ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶٬۵۴۱ تا ۳۶٬۵۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۳۶۵۴۱.

اثربخشی آموزش تنظیم هیجان به شیوه گراس بر تحمل پریشانی و ناگویی هیجانی دانشجویان دختر خوابگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۱۱
هدف: زندگی در خوابگاه و دور از خانواده، دانشجویان را با چالش های هیجانی و رفتاری روبرو می کند و به همین دلیل هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش تنظیم هیجان بر تحمل پریشانی و ناگویی هیجانی دانشجویان دختر خوابگاهی بود. روش: پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری تمامی دانشجویان دختر ۲۰ الی ۳۰ ساله مقیم خوابگاه دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بودند که ۴۰ نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و بصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هرگروه ۲۰ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایشی به مدت ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای آموزش را دریافت کردند اما مداخله ای برای گروه کنترل انجام نشد. هر دو گروه با استفاده از پرسشنامه های تحمل پریشانی سیمونز و گاهر و ناگویی هیجانی بگبی و همکاران در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سنجیده شدند. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد آموزش تنظیم هیجان توانسته است تفاوت معناداری بین دو گروه در دو متغیر پژوهش ایجاد کند بدین صورت که تأثیر ۱۷ درصدی بر افزایش تحمل پریشانی (۷۷/۷ = F، ۰۱/۰ > p) و تأثیر ۱۳ درصدی بر کاهش ناگویی هیجانی گروه آزمایش داشته است (۷۹/۵ = F، ۰۵/۰ > p). نتیجه گیری: با آموزش مهارت های تنظیم هیجان به دانشجویان می توان توانایی هیجانی آن ها را جهت زندگی در شرایط چالش برانگیز خوابگاه افزایش داد.
۳۶۵۴۲.

تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی راهبرد شناختی تنظیم هیجان مبتنی بر نظریه ذهن آگاهی و تعیین اثربخشی آن بر رفتار جامعه پسند دانش آموزان پسر متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۲۹
مقدمه: افزایش رفتار جامعه پسند کودکان و نوجوانان از اهداف روان شناسان تربیتی و مراکز آموزشی است. رویکرد ذهن آگاهی در این موضوع اهمیت دارد و اخیراً استفاده از راهبردهای شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی در ارتقای رفتار جامعه پسند جایگاه برجسته ای یافته اند. اهداف: هدف پژوهش حاضر بررسی آموزش راهبرد شناختی تنظیم هیجان مبتنی بر نظریه ذهن آگاهی و اثربخشی آن بر رفتار جامعه پسند دانش آموزان بود. روش: جامعه آماری کلیه دانش آموزان پسر متوسطه دوم رشته علوم انسانی شهرستان بابل در سال تحصیلی 1402-1401 بود. نمونه شامل ۴۰ دانش آموز، در ابتدا از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب و سپس به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند. پس از اجرای پیش آزمون و جمع آوری داده های پس آزمون، جهت بررسی داده ها از مقیاس گرایش های اجتماعی مطلوب (PTM-R) کارلو و راندال (۲۰۰۳) استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS استفاده شد. بحث و نتیجه گیری: بین گروه های آزمایش و گواه ازنظر رفتار جامعه پسند تفاوت معناداری وجود دارد (01/0P<). بنابراین آموزش راهبرد شناختی تنظیم هیجان مبتنی بر نظریه ذهن آگاهی در افزایش رفتار جامعه پسند دانش آموزان مؤثر واقع شده است. یافته ها: از این رو می توان از برنامه آموزشی راهبرد شناختی تنظیم هیجان به عنوان یک روش آموزشی مؤثر جهت افزایش رفتار جامعه پسند دانش آموزان می توان استفاده کرد.
۳۶۵۴۳.

اثربخشی مداخله مبتنی بر روانشناسی مثبت نگر بر خوش بینی تحصیلی، انعطاف پذیری شناختی و تعلق به مدرسه در دانش آموزان دارای اهمال کاری تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۴۲
این مطالعه با هدف تعیین اثربخشی مداخله مبتنی بر روانشناسی مثبت نگر بر خوش بینی تحصیلی، انعطاف پذیری شناختی و تعلق به مدرسه در دانش آموزان دارای اهمال کاری تحصیلی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی (با گروه آزمایش و گواه) با طرح سه مرحله ای (پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری) و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش تمامی دانش آموزان شهر دزفول در سال 1402 بودند. حجم نمونه پژوهش شامل 30 دانش آموز تعلل ورز بود که در پرسشنامه تعلل ورزی سواری (1390) نمره بالاتر از 24 را کسب کرده بودند و با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) جای دهی شدند. گروه آزمایش مداخله آموزشی مثبت نگر را طی 8 هفته در 8 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل خوش بینی تحصیلی (شانن موران و همکاران، 2013)، انعطاف پذیری شناختی (واندروال و دنیس 2010)، تعلق به مدرسه (بری، بنتی و وات، 2004) و تعلل ورزی (سواری، 1390) بود. داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر، با استفاده از نرم افزار SPSS  نسخه 22 و سطح معناداری 0/05 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد بین گروه های آزمایش و گواه از نظر خوش بینی تحصیلی، انعطاف پذیری شناختی و تعلق به مدرسه تفاوت معنی داری وجود داشت (0/001>p) و این تأثیر در مرحله پیگیری نیز پایدار بوده است. بر اساس یافته های پژوهش می توان چنین نتیجه گرفت که مداخله مبتنی بر روانشناسی مثبت نگر به عنوان یک روش کارا جهت بهبود خوش بینی تحصیلی، انعطاف پذیری شناختی و تعلق به مدرسه مورد استفاده قرار گیرد .
۳۶۵۴۴.

سنجش گروهی میزان و انگیزه های عدم صداقت و مقایسه آن در مردان و زنان: یک مطالعه آزمایشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۰۳
مقدمه: عدم صداقت، رفتار فراگیری است که همراه با منفعت شخصی و زیان رساندن به فرد، گروه دیگر یا جامعه است. بنابراین هدف این پژوهش سنجش گروهی میزان و انگیزه های عدم صداقت و مقایسه آن در مردان و زنان است. روش: پژوهش حاضر به صورت طرح پس آزمون با دو گروه مردان و زنان (مطالعه تک ضربه ای) انجام می شود. جامعه آماری متشکل از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه گیلان است. نمونه پژوهش حاضر شامل 189 دانشجو است که به روش نمونه گیری هدفمند و براساس ملاک های ورود و خروج انتخاب شده و در دو گروه مردان (92 نفر) و زنان ( 97نفر) قرار گرفتند و از روش پرتاپ تاس (فیشباخر، 2013) برای سنجش میزان و انگیزه های عدم صداقت استفاده شد و داده های حاصل با کمک آزمون دوجمله ای تحلیل شد. به منظور مقایسه ی میزان و انگیزه های عدم صداقت در دو جنس به ترتیب از آزمون t مستقل و آزمون خی دو استقلال استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان می دهد که بخش قابل توجهی از مردان (z=4.78, df=91, p<0.001)، زنان (z=1.71, df=96, p<0.05) و کل شرکت کنندگان (z=4.66, df=188, p<0.001) با انگیزه «انسان اقتصادی» دست به رفتار عدم صداقت زده اند. انگیزه «تصویر منِ صادق» در مردان (z=1.15, df=91, p<0.045)و رفتار محافظه کارانه در زنان (z=1.71, df=96, p<0.05) در مواجهه با رفتار عدم صداقت مشاهده شد. همچنین مردان و زنان در میزان رفتار عدم صداقت (t=1.15, df=187, p<0.175) و انگیزه انسان اقتصادی (χ²=2.805, df = ... ,p<0.093) تفاوت معناداری نداشتند. نتیجه گیری: باتوجه به یافته ها، دستیابی به سود حداکثر، در افراد برانگیزاننده ی رفتار عدم صداقت است و هچنین در مردان و زنان به ترتیب ارائه تصویر صادقانه از خویشتن و رفتار محافظه کارانه نمود بیشتری دارد.
۳۶۵۴۵.

کاوشی جامعه شناختی در تأثیر ویژگی های فردی و اجتماعی بر جرائم مواد مخدر در لرستان: تلفیقی از نظریه های معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۷۷
هدف: بررسی اثر متغیرهای جنسیت، تحصیلات، شغل، سن و بومی/غیر بومی بودن بر نوع جرم (اعتیاد، قاچاق، و خرده فروشی) در استان لرستان انجام شد. روش: داده ها از 91749 فرد دستگیرشده (1396-1400) استخراج شدند و با استفاده از رگرسیون لجستیک چندحالته در نرم افزار SPSS نسخه 26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که مردان، افراد با تحصیلات پایین، شاغلان و گروه سنی 25-39 سال احتمال بیشتری برای قاچاقچی یا خرده فروش بودن نسبت به وابسته به مواد بودن داشتند، درحالی که بومی/غیر بومی بودن اثر معنی داری نداشت. در تحلیل منطقه ای،خرم آباد و بروجرد را به عنوان مراکز اصلی جرائم و چگنی و رومشکان را به عنوان مناطق کم خطر شناسایی شدند. نتیجه گیری: نتایج با نظریه های جنسیت و قدرت، سرمایه اجتماعی و چرخه زندگی همخوانی دارند. پیشنهادات شامل گسترش برنامه های آموزشی، بهبود شرایط شغلی، حمایت از گروه های پرخطر و نظارت بر مسیرهای ترانزیت است. این پژوهش بر پیچیدگی عوامل فردی، اجتماعی و جغرافیایی در جرائم تأکید دارد و چارچوبی برای سیاست گذاری های منطقه محور ارائه می دهد.
۳۶۵۴۶.

اثربخشی رفتار درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر حساسیت اضطرابی و الکسی تایمیا در زنان مبتلا به اختلال پوست کنی و مو کنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۲۵
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر حساسیت اضطرابی و آلکسی تایمیا در زنان دارای اختلالات کندن پوست و مو در شهر تهران انجام شد. این مطالعه از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. از میان دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم پزشکی تهران، 30 نفر که بر اساس ملاک های پژوهش به اختلال کندن پوست و مو مبتلا بودند، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش در طی 8 جلسه تحت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه های مشخصات دموگرافیک، حساسیت اضطرابی و آلکسی تایمیا بود که در سه مرحله خط پایه، پس از مداخله و پیگیری سه ماهه تکمیل شد. نتایج تحلیل آماری نشان داد که میانگین نمرات حساسیت اضطرابی و آلکسی تایمیا در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در مراحل پس آزمون و پیگیری به طور معناداری کاهش یافته است (p<0.05). این یافته ها حاکی از اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در کاهش مؤلفه های هیجانی و شناختی در زنان مبتلا به اختلالات کندن پوست و مو است و بر کارآمدی این رویکرد در بهبود مشکلات همراه با این اختلالات تأکید دارد.
۳۶۵۴۷.

بررسی راهبردهای تنظیم هیجان بین فردی در افراد متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۸۱
زمینه: تنظیم هیجان بین فردی یکی از مؤلفه هایی است که اخیرا مورد توجه زیادی قرار گرفته است و نقش مهمی در رابطه زوجی ایفا می کند. با این وجود پژوهشی که راهبردهای تنظیم هیجان بین فردی را به طور خاص روی زوجین مورد بررسی قرار دهد، وجود ندارد و دانش اندکی در این زمینه وجود دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی راهبردهای تنظیم هیجان بین فردی در افراد متأهل شهر تهران بود. روش: این پژوهش از نظر هدف، در زمره مطالعات بنیادی قرار داشته و یک پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی بود. مشارکت کنندگان پژوهش شامل افراد متأهل شهر تهران بودند که از بین آنها 15 نفر با روش نمونه گیری در دسترس در بازه زمانی سال 1401 تا 1403 انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات در پژوهش حاضر مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. باتوجه به هدف پژوهش از سؤال های باز پاسخ و در ادامه مصاحبه سؤال های پیگیرانه برای بررسی راهبردهای تنظیم هیجان بین فردی استفاده گردید. مصاحبه ها تا زمانی که داده ها به اشباع برسد ادامه داده شد یعنی زمانی که مطالب جدیدی در مورد پدیده تحت بررسی از یک مصاحبه به مصاحبه بعد پدیدار نشد. تحلیل داده های جمع آوری شده به روش کلایزی و از طریق نرم افزار مکس کیودا نسخه 2020 انجام گرفت. یافته ها: پس از تحلیل داده ها دو مضمون اصلی شامل رفتارهای حمایت گرایانه و رفتارهای اجتناب گرایانه به دست آمد. رفتارهای حمایت گرایانه شامل چهار زیر مضمون فرعی شامل حمایت کلامی، حمایت فعالیت محور، حمایت غیرکلامی، حمایت حل مسئله محور و رفتارهای اجتناب گرایانه شامل دو زیر مضمون فرعی فاصله گیری سازنده و اجتناب از تجربه هیجانات ادراک شده بود. نتیجه گیری: روی هم رفته پژوهش ما درک بهتری از پدیده تنظیم هیجان بین فردی در میان زوجین ایرانی به دست داد و به یک طبقه بندی مهم در زمینه راهبردهای تنظیم هیجان بین فردی در میان زوجین ایرانی دست یافت. شناخت پویایی و راهبردهای تنظیم هیجان بین فردی در میان زوجین ایرانی، برای انجام مداخلات روانشناختی در این زمینه ضروری بوده و همچنین در زمینه آموزش حل مسائل و مشکلات بین فردی و ارتقای کیفیت روابط در زوجین ایرانی از اهمیت به سزایی برخوردار است.
۳۶۵۴۸.

تجربه زیسته زنان مطلقه تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی ره از طلاق در بستر فرهنگی جامعه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۱۸
هدف پژوهش حاضر، بررسیتجربه زیسته زنان مطلقه تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی ره از طلاق در بستر فرهنگی جامعه ایران بود. جامعه آماری تمامی زنان مطلقه تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی ره جوان در بازه سنی 20 تا 35 سال در شهرستان مشهد انجام شد. نمونه پژوهش 9 نفر بود که به روش نمونه گیری هدفمند تا مرحله اشباع انتخاب شدند. جهت گرد آوری داده ها از روش تحلیل محتوا استفاده شد. سپس پرسش های باز پاسخ از طریق پرسشنامه نیمه ساختاریافته و مصاحبه عمیق انجام شد و با استفاده از نرم افزار مکس کیودا کدگذاری و طبقه بندی صورت گرفت. .نتایج یافته ها نشان داد پدیده و مفهوم طلاق در دو طبقه به عنوان اسناد مثبت و اسناد منفی طلاق تبیین شد. هر یک از طبقات توسط زیر طبقاتی توصیف شدند. طبقه اسناد مثبت در زیر طبقه دستاورهای طلاق و اسناد منفی در دو زیرطبقه فردی و اجتماعی و زیر طبقه اجتماعی نیز در دو زیرطبقه خانواده و جامعه مفهوم پردازی شد. همچنین نتایج نشان داد طلاق در زنان مطلقه فقیر، اگر چه به دلیل رهایی از رنج زندگی مشترک و پر چالش، بعضا دستاورد محسوب می شود به دلیل چالش های فردی ، فرهنگی و اجتماعی متعددی که ایجاد می کند به مثابه یک بحران آسیب زا است اما احساس نداشتن حامی و طرد شدن از جامعه ، موجب شده این گروه از زنان ، احساسات و نگرشی بسیار منفی نسبت به خود و جامعه داشته باشند و از روابط اجتماعی سالم فاصله بگیرند. این موضوع موید لزوم برنامه ریزی های مضاعف برای تغییر نگرش این افراد به توانمندی های خود و شرایط جامعه می باشد.
۳۶۵۴۹.

مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی گروهی و رفتار درمانی گروهی دیالکتیک بر سبک زندگی و پیروی از درمان در زنان مبتلا به دیابت نوع دو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۵۰
مقدمه: مطالعات متعددی در زمینه اثربخشی واقعیت درمانی و رفتار درمانی دیالکتیکی انجام شده است. اما مطالعاتی که به مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی و رفتار درمانی دیالکتیکی بر سبک زندگی و تبعیت از درمان در زنان مبتلا به دیابت نوع دو مغفول مانده است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی و رفتار درمانی دیالکتیکی بر سبک زندگی و تبعیت از درمان در زنان مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری به مدت دو ماه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به یک کلینیک تخصصی دیابت در شهر شیراز (1403) بودند. که تعداد 45نفر ( 15 نفر در گروه آموزشی واقعیت درمانی، 15 نفر در گروه آموزشی رفتار درمانی دیالکتیکی و 15 نفر در گروه کنترل) به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل گماشته شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه سبک زندگی (لالی و همکاران، 1391)، پرسشنامه تبعیت از درمان (مدانلو، 1392)، استفاده شد. داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و روش تحلیل واریانس مختلط تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: بین واقعیت درمانی  و رفتار درمانی دیالکتیکی با گروه کنترل در سبک زندگی و تبعیت از درماندر زنان مبتلا به دیابت نوع دو تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<P) اما تفاوت میانگین حاکی از آن است که واقعیت درمانی نسبت به رفتار درمانی دیالکتیکی منجر به بهبود سبک زندگی و تبعیت از درمان شد اما این تفاوت از لحاظ آماری معنادار نشد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گیری کرد هم واقعیت درمانی و هم رفتار درمانی دیالکتیکی را به عنوان یک روش درمانی کارآمد جهت بهبود سبک زندگی و تبعیت از درمان در زنان مبتلا به دیابت نوع دو پیشنهاد داد.
۳۶۵۵۰.

ارتقای مشغولیت تحصیلی دانش آموزان در بستر مزوسیستم پوشه کار ابر - محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۲۸
پژوهش های متعدد نشان داده اند علی رغم گسترش فناوری های نوین ارتباطی، مدارس در پیاده کردن ایده رابطه بین خانه و مدرسه و راه های موثر درگیر کردن والدین در فعالیت های تحصیلی فرزندانشان و در نتیجه بهبود پیامد های تحصیلی آن ها موفق نبودند. مطالعه حاضر با هدف شناسایی تأثیر درگیر کردن والدین در رابطه بین خانه و مدرسه در بستر فناوری پوشه کار ابر محور بر مشغولیت تحصیلی فرزندانشان انجام شد. در یک طرح شبه آزمایشی از نوع پس آزمون با یک گروه کنترل و پیگیری یک ماهه 30 نفر از دانش آموزان دختر پایه سوم دبستان به صورت داوطلب در گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. در گروه آزمایش پوشه کار تعاملی و در گروه کنترل پوشه کار نمایشی طراحی شد. دانش آموزان گروه آزمایش به همراه والدین خود به مدت 2 ماه از طریق پوشه کار ابر محور با معلمان خود از طریق فرایند بازخورد و بازاندیشی در تعامل بودند. دانش آموزان مشارکت کننده بعد از اجرا و در مرحله پیگیری یک ماهه به پرسشنامه مشغولیت تحصیلی ریو و تسنگ (2011) پاسخ دادند. نتایج تحلیل واریانس اندازه های مکرر نشان داد که درگیرکردن والدین در رابطه بین خانه و مدرسه در فضای پوشه کار ابر محور در هر چهار عامل مشغولیت تحصیلی (شناختی، رفتاری، هیجانی و عاملی) فرزندانشان معنی دار بود. تحلیل لاگ کاربران به منظور بررسی میزان مشغولیت تحصیلی و تعامل دانش آموزان در فضای پوشه کار ابر محور نشان داد که دانش آموزان گروه آزمایش به لحاظ کمّی و کیفی بیشتر از گروه کنترل مشغول فعالیت های یادگیری شده بودند. به نظر می رسد پوشه کار ابر محور بستر نوآورانه ای برای درگیر کردن والدین در یادگیری فرزندانشان و پر کردن شکاف بین خانه و مدرسه عمل می کند.
۳۶۵۵۱.

بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس بیگانگی از والدین رولاندز (RPAS)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۳۳
مقدمه: بیگانگی از والدین می تواند زمینه ساز آسیب های روانی برای کودکان گردد. هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس بیگانگی از والدین رولاندز (2019) بود. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی و تحلیل عاملی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه افرادی که در سال 1403-1402 برای مشاوره طلاق به مراکز مشاوره شهرستان بجنورد مراجعه کرده بودند. تعداد 220 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و مقیاس بیگانگی والدین رولاندز (RPAS) را پاسخ دادند. برای بررسی پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ و روش آزمون- باز آزمون و برای بررسی روایی از تحلیل عاملی تأییدی و روایی هم زمان از طریق همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که گویه ها همبستگی مناسبی با نمره کل مقیاس دارند. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که با حذف گویه 22 و 15 برازش داده ها حفظ شد و ساختار مقیاس برازش قابل قبولی با داده ها دارد. ضریب آلفای کل مقیاس برابر با 86/0 و برای عامل ها بین 67/0 تا 73/0 به دست آمد و ضریب همبستگی آزمون باز آزمون نشان دهنده ی پایایی مقیاس بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده مقیاس بیگانگی از والدین رولاندز، از ویژگی های روان سنجی مناسبی برخوردار است که برای پژوهشگران و مشاوران خانواده می تواند مورداستفاده قرار گیرد.
۳۶۵۵۲.

مدل یابی علائم وسواس ارتباطی براساس کیفیت ارتباط والد - فرزند و کمال گرایی: نقش واسطه ای باورهای فراشناختی در دانشجویان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۱۹
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مدل یابی علائم وسواس ارتباطی بر اساس کیفیت ارتباط والد - فرزند و کمال گرایی با نقش واسطه ای باورهای فراشناختی در دانشجویان متأهل انجام شد. روش: طرح پژوهش از نوع توصیفی - همبستگی و جامعه آماری آن شامل کلیه ی دانشجویان متأهل دانشگاه های پیام نور استان تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بود. به منظور انجام پژوهش، 319 نفر از طریق شبکه های اجتماعی بویژه تلگرام و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و پرسشنامه های وسواس فکری - عملی متمرکز بر ارتباط (ROCI)، کمال گرایی (PI)، سبک دلبستگی بزرگسالان (RASS) و فرم کوتاه پرسشنامه فراشناخت (MCQ) را تکمیل نمودند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که شاخص های برازش نشان دهنده ی برازش مطلوب داده ها هستند. همچنین باورهای فراشناختی نقشی واسطه ای در رابطه بین کیفیت ارتباط والد – فرزند و کمال گرایی با وسواس ارتباطی در زوجین دارد. نتیجه گیری: با توجه به اهمیت کیفیت ارتباط والد - فرزند و کمال گرایی و تأثیرات عمیق آن بر شکل گیری باورهای فراشناختی و تبعات منفی آن در بزرگسالی همانند وسواس ارتباطی، نتایج این مطالعه می تواند در برنامه های آموزشی آگاه سازی والدین، مشاوره های پیش از ازدواج و همچنین مداخلات روانشناختی وسواس ارتباطی در زوجین مدنظر قرار گیرد.
۳۶۵۵۳.

مدل مفهومی تاب آوری معنوی بر اساس دعای هفتم صحیفه سجادیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۲۱
مقدمه و اهداف: تاب آوری یکی از مهم ترین مفاهیم روان شناسی معاصر است که به توانایی افراد برای رویارویی با مشکلات، حفظ ثبات روانی و بازگشت به شرایط عادی پس از تجربه بحران اشاره دارد (ماستن، ۲۰۱۴). بخش زیادی از پژوهش های موجود در این زمینه در بستر فرهنگی غرب انجام شده، و بیشتر بر منابع فردی یا اجتماعی تمرکز دارد؛ با این حال در جوامع اسلامی، دین و معنویت نقش محوری در تجربه زیسته افراد ایفا می کنند و می توانند به عنوان منبعی مهم برای ارتقای تاب آوری به شمار آیند (پارگامنت و ساندرز ، ۲۰۰۷).  متون دعایی و عبادی اسلام (به ویژه صحیفه سجادیه)، افزون بر ارزش های عبادی و اخلاقی، ظرفیت بالایی برای بازنمایی سازوکارهای روان شناختی سازگاری دارند. دعای هفتم صحیفه سجادیه از امام سجادj که در شرایط سختی و گرفتاری ها خوانده می شود، نمونه ای بارز از متنی است که می تواند چارچوبی مفهومی برای تاب آوری معنوی ارائه دهد. با توجه به خلأ موجود در مطالعات بومی و نیاز به الگوهایی متناسب با فرهنگ دینی جامعه ایرانی، پژوهش حاضر با هدف کشف و صورت بندی مراحل و مؤلفه های تاب آوری معنوی در دعای هفتم صحیفه سجادیه انجام شد؛ در این راستا پژوهش سه هدف اصلی را دنبال کرد: نخست، شناسایی مضامین کلیدی مرتبط با تاب آوری در متن دعا؛ دوم، ارائه مدلی مفهومی از فرایند تاب آوری معنوی براساس محتوای دعای هفتم و سوم، بررسی میزان انسجام و اعتبار مدل استخراج شده از طریق معیار «تراکم ظنون (QCq-K)». انتظار می رود نتایج این پژوهش بتواند به توسعه ادبیات نظری تاب آوری معنوی یاری رساند و همچنین کاربردهای عملی برای حوزه های مشاوره، روان درمانی و مدیریت بحران را فراهم سازد. روش: این پژوهش از نوع کیفی بوده، با روش تحلیل نظام مند متن انجام شد. متن مورد مطالعه دعای هفتم صحیفه سجادیه بود که به دلیل محتوای آن در زمینه گرفتاری ها و سختی ها انتخاب شد. فرایند پژوهش در پنج مرحله اساسی صورت گرفت؛ در مرحله نخست، متن دعا بارها با رویکرد مشاهده نظام مند قرائت شد تا پژوهشگر با زبان و فضای معنوی آن انس بگیرد؛ در مرحله دوم، داده ها استخراج و واحدهای معنایی مرتبط با تجربه بحران، طلب یاری، امید و بازسازی روانی شناسایی شد؛ در مرحله سوم، فرایند کدگذاری باز و تحلیل قیاسی استقرایی اجرا شد و مفاهیم اولیه به مقوله های اصلی و فرعی سازمان یافتند؛ مرحله چهارم به اعتبارسنجی اختصاص یافت، بدین منظور از شاخص «تراکم ظنون (QCq-K)» استفاده شد که میزان همپوشانی و تکرار مضامین در متن را بررسی می کند و بدین شیوه انسجام درونی مدل مفهومی سنجیده می شود و درنهایت در مرحله پنجم، یافته ها بارها بازبینی و با ادبیات موجود مقایسه و با دریافت بازخورد از صاحب نظران، مدل مفهومی نهایی تثبیت شد. ویژگی برجسته این روش، ماهیت اکتشافی آن است؛ یعنی پژوهشگر به جای آزمون فرضیات از پیش تعیین شده، تلاش کرد ساختارهای نهفته در متن دعا را آشکار کند؛ بدین ترتیب رویکرد پژوهش با سنّت پژوهش های کیفی همخوان است و نیز نوآوری روش شناختی در استفاده از معیار «تراکم ظنون» برای اعتبارسنجی یافته ها را نشان می دهد.   نتایج: تحلیل محتوای دعای هفتم صحیفه سجادیه نشان داد که مفهوم تاب آوری معنوی در این متن براساس یک چرخه پنج مرحله ای شکل می گیرد؛ نخستین مرحله، «پذیرش بحران و ضعف انسانی» است که در آن امام سجادj گرفتاری ها، مشکلات و ناتوانی انسان در برابر سختی ها را بیان می کند. این مرحله با اذعان به محدودیت های بشری و نیاز مبرم به یاری الهی آغاز می شود؛ مرحله دوم، «جستجوی منبع معنوی» است که در آن دعا به روشنی توکل و پناه بردن به خداوند را به عنوان تنها راه برون رفت از مشکلات مطرح می کند؛ مرحله سوم، «کنش فعال در مسیر اصلاح» است که شامل طلب مغفرت، تصمیم به بازگشت و توبه و تلاش برای تغییر مثبت در رفتار است؛ در مرحله چهارم، «حفظ ارزش های بنیادین» نمود می یابد؛ یعنی تأکید بر استمرار عبادت، ارتباط با خدا و پایبندی به اصول معنوی و سرانجام در مرحله پنجم، «بازگشت به امید و آرامش» تحقق می یابد که در آن فرد با اعتماد به رحمت الهی به آرامش و اطمینان قلبی دست می یابد. افزون بر این مراحل، شاخص «تراکم ظنون» نشان داد که مضامین مربوط به تاب آوری در فرازهای فراوان دعا با بسامد بالا تکرار می شوند و این موضوع انسجام و قدرت مدل مفهومی را تأیید می کند؛ بر این اساس می توان نتیجه گرفت که دعای هفتم نه تنها به عنوان متنی عبادی، بلکه به عنوان چارچوبی روان شناختی عمل می کند و قابلیت به کارگیری در حوزه های متنوع فردی و اجتماعی دارد. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که دعای هفتم صحیفه سجادیه الگویی نظام مند از تاب آوری معنوی را ارائه می دهد که از پذیرش و اذعان به بحران آغاز می شود و با جستجوی منبع معنوی، اقدام اصلاحی، حفظ ارزش ها و درنهایت بازگشت به امید و آرامش ادامه می یابد. این الگو با برخی مدل های روان شناسی معاصر از جمله نظریه «رشد پس از سانحه» (تدسچی و کالهون، ۲۰۰۴) و الگوهای «مقابله دینی» (پارگامنت، ۲۰۰۷) شباهت دارد؛ با این تفاوت که در دعای هفتم، محوریت رابطه عاشقانه و توکل کامل به خداوند، بعدی متمایز و بومی به مدل می بخشد. کاربردهای عملی این مدل فراوان است. در مشاوره و روان درمانی اسلامی می تواند مبنای طراحی مداخلات بومی قرار گیرد. در توان بخشی بیماران و مددجویان، این مدل راهی برای بازسازی امید و معنا فراهم می کند؛ همچنین در آموزش و تربیت دینی، به ویژه برای نسل جوان می تواند الگویی عینی از نحوه مواجهه با دشواری ها ارائه دهد. در سطح اجتماعی نیز در مدیریت بحران ها و بلایای طبیعی، این الگو توان ارتقای تاب آوری جمعی را دارد. با وجود این، پژوهش محدودیت هایی نیز داشت؛ از جمله تمرکز صرف بر یک متن خاص و استفاده از رویکرد کیفی که تعمیم پذیری یافته ها را محدود می کند. بنابراین پیشنهاد می شود در مطالعات آینده، مدل ارائه شده در زمینه های بالینی و جمعیت های مختلف آزمون گردد و ابزارهای سنجش بومی برای تاب آوری معنوی طراحی شود. در مجموع پژوهش حاضر نشان داد دعای هفتم صحیفه سجادیه نه تنها منبعی معنوی، بلکه الگویی کاربردی برای ارتقای تاب آوری در سطح فردی و اجتماعی به شمار می رود..
۳۶۵۵۴.

تاثیر طرحواره درمانی بر سازگاری زناشویی زنان متاهل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۱۳
هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی طرحواره درمانی بر سازگاری زناشویی زنان متاهل انجام شد. روش: روش این پژوهش از نوع نیمه ازمایشی با طرح تحقیق پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و روش آماری آن تحلیل کواریانس بود. جامعه آماری این پژوهش را زنان متاهل مراجعه کننده به سراهای محله منطقه ۱۱ شهر تهران تشکیل داده بودند (N=100). ابتدا به صورت خوشه ای از سرای محله های منطقه ۱1 شهر تهران دو سرای محله انتخاب، سپس با نصب بنر و فراخوان عمومی به صورت داوطلبانه به زنان پرسشنامه داده شد و به صورت هدفمند ۳۰ نفر از داوطلبان که واجد شرایط بودند انتخاب شد و به صورت تصادفی در دو گروه، 15 نفر گروه کنترل و 15 نفر گروه آزمایش قرار گرفتند؛ گروه آزمایش به مدت ۱۰ جلسه در طرحواره درمانی شرکت کردند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش مقیاس سازگاری زناشویی اسپاینر (۱۹۷۶) با آلفای کرونباخ 96/0 بود که گروه گواه و آزمایش یک بار پیش از شروع اولین جلسه و یک بار پس از پایان آخرین جلسه طرحواره درمانی به آن پاسخ دادند. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که طرحواره درمانی بر سازگاری زناشویی زنان متاهل منطقه ۱۱ شهر تهران اثرگذار بوده است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش می توان گفت طرحواره درمانی باعث افزایش سازگاری زناشویی زنان متاهل می شود؛ از این رو می توان به روانشناسان توصیه کرد برای افزایش سازگاری زناشویی در زنان متاهل از این رویکرد استفاده کنند.
۳۶۵۵۵.

اثربخشی مداخله بخشودگی بر تمایل به جبران و انگیزه های بین فردی مرتبط با خطاکاری زنان درگیر طلاق عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله بخشودگی بر تمایل به جبران و انگیزه های بین فردی مرتبط با خطاکاری زنان درگیر طلاق عاطفی انجام شد. روش : روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام زنان درگیر طلاق عاطفی بود که در سال 1400-1399 جهت دریافت خدمات مشاوره خانواده به کلینیک های دارای مجوز از سازمان بهزیستی شهر اصفهان مراجعه کردند. با روش نمونه گیری هدفمند در دسترس 40 زن به عنوان نمونه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش مداخله بخشودگی را در هشت جلسه طی دو ماه دریافت کرد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه طلاق عاطفی گاتمن و انگیزه های بین فردی مرتبط با خطاکاری مک کالو و همکاران استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند.   یافته ها: نتایج نشان داد مداخله بخشودگی بر تمایل به جبران، انتقام جویی و دوری گزینی زنان درگیر طلاق عاطفی، مؤثر است. همچنین مداخله بخشودگی بر مؤلفه انتقام جویی مؤثر تر بود.  بحث و نتیجه گیری: براساس نتایج حاصل از این پژوهش می توان از مداخله بخشودگی به عنوان راهکاری مؤثر برای بهبود عملکرد روانی زوجین درگیر طلاق عاطفی در مراکز مشاوره خانواده، کلینک های تخصصی و مراکز آموزشی پیش از ازدواج بهره برد.
۳۶۵۵۶.

رابطۀ بین تجارب آسیب دوران کودکی و تنظیم فاصلۀ بینافردی با درنظرگرفتن نقش واسطه ای سبک های دلبستگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۱۴
فاصله بینافردی یکی از متغیرهای مهم در روابط اجتماعی است که مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر پیش بینی تنظیم فاصله بینافردی بر اساس تجارب آسیب دوران کودکی و با در نظر گرفتن نقش میانجی سبک های دلبستگی بوده است. در این پژوهش از روش همبستگی استفاده شد و از طریق روش مدل یابی معادلات ساختاری، آزمون سوبل و آزمون تی مستقل روابط پیشنهادی بین متغیرها مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی تهران بوده است که از میان آن ها تعداد 267 نمونه با استفاده از روش دردسترس انتخاب شد. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسش نامهآسیب کودکی برنشتاین و همکاران (2003)، پرسش نامه سبک دلبستگی بزرگ سال هازان و شیور (1987) و آزمون محقق ساخته فاصله بینافردی مطلوب، اقتباس شده از عبدولی و ذبیح زاده(1400) بوده است. یافته های پژوهش ضمن تأیید مدل پیشنهادی که عبارت بوده است از پیش بینی فاصله بینافردی بر اساس آسیب های دوران کودکی با در نظر گرفتن نقش میانجی سبک های دلبستگی، حاکی از اثر مستقیم آسیب دوران کودکی بر افزایش فاصله بینافردی و سبک های دلبستگی ایمن و ناایمن اجتنابی، و اثر مستقیم سبک دلبستگی ایمن بر کاهش فاصله بینافردی، و اثر مستقیم سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی بر افزایش فاصله بینافردی بوده است. به نظر می رسد میزان آسیب دوران کودکی می تواند عاملی در تعیین سبک دلبستگی تلقی شود و سبک دلبستگی از طریق الگوی کارکرد درونی تعیین کننده میزان فاصله بینافردی در روابط اجتماعی بزرگ سالی با افراد مختلف باشد.
۳۶۵۵۷.

بررسی تأثیر بسته آموزشی مبتنی بر درمان شناختی رفتاری بر کیفیت خواب و سلامت روان در سالمندان مرد مقیم خانه سالمندان: کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سو کور(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۳۹
اهداف طیف گسترده ای از افراد مسن با کاهش کیفیت خواب و مسائل سلامت روانی متعاقب آن، مانند اضطراب و افسردگی مواجه می شوند که تأثیرات منفی بر ابعاد مختلف زندگی و همچنین بر سلامت و رفاه آن ها دارد. یکی از روش های مداخله ای مؤثر در بهبود این مشکلات، استفاده از بسته آموزشی مبتنی بر درمان شناختی رفتاری است. این روش، با بهره گیری از تکنیک های پیچیده ای به بهبود کیفیت خواب و کاهش علائم روانی در سالمندان کمک می کند. پژوهش حاضر، اثربخشی بسته آموزشی مبتنی بر درمان شناختی رفتاری بر کیفیت خواب و سلامت روان در سالمندان مرد مقیم خانه سالمندان را بررسی کرده است. مواد و روش ها در این پژوهش تجربی از نوع کارآزمایی بالینی کنترل شده دوسو کور، نمونه های شامل ۶۸ سالمند مرد مقیم خانه سالمندان شهر کرمانشاه انتخاب شدند که براساس معیارهای ورود و خروج به صورت تصادفی به دو گروه ۳۴ نفره آزمایش (دریافت کننده بسته آموزشی مبتنی بر درمان شناختی رفتاری) و کنترل (بدون مداخله) تقسیم شدند. گروه آزمایش، 8 جلسه 45 دقیقه ای در 8 هفته بسته آموزشی را دریافت کرد و طی این مدت نیز گروه کنترل به جز مراقبت های معمول روزانه و ارتباط کلامی، تحت درمان خاصی قرار نگرفت. شرکت کنندگان قبل از اجرای مداخله، بلافاصله پس از پایان مداخله و 1 ماه پس از پایان مداخله به وسیله پرسش نامه کیفیت خواب پیتزبورگ (PSQI) و سلامت عمومی گلدبرگ (GHQ-28) مورد سنجش قرار گرفتند. در نهایت داده ها با استفاده از آزمون های توصیفی ( فراوانی و درصد و میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (کلموگروف اسمیرنوف، تی زوجی، تی مستقل و کوواریانس با اندازه های تکراری) به وسیله نرم افزار SPSS نسخه 16 تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها در تجزیه وتحلیل بین گروهی براساس آزمون تی مستقل، نتایج نشان داد میانگین نمرات کیفیت خواب و سلامت روان بلافاصله پس از پایان مداخله (پس آزمون) و 1 ماه پس از پایان مداخله (پیگیری) در گروه آزمایش به طور معناداری کاهش و بهبود یافته است (0/001>P)، درحالی که در گروه کنترل تغییر معنی داری مشاهده نشد (0/05P)، اما در گروه کنترل بهبود معنی داری مشاهده نشد (0/05 نتیجه گیری نتایج این مطالعه بهبود قابل توجهی در کیفیت خواب و سلامت روان در میان شرکت کنندگانی که بسته آموزشی مبتنی بر درمان شناختی رفتاری را دریافت کردند نشان داد، چنان که شرکت کنندگان در گروه آزمایش الگوهای خواب بهتری ازجمله کاهش موارد بی خوابی و طول مدت خواب طولانی تر و کاهش معنی داری در سطوح سلامت روان و زیرمقیاس های آن گزارش کردند.
۳۶۵۵۸.

مدل یابی رفتارهای مشکل ساز نوجوانان بر اساس ساختار شخصیت: نقش میانجی وابستگی انحرافی به همسالان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۰۲
هدف: اقدام به رفتار های مشکل ساز یکی از شایع ترین مشکلات رفتاری در نوجوانی است. این پژوهش باهدف مدل-یابی رفتار های مشکل ساز بر اساس ساختار شخصیت با نقش میانجی وابستگی انحرافی به همسالان انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر همبستگی بود. کلیه دانش آموزان ۱۴ تا ۱۷ سال شهرستان زاوه در سال ۱۴۰۳-۱۴۰۲ جامعه آماری این مطالعه را تشکیل می دادند (۴۴۲۳=N). شرکت کنندگان ۴۱۰ دانش آموز (۱۴۲ پسر و ۲۶۸ دختر) بودند که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. شرکت کنندگان به پرسشنامه رفتار های مشکل ساز (یوان و همکاران، ۲۰۲۲)، پرسشنامه ساختار شخصیت نوجوانان (بنزی و همکاران، ۲۰۲۲) و مقیاس وابستگی همتایان انحرافی (سونگ و همکاران، ۲۰۱۴) پاسخ دادند. فرضیه ها با مدل یابی معادلات ساختاری آزمون شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که مدل ساختاری رفتار های مشکل ساز بر اساس ساختار شخصیت با نقش میانجی وابستگی انحرافی به همسالان از برازش خوبی برخوردار بود. ساختار شخصیت بر رفتار مشکل ساز (۳۸/۰-) و وابستگی انحرافی به همسالان بر رفتار مشکل ساز (۱۴/۰) اثر ساختاری مستقیم داشتند. نقش میانجی وابستگی انحرافی به همسالان (۰۹۲/۰-) در رابطه ساختار شخصیت با رفتار مشکل ساز تأیید شد که همگی معنادار بودند (۰۵/۰>P). نتیجه گیری: ساختار شخصیت یکی از پیشایند های رفتار های مشکل ساز نوجوانان است. وابستگی انحرافی به همسالان تسهیل کننده رفتار های مشکل ساز نوجوانان است. در طراحی و اجرای مداخلات برای پیشگیری و کنترل رفتار های مشکل ساز باید به نقش این عوامل توجه نمود.
۳۶۵۵۹.

مطالعه ظرفیت زن بودن براساس تجربه زیستۀ زنان ایرانی و با تأکید بر ابعاد اجتماعی- فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۱۶
هدف: الگوهای زنانه و مردانه بر اساس هر فرهنگی و هر زمانی متغیر است. این در حالیست که بیشتر آن چه ما می دانیم مربوط به فرهنگ های غربی است، بنابراین نیاز است تا پیشینه ی پژوهش بر اساس تمایزات آن چه زنانه و مردانه است در فرهنگ های مختلف غنی ترگردد. از این رو هدف این پژوهش شناسایی مؤلفه های زنانگی در فرهنگ ایرانی براساس تجربیات زیسته زنان ایرانی است.   روش: این مطالعه به روش کیفی و با استفاده از سنت پدیدارشناسی توصیفی انجام گردید. زنان بین سنین 30 تا45 سال با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام گرفت. همه ِ مصاحبه ها ضبط و سپس خط به خط دست نویس شد و در نهایت تحلیل و کدگذاری گردید.   یافته ها: 18 مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد و از تحلیل تجارب شرکت کنندگان پژوهش منجر به شناسایی 146 کد باز، 14 مفهوم و 2 مقوله اصلی در زمینه تجربیات زیسته زنان با مفهوم زنانگی شد که در این مقاله مضمون اصلی  فرهنگ و تأثیرش بر ارائه مفهوم زنانگی مخصوصا در تجربه زیسته زنان ایرانی بررسی شد.   نتیجه گیری: درنهایت با توجه به نتایج این پژوهش می توان به این موضوع پرداخت که با تگاهی دوباره به جنسیت به جای نگریستن به دوتایی زن و مرد، از زنانگی و مردانگی حرف بزنیم، زنانگی و مردانگی ای که، هر کس به فراخور میلش و خواسته اش می تواند بهره ای از آن را داشته باشد تا بتوان از زنانگی و مردانگی چندگانه حرف زد.
۳۶۵۶۰.

بررسی رابطه ی سبک شناختی و خود کارآمدی با سلامت روان در دانش آموزان مقطع ابتدایی شهرستان گرمی سال تحصیلی 1404-1403

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۷۴
این پژوهش به بررسی رابطه بین سبک شناختی و خودکارآمدی با سلامت روان در دانش آموزان می پردازد. هدف اصلی این مطالعه تحلیل داده ها و بررسی همبستگی میان این متغیرها است. در این راستا، نمونه ای شامل 325 دانش آموز از مدارس شهرستان گرمی در سال تحصیلی 1404-1403 انتخاب شد و داده ها با استفاده از پرسشنامه های استاندارد سبک شناختی، خودکارآمدی و سلامت روان جمع آوری گردید. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که بین سبک شناختی و خودکارآمدی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد، به طوری که دانش آموزانی که از سبک های شناختی مؤثرتر استفاده می کنند، خودکارآمدی بالاتری را نیز نشان می دهند. همچنین، یافته ها حاکی از آن است که خودکارآمدی با سلامت روان دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری دارد. به عبارت دیگر، دانش آموزانی که احساس خودکارآمدی بیشتری دارند، از سلامت روان بهتری برخوردارند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آماری شامل تحلیل همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه انجام شد. نتایج نشان داد که سبک شناختی به طور مستقیم بر خودکارآمدی تأثیرگذار است و خودکارآمدی نیز به طور مستقیم بر سلامت روان تأثیر دارد. همچنین، تحلیل رگرسیون نشان داد که خودکارآمدی می تواند به عنوان یک متغیر میانجی در رابطه بین سبک شناختی و سلامت روان عمل کند. به طور کلی، نتایج این پژوهش نشان دهنده اهمیت توجه به سبک های شناختی و خودکارآمدی در بهبود سلامت روان دانش آموزان است و می تواند به عنوان مبنایی برای برنامه های آموزشی و مشاوره ای در مدارس مورد استفاده قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان