فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۴۱ تا ۲٬۱۶۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در این مطالعه مروری منظم، ضمن معرفی درمان به روش مواجهه واقعیت مجازی (VRET یا Virtual exposure therapy) نتایج اثر آن بر اختلال های اضطرابی و PTSD (Post traumatic stress disorder) مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. VRET، نسبت به درمان های مواجهه زنده و مواجهه خیالی برتری هایی دارد، از جمله کنترل پذیری و امنیت بیشتر درمانجو امکان پذیر بوده و به عنوان یک روش درمانی جدید برای بازیابی و بازسازی تجارب هیجانی آسیب زا معرفی شده است.
مواد و روش ها: تحقیق حاضر به روش مرور نظام مند، جستجو در پایگاه های Sciencedirect و Pubmed انجام شد. در پیشینه پژوهش 39 مطالعه مداخله به دست آمد که VRET را برای درمان اختلال های اضطرابی و PTSD مختلف به کار برده بودند.
یافته ها: VRET در درمان اختلال های اضطرابی از جمله هراس خاص و اجتماعی، اختلال استرس پس از ضربه، اختلال وحشت زدگی و گذرهراسی، اختلال و اضطراب فراگیر، اثرات مثبت در سنجش های پس از درمان نشان داده است و در مقایسه با روان درمان های مؤثر فعلی از جمله درمان مواجهه زنده و رفتار درمانی- شناختی، اثرات مثبت مشابه داشته است. نتایج پیشینه پژوهش نشان داد که اثرمندی VRET در سطوح شناختی، رفتاری و فیزیولوژیک رخ می دهد. همچنین، نتایج مثبت درمانی به طور عمده در پیگیری های بلند مدت نیز حفظ شد.
نتیجه گیری: VRET به عنوان یک روش درمانی جدید می تواند، بخشی از فرایند درمان اختلال های اضطرابی و PTSD قرار گیرد و مطالعات و فعالیت های پژوهشی به سمت این موضوع گسترش یابد.
خیانت زناشویی: کاوشی در دیدگاه ها، عوامل و پیامدها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال هشتم تیر ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۳۷)
165-176
حوزههای تخصصی:
خیانت پدیده ای دردناک و پیچیده است و مشکلات متعددی از قبیل شوک، سردرگمی، خشم، افسردگی و عزت نفس مخدوش در فرد خیانت دیده را به دنبال دارد. با در نظر داشتن اهمیت خیانت به عنوان رویدادی آسیب زا، هدف از تدوین این تحقیق بررسی ابعاد مختلف خیانت و بی وفایی همسران است. روش به کار رفته در تحقیق پیش رو توصیفی- تحلیلی است و اطلاعات به روش کتابخانه ای با استفاده از ابزارهایی مانند کتاب ها، مقاله ها، تحقیقات پیشین و اینترنت تهیه و تدوین شده است. در ابتدا به مفهوم شناسی خیانت پرداخته شده و به دنبال آن دیدگاه های نظری، پیشایندها و پیامدها و عوامل موثر بر آن مورد تحلیل و واکاوی قرار گرفت. بر اساس مفاهیم و دیدگاه های مطروح شده در این تحقیق، خیانت زناشویی دارای اشکال مختلفی از جمله خیانت عاطفی، جنسی و مجازی بوده و می تواند ناشی از علل و انگیزه های اجتماعی یا روانشناختی و یا زیست شناختی باشد. همچنین پدیده خیانت زناشویی می تواند پیامدهای متعددی در سطوح فردی، اجتماعی و عملکردی به دنبال داشته باشد. در پایان، ضمن بحث و نتیجه گیری، راهکارهایی جهت پیشگیری و درمان ارائه گردید. نتایج برآمده از این تحقیق می تواند راهنما و یاری دهنده مشاوران و متخصصان حوزه خانواده و دست اندرکاران سلامت جامعه باشد تا به یاری اقشار آسیب پذیر جامعه بشتابند.
اختلال کارکردهای اجرایی در بیماران مبتلا به فنیل کتونوری درمان شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: از آنجا که مطالعات انجام شده روی بیماران مبتلا به فنیل کتونوری (PKU) که دارای هوش طبیعی هستند و به موقع و مداوم تحت درمان بوده اند، اختلالاتی در کارکردهای اجرایی مغز نشان داده است، این مطالعه با هدف بررسی بیشتر تفاوت کارکردهای اجرایی در بیماران مبتلا به فنیل کتونوری درمان شده با کودکان طبیعی انجام شده است.
روش: در این مطالعه مقطعی – تحلیلی، 10 کودک مبتلا به PKU (تحت درمان) با بهره هوشی طبیعی با 15 کودک سالم که همگی از نظر سن و جنس و بهره هوشی با آنها همسان شده بودند، به وسیله سه آزمون نوروسایکولوژیک برج لندن (نگاشت کامپیوتری)، آزمون عملکرد مداوم و آزمون استروپ مقایسه شدند.
یافته ها: در آزمون برج لندن، عملکرد افراد مبتلا به PKU ضعیف تر از گروه کنترل بود. این اختلاف در سه مرحله اول آزمون معنی دار بود. در آزمون عملکرد مداوم، تعداد خطاهای حذف در گروه مورد به طور معنی دار بیشتر از گروه کنترل بود. تفاوت تعداد خطاهای ارتکاب در دو گروه معنی دار نبود. در آزمون استروپ، از نظر آماری بین دو گروه اختلاف معنی داری مشاهده نشد. نتایج این مطالعه، بین سطح فنیل آلانین همزمان با آزمون و نتیجه آزمون ها ارتباطی نشان نداد.
نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان می دهد که کارکردهای اجرایی افراد مبتلا به PKU که تحت درمان قرار گرفته اند، علیرغم بهره هوشی طبیعی، در مقایسه با کودکان طبیعی دارای درجاتی از اختلال، به ویژه در زمینه برنامه ریزی و توجه است.
نقش رهبری غیرمتمرکز در بهبود کیفیت یادگیری
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مشارکت که از آن به عنوان دخالت در فرآیند های تصمیم گیری و تصمیم سازی یاد می شود، موجب افزایش بهره وری در کار و توسعه همه جانبه می شود. مراکز آموزشی نمی توانند تنها به توانایی، قابلیت و هوش مدیران متکی باشند. همه مدرسان و کارکنان مراکز آموزشی به طور موثری در برنامه های یادگیری و رضایت فراگیران و فعالیت های بهبود و ارتقای مستمر کیفیت نقش دارند. در رابطه با گسترش و بهبود یادگیری فراگیر، مرکز آموزشی باید منعکس کننده محیطی باشد که کلیه مدرسان و فراگیران بسیج شوند و هر کس در حوزه فعالیت خود نسبت به بهبود شرح وظایف در جهت تعمیق یادگیری تلاش کند. بنابراین، مدیران باید نگرش خود را نسبت به سازماندهی امور تغییر دهند. این مقاله با هدف توصیف مفاهیم اصلی در رهبری آموزشی، سبک شناسی موقعیت های مختلف رهبری و شرح ایده های اصلی در مفهوم رهبری غیرمتمرکز که دارای نقشی موثر در بهبود کیفیت یادگیری فراگیر هستند، انجام شد.
نتیجه گیری: رهبران باید مهارت های متفاوت رهبری را ترکیب نموده و مرکز آموزشی را در موقعیت های متفاوت به نحو موثری هدایت نمایند و با تغییر سیستم آموزشی از مسئولیت انفرادی به جمعی، در مسیر صحیح خویش قرار دهند. تلاش گروهی و رهبری غیرمتمرکز کارآیی بیشتری نسبت به رهبری فردی ایجاد می کند.
تاثیر آموزش مهارت های مقابله با هیجان ها در اضطراب امتحان و عملکرد تحصیلی دختران دبیرستانی
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش تعیین میزان تاثیر آموزش مهارت های مقابله با هیجان ها در کاهش استرس، اضطراب امتحان و افزایش عملکرد تحصیلی دانش آموزان بود. روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و ابزار پژوهش، آزمون اضطراب امتحان فیلیپس (1979)، مقیاس احساس فشار روانی مارکهام (1992) و آزمون عملکرد تحصیلی درتاج (1383) بود. با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 30 نفر از دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دارای اضطراب امتحان شهرستان فریدون شهر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. داده ها با استفاده از روش آماری کوواریانس تحلیل شد. یافته ها نشان دادند آموزش مهارت های مقابله با هیجان ها در کاهش اضطراب امتحان و افزایش خودکارآمدی و عملکرد تحصیلی مؤثر است.
نتیجه گیری: می توان در مدارس مهارت های مقابله با هیجان ها را در قالب درس مهارت های زندگی برای پیشگیری از اضطراب امتحان و افزایش پیشرفت تحصیلی به دانش آموزان آموزش داد.\
رابطه احساس انسجام و عزت نفس با عملکرد شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه احساس انسجام و عزت نفس با عملکرد شغلی و نیز پیش بینی عملکرد شغلی با توجه به احساس انسجام و عز ت نفس می باشد. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی است و جامعه آماری آن کارکنان شرکت مهرکام پارس خراسان (N=192) است. نمونه مورد مطالعه در این پژوهش که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد شامل 123 نفر می باشد و ابزار گردآوری داده ها، شامل مقیاس جدیدنظرشده احساس انسجام فلسنبرگ و پرسشنامه های عزت نفس روزنبرگ و عملکرد شغلی پاترسون و به روش SPSS است و داده ها با استفاده از نرم افزار ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین احساس انسجام و عملکرد شغلی و (0/005>p) عزت نفس و عملکرد شغلی (0/005>p) احساس انسجام و عزت نفس (0/005>p) رابطه مثبت معناداری وجود دارد و جهت همبستگی ها گویای آن است که با افزایش میزان احساس انسجام و عز ت نفس، میزان عملکرد شغلی در بین کارکنان افزایش می یابد . هم چنین این دو متغییر پیش بینی کننده های عملکرد شغلی می باشند که از این میزان سهم احساس انسجام در پیش بینی عملکرد شغلی اندکی بیشتر است.
مقایسه مکانیسم های دفاعی در بیماران مبتلا به افسردگی، اختلال های اضطرابی و افراد عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، مقایسه مکانیسم های دفاعی بیماران مبتلا به افسردگی و اختلال های اضطرابی و افراد عادی بود. تعداد 224 نفر (87 افسرده، 64 مضطرب، 73 عادی) از مبتلایان و جمعیت عمومی به صورت داوطلب در این پژوهش شرکت کردند. علاوه بر تشخیص روانپزشکی نوع اختلال، از شرکت کنندگان خواسته شد تا پرسشنامه سبک های دفاعی (DSQ) را تکمیل کنند. نتایج پژوهش نشان داد که مکانیسم های رشدنایافته، دفاع های غالب افراد مبتلا به افسردگی؛ مکانیسم های نورتیک، دفاع های غالب افراد مبتلا به اختلال های اضطرابی؛ و مکانیسم های رشدیافته، دفاع های غالب افراد عادی بود. مقایسه سبک های دفاعی بیماران و افراد عادی، احتمال تاثیرگذاری دفاع های ناکارآمد نورتیک و رشدنایافته بر شکل گیری و یا تداوم افسردگی و اختلال های اضطرابی را تایید می کند.
اثر بخشی درمان مدیریت استرس به شیوه ی شناختی رفتاری بر رضایت زناشویی زنان نابارور(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ناباروری یک رویداد منفی بسیار مهم زندگی است که منجر به مشکلات روانی و تجربیات استرس زای هیجانی می شود .هدف این پژوهش بررسی اثر بخشی درمان مدیریت استرس به شیوه ی شناختی رفتاری بر میزان رضایت زناشویی زنان نابارورمراجعه کننده به کلینیک های زنان ونازایی شهر یزد بود.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه شبه آزمایشی با پیش آزمون ، پس آزمون با گروه کنترل وپیگیری یک ماهه است.جامعه آماری آن زنان ناباروری بودندکه در تابستان 1388به کلینیکهای زنان ونازایی شهر یزد مراجعه کرده بودند.24 زن نابارور با بهره گیری از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش(12 نفر)و گروه گواه(12 نفر)قرار گرفتند.گروه آزمایش به مدت 10 جلسه هفتگی درمان مدیریت استرس به شیوه شناختی رفتاری را دریافت کردند. ابزارهای به کار برده شده پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ و پرسشنامه ویژگی های جمعیت شناختی بوده است. تحلیل داده ها به کمک نرم افزار spss-15در دو سطح آمار تو صیفی و استنباطی صورت گرفت.
یافته ها : یافته ها نشان داد که میانگین نمرات رضایت زناشویی درگروه آزمایش به طور معناداری نسبت به گروه کنترل افزایش یافته است.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از اثربخشی درمان مدیریت استرس به شیوه ی شناختی رفتاری بر میزان رضایت زناشویی زنان نابارور می باشد. با توجه به کاهش رضایت زناشویی در زنان نابارور و موثر بودن مداخله روانی باید توجه جدی به درمان های روانشناختی در این گروه بیماران شود.
پذیرش واقعیت های زندگی مشترک
منبع:
پیوند ۱۳۷۵ شماره ۲۰۸
حوزههای تخصصی:
ویژگیهای روان سنجی نسخه فارسی مقیاس ترس از حرکت تمپا در بیماران ایرانی مبتلا به کمردرد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف: ترس از درد و حرکت یکی از عوامل مهم ایجاد ناتوانی عملکردی در بیماران مبتلا به کمردرد است که بسیاری از محققین آن را حتی از خود درد ناتوان کنندهتر میدانند. هدف تحقیق حاضر بررسی خصوسیات روان سنجی نسخه فارسی مقیاس ترس از حرکت تمپا که به عنوان یک ابزار رایج در دنیا برای سنجش میزان ترس از حرکت و صدمه در بیماران کمردردی به کار میرود بود. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی و متدولوژیک که از نوع اعتبارسنجی و ابزارسازی میباشد، 232 نفر بیمار مبتلا به کمردرد مراجعه کننده به برخی کلینیکها و بیمارستانهای در دسترس شهر تهران با نمونه گیری ساده انتخاب شده و مورد ارزیابی قرار گرفته و 61 نفر از آنها برای آزمون مجدد جهت سنجش تکرارپذیری شرکت کردند. جهت اعتبارسنجی خصوصیات روان سنجی نسخه ایرانی مقیاس ترس از حرکت تمپا همخوانی درونی، همبستگی آیتم با نمره کل، تکرارپذیری آزمون ـ بازآزمون و اعتبار سازه مورد ارزیابی قرار گرفت. ابزارها و آزمونهای به کار رفته علاوه بر مقیاس ترس از حرکت تمپا، آزمون آنالوگ دیداری برای سنجش شدت درد، آزمون باورهای منجر به ترس ـ اجتناب جهت سنجش ترس از درد در فعالیتهای بدنی و شغل و آزمون ناتوانی رولند ـ موریس جهت سنجش ناتوانی بالینی بودند. روشهای آماری شامل محاسبه ضریبهای آلفای کرونباخ، همبستگی پیرسون و همبستگی درون گروهی (ICC) و آزمونهای کولموگروف– اسمیرنوف و تی زوجی بود. یافته ها: همخوانی درونی مقیاس خوب و ضریب آلفای کرونباخ برای 17 آیتم آن معادل 796/0 بود. همبستگی آیتم ـ نمره کل برای هر آیتم محاسبه گردید که به غیر از چهار آیتم، سایر موارد همبستگی مناسبی را نشان دادند. ضریب همبستگی درون گروهی در ارزیابی تکرارپذیری 86/0 به دست آمد. جهت محاسبه اعتبار سازه، ضریب همبستگی پیرسون بین مقیاس ترس از حرکت تمپا با دو خرده مقیاس فعالیت بدنی و شغل آزمون باورهای منجر به ترس ـ اجتناب به ترتیب 59/0 و 32/0 و با آزمون ناتوانی رولند ـ موریس 60/0 به دست آمد. نتیجه گیری: نسخه فارسی مقیاس ترس از حرکت تمپا دارای روایی و پایایی لازم جهت سنجش ترس از حرکت/صدمه در بیماران کمردردی ایرانی می باشد و قابل استفاده در کلینیک ها و مراکز درمانی و یا جهت اهداف تحقیقی است.
پیش بینی تاب آوری تحصیلی و هیجانی بر مبنای عوامل روان شناختی، خانوادگی و اجتماعی: مقایسه نیمرخ پیش بینی ابعاد تاب آوری هیجانی و تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با رویکردی سیستمی و شناختی-اجتماعی، نیمرخ پیش بینی افراد تاب آور تحصیلی و هیجانی را در عوامل خانوادگی، تحصیلی و روان شناختی بررسی و مقایسه کرده است. شرکت کنندگان پژوهش دانش آموزان کلاس های دوم دبیرستان بودند که به شکل هدفمند از میان نواحی 3 و 4 آموزش و پرورش شهرستان شیراز انتخاب شدند که به نظر می رسید در شرایط اقتصادی- اجتماعی پایین تری بودند. از مجموع 846 آزمودنی در این نمونه آماری، 137 نفر به عنوان تاب آور تحصیلی و 146 نفر به عنوان تاب آور هیجانی و 28 نفر نیز به عنوان تاب آور تحصیلی و هیجانی شناسایی شدند. برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش از مقیاس های دلبستگی به والدین و همسالان آرمسدن و گرینبرگ، جوّ تعاملی معلم-دانش آموز، مقیاس راهبردهای مقابله ای سندلر و همکاران، پرسشنامه تنظیم شناختی عاطفی گارنفسکای و کراجی، مقیاس بهزیستی روانی کلی و پیترسون، افسردگی کودکان کواکس و بک، و مقیاس تاب آوری تحصیلی مارتین استفاده شد. نتایج تحلیل افتراقی توصیفی نشان میدهد متغیرهایی که بیش ترین سهم را در تمایز میان گروه های تاب آور تحصیلی و غیر تاب آور تحصیلی داشته اند به ترتیب عبارت هستند از: راهبرد مقابله ای فعال، درگیری، تنظیم شناختی مثبت هیجانات و ساختار. در حالیکه بیش ترین قدرت تفکیک گروه های تاب آور هیجانی و غیر تاب آور هیجانی به ترتیب مربوط به متغیرهای دلبستگی به والدین، تنظیم شناختی منفی هیجانات، ساختار، حمایت های خود استقلالی، درگیری و راهبرد مقابله ای اجتنابی است. همان گونه که نتایج نشان می دهد نیمرخ پیش بینی متفاوت گروه های تاب آور تحصیلی و هیجانی شواهدی را مبنی بر ماهیت چند بعدی بودن سازه تاب آوری فراهم می آورد. نتایج حاصل از تحلیل افتراقی پیش بینی کننده نشان می دهد که تابع تاب آور هیجانی در 7/93% از موارد و تابع تاب آور تحصیلی در 4/92% قادر به تشخیص صحیح افراد تاب آور است.
رابطه ی سبک های دلبستگی پدر و مادر با سازگاری هیجانی، رفتاری و اجتماعی در دانشجویان غیربومی سال اول(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ی سبک های دلبستگی پدر و مادر با کفایت اجتماعی و سازگاری اجتماعی هیجانی در نمونه ای از دانشجویان شهرستانی سال اول دانشگاه تبریز بود. روش کار: در این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی مقطعی، تعداد 182 دانشجو (91 دختر، 91 پسر) مقیاس های دلبستگی بزرگسالان و پرسش نامه های سازگاری اجتماعی هیجانی وکفایت اجتماعی را تکمیل کردند. تحلیل داده ها با روش تحلیل رگرسیون چندگانه انجام شد.یافتهها: بر اساس نتایج پژوهش بین سبک های دلبستگی مثبت پدر و مادر (مولفه ی اعتماد و ارتباط) و سازگاری اجتماعی هیجانی دانشجویان رابطه ی مثبت معنی داری وجود دارد (001/0P<) اما بین سبک های دلبستگی منفی پدر و مادر (مولفه ی بی اعتنایی هیجانی) و سازگاری اجتماعی هیجانی رابطه ی منفی معنی داری مشاهده شد. هم چنین بین سبک های دلبستگی مثبت پدر و مادر وکفایت اجتماعی دانشجویان رابطه ی مثبت معنی داری وجود دارد(001/0P<) و از بین متغیرهای پیش بین، زیر مقیاس های بی اعتنایی هیجانی مادر و اعتماد پدر می توانند تغییرات مربوط به سازگاری هیجانی و اجتماعی دانشجویان را پیش بینی نمایند. علاوه بر این، مولفه ی اعتماد مادر به تنهایی 11 درصد واریانس مشترک کفایت اجتماعی دانشجویان را تبیین نمود (001/0P<).نتیجه گیری: دلبستگی والدین نقش بارزی در ابعاد مختلف سازگاری (اجتماعی، رفتاری و هیجانی) و کفایت اجتماعی دانشجویان ایفا می کند.
"
رویکرد کیفی به عوامل موثر بر میل به ماندگاری با انگیزه معلمان (مورد: استان ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و کشف عوامل مرتبط با میل به ماندگاری با انگیزه معلمان انجام شده است. در این تحقیق منظور از میل به ماندگاری معلمان تمایل به تداوم خدمت در حرفه معلمی و انگیزه برای تلاش و همکاری بیشتر است .به عبارت دیگر میل به ماندگاری با انگیزه معلمان در این تحقیق بررسی شده است . یکی از پیامدهای بسیار مهم عدم تمایل به ماندگاری با انگیزه میان معلمان کاهش کیفیت یادگیری دا نش آموزان است . روش تحقیق مورد استفاده در این مطالعه : روش تحقیق کیفی و ابزار جمع آوری اطلاعات شامل مصاحبه و مطالعه اسناد و مدارک مرتبط بوده است . در این تحقیق جامعه آماری شامل :کلیه معلمان مقاطع ابتدایی، راهنمایی و متوسطه استان ایلام و کارشناسان حوزه مدیریت من ابع انسانی سازمان آموزش و 86 انجام شده است. - پرورش است. این تحقیق در سال تحصیلی 87 از میان روشهای نمونه گیری کیفی، نمونه گیری هدفمند برای نمونه تحقیق استفاد ه شده است . روش تجزیه و تحلیل داده ها کیفی بوده و داده های این پژوهش در قالب کد گذاری باز و محوری تحلیل شده است . در این روش تحلیل پس از استخراج داده های خام مفاهیم، سپس مقولات استخراج شده اند. نتایج حاصل از این تحلیل نشان م ی دهد که کیفیت زندگی کاری معلمان، ویژگیهای حرفه معلمی، ویژگیهای فردی ، محیط اجتماعی - اقتصادی و تخصصی کردن یا حرفه ای کردن شغل معلمان، از عوامل اساسی تاثیر گذار بر ماندگاری با انگیزه معلمان و تمایل آنها برای تلاش بیشتر و تداوم همکاری در حرفه معلمی است.
الگوی کنترل پرخاشگری بر اساس آموزه های دینی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به هدف شناسایی و ارائه الگوی مهار پرخاشگری با تکیه بر آموزه های دینی بود که با روش تحقیق توصیفی-تحلیلی انجام گرفت. بدین منظور، آیات و روایات مربوط به پرخاشگری، از منابع اسلامی به شیوة کتابخانه ای گردآوری، سپس روایات به صورت موردی بررسی و تبیین روان شناختی از آنها صورت گرفت. راهکارهای ارائه شده در هر روایت استخراج و در پایان با استفاده از آنها، در یک چیدمانی منطقی و فرآیندمدار، الگوی مورد نظر پیشنهاد گردید. یافته های پژوهش نشان می دهد، در الگوی حاضر فرد با چهار حوزة شناخت، رفتار، هیجان و معنویت مرتبط است. الگوی حاضر حکایت از آن دارد که مهار پرخاشگری از یک رفتار، در حوزه رفتار شروع می شود و موجب وقفه در بروز رفتار پرخاشگرانه می شود و این زمینه ای است برای استفاده از راهکارهای شناختی در جهت تصحیح افکار و به دنبال آن، هیجان فروکش می کند. در نتیجه، شخص به خویشتن داری می رسد که نتیجه آن، مهار رفتار پرخاشگرانه در موقعیت ناخوشایند است. استفاده از راهکارهای معنوی در حوزه هایی مانند رفتار و شناخت، فرد را با حوزه معنوی پیوند می دهد و زمینه ای برای تقویت و تسریع در مهار پرخاشگری فراهم می کند.
رابطه ی راهبردهای فراشناختی با پرخاشگری و شیوه های مقابله با استرس دانش آموزان دوره ی پیش دانشگاهی شهر شیراز
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه ی راهبردهای فراشناختی با پرخاشگری و شیوه های مقابله با استرس دانش آموزان دوره ی پیش دانشگاهی شهر شیراز انجام شده است. در این پژوهش،360 نفر از دانش آموزان دوره ی پیش دانشگاهی شهر شیرازدر رده ی سنی 17 تا 19 سال (240 دختر و 120 پسر)، در سال تحصیلی 89-88 که به روش خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. به کمک پرسشنامه ی فراشناخت ولز و کارت رایت هاتون (2004)، پرسشنامه ی پرخاشگری باس و پری (1992) و پرسشنامه ی راهبردهای مقابله ای راجر، جارویس و نجاریان (1993)، ارزیابی شدند. داده ها به کمک آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون، آزمون t برای گروههای مستقل و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که بین راهبردهای فراشناختی و پرخاشگری و هم چنین، بین راهبردهای فراشناختی و شیوه های مقابله با استرس در سطح 01/0 p
بررسی ساختار عاملی سوالات سندرمی سیاهه رفتاری کودک (CBCL) با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی ساختار عاملی سیاهه رفتاری کودک (CBCL) با استفاده از رویکرد تحلیل عاملی تاییدی به اجرا درآمد. در این مطالعه، از بخشی از داده های پژوهش مینایی (1384)، استفاده گردید که شامل 697 دانش آموز پسر و 650 دانش آموز دختر مدارس ابتدایی، راهنمایی و متوسطه شهر تهران است که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای چندمرحله ای انتخاب شده اند. برای برآورد پارامترها و برازش مدل از تابع کمترین مجذورات وزن دار WLS استفاده گردید. جهت ارزیابی کفایت برازش مدل از شاخص GFI، TLI، CFI، SRMR، RMSEA و AGFI استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل 8 عاملی همبسته آخنباخ از برازش خوبی با داده ها برخوردار است. این یافته شاهد دیگری در زمینه روایی سازه درونی CBCL فراهم آورد. علاوه بر این، نتایج نشان داد که سندرم های CBCL همپوشی کامل با همدیگر ندارند. این مطلب حاکی از آن است که سندرم ها واجد روایی تشخیصی هستند.
بررسی تاثیر برنامه های شادی آفرین برکاهش افسردگی شهروندان ساکن شهر اصفهان
حوزههای تخصصی:
هدف؛ هدف مقاله پاسخ به این پرسش بوده است که آیا برنامه های شادی آفرین در کاهش افسردگی شهروندان موثر بوده است؟ روش؛ در این پژوهش از روش توصیفی نیمه تجربی استفاده شده است. جامعه آماری شامل کلیه شهروندانی است که در مناطق سیزده گانه شهرداری های اصفهان ساکن هستند و 500 نفر از شهروندان مناطق مختلف شهراصفهان به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شده و مورد آزمون قرار گرفتند، آزمون به صورت پیش آزمون و پس آزمون بوده، که به صورت انتخابی از بین شهروندان برگزیده شده صورت گرفت. ابزار تحقیق در این پژوهش تست بک میباشد که استاندارد شده است و دارای 33 سوال میباشد و سوالهای هرماده جلوه ای ازافسردگی را نشان میدهد. دراین تست جنبه های مختلف افسردگی همچون : غمگینی، احساس شکست، بدبینی، نارضایتی، احساس گناه، نیاز به مجازات، نفرت ازخود، گریستن، زود رنجی، انزوای اجتماعی، بی تصمیمی، اختلال در خواب، خستگی پذیری و اشتغال ذهنی مورد سنجش قرار میگیرد. یافته ها؛ 1- بین میزان سلامت روانی افرادی که دارای برنامه منظم شادی و تفریح هستند و افرادی که فاقد آنند تفاوت معنا داری وجود دارد.
2- بین میزان اضطراب بیخوابی افرادی که دارای برنامه منظم تفریح و شادی هستند و افرادی که فاقد آنند تفاوت معنا داری وجود دارد. 3- بین میزان پرخاشگری افرادی که دارای برنامه منظم تفریح و شادی هستند و افرادی که فاقد آنند تفاوت معناداری وجود دارد. 4- تفاوت معنا داری بین میزان افسردگی شهروندان ساکن شهر اصفهان قبل از اجرای فعالیتهای برنامه های شادی آفرین وبعد ازآن وجود دارد. 5- میزان افسردگی قبل از اجرای برنامه های شادی آفرین در بین زنان و مردان شهروند به این شرح میباشد که : افسردگی هر دو گروه زنان و مردان شهروند در سطح بالا میباشد و تفاوت معنا داری بین دو گروه نمیباشد. نتیجه گیری؛ شاد بودن می تواند یکی از بزرگترین مبارزات ما در صحنه زندگی باشد. از آنجایی که انسان افکار و اندیشه های خود را بر می گزیند، الزاماً تعیین کننده میزان شادی های خویش است.