیفی بود. شرکت کنندگان پژوهش را استادیاران نواستخدام دانشگاه گیلان که به باور خود مورد قلدری واقع شده بودند، در سال 1401 تشکیل دادند. روش نمونه گیری پژوهش حاضر هدفمند و گلوله برفی بود و داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 16 مرد و 8 زن، جمع آوری شد و نمونه گیری تا اشباع نظری ادامه داشت. داده ها به روش هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شد. یافته ها: از تحلیل داده ها، 15 کد باز، 4 مقوله فرعی و 2 مضمون اصلی به دست آمد. مضامین اصلی برای پیامدهای قلدری سازمانی شامل پیامدهای فردی و پیامدهای سازمانی بودند. مقولات مربوط به پیامدهای فردی، شامل پیامدهای جسمی و پیامدهای روان شناختی و مقولات مربوط به پیامدهای سازمانی، شامل کاهش بهره وری و تضعیف فرهنگ سازمانی بود. همچنین، 13 کد باز، 4 مقوله فرعی و 2 مضمون اصلی از راهبردهای مقابله ای با قلدری سازمانی به دست آمد که مضامین اصلی شامل راهبردهای مقابله ای فردی با مقولات پذیرش و کناره گیری و دریافت حمایت اجتماعی با مقولات جستجوی حمایت از همتایان و جستجوی حمایت در خانواده بود. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که قلدری سازمانی تأثیرات منفی عمیقی بر سلامت جسمانی و روانی اعضاء هیئت علمی دانشگاه دارد. این پیامدها شامل سردرد، حملات میگرنی و غیره می باشد. از سوی دیگر تجربه مورد قلدری واقع شدن، منجر به پیامدهای سازمانی از جمله کاهش بهره وری افراد و تضعیف فرهنگ سازمانی در دانشگاه می شود. مقابله مؤثر با این پدیده نیازمند ایجاد محیط های حمایتی و آموزشی، تقویت مدیریت تعارض و افزایش آگاهی نسبت به پیامدهای قلدری است تا افراد قادر به واکنش مؤثرتر و مثبت تری باشند. همچنین نتایج نشان داد که حمایت اجتماعی همکاران و خانواده نقش کلیدی در کاهش اثرات منفی این پدیده ایفا می کند.
۳۶۵۷۳.

مدل کسب هویت جوانان استان آذربایجان غربی: نقش شیوه های تربیتی والدین و مزاج فرزندان با میانجی گری سبک های دلبستگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۲۶
مقدمه: بحران هویت در دوره نوجوانی اتفاق می افتد، اما هویت یابی در دوران نوجوانی و جوانی محقق می شود. بنابراین، هدف پژوهش بررسی مدل کسب هویت جوانان بر اساس نقش شیوه های تربیتی والدین و مزاج فرزندان با میانجی گری سبک های دلبستگی بود. روش: این پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه پژوهش دانشجویان دانشگاه های آزاد اسلامی و دولتی استان آذربایجان غربی در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که از میان آنها 400 دانشجو با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. داده ها با پرسشنامه های تجدیدنظرشده سبک هویت (بنیون و آدامز، 1986)، شیوه های تربیتی والدین (زینالی و همکاران، 1390)، مزاج فرزندان (الیس و راثبارت، 2001) و سبک های دلبستگی (ون آدنهوون و همکاران، 2003) گردآوری و با روش مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که شیوه های تربیتی ناکارآمد و مزاج فرزندان بر دلبستگی ناایمن، شیوه های تربیتی کارآمد و مزاج فرزندان بر دلبستگی ایمن و دلبستگی های ایمن و ناایمن بر کسب هویت اثر معنی دار مستقیم داشت (05/0P<)، اما شیوه های تربیتی کارآمد بر دلبستگی ناایمن، شیوه های تربیتی ناکارآمد بر دلبستگی ایمن و شیوه های تربیتی کارآمد و ناکارآمد و مزاج فرزندان بر کسب هویت اثر معنی داری نداشت (05/0P>). همچنین، شیوه های تربیتی کارآمد و مزاج فرزندان با میانجی گری دلبستگی ایمن بر کسب هویت و شیوه های تربیتی ناکارآمد با میانجی گری دلبستگی ناایمن بر کسب هویت اثر معنی دار غیرمستقیم داشت (05/0P<)، اما شیوه های تربیتی ناکارآمد با میانجی گری دلبستگی ایمن بر کسب هویت و شیوه های تربیتی کارآمد و مزاج فرزندان با میانجی گری دلبستگی ناایمن بر کسب هویت اثر معنی داری نداشت (05/0P>). نتیجه گیری: بر اساس این نتایج، توجه نقش به شیوه های تربیتی والدین، مزاج فرزندان و سبک های دلبستگی در شکل گیری کسب هویت ضروری است.
۳۶۵۷۴.

اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی با تاکید بر آموزه های دین اسلام بر رضایت زناشویی و طلاق عاطفی همسران خانواده های ایثارگر شهرستان زاهدان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۱۳
هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی با تاکید بر آموزه های دین اسلام بر رضایت زناشویی و طلاق عاطفی همسران خانواده های ایثارگر شهرستان زاهدان انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه و جامعه آماری متشکل از همسران خانواده های ایثارگر شهرستان زاهدان در سال ۱۴۰۰ بود. 30 نفر با روش نمونه گیری در درسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس رضایت زناشویی (انریچ، ۱۹۹۸) و طلاق عاطفی (گاتمن، 1998) بود. برنامه آموزش مهارت های ارتباطی با تاکید بر آموزه های دین اسلام به صورت هفتگی دوبار طی ۸ جلسه ۵/۱ ساعته به گروه آزمایش، ارائه شد و گروه کنترل آموزشی را دریافت نکرد. داده ها با استفاده از آزمون های کای دو و تحلیل کوواریانس در نرم افزار آماری SPSS26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: تحلیل ها نشان داد که بین دو گروه به لحاظ متغیرهای جمعیت شناختی سن، تحصیلات و اشتغال تفاوت معنی داری وجود ندارد (05/0<p). نتایج دیگر نشان داد که آموزش مهارت های ارتباطی با تاکید بر آموزه های دین اسلام در افزایش نمرات رضایت از زندگی (001/0>p، ۳۴۱/۵۴F=) و کاهش نمرات طلاق عاطفی (001/0>p، ۱۶۶/۱۵F=) همسران خانواده های ایثارگر مؤثر بود. نتیجه گیری: آموزش مهارت های ارتباطی با تاکید بر آموزه های دین اسلام به عنوان یک مداخله کارآمد در جهت بهبود رضایت از زندگی و طلاق عاطفی در همسران خانواده های ایثارگر مورد استفاده گیرد.
۳۶۵۷۵.

واکاوی شاخصه های سبک زندگی قرآنی در محیط خانواده با تکیه بر پژوهش های مرتبط در ایران

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۸۰
نظر به اینکه شاخصه های سبک زندگی قرآنی در محیط خانواده شاهراه رسیدن به سبک زندگی سالم است؛ از این رو، هدف مطالعه حاضر واکاوی شاخصه های سبک زندگی قرآنی در محیط خانواده با مرور پژوهش های مرتبط در ایران بود. این مطالعه از نوع بررسی های ثانویه بوده و با توجه به روش اجرا، مرور نظام مند تلقی می شود. جهت گردآوری داده ها از روش تحلیل اسنادی استفاده گردید، که شامل تمامی پژوهش های مرتبط با سبک زندگی قرآنی منتشر شده در بازه زمانی 1402-1397 بوده و جمعاً 42 پژوهش مورد بررسی قرار گرفت. آنچه از بررسی مقالات بدست آمد، این بود که آیات قرآنی در برگیرنده اصول و شاخصه هایی است که تقریباً همه جنبه های زندگی انسان را دربرمی گیرد و براساس توحیدمداری بنا شده اند؛ اما در بین آن ها بیشترین تاکید بر اعتقاد دینی، عقل گرایی و خردورزی، تحکیم بنیان خانواده، تفکر توحیدی و توحیدمحوری (هر کدام با 7 فراوانی)، مسئولیت پذیری (با فراوانی 6)؛ ایمان، حق محوری و عدالت، رضامندی جنسی زوجین، نگرش مثبت، انتخاب همسر (هر کدام با فراوانی 5)، تقوا، توجه به دیگران و خیرخواهی، فرزندآوری و تربیت نسل (هر کدام با فراوانی 4) در قالب 3 اصل اعتقادی، اخلاقی و احکام است. با توجه به هماهنگی و سازگاری این اصول و شاخصه ها، آموزش و تربیت نسل مسلمان براساس سبک زندگی قرآنی برای مؤمن سازی مسلمان و تبدیل شدن به انسان کامل، مهم است؛ زیرا می تواند به عنوان یکی از عوامل اصلی تحکیم خانواده و تربیت صحیح فرزندان محسوب شود. در مجموع، قرآن با تأکید بر مؤلفه های متعدد، نقش مهمی در تبیین شاخص های یک جامعه سالم و دین محور ایفا می کند که بنیان آن از نهاد خانواده آغاز می شود.
۳۶۵۷۶.

رابطه هوش هیجانی و خلاقیت در دانش آموزان ابتدایی شهر سنندج

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۰۸
با توجه به اهمیت مقطه ابتدایی که مهم ترین مقطع در آموزش و پرورش می باشد به همین لحاظ جامعه هدف در این پژوهش دانش آموزان ابتدایی دوره دوم شهر سنندج انتخاب گردیدند و به لحاظ اهمیت دو مولفه خلاقیت و هوش هیجانی هم انتخاب گردیده شد. تحقیق حاضر از لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش گردآوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی است. همچنین در این پژوهش از شیوه پیمایشی نیز برای گردآوری داده ها استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان ابتدایی شهر سنندج میباشد. حجم نمونه در این پژوهش بر اساس فرمول تعیین حجم نمونه کوکران برابر با 371 نفر بود. روش نمونه گیری در این پژوهش به صورت خوشه ای مرحله ای بود. پرسشنامه سنجش خلاقیت که به آزمون سنجش خلاقیت عابدی مشهور است که دراین تحقیق استفاده گردید و همچنین برای هوش هیجانی از پرسشنامه هوش هیجانی بار-آن تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار  SPSS26 صورت گرفت. پژوهش نشان داد که میزان پایایی مقیاس خلاقیت در بین دانش آموزان مقطع ابتدایی دوره دوم شهر سنندج برابر با 76/0(معادل 0/76درصد) است. بنابراین، پرسشنامه خلاقیت در بین دانش آموزان مقطع ابتدایی دوره دوم در پژوهش حاضر از پایایی مناسبی برخوردار بوده است. همچنین پژوهش نشان داد که که میزان پایایی مقیاس هوش هیجانی در بین دانش آموزان مقطع ابتدایی دوره دوم برابر با81/0(معادل 0/81 درصد) است. بنابراین، پرسشنامه هوش هیجانی در بین دانش آموزان مقطع ابتدایی دوره دوم شهر سنندج در پژوهش حاضر از پایایی مناسبی برخوردار بوده است.
۳۶۵۷۷.

بررسی اثربخشی آموزش سبک زندگی سالم همراه با ذهن آگاهی بر اصلاح آنزیم های کبدی و فشار خون و اضطراب زنان باردار در معرض مسمومیت بارداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۷۸
زمینه: مسمومیت یارداری، شایع ترین عارضه بالینی دوران بارداری است و از عوارض مهم آن، آسیب به آنزیم های کبدی، فشار خون و اضطراب است. علی رغم وجود درمان های متعدد جهت کاهش عوارض زیستی و روانی مسمومیت بارداری، در مورد بررسی اثربخشی آموزش ترکیبی سبک زندگی سالم و ذهن آگاهی در اصلاح عوارض زیستی و روانی زنان مبتلا به این بیماری شکاف پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش سبک زندگی سالم همراه با ذهن آگاهی بر اصلاح آنزیم های کبدی، فشار خون و اضطراب زنان باردار در معرض مسمومیت بارداری بود. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک و نیم ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان مبتلا به مسمومیت بارداری در سال 1403 بود که بعد از فراخوان مرکز طلوع سلامت تهران به این کلینیک مراجعه کرده و تمایل خود را برای همکاری اعلام کرده بودند. برای انتخاب نمونه آماری با روش نمونه گیری هدفمند از بین آن ها، ۳۰ نفر انتخاب شدند. سپس این افراد به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و گواه (۱۵ نفر) گمارده شدند. داده های پژوهش نیز با استفاده از پرسشنامه اضطراب سلامت (سالکوسیس و وارویک، 2002) جمع آوری شدند. هم چنین سطح آنزیم های کبدی از طریق آزمایش خون ناشتا و فشار خون نیز با استفاده از دستگاه فشارسنج جیوه ای یا دیجیتال زیر نظر دکتر متخصص زنان انجام شد. گروه آزمایش، تحت برنامه آموزش سبک زندگی سالم همراه با ذهن آگاهی (یک برنامه 8 جلسه ای، هر جلسه 90 دقیقه) قرار گرفتند. هم چنین برای تحلیل داده های پژوهش از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با بهره گیری از نرم افزارهای SPSS-25 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد، آموزش سبک زندگی سالم همراه با ذهن آگاهی بر اصلاح آنزیم های کبدی و فشار خون و کاهش اضطراب زنان باردار در معرض مسمومیت بارداری مؤثر بود (05/0 P<). هم چنین نتایج پژوهش حاکی از آن بود که اثر مداخله آموزشی مورد استفاده در مرحله پیگیری نیز پایدار باقی مانده بود (05/0 P<). نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از اثربخشی آموزش سبک زندگی به همراه ذهن آگاهی بر شاخص های زیستی و روانی بر زنان باردار در معرض مسمومیت بارداری بود. با توجه به یافته های مطالعه حاضر پیشنهاد می شود که آموزش سبک زندگی سالم همراه با ذهن آگاهی به عنوان بخشی از مراقبت های روانشناختی برای زنان باردار در معرض مسمومیت بارداری در نظر گرفته شود.
۳۶۵۷۸.

اثربخشی عوامل فضایی معماری داخلی بر خلق مثبت و منفی و احساس ارزشمندی سالمندان ساکن درسرای سالمندان کمال شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۵۲
هدف از این پژوهش شناسایی اثربخشی عوامل فضایی معماری داخلی در خلق مثبت و منفی و احساس ارزشمندی سالمندان ساکن در سرای سالمندان کمال شهر تهران بود. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون پسآزمون با یک گروه کنترل بوده است. جامعه این پژوهش را تمامی سالمندان ساکن در سرای سالمندان، تشکیل دادند. نمونه این پژوهش سالخوردگان زن و مرد ساکن در سرای سالمندان کمال، با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده تعداد 30 سالمند در دو گروه 15 نفری آزمایش و 15 نفری گواه قرار داده شدند. ابزار این پژوهش از پرسشنامه خلق مثبت و منفی PANAS( 1988)و خودارزشمندی کروکر CSWS ( 2003 )استفاده گردید. مدل آماری مورد استفاده در پژوهش حاضر آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره و آزمون تی همبسته است و یافتهها نشان داد که طراحی خانه سالمندان بر اساس عوامل فضایی معماری داخلی به ترتیب شدت اثرگذاری، در افزایش خلق مثبت، کاهش خلق منفی و احساس رضایتمندی موثر است.
۳۶۵۷۹.

نقش واسطه ای ذهن آگاهی در رابطه بین ذهنیت والد سرزنش گر با گرایش به عود در افراد وابسته به مواد در حال بهبودی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۱۶
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای ذهن آگاهی در رابطه بین ذهنیت والد سرزنش گر با گرایش به عود در افراد وابسته به مواد در حال بهبودی بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه مردان مصرف کننده مواد مخدر افیونی (تریاک، شیره و هروئین) در بازه سنی 20 تا 50 ساله مستقر در 30 مرکز اقامتی ترک اعتیاد در استان گلستان در سال 1402 بود که از این میان برای تعیین حجم نمونه با توجه به تعداد متغیرهای مشاهده شده و تخصیص ضریب 40 (5 متغیر مشاهده شده در مدل)، و با احتساب احتمال وجود پرسش نامه های ناقص، 225 نفر به عنوان حجم نمونه به روش تصادفی طبقه ای نسبتی انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسش نامه عود، ذهنیت های طرحواره ای و ذهن آگاهی بود. به منظور تحلیل مدل پژوهش از مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS-23 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین ذهنیت والد سرزنش گر و ذهن آگاهی با گرایش به عود در افراد در حال بهبودی از اعتیاد روابط معناداری در سطح 0/01 وجود داشت. همچنین مقدار ضریب بتا (اثر) ذهنیت والد سرزنش گر و ذهن آگاهی بر گرایش به عود در مسیرهای مستقیم به ترتیب برابر با 0/294و 0/214- بود. به علاوه، ذهن آگاهی و رابطه غیر مستقیم ذهنیت والد سرزنش گر با گرایش به عود نقش واسطه ای معناداری داشت. در مجموع نتایج نشان داد که مدل از برازش مناسبی برخوردار بود و 28 درصد از گرایش به عود را تبیین کرد. نتیجه گیری: افراد وابسته به مواد در حال بهبودی که گرایش بیشتری به عود دارند، دارای سطح بالاتری از ذهنیت والد سرزنش گر و در سطح پایین تری از ذهن آگاهی قرار دارند. بنابراین، به مشاوران و روانشناسان مراکز اقامتی ترک اعتیاد پیشنهاد می گردد به این متغیرها در کاهش گرایش به عود افراد وابسته به مواد در حال بهبودی توجه ویژه ای نمایند.
۳۶۵۸۰.

مطالعه اثربخشی رویکرد واقعیت درمانی بر استرس و کنترل گری زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۱۴
زمینه و هدف: زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی دارای مشکلات روانشناختی هستند که جهت کاهش آن نیاز به مداخلات درمانی مانند واقعیت درمانی می باشند. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی رویکرد واقعیت درمانی بر استرس و کنترل گری زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی انجام شد. روش پژوهش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر کرمان در نیمه اول سال 1403 بودند. از بین این زنان، 30 نفر به صورت هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند و به طور تصادفی و با روش قرعه کشی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش، مداخله واقعیت درمانی را طی 8 جلسه 60 دقیقه ای دریافت کردند. ابزارهای پژوهش، پرسشنامه های استرس لوویبوند ولوویبوند، (1995) و کنترل گری زناشویی امینی (1397) بود. داده ها با تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی بنفرونی و توسط نرم افزار SPSS نسخه 27 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد مداخله واقعیت درمانی بر کاهش استرس و کنترل گری مؤثر است؛ این تأثیر در مرحله پیگیری نیز پایدار بود. نتیجه گیری: بر اساس نتایج، استفاده از واقعیت درمانی در راستای کاهش آسیب های روانشناختی ناشی از خیانت زناشویی ضروری به نظر می رسد؛ بنابراین، روانشناسان و درمانگران می توانند از روش واقعیت درمانی در کنار سایر روش های آموزشی برای کاهش آسیب های ناشی از خیانت زناشویی در زنان استفاده کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان