هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان فراتشخیصی بر اجتناب تجربه ای، تنظیم شناختی هیجان، و در بیماران با اختلال وسواسی-جبری (OCD) مقایسه آن با درمان مواجه سازی و پیشگیری از پاسخ (ERP) انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون است. جامعه مورد مطالعه در پژوهش حاضر کلیه افراد مبتلا به OCD مراجعه کننده به مراکز خدمات روانشناختی قزوین در سال 1396 بودند. 40 بیمار با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی به 2 گروه 20 نفری (گروه اول تحت درمان فراتشخیصی و گروه دوم تحت درمان ERP) گمارش شدند. در این پژوهش متغیرهایی مانند سن و جنس کنترل شد. ابزارهای به کار رفته در پژوهش حاضر عبارت بودند از: پرسش نامه وسواس ییل براون (YBOCS)، مصاحبه بالینی ساختاریافته (SCID-I)، ، ، پرسشنامه چندبعدی اجتناب تجربه ای (MEAQ))،، مقیاس تنظیم شناختی هیجانی داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس و آزمون t زوجی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد که درمان فراتشخیصی به طور معناداری باعث کاهش اجتناب تجربه ای و همچنین، بهبود در تنظیم شناختی هیجان در افراد مبتلا به OCD شده است (001/0>p). نتیجه گیری: نتایج به دست آمده با توجه به مطالعات انجام شده در این زمینه و محتوای پروتکل درمان فراتشخیصی و درمان ERP مورد بحث قرار گرفت.
هدف: هدف پژوهش بررسی نقش جذابیت افراد مشهور بر اثربخشی تبلیغات با توجه به عوامل اثرگذار بر جذابیت فرد مشهور است. روش: پژوهش کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی- پیمایشی بود. داده های پژوهش با روش نمونه گیری تصادفی به دست آمد. در این پژوهش از پرسش نامه محقق ساخته شامل 17 سوال استفاده شد که از روایی محتوایی و روایی سازه برخوردار یود. ضریب آلفای کرونباخ 91/0 به دست آمد. برای تجزیه وتحلیل داده ها و آزمون فرضیه های پژوهش از مدل یابی معادلات ساختاری و از نرم افزار لیزرل استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش بیان گر آن بود که هر یک از متغیرهای صداقت، آشنایی، دوست داشتنی بودن و اعتبار فرد مشهور تأثیر مثبت و معناداری بر پیشگیری دارد. رابطه بین جذابیت فرد مشهور و اثربخشی تبلیغات پیشگیری از اعتیاد نیز مثبت و معنادار بود. نتیجه گیری: به کارگیری و استفاده از چهره های مشهور در تبلیغات پیشگیرانه از اعتیاد مؤثر است.
هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین روان بنه های ناسازگار اولیه، ویژگی های شخصیتی و حرص است. این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری آن، کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد خمین بودند. از این جامعه، تعداد 384 نفر به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب و به پرسش نامه های روان بنه های ناسازگار اولیه، پرسش نامه پنج عاملی شخصیتی و مقیاس اسلامی حرص- قناعت پاسخ گفتند. داده ها با استفاده از روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که همه حوزه های روان بنه های ناسازگار اولیه و زیرمقیاس روان آزردگی، ارتباط مثبت و معنادار و زیرمقیاس های برون گرایی، تجربه پذیری، موافق بودن و با وجدان بودن رابطه منفی و معناداری با حرص دارند. همچنین، زیرمقیاس های بریدگی و طرد، موافق بودن و محدودیت های مختل، توانایی تبیین بخش معناداری از واریانس حرص را دارند. نتایج پژوهش، گویای اهمیت توجه والدین به نظام تربیتی فرزندان و تمرکز درمانگران و مشاوران اخلاقی بر زیربناهای عمیق این صفت اخلاقی است.
مقدمه: امروزه مسئولیت پذیری کارکنان مورد توجه سازمان ها علمی – آموزشی قرار گرفته است. از این رو تحلیل ارتباط مسئولیت پذیری دبیران، با سایر مفاهیم سازمانی ضروری است. لذا هدف پژوهش حاضر بررسی اثر جامعه پذیری سازمانی و سرمایه اجتماعی بر مسئولیت پذیری با نقش میانجی تعهد سازمانی دبیران بود. روش: این پژوهش جزء تحقیقات توصیفی – همبستگی مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دبیران متوسطه اول آموزش و پرورش ناحیه چهار تبریز به تعداد 550 نفر بود. حجم نمونه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و جدول مورگان 218 نفر انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد جامعه پذیری سازمانی تائورمینا (1994)، سرمایه اجتماعی ناهاپیت و گوشال (1998)، مسئولیت پذیری کارول (1991) و تعهدسازمانی آلن و میر (1996) استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد، رابطه مثبت و معنی داری بین متغیر جامعه پذیری سازمانی و سرمایه اجتماعی با مسئولیت پذیری به ترتیب (80/0, ß = 18/0 (ß = و رابطه مثبت و معنی داری بین متغیر جامعه پذیری سازمانی و سرمایه اجتماعی با تعهد سازمانی به ترتیب (85/0, ß = 13/0 (ß = وجود دارد. همچنین در مدل تجربی پژوهش حاضر، نقش میانجی تعهد سازمانی در رابطه بین متغیرها در مدل تائید شد. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها، متغیرهای جامعه پذیری سازمانی، سرمایه اجتماعی و تعهد سازمانی برای مسئولیت پذیری کارکنان سازمانی باید مورد توجه قرار گیرد. زیرا در سایه مسئولیت پذیری بودن معلمان در تمام ابعاد زندگی شاهد تسهیل روند و دستیابی به اهداف سازمانی خواهند بود.
مقدمه: هدف این پژوهش پیش بینی سازگاری زوج های جوان از طریق ویژگی های شخصیتی، تمایزیافتگی خود و سرسختی روانشناختی در شهر اهواز بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی – همبستگی بود. جامعه پژوهش شامل کلیه زوج های جوان 20 تا 40 ساله شهر اهواز در سال 1397 بودند که به مراکز بهداشتی و درمانی مراجعه کرده بودند و بر طبق آمار شبکه بهداشت شهر اهواز 9374 نفر بودند. نمونه مورد مطالعه 368 نفر (184 زوج) بود که به روش نمونه گیری خوشه ای دومرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه های شخصیتی نئو مک کرا و کاستا، سازگاری زناشویی گراهام بی اسیانیر، تمایزیافتگی خود دریک و سرسختی کوباسا را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و آزمون تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شد. یافته ها: از ویژگی های شخصیتی نئو: برون گرایی 75/0، وظیفه شناسی 49/0، توافق جویی48/0 ، گشودگی33/0 و روان رنجورخویی 54/0- ؛ از ابعاد تمایزیافتگی خود: جایگاه من 056/0، واکنش پذیری عاطفی 4/0، و گریز عاطفی19/0- ؛ و از ابعاد سرسختی: کنترل41/0، چالش طلبی42/0 و تعهد 41/0 با سازگاری زناشویی ارتباط داشتند. بررسی رگرسیون بطور معنادار برای برون گرایی، روان رنجورخویی و گشودگی ضرایب بتای 63/0، 112/0- و 07/0 ؛ برای جایگاه من، واکنش پذیری عاطفی، هم آمیختگی و گریز عاطفی ضرایب بتای 59/0 ، 27/0 ، 26/0 و 13/0- ؛ و برای کنترل، چالش طلبی و تعهد نیز ضرایب بتای 26/0 ، 22/0 و 18/0 را نشان داد. نتیجه گیری: می توان گفت زوج هایی که برون گرایی، وظیفه شناسی، توافق جویی و گشودگی بالاتر و روان رنجورخویی پایین تری دارند و از تمایزیافتگی خود و سرسختی روان شناختی بالاتری برخوردارند در زندگی زناشویی خود سازگارتر هستند.
به نظر میرسد برای برخی از افراد، جایگاه اجتماعی عاملی اثرگذار بر میزان صرفهجویی برق است. هدف پژوهش حاضر، ساخت و اعتباریابی مقیاس صرفهجویی برق مبتنی بر ارتقای جایگاه اجتماعی بود. برای انجام پژوهش ابتدا با استفاده از نظریات مرتبط، اقدام به تهیه گویههای مقیاس شد. برای بررسی ویژگیهای روانسنجی از نظر متخصصان و تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی استفاده شد و برای بررسی همسانی درونی مقیاس از شاخص آلفای کرونباخ بهره گرفته شد. تعداد گویههای اولیه، 20 گویه بود که بعد از بررسی توسط متخصصان به 13 گویه تقلیل یافت. حجم نمونه در بررسی اولیه برابر با 193 و در بررسی ثانویه 366 نفر بود که از ایرانیان کاربر فضای مجازی با شیوه نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. نتایج نشان داد که 9 گویه بار عاملی مطلوب برای سنجش عوامل را داشتند و مدل 2 عاملی بهترین برازش را با دادهها دارد. همچنین تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که بار عاملی 40/0 و بالاتر همه گویهها، نشانگر قابلیت اعتماد کافی سازهها بود. شاخصهای بهدستآمده در تحلیل عامل تأییدی هم بیانگر روایی بالای مقیاس بود. 1.93= χ2/df ، 93/0 =GFI ، 95/0 =AGFI ، 025/0 = RMR ،92/0 =NFI ، 99/0 =NNFI ، 97/0 =IFI ، 97/0 =CFI ، 049/0 =RMSEA . شاخص آلفای کرونباخ برای عامل اول 88/0 و برای عامل دوم 85/0 به دست آمد. این مطالعه از مفهومسازی ارتباط انگیزه جایگاه اجتماعی و صرفهجویی برق حمایت کرد و شواهدی را در جهت معتبر بودن ابزار خود گزارش دهی که بر اساس این مفهومسازی تهیه شده بود، فراهم کرد. به نظر میرسد برخورداری از صفات شخصیتی مانند حفظ تصویر اجتماعی و منزلت اجتماعی، دو بعد مرتبط با صرفهجویی در انرژی برق هستند.
تأثیر عملکرد خانواده به ویژه انسجام و انعطاف پذیری بر تنظیم عواطف فرزندان می تواند پیامدهای مهمی برای رشد روابط بعدی آن ها ازجمله روابط صمیمانه اوایل جوانی داشته باشد. هدف از پژوهش حاضر تعیین نقش انسجام و انعطاف پذیری خانواده و تنظیم عواطف در پیش بینی صمیمیت اجتماعی بود. بدین منظور 216 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه الزهرا با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به مقیاس انسجام و انعطاف پذیری خانواده، پرسشنامه سبک عاطفی و مقیاس صمیمیت اجتماعی پاسخ دادند. نتایج نشان داد که صمیمیت اجتماعی با انسجام و انعطاف پذیری خانواده و مؤلفه های تنظیم عواطف رابطه مثبت معناداری دارد. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیرهای انعطاف پذیری خانواده و تنظیم عواطف نقش معنی داری در پیش بینی صمیمیت اجتماعی دارند. به طورکلی، در خانواده های منسجم و انعطاف پذیر فرزندان مجهز به ابزارهای تنظیم مجدد یا متعادل کردن عواطف می شوند که این ابزارها در هدایت موفق زندگی روزمره و برقراری روابط صمیمانه با دیگران به آن ها کمک می کند.
مقدمه: بررسی اضطراب امتحان و عملکرد تحصیلی دانشجویان پرستاری به دلیل تأثیر بر آینده شغلی آنها اهمیت زیادی دارد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش راهبردهای یادگیری شناختی و فراشناختی بر اضطراب امتحان و عملکرد تحصیلی دانشجویان پرستاری انجام شد. روش کار: این مطالعه نیمه-تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش شامل دانشجویان پرستاری دانشکده پرستاری و مامایی حضرت فاطمه (س) شهر شیراز در سال تحصیلی 97-1396 بودند که از میان آنان 40 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه مساوی جایگزین شدند. گروه آزمایش 10 جلسه 70 دقیقه ای با روش آموزش راهبردهای یادگیری شناختی و فراشناختی آموزش دید. گروه ها به پرسشنامه های اضطراب امتحان اهواز و عملکرد تحصیلی درتاج در مراحل پیش آزمون و پس آزمون پاسخ دادند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-22 و با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین گروه های آزمایش و کنترل در اضطراب امتحان و عملکرد تحصیلی تفاوت معناداری وجود داشت. به عبارت دیگر آموزش راهبردهای یادگیری شناختی و فراشناختی باعث کاهش اضطراب امتحان (001/0 > P ، 283/39 = F ) و افزایش عملکرد تحصیلی (001/0 > P ، 190/24 = F ) دانشجویان پرستاری شد. نتیجه گیری: نتایج حاکی از تأثیر آموزش راهبردهای یادگیری شناختی و فراشناختی بر اضطراب امتحان و عملکرد تحصیلی دانشجویان پرستاری بود. بنابراین مشاوران و روانشناسان برای کاهش اضطراب امتحان و افزایش عملکرد تحصیلی دانشجویان پرستاری می توانند از روش آموزش راهبردهای یادگیری شناختی و فراشناختی استفاده کنند.
هدف : هدف پژوهش حاضر، بررسی وضعیت مشاوره های روانپزشکی و تغییرات آن در یک دوره سه ساله در بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) بود. روش : مشاوره های روانپزشکی درخواست شده از بخش های گوناگون بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) از بهمن 1385 تا پایان اسفند 1388 به صورت گذشته نگر بررسی و ویژگی هایی مانند جنسیت بیمار، دلیل درخواست مشاوره، بخش درخواست کننده مشاوره، تاریخ درخواست و انجام مشاوره و تشخیص روانپزشکی ثبت شد. داده ها به روش آزمون های t و 2 c تحلیل شدند. یافته ها : در طول مدت بررسی، 09/1 درصد کل بیماران بستری شده، درخواست مشاوره روانپزشکی داشتند. بیشترین مشاوره ها از بخش داخلی درخواست شده بود. نشانه های روانپزشکی (55 درصد) و نشانه های جسمی توجیه نشده (16 درصد) شایع ترین علل درخواست مشاوره، و اختلال افسردگی اساسی (7/27 درصد)، دلیریوم (8/11 درصد) و وابستگی به مواد (2/10 درصد) شایع ترین تشخیص های روانپزشکی بودند . میان دو دوره زمانی در سال های 1385 و 1388 از نظر شمار کلی مشاوره ها، جنسیت بیماران، بخش درخواست کننده مشاوره و زمان انتظار مشاوره ها تفاوتی وجود نداشت. گرچه در برخی بخش ها مانند نورولوژی در متوسط شمار مشاوره های درخواست شده از سال 1385 نسبت به سال 1388 تفاوت وجود داشت (05/0≥ p )، علل درخواست مشاوره ها بین دو دوره تفاوتی نداشت. وابستگی به مواد در سال 1388 بیش از سال 1385 بود (001/0= p ). نتیجه گیری : چنین بررسی هایی برای پی گیری تغییرات الگوهای مشاوره روانپزشکی ضروری است .
زمینه: از جمله عوامل مهم در بروز رفتارهای مختلف ورزشکاران در دستیابی به اهداف و عملکرد ورزشی، عامل اشتیاق و غرور است . هدف: هدف از تحقیق، آزمون مدل اشتیاق در بروز رفتارهای اخلاقی و غیراخلاقی ورزشکاران در میادین ورزشی با توجه به نقش میانجی غرور بود . روش: جامعه آماری در این مطالعه ورزشکاران حاضر در لیگ های فوتسال، والیبال، بسکتبال، واترپلو است. با توجه به تعداد متغیرهای مورد بررسی حجم نمونه 200 نفر است. از آزمون t تک نمونه ای در خصوص اختلاف میانگین ها، آزمون پیرسون برای تأیید رابطه متغیرها و از آزمون مدل معادلات ساختاری از نرم افزار pls استفاده شده است. پرسشنامه ها شامل اطلاعات فردی و پرسشنامه اشتیاق (والراند،2003)، پرسشنامه غرور (تریسی و رابینز، 2007) و پرسشنامه رفتار ( کاووسانو و بوردلی ، 2009) است . یافته ها: بررسی مدل نشان داد، ورزشکاران حرفه ای تمایل بیشتری به ابراز رفتارهای غیراخلاقی همچون خشونت، تقلب و خطا نسبت به سایر بازیکنان حریف در بازی داشته و برد و باخت در مسابقات بیشتر جنبه اشتیاق افراطی داشته است و ابزار غرور در آنها جنبه مثبت در جهت پیشرفت مهارت ها و عملکرد بهتر داشته است . نتیجه گیری: اشتیاق با توجه به رفتار اخلاقی اهمیت یافته و پیوند آن با رفتارهای اخلاقی و غیراخلاقی به ترتیب به واسطه غرور واقعی و کاذب تعدیل می گردد. غرور واقعی به رفتار اخلاقی انجامیده اما غرور کاذب موجب سلطه جویی و بروز رفتارهای غیراخلاقی می گردد .
هدف: هدف پژوهش تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری روان شناختی و تنظیم شناختی هیجان زنان دچار سرطان پستان بود. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی، با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری یک ماهه و جامعه آماری زنان دچار سرطان پستان بیمارستان شهید رجائی شهر کرج به تعداد 390 نفر در سال 1397 بود. به شکل دسترس 30 نفر از بیماران بخش شیمی درمانی، انتخاب و در گروه های آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه های پذیرش-عمل هیز، استروسال، ویلسون، بی ست، پیسترلو و همکاران (2004) و تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی، کرایج و اسپینهاون (2001) و برنامه درمان پذیرش و تعهد هیز، استروسال و ویلسون 1999 برگرفته از دوره آموزشی عصمت دانش در انجمن روان شناسی ایران در سال 1394 بود که طی 8 جلسه 90 دقیقه ای، یکبار در هفته در مورد گروه آزمایش اجرا و داده ها با استفاده از تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که اجرای درمان بر انعطاف پذیری روان شناختی (۷۸/۶ = F، 016/0=P) و تمامی مؤلفه های تنظیم شناختی هیجان شامل پذیرش (۰۹/۲۵=F)، تمرکز مجدد مثبت (02/34=F)، تمرکز مجدد بر برنامه ریزی (80/17=F)، ارزیابی مجدد مثبت (44/23=F)، دیدگاه پذیری (06/13=F)، ملامت خویشتن (09/14=F)، نشخوارگری (45/15=F)، فاجعه انگاری (82/34=F) و ملامت دیگران (63/16=F) در سطح 001/0=P مؤثر بوده و دستاوردهای درمانی در مرحله پیگیری پایدار مانده است. نتیجه گیری: از آنجا که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد منجر به انعطاف پذیری روان شناختی و تعهد فرد به انجام اعمالی می شود که زندگی را برای وی کامل، غنی و معنادار می سازد؛ می توان از آن به عنوان روش مداخله ای مؤثر برای تغییرات روان-شناختی و تنظیم هیجان در بیماران دچار سرطان پستان و سایر بیماران استفاده کرد.
مقدمه: هدف از انجام این پژوهش شناسایی پیشران ها و پسران های توسعه تعامل در محیط سلامت بر خط است؛ روش: از این رو جامعه مورد بررسی جوامع اینترنتی و گروه های اینترنتی است. برای این مهم در این پژوهش ابتدا 4 گروه تلگرامی بزرگ در زمینه سلامت که در آن کاربران و متخصصان با هم درزمینه های مختلف در تعامل هستند انتخاب شد و نظریات هر گروه بررسی شد. یافته ها: نتایج حاکی از ان است که تمامی شاخصه های به دست امده دارای پایایی و روایی لازم بودند و تمامی انها مورد تایید قرار گرفتند؛ نتیجه گیری: از نتایج یافته شده میتوان به این موارد اشاره گرد:پیشران ها از دیدگاه کاربران: -دریافت اطلاعات قابل اعتماد- زمان برای فکر کردن درباره سوالات مربوطه- دریافت پاسخ فوری- تخصص بیمار- دریافت تسلیحات- احساس تنهایی کمتر- کمک متقابل- دسترسی به متخصصین بهداشتی- حس جامعه؛ پسران ها از دیگاه کاربران: - اطلاعات بیش از حد- دریافت اطلاعات متناقض- تاخیر در پاسخ- مقابله با نابودی بیماری- عقاید تجاری؛ پیشران ها از دیگاه متخصصان: - تخصص سلامت و بهداشت - اعطای مبادله تخصص بیمار - بالا بردن آگاهی- امکان تسلای خاطر و تشویق- حس جامعه؛ پسران ها از دیدگاه متخصصان: - فقدان اطلاعات کلیدی در مورد کاربران - اجتناب از پاسخ های ارجاع به پزشکان- اخلاق و حفاظت از داده ها- تطبیق اصطلاحات پزشکی- انتظارات غیرواقعی- درگیری ها و تعارض.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر شن بازی درمانی بر رشد شناخت اجتماعی کودکان دچار عقب ماندگی ذهنی آموزش پذیر اجرا شد. روش: پژوهش آزمایشی حاضر از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. برای اندازه گیری متغیر وابسته، یعنی شناخت اجتماعی، از آزمون شناختی تشخیصی کی (KCDT) در هر دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. نمونه به صورت تصادفی انتخاب شد که دربرگیرنده 16 نفر در گروه آزمایش (8 دختر و 8 پسر) و 16 نفر در گروه کنترل (8 دختر و 8 پسر) بود. سپس روش شن بازی درمانی به مدت 12 جلسه روی گروه آزمایش اجرا و در پایان پس آزمون از هر دو گروه آزمایش و کنترل گرفته شد. داده ها به روش تحلیل کوواریانس تک متغیره تحلیل شد. یافته ها: میانگین نمره شناخت اجتماعی در گروه آزمایش 07/1 و در گروه کنترل 06/0 افزایش داشت. میان میانگین نمره پس آزمون آزمودنی های گروه های آزمایش و کنترل در آزمون شناخت اجتماعی تفاوت وجود داشت (001/0p<). نتیجه گیری: شن بازی درمانی می تواند شناخت اجتماعی کودکان آموزش پذیر دچار عقب ماندگی ذهنی را افزایش دهد.
پژوهش حاضر با اتخاذ رویکرد پدیدارشناسی و باهدف تبیین کیفیت زندگی زنان با همسر معتاد انجام شد. روش پژوهش کیفی بود که با 12 نفر از زنان دارای همسر معتاد شهر شیراز انجام شد. روش نمونه گیری هدفمند و منطبق بر منطق اشباع نظری بوده تا کیفیت زندگی زنان با همسر معتاد را کاوش کند. فن گردآوری اطلاعات، مصاحبه عمیق نیم ساخت یافته بود. پس از کاوش عمیق مصاحبه ها، داده های حاصله بر اساس مدل تحلیل مضمون کینگ و هاروکس تفکیک شد. نتایج نشانگر یک حیطه اصلی کمیت و کیفیت زندگی بود که کمیت و کیفیت زندگی شامل سه زیرمجموعه: آسیب پذیری روانی و جسمانی، آسیب رساننده های ایزوله کننده و میزان رضایت از زندگی می باشد. نتایج، بر آسیب پذیری شدید فردی و اجتماعی زنان دارای همسر معتاد، نظیر افسردگی، افکار وسواسی، ترس و اضطراب، حساسیت بین فردی، تحقیر و تمسخر تأکید دارد.
هدف این پژوهش، بررسی نقش واسطه ای بخشودگی زناشویی در رابطه میان نستوهی روان شناختی با بی رمقی زناشویی بود. طرح پژوهش، توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش، همه زنان متأهل مراجعه کننده به سرای محله شهرداری منطقه 12 شهر تهران بودند. نمونه پژوهش، تعداد 239 نفر بودند که از راه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش، سنجه بی رمقی زناشویی پانیز (1996)، سنجه نستوهی روان شناختی اهواز، کیامرثی (1377) و پرسشنامۀ سنجش بخشش در خانواده پولارد و همکاران (1998) بود. جهت تحلیل داده ها از آزمون تحلیل ساختاری، نرخ همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شد و با به کارگیری نرم افزارهای Amos و spss-20 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که میان بی رمقی زناشویی با بخشودگی زناشویی (442/0-) و همچنین میان بی رمقی زناشویی و نستوهی روان شناختی (492/0) همبستگی معنادار و منفی وجود دارد . این معنی که هرچه میزان بخشودگی زناشویی بیشتر باشد به همان اندازه میزان بی رمقی زناشویی به طرف پایین تر سیر می کند و هرچه میزان نمرۀ نستوهی روان شناختی، بیشتر باشد، میزان بی رمقی زناشویی کمتر می گردد. همچنین، نتایج نشان داد نستوهی روان شناختی و بخشودگی زناشویی پیش بینی کنندۀ بی رمقی زناشویی هستند و متغیر نستوهی روان شناختی نقش مهم تری را در این میان دارد. نتایج برآمده از تحلیل ساختاری نشان داد که بخشودگی زناشویی، نقش واسطه ای در رابطۀ میان نستوهی روان شناختی و بی رمقی را ایفا نمی کند.
هدف پژوهش، بررسی سهم منابع خطای منظم در نمره های مصاحبه داوطلبان استخدام و برآورد ضرایب تعمیم پذیری و اتکاء پذیری در چارچوب نظریه تعمیم پذیری بود. برای این منظور، اطلاعات مربوط به نمره های ارزیابی سطح شایستگی های شغلی داوطلبان استخدام در سه شغل مورد نیاز یکی از دانشگاه های دولتی با به کارگیری یک طرح دو وجهی متقاطع تحلیل شد. سپس سهم منابع خطای منظم دربرگیرنده سوال ها، مصاحبه گران و تعاملات خطاها با یکدیگر و با هدف اندازه گیری تعیین شد و با به کارگیری آن ها ضرایب تعمیم پذیری و اتّکاءپذیری نمره ها برآورد شد. یافته ها نشان داد که ضرایب تعمیم پذیری و اتّکاء پذیری نمره های ارزیابی در همه مصاحبه های شغلی برابر نیست. همچنین میانگین نمره های ارزیابی، یک شغل از میان سه شغل مورد بررسی، نباید مبنای تصمیم گیری قرار بگیرد؛ به این علّت که ضرایب تعمیم پذیری و اتّکاء پذیری آن ها کمتر از میزان مورد انتظار است. بر پایه نتایج، پیشنهاد می شود که پیش از به کارگیری نظرات مصاحبه گران درباره سطح شایستگی های شغلی داوطلبان استخدام، ضرایب تعمیم پذیری و اتّکاء پذیری نمره ها با استفاده از نظریه تعمیم پذیری برآورد شود و در صورت پایین بودن ضرایب، نمره های مصاحبه شغلی مبنای تصمیم گیری قرار نگیرد.
هدف این پژوهش تعیین میزان اثربخشی درمان حساسیت زدایی با حرکت چشم و پردازش مجدد بر خودکارآمدی تحصیلی و اضطراب سخنرانی دانشجویان دارای اضطراب اجتماعی است. روش پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. نمونه تحقیق 30 دانشجوی دارای اضطراب اجتماعی بودند که از بین دانشجویان دانشگاه خلیج فارس به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه آزمایشی و گواه جای گرفتند. قبل و بعد از اجرای درمان، پرسشنامه های اضطراب سخنرانی، خودکارآمدی تحصیلی و اضطراب اجتماعی بر روی دو گروه اجرا شد. نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد که بین میانگین نمرات پس آزمون تعدیل شده گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (001/0>P)، به نحوی که آموزش حساسیت زدایی با حرکت چشم و پردازش مجدد باعث کاهش اضطراب سخنرانی، اضطراب اجتماعی و بهبود خودکارآمدی تحصیلی شده است؛ بنابراین نتیجه می گیریم درمان حساسیت زدایی با حرکت چشم و پردازش مجدد در بهبود خودکارآمدی تحصیلی و اضطراب سخنرانی و علائم اضطراب اجتماعی دانشجویان دارای اختلال اضطراب اجتماعی اثربخش است.