فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۱ تا ۳۶۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
در دو دهه گذشته پژوهش پیرامون شادکامی افزایش چشـمگیر یافته است و محققان به بررسی شادکامی با متغیرهای گوناگون از جمله ویژگی های شخصیتی پرداخته اند. هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط پنج عامل ویژگی های شخصیتی با احساس شادکامی در بین دانشجویان دانشگاه تبریز می باشد. آزمودنی های پژوهش حاضر 396 دانشجو را شامل می شود که با میانگین سنی 21.73 به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند. کلیه آزمودنی ها به پرسشنامه های نئو فرم کوتاه و احساس شادکامی مونش پاسخ دادند. نتایج نشان داد که کلیه آزمودنی ها عواطف مثبت را نسبت به عواطف منفی در سطح معنی داری بالاتر و بهتر ارزیابی کرده اند و تفاوت معنی داری در میزان شادکامی به تفکیک جنسیت و رشته تحصیلی وجود ندارد. به علاوه با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون مشخص شد که شادکامی با ویژگی های شخصیتی برون گرایی، دلپذیر بودن و با وجدان بودن رابطه مثبت و معنی دار و با بعد روان نژندگرایی رابطه منفی و معنی دار دارد، هم چنین با بعد انعطاف پذیری نیز ارتباط معنی دار به دست نیامد. نهایتا با استفاده از روش رگرسیون گام به گام مشخص شد که دو ویژگی روان نژندگرایی و برون گرایی 0.417 درصد از واریانس شادکامی را تبیین می کنند.
" بررسی پایایی و روایی مقیاس باورهای خودکارآمدی عمومی ( GSE-10 ) در دانش جویان روان شناسی دانشکده ی علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه شهید چمران اهواز و دانشگاه آزاد مرودشت "(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، پایایی و روایی مقیاس باورهای خودکارآمدی عمومی (GSE-10) در دانشجویان رشته های روان شناسی دانشگاه های شهید چمران اهواز و آزاد مرودشت بررسی شده است. 293 دانشجوی روان شناسی از دانشگاه شهید چمران اهواز و 294 دانشجوی روان شناسی از دانشگاه آزاد مرودشت به مقیاس 10 گزینه ای باورهای خودکارآمدی ویرایش ایرانی پاسخ گفتند. با روش تحلیل عاملی (تحلیل سازه های بنیادی)، سازه ای با نام باورهای خودکارآمدی عمومی به دست آمد که تبیین کننده 38.69 درصد واریانس گزینه های مقیاس بود. ضرایب آلفای کرون باخ برای کل مقیاس 0.82، برای دانشجویان روان شناسی دانشگاه شهید چمران اهواز 0.84، و برای دانشجویان روان شناسی دانشگاه آزاد مرودشت 0.80 به دست آمده. همچنین ضریب روایی هم زمان برای مقیاس باورهای خودکارآمدی عمومی و مقیاس عزت نفس روزن برگ بر روی 318 نفر از پاسخ گویان 0.30، در دانش جویان روان شناسی دانشگاه شهید چمران اهواز 0.20، و در دانشجویان روان شناسی دانشگاه آزاد مرودشت 0.23 برآورد شد که همه معنادار بود. بنابراین، یافته های پژوهش نشان می دهد که مقیاس GSE-10 را می توان در پژوهش های روان شناختی و موقعیت های بالینی برای جامعه بهنجار و نابهنجار به کار گرفت
اثربخشی زوج درمانی سیستمی - رفتاری بر کارکرد خانواده و اعتماد به نفس زنان مبتلا به اختلال افسرده خویی
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش از طرح تجربی اندازه گیری های مکرر با گروه مقایسه، با انتخاب تصادفی و جایگزینی تصادفی استفاده شد. هدف از اجرای آن بررسی اثربخشی زوج درمانی سیستمی ـ رفتاری بر کارکرد خانواده و افزایش اعتماد به نفس زنان متاهل مبتلا به اختلال افسرده خویی بود. نمونه مورد پژوهش از بین 78 زن متاهل مبتلا به اختلال افسرده خویی که به بعضی از مراکز روان پزشکی و مشاوره ای شهر تهران مراجعه کرده بودند، 39 زوج واجد شرایط ورود به طرح بودند که از بین آنها 20 زوج به صورت تصادفی انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه زوج درمانی و دارو درمانی قرار گرفتند. زوج های گروه زوج درمانی در 10 جلسه هفتگی زوج درمانی سیستمی ـ رفتاری شرکت کردند. زن های گروه دارودرمانی از داروهای ضد افسردگی تجویز شده توسط روان پزشکان استفاده کردند. ابزار پژوهش شامل ابزار سنجش خانواده مک مستر و مقیاس اعتماد به نفس روزنبرگ بود که زن های دو گروه آنها را قبل از شروع درمان و در مقاطع موردنظر (قبل از جلسه ششم، بعد از جلسه دهم و دو ماه پس از درمان) تکمیل کردند. هم چنین از پرسشنامه های افسردگی بک و وضعیت زناشویی گلومبوک راست جهت گزینش نهایی آزمودنی ها استفاده شد. کاربرد تحلیل واریانس با اندازه های تکرار شده نشان داد که زوج درمانی در مقایسه با دارو درمانی به طور معناداری باعث کارآمدتر شدن کارکرد خانواده و افزایش اعتماد به نفس زنان مبتلا به اختلال افسرده خویی است. در نتیجه به-نظر می رسد زوج درمانی سیستمی ـ رفتاری روش مداخله مؤثری جهت کارآمدتر کردن کارکرد خانواده و افزایش اعتماد به نفس زنان افسرده باشد.
نقش نماز در آرامش روان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسى رابطه تقید به نماز و آرامش روان در دانش آموزان دبیرستانى شهرستان قم انجام شده است.
براى انجام این پژوهش، 604 نفر از دانش آموزان شهرستان قم در مقطع دبیرستان از مناطق چهارگانه قم به طور تصادفى انتخاب شدند.
پس از اجراى دو پرسش نامه (پرسش نامه تقید به نماز و پرسش نامه اضطراب اشپیل برگر) داده هاى به دست آمده با استفاده از فنون آمارى مربوطه تجزیه و تحلیل شد و نتایج زیر به دست آمد:
1. بین تقید به نماز و سطح اضطراب دانش آموزان، رابطه معنادار وجود دارد و هر قدر تقید دانش آموزان به نماز بیشتر باشد، از آرامش روانى بیشترى برخوردار مى شوند.
2. تقید دانش آموزان دختر به نماز بیشتر از دانش آموزان پسر است.
3. رابطه تقید به نماز و اضطراب حالت، بیشتر از رابطه تقید به نماز و اضطراب صفت است؛ یعنى نقش تقید به نماز در کاهش اضطراب حالت بیشتر است.
بررسی وضعیت سلامت روانی و ویژگی های شخصیتی صاحبان حیوانات خانگی مراجعه کننده به کلینیک دامپزشکی دانشگاه تهران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: امروزه خانواده های بسیاری از حیوانات خانگی مراقبت می کنند. بررسی پیامدهای روانی نگهداری حیوانات و همچنین بررسی صفات شخصیتی این افراد از اهمیت خاصی برخوردار است. هدف پژوهش حاضر، بررسی وضعیت سلامت روانی و ویژگی های شخصیتی صاحبان حیوانات خانگی مراجعه کننده به کلینیک دامپزشکی دانشگاه تهران می باشد.
مواد و روش ها: در این مطالعه توصیفی تعداد 612 نفر از صاحبان حیوانات خانگی (143 نفر صاحب گربه، 162 نفر صاحب سگ، 155 نفر صاحب پرنده و 152 نفر صاحب سایر حیوانات) که در طی یک دوره یک ساله از اول دی ماه 1384 تا آخر آذر 1385 به کلینیک دامپزشکی دانشگاه تهران مراجعه کرده بودند، به صورت نمونه گیری در دسترس و با استفاده از پرسشنامه سلامت عمومی و پرسشنامه خزانه سوالات شخصیتی بین المللی مورد بررسی قرار گرفتند. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی توکی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: بیشترین درصد اختلال در صاحبان پرنده (234 نفر، 38.3 درصد) و کمترین آن در صاحبان سایر حیوانات (129 نفر، 24.3 درصد) مشاهده گردید. از مجموع تعداد افراد 4 گروه، 188 نفر (30.7 درصد) مشکوک به اختلال سلامت روان بودند. 122 نفر (20 درصد) دارای علایم جسمانی، 182 نفر (29.7 درصد) دارای اضطراب، 149 نفر (24.3 درصد) دارای اختلال در عملکرد اجتماعی و 84 نفر (13.7 درصد) دارای افسردگی بودند. تنها در بعد اختلال در عملکرد اجتماعی، صاحبان پرنده نسبت به صاحبان سایر حیوانات دارای اختلال بیشتری بودند (p=0.01). در ابعاد شخصیتی، صاحبان سگ از سطح پایین تری از سازش پذیری و پذیرا بودن نسبت به تجارب در مقایسه با سه گروه دیگر برخوردار بودند. صاحبان سایر حیوانات از ثبات هیجانی بالاتری نسبت به سه گروه دیگر برخوردار بودند.
نتیجه گیری: بر خلاف سایر کشورها، در ایران ممکن است داشتن حیوان خانگی میزان سلامت روان افراد را کاهش دهد یا این که احتمالا افراد با سلامت روان پایین تر، بیشتر اقدام به نگهداری حیوانات کرده باشند. در زمینه ویژگی های شخصیتی نیز به نظر می رسد صاحبان سگ افرادی ناسازگارتر و صاحبان سایر حیوانات افرادی با ثبات هیجانی بالاتر و از لحاظ سلامت روان در وضعیت بهتری نسبت به سه گروه دیگر باشند.
رابطه بین هوش هیجانی با عملکرد شغلی کارکنان کارخانجات صنعتی شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی ارتباط بین مؤلفه های هوش هیجانی (شامل حل مسأله، شادمانی، استقلال، تحمل فشار روانی، خودشکوفایی، خودآگاهی هیجانی، واقع گرایی، روابط بین فردی، خوش بینی، عزت نفس، کنترل تکانش، انعطاف پذیری، مسئولیت پذیری اجتماعی، همدلی و خودابرازی) با خود ارزیابی عملکرد در حیطه های عمومی، فنی و بین فردی بود. به همین منظور از 150کارخانه مستقر در شهرک صنعتی مورچه خورت که دارای حدود 11000 هزار پرسنل بوده اند، 35کارخانه و از این 35 کارخانه، 300 نفر از کارکنان آنها با استفاده از نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه هوش هیجانی، بارـ اون ( EI با 90 سؤال) و پرسشنامه خودارزیابی عملکرد شغلی موتوویدلو و ون اسکاتر (با 6 سؤال) بود. داده های حاصل از پرسشنامه ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین مؤلفه های هوش هیجانی با خودارزیابی عملکردشغلی عمومی ضرایب همبستگی معنا دار و مثبت بین 303/0 (برای انعطاف پذیری) تا 409/0 (برای عزت نفس) وجود دارد. بین مؤلفه های هوش هیجانی با خودارزیابی عملکرد شغلی فنی ضرایب همبستگی مثبت و معنا دار بین 167/0 (برای انعطاف پذیری) تا 327/0 (برای عزت نفس) به دست آمد. بین مؤلفه های هوش هیجانی با خودارزیابی عملکرد شغلی بین فردی ضرایب همبستگی مثبت و معنا دار بین 182/0 (برای انعطاف پذیری) تا 383/0 (برای خوش بینی) به دست آمد. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که متغیرهای عزت نفس، همدلی، استقلال و کنترل تکانش برای خودارزیابی عملکرد شغلی عمومی، متغیرهای عزت نفس، روابط بین فردی و واقع گرایی برای خودارزیابی عملکرد شغلی فنی و متغیرهای خوش بینی، همدلی، استقلال و روابط بین فردی برای خودارزیابی عملکرد شغلی بین فردی دارای توان پیش بین معنا دار (05/0 p < ) هستند.
بررسی تأثیر آموزش راهبردهای خودتنظیمی (شناختی و فراشناختی) بر باورهای انگیزشی (انگیزش تحصیلی، خودکارآمدی، اضطراب آزمون) دانش آموزان دبیرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور ارتقای باورهای انگیزشی دانش آموزان با تاکید بر نقش راهبردهای خود تنظیمی انجام شده است. پژوهش، نیمه آزمایشی و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر سال اول دبیرستان شهرستان اسلامشهر بودند که 56 نفر از آنها به عنوان نمونه انتخاب و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای گرفتند. در ابتدا هر دو گروه به پرسشنامه های خودکار آمدی، اضطراب آزمون و انگیزش تحصیلی پاسخ داده سپس گروه آزمایش ده جلسه تحت آموزش راهبردهای خودتنظیمی قرار گرفت اما گروه کنترل از این آموزش ها بهره مند نبود در نهایت هر دو گروه مجددا پرسش نامه های فوق را تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که آموزش راهبردهای خودتنظیمی سبب ارتقای انگیزش درونی، احساس خودکارآمدی شده و اضطراب آزمون را کاهش می دهد.
آموزش هوش هیجانی ، ناگویی خلقی ، سلامت عمومی و پیشرفت تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"روابـط بین آمـوزش هوش هیجانی، ناگویی خلـقی، سلامت عمومـی و پیشـرفت تحصیلی در دانش آموزان دبیرستانی در این پژوهش نیمه تجربی بررسی شدند. به منظور ارزشیابی ماهیت تغییر هوش هیجانی براسـاس اکتساب خودآگاهی و تحقق توان بالقوه هوش هیجانی، 40 دانش آموز دختر دبیرستانی به طور مساوی به دو گروه آزمایشی و گواه تقسیم شدند و آزمونهای اندازه خودسنجی هوش هیجانی (شات و دیگران، 1998)، مقیاس ناگویی خلقی تورنتو (تیلور و باگبی، 2000)، پرسشنامه سلامت عمومی (گلدبرگ، 1972) و فهرست تجدید نظر شده نشانه های مرضی (فرم کوتاه؛ نجـاریان و داودی، 1380) را تکمیل کردند. گروه آزمایشی در 10 جلسه آموزش هوش هیجانی مبتنی بر الگوی نظری سالوی و مه یر (1990)، در خـلال 5 هفته شرکت کردند. در پایان آموزش، آزمونهای پیشین برای دومین بار اجرا شدند. نتایج تحلیل واریانس و کوواریانس داده ها نشان دادند که آموزش هوش هیجانی فقط افزایش مهارتهای اجتماعی (زیرمقیاس هوش هیجانی) و کاهش دشواری در توصیف احساسها (زیرمقیاس ناگویی خلقی) را به دنبال داشت. تفاوت معناداری در پیشرفت تحصیلی و سلامت عمومی گروههای آزمایشی و گواه مشاهده نشد.
"
مشکلات انضباطی دانش آموزان و ارائه یک الگوی انضباطی مناسب در مدارس دخترانه ابتدایی شهرستان شهرضا
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی مشکلات انضباطی دانش آموزان دختر مدارس ابتدایی شهرستان شهرضا در ابعاد آموزشی، رفتاری، مقرراتی و راهکارهای اصلاح و کاهش این مشکلات از دیدگاه مدیران و معلمان در سال تحصیلی 86 ـ 1385 پرداخته است. روش پژوهش، توصیفی پیمایشی بوده است. جامعه آماری این پژوهش تمام مدیران (50 نفر) و معلمان (360 نفر) مدارس ابتدایی دخترانه شهرضا بودند. از بین جامعه آماری معلمان 179 نفر به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند و تمام مدیران در پژوهش شرکت کردند. ابزار پژوهش پرسشنامه ای شامل سؤالات مربوط به مشکلات انضباطی با ضریب پایایی 93/0 و سؤالات مربوط به راهکارهای اصلاح مشکلات انضباطی با ضریب پایایی 86/0 بود. روایی محتوایی پرسشنامه با نظر متخصصان تایید شد. به منظور تحلیل داده های این پژوهش از آمار توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزار SPSS استفاده شده است. نتایج نشان داد که مشکلات انضباطی دانش آموزان در ابعاد آموزشی، رفتاری و مقرراتی کمتر از سطح متوسط بوده است. در مورد راهکارهای اصلاح مشکلات انضباطی، «مشورت معلمان و مدیران برای حل مساله»، «تذکر شفاهی خصوصی»، «جلسات آموزشی برای خانواده دانش آموز»، «انجام مشاوره فردی با دانش آموز»، «تشویق و پاداش به منظور اصلاح مشکل»، «دادن مسؤولیت به دانش آموز» و «علت یابی مشکل قبل از هرگونه برخورد» به ترتیب بالاترین میانگین را داشته است. بین نظرهای مدیران و معلمان برحسب متغیرهای جمعیت شناختی در رابطه با مشکلات آموزشی و رفتاری تفاوتی مشاهده نشد (05/0P<). اما در بعد مقرراتی از نظر مدیران مشکلات انضباطی دانش آموزان بیشتر از معلمان بود. بین نظر مدیران و معلمان در رابطه با راهکارهای انضباطی برحسب متغیرهای جمعیت شناختی تفاوتی مشاهده نگردید.
بررسی تأثیر ورزش در آب بر کیفیت زندگی بیماران پانیک(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بیماری پانیک (PD یا Panic disorder) یکی از اختلالات اضطرابی است که با علایم شناختی و جسمی همراه است و می تواند باعث عوارض قلبی و عروقی، تنفسی، عصبی و روده ای، تعریق، لرز، تب و عوارض روان شناختی گردد. با توجه به این که ورزش در آب در کاهش علایم اضطراب مؤثر بوده است، هدف تحقیق حاضر، تعیین تأثیر ورزش در آب بر کیفیت زندگی در بیماران پانیک بود.
مواد و روش ها: جهت انجام این تحقیق، 38 نفر زن مبتلا به بیماری پانیک با میانگین سن (33/9 ± 21/35) سال و وزن (26/12 ± 78/69) کیلوگرم پس از طی غربالگری پزشکی به صورت هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه تجربی (19 = n) و شاهد (19 = n) قرار گرفتند. کیفیت زندگی با استفاده از پرسش نامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی 26 سؤالی (WHOQOL-BREF-26 یا World health organization quality of life questionnaire with 26 questions) در شرایط پایه و پایان 12 هفته اندازه گیری شد. گروه آزمایش در یک برنامه 12 هفته ای ورزش در آب (هر هفته 3 جلسه یک ساعته با شدت 50 تا 85 درصد ضربان قلب ذخیره بیشینه) شرکت کردند، گروه شاهد به زندگی معمول خود ادامه دادند. پس از 12 هفته کلیه متغیرها دوباره اندازه گیری شد. به منظور مقایسه درون گروهی از آزمون t همبسته و مقایسه بین گروهی از آزمون t مستقل استفاده شد (05/0 ≤ P).
یافته ها: میانگین دو گروه نشان داد که پس از 12 هفته ورزش در آب، کیفیت زندگی کل (001/0 ≤ P)، کیفیت زندگی عمومی (001/0 ≤ P)، سلامت عمومی (001/0 ≤ P) سلامت روانی (001/0 ≤ P)، روابط اجتماعی (001/0 ≤ P)، سلامت محیط زندگی (003/0 ≤ P)، سلامت جسمانی (001/0 ≤ P) در بیماران پانیک افزایش معنی داری یافت.
نتیجه گیری: بنابراین می توان از ورزش در آب به عنوان یک روش درمانی مکمل برای بهبود بیماران پانیک استفاده کرد.
بررسی مقدماتی اعتبار و پایایی مقیاس های افسردگی، اضطراب و استرس (DASS) در نمونه های غیربالینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تعیین اعتبار و پایایی مقیاس های افسردگی، اضطراب و استرس (DASS) در جمعیت عمومی جامعه بوده است. نسخه اصلی DASS دارای 42 عبارت بوده، هریک از مقیاس های سه گانه افسردگی، اضطراب و استرس از 14 عبارت تشکیل شده است. در پژوهش حاضر 420 آزمودنی بزرگسال، مقیاس های افسردگی، اضطراب و استرس (DASS) را به همراه پرسشنامه افسردگی بک و پرسشنامه چهار سامانه ای اضطراب تکمیل کردند. نتایج تحلیل عامل اکتشافی نشان داد در حالی که 14 عبارت متعلق به استرس برروی یک عامل قرار می گیرد (عامل استرس)، 2 عبارت از عبارات متعلق به مقیاس افسردگی و 2 عبارت از عبارات متعلق به مقیاس اضطراب بر روی هر سه عامل افسردگی، اضطراب و استرس دارای بارهای عاملی بالایی هستند. پس از حذف این 4 عبارت، نتایج تحلیل عامل اکتشافی ساختار سه عاملی (DASS) را تایید کرد. در این مطالعه، پایایی مقیاس های DASS از طریق بررسی ضرایب همسانی درونی و ضرایب بازآزمایی تایید شد. به علاوه، اعتبار سازه دو مقیاس افسردگی و اضطراب با استفاده از روش محاسبه همبستگی بین نمره های دو مقیاس مذکور با نمره های آزمودنی ها در مقیاس های افسردگی بک و پرسشنامه چهارسامانه ای اضطراب مورد تایید قرار گرفت. اعتبار همزمان مقیاس های افسردگی، اضطراب و استرس از طریق مقایسه نمره های یک نمونه فرعی برگرفته شده از جمعیت عمومی جامعه (315 نفر) با گروه همتایی از بیماران مبتلا به اختلالات روان شناختی (130 نفر) مورد تایید قرار گرفت. براساس نتایج این پژوهش می توان گفت مقیاس های افسردگی، اضطراب و استرس دارای شرایط لازم برای کاربرد در پژوهش های روان شناختی و موقعیت های بالینی با افراد ایرانی است.
ساخت و اعتباریابی مقیاسی برای سنجش پرخاشگری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف این پژوهش ساخت و اعتباریابی پرسشنامه ای برای سنجش پرخاشگری متناسب با ویژگیهای فرهنگی – اجتماعی جامعه بوده و سپس بررسی 4 فرضیه اصلی زیر بوده است: 1. بین نمره های پرخاشگری دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز و نمره های افسردگی این دانشجویان همبستگی مثبت وجود دارد. 2. بین نمره های پرخاشگری دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز و نمره های این دانشجویان در الگوی شخصیتی – رفتاری تیپ الف همبستگی مثبت وجود دارد. 3. بین نمره های پرخاشگری دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز و نمره های این دانشجویان در پرسشنامه سردرد میگرن همبستگی مثبت وجود دارد. 4. بین نمره های پرخاشگری دانشجویان مؤنث و مذکر دانشگاه شهید چمران اهواز تفاوت معنی داری وجود دارد.
در این پژوهش حجم سه نمونه به ترتیب: نمونه هنجاری 550 نفر، نمونه بازآزمایی و آزمون فرضیه ها 229 نفر و نمونه سنجش روایی 215 نفر بود که به صورت تصادفی چند مرحله ای از بین دانشجویان شرکت کننده در کلاسهای معارف اسلامی دانشگاه شهید چمران انتخاب شده بودند. ابتدا بر اساس تحلیل عوامل، پرسشنامه پرخاشگری مشتمل بر 3 عامل و 30 ماده ساخته شد که بر روی عامل اول (خشم و غضب) 14 ماده، بر روی عامل دوم (تهاجم و توهین) 8 ماده و بر روی عامل سوم (لجاجت و کینه توزی) 8 ماده قرار گرفته است. پایایی این پرسشنامه بر اساس ضرایب بازآزمایی و آلفای کرونباخ رضایت بخش بود. همچنین روایی این پرسشنامه بوسیله پرسشنامه های ملاک شامل پرسشنامه شخصیتی آیزنک، پرسشنامه شخصیتی چند وجهی مینه سوتا و پرسشنامه BDVI ارزیابی شد. ضرایب همبستگی و خلاصه نتایج آزمونهای رگرسیون چند متغیری بر روی پرسشنامه های فوق الذکر حاکی از رضایت بخش بودن این پرسشنامه بوده است.
برای آزمون فرضیه های پژوهش از پرسشنامه های پرخاشگری (ساخته شده توسط پژوهشگر) تیپ شخصیتی الف، پرسشنامه سردرد میگرن و میزان افسردگی (D) از پرسشنامه شخصیتی چند وجهی مینه سونا استفاده شد. بر اساس ضرایب همبستگی به دست آمده فرضیه اول تأیید شد (به استثنای همبستگی عامل دوم پرخاشگری با افسردگی در آزمودنیهای مذکر). همچنین همبستگی عامل سوم پرخاشگری با افسردگی در کل آزمودنیها و هر دو جنس معنی دار نبود. فرضیه دوم تحقیق در مورد کل آزمودنیها و آزمودنیهای مؤنث و مذکر به تفکیک نیز تأیید شد. بر اساس ضرایب به دست آمده فرضیه سوم در مورد کل آزمودنیها و آزمودنیهای مؤنث و مذکر نیز به تفکیک تأیید شد. همچنین فرضیه چهارم (به ترتیب:2.55=t (0.01>P)، نیز به تفکیک 2.86=t (0.01>P)، ?/??=t (0.001>P) و 2.27=t (0.05>P) تأیید شد.
بررسی مهارت های ارتباطی در رفتار کلاسی معلمان و رابطه آن با درصد قبولی دانش آموزان دبیرستان های شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف کلی از این پژوهش بررسی چگونگی استفاده معلمان از مهارت های ارتباطی در برخورد با
دانش آموزان و رابطه آن با درصد قبولی دانش آموزان می باشد. نمونه آماری این پژوهش، 79 نفر از دانش آموزان مقطع متوسطه شهر تهران و 67 نفـر از معلمان آن ها در سال تحصیلی 88-1387 می باشد که به روش تصادفی چند مرحله ای انتخـاب شده اند. در این پژوهش از روش تحقیق پیمایشی استفاده شده است و ابزار اندازه گیری، پرسشنامه محقق ساخته ای است که بر اساس مهارت های ارتباطی برگرفته از ویژگی های اثربخشی ارتباطات میان-فردی (گشودگی، همدلی، حمایتگـری، مثبت گـرایی و تساوی)، تنظیم شده است و شامل 49 عبارت می باشد. اعتبار پرسشنامه بر پایه آلفای کرونباخ برابر 959/0 به دست آمده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از جدول فراوانی، آزمون تفاوت میانگین برای دو گروه مستقل، آزمون همبستگی، و جدول توافقی، تحت نرم افزار SPSS استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد که بین نظر معلمان و دانش آموزان در مورد استفاده معلمان از مهارت های ارتباطی تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین معلمان زن نسبت به معلمان مرد در استفاده از مهارت های ارتباطی به نحو بهتری عمل می کنند و درصد قبولی دخترها نسبت به پسرها بالاتر است. همچنین بین استفـاده معلمـان از مهـارت های ارتباطی و درصد قبولی دانش آموزان همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد.
تاثیر یادگیری مشارکتی بر رشد مهارت های اجتماعی دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
اهداف: از جمله روش های فعالی که امروزه توجه صاحب نظران تعلیم و تربیت را به خود جلب کرده است، یادگیری مشارکتی است. پژوهش حاضر به منظور بررسی دقیق تر تاثیر یادگیری مشارکتی از طریق آموختن با هم بر رشد مهارت های اجتماعی دانش آموزان، طراحی و اجرا شد.
روش ها: این مطالعه شبه تجربی در جامعه دانش آموزان پسر دبیرستان های شهر کاشان در سال تحصیلی 89-1388 انجام شد. 50 دانش آموز از دو کلاس یک مدرسه با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. در گروه آزمایش از روش یادگیری مشارکتی و در گروه کنترل از روش سنتی استفاده شد. پیش آزمون قبل از اعمال متغیرهای مداخله و پس آزمون پس از اعمال آزمایشی و پیگیری نیز 45 روز پس از اعمال مداخلات انجام شد. برای جمع آوری داده از آزمون رشد مهارت های اجتماعی ماتسون استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر به کمک نرم افزار SPSS 16 استفاده شد.
یافته ها: میانگین نمرات گروه آزمایش تفاوت معنی داری بین پس آزمون و پیگیری با پیش آزمون (0001/0= p ) و همچنین با گروه کنترل (0001/0= p ) نشان داد. بین دو گروه در رشد مهارتهای اجتماعی مناسب، کاهش پرخاشگری و رفتارهای تکانشی، کاهش رفتارهای غیراجتماعی، کاهش میزان غرور و کاهش حسادت و گوشهگیری تفاوت معن ی دار وجود داشت ( 0001/0= p ).
نتیجه گیری: روش یادگیری مشارکتی نسبت به روشهای سنتی تدریس در رشد مهارتهای اجتماعی دانشآموزان موثرتر است.
بررسی رابطهی عوامل اجتماعی و فرهنگی با نگرش دانشجویان نسبت به معاشرت و دوستی دختر و پسر پیش از ازدواج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"یکی از پدیده های اجتماعی جامعه معاصر ایران در حوزه روابط بین شخصی، پدیده نوظهور معاشرت و دوستی دختر و پسر پیش از ازدواج است. این مطالعه با هدف بررسی و شناخت نگرش دانشجویان نسبت به معاشرت و دوستی دختر و پسر پیش از ازدواج و همچنین بررسی رابطه عوامل اجتماعی و فرهنگی با نگرش به این گونه معاشرت ها انجام شده است. در این مطالعه که به روش پیمایش صورت گرفته است، 398 نفر دانشجوی دختر و پسر از دانشگاه های شیراز و علوم پزشکی شیراز مورد بررسی قرار گرفتند. چهارچوب نظری مورد استفاده در این مطالعه، نظریه تغییر نگرشی و ارزشی رونالد اینگلهارت بوده است.
یافته های پژوهش نشان می دهد که 25.6 درصد از دانشجویان دارای نگرشی مثبت، 50.8 درصد نگرشی میانه و 23.6 درصد از آنان دارای نگرشی منفی به این گونه معاشرت ها بوده اند. این در حالی است که نگرش خانواده ها منفی تر از نگرش دانشجویان بوده است و زنان نگرش بسیار منفی تری نسبت به مردان به این گونه معاشرت ها داشته اند. از میان متغیرهای مورد بررسی، متغیرهای (اولویت های ارزشی مادی / فرامادی، اعتقادات دینی، پایبندی به ارزش های دینی، نگرش خانواده، نگرش دوستان، جنسیت و میزان هزینه شخصی) دارای رابطه معنادار آماری با متغیر وابسته بوده اند. در تحلیل چند متغیره نیز متغیرهای مستقل موجود در مدل تحقیق توانسته اند در کل 76.8 درصد از واریانس متغیر وابسته را در جامعه آماری تبیین کنند که این مقدار نشانگر میزان بالای برازش مدل تحقیق می باشد. به طور کلی نتایج این مطالعه نشان داد که متغیرهای مربوط به فرض جامعه پذیری که بیشتر فرهنگی بودند تاثیر بیشتری بر نگرش دانشجویان داشتند تا متغیرهای مربوط به فرض کمیابی.
"
رابطه ی شیوه های فرزندپروری والدین با انگیزش پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش مقایسه ی ارتباط شیوه های فرزندپروری والدین و انگیزش پیشرفت تحصیلی در مقاطع دبستان، دبیرستان دوره ی اول و دبیرستان دوره ی دوم بود. در این پژوهش جامعه ی آماری شامل کلیه ی دانش آموزان دختر شهر تهران بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای297 دانش آموز دختر به همراه مادرانشان انتخاب شدند. دانش آموزان به پرسشنامه ی انگیزش تحصیلی هارتر و مادران آنها به پرسشنامه ی شیوه های فرزندپروری بامریند پاسخ دادند. نتایج حاکی از آن بود که در مقطع دبستان، شیوه های فرزندپروری والدین نقش پیش بینی کننده ی معنی داری در انگیزش پیشرفت تحصیلی نداشت. در دبیرستان دوره ی اول، شیوه ی فرزندپروری مقتدرانه، نقش پیش بینی کننده ی معنی داری در انگیزش پیشرفت تحصیلی در بعد انگیزش درونی، و در دبیرستان دوره ی دوم شیوه ی فرزندپروری مستبدانه، نقش پیش بینی کننده ی معنی داری در انگیزش پیشرفت تحصیلی در بعد انگیزش بیرونی داشت. با توجه به مقدار در دبیرستان دوره ی اول، شیوه های فرزندپروری والدین، 6/9 درصد از واریانس انگیزش درونی را تبیین می کند. در دبیرستان دوره ی دوم، شیوه های فرزندپروری والدین، 6/17 درصد از واریانس انگیزش بیرونی را تبیین می کند. در این پژوهش، ارتباط شیوه های فرزندپروری با انگیزش پیشرفت تحصیلی در دوره های تحصیلی گوناگون، متفاوت بود. این نتایج لزوم توجه بیشتر دست اندرکاران آموزش و پرورش، مدارس و به تبع آن والدین، به مقوله ی شیوه های فرزندپروری کارآمد و متناسب با دوره ی تحصیلی دانش آموز برای بهبود انگیزش تحصیلی آنان را نشان می دهد.
بررسی رابطه بین استفاده از شبکه های اجتماعی بر اعتیاد به اینترنت و افسردگی در دانشجویان دانشگاه های پیام نور شهر اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: شبکه جهانی اینترنت، به عنوان یکی از برجسته ترین فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی، نمایانگر پیشرفت فناورانه انسان امروزی است که نقش آن در ایجاد تغییرات اجتماعی غیر قابل چشم پوشی است. هدف پژوهش، بررسی رابطه استفاده از شبکه های اجتماعی بر اعتیاد به اینترنت و افسردگی در بین دانشجویان بود.
مواد و روش ها: نوع مطالعه، مقطعی از نوع همبستگی بود که به صورت پیمایشی اجرا شد. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور استان اصفهان تشکیل دادند. ابتدا رشته های موجود در دانشگاه پیام نور به سه گروه علوم انسانی، فنی مهندسی و پایه تقسیم بندی شد و با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی تعداد 345 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. از پرسش نامه استاندارد افسردگی Beck، اعتیاد به اینترنت Young و پرسش نامه محقق ساخته استفاده از شبکه های اجتماعی جهت جمع آوری اطلاعات استفاده شد. اطلاعات با استفاده از آزمون های آماری همبستگی توسط نرم افزار SPSS نسخه 18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: بین استفاده از شبکه های اجتماعی و اعتیاد به اینترنت با ضریب 147/0 و سطح معنی داری 010/0 رابطه معنی داری وجود داشت، ولی بین استفاده از شبکه های اجتماعی و افسردگی با ضریب 55/0 و سطح معنی داری 332/0 رابطه معنی داری مشاهده نشد. همچنین بین استفاده از شبکه های اجتماعی و اعتیاد به اینترنت بر اساس متغیرهای جنسیت، سن و گروه تحصیلی، تفاوت معنی داری وجود داشت که این تفاوت در بین گروه های سنی و دختران و پسران معنی دار نبود، ولی در بین گروه های تحصیلی، اعتیاد به اینترنت در رشته های گروه علوم پایه کمتر از سایر رشته ها در گروه های علوم انسانی و فنی مهندسی بوده است.
نتیجه گیری: استفاده از اینترنت به دلیل جذابیت های کاذبی که برای کاربران ایجاد می کند، به آرامی آن ها را به خود معتاد می سازد و می تواند نیازهای روانی و هیجانی آن ها را تأمین نماید. بنابراین جایگزین نمودن شبکه های اجتماعی روی اینترنت به جای حضور و تعامل با افراد در دنیای واقعی، باعث خواهد شد که ارتباطات اجتماعی و عاطفی کاربران مختل شود.
شایستگی های حرفه ای معلم اثربخش
حوزههای تخصصی:
نظری به ضرورت و اهمیت بررسی مدیریت کلاس درس
حوزههای تخصصی: