نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۲٬۰۰۵ مورد.
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۱۱۱)
111 - 120
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی تبعیت از درمان براساس ویژگی های شخصیتی و انگیزش در در بیماران مبتلا به فشارخون بالا بود. روش پژوهش توصیفی – همبستگی بود. جامعه پژوهش را افراد مبتلا به فشار خون بالا در شهر همدان در سال 1403 تشکیل دادند که از بین آنها به صورت هدفمند 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه تبعیت از درمان موریسکی و همکاران (2008، MMAS)، پرسشنامه شخصت نئو کاستا و همکاران (1992، NEO-FFI) و انگیزش مک آئولی و همکاران (1989، IMI) بود. روش تحلیل این پژوهش، تحلیل رگرسیون به شیوه همزمان بود. یافته ها نشان داد که ویژگی شخصیتی روان رنجوری، برونگرایی، گشودگی به تجربه، توافق پذیری و وظیفه شناسی و همچنین انگیزش در مجموع 17درصد واریانس تعبعیت از درمان را تبیین می کنند (05/0>P). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که ویژگی های شخصیتی و انگیزش نقش مهمی در پیش بینی تبعیت از درمان در بیماران مبتلا به فشار خون بالا دارند.
مدل ساختاری خودناتوان سازی بر اساس احساس مسئولیت پذیری با میانجی گری رضایت از تحصیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۱۱۱)
131 - 140
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مدل ساختاری خودناتوان سازی بر اساس احساس مسئولیت پذیری با میانجی گری رضایت از تحصیل انجام شد. روش این پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوره دوم در سال 1403 در شهرستان اسفراین بود؛ در این مطالعه نمونه نهایی 350 نفر درنظر گرفته شد؛ نمونه گیری به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای جمع آوری شد. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس خودناتوان سازی (ASHS؛ جونز و رودوالت، 1982)، پرسشنامه احساس مسئولیت پذیری (SRQ؛ گاف، 1951) و پرسشنامه رضایت از تحصیل (ASQ؛ توسط لنت و همکاران، 2009) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدلیابی معادلات ساختاری انجام شد. مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. همچنین یافته ها نشان داد که مسئولیت پذیری و رضایت از تحصیل به طور منفی بر خودناتوان سازی اثر مستقیم داشتند؛ همچنین مسئولیت پذیری به طور مثبت بر رضایت از تحصیل اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که رضایت از تحصیل بین مسئولیت پذیری و خودناتوان سازی نقش میانجی داشت (05/0>P). در مجموع یافته ها نشان داد که احساس مسئولیت پذیری به صورت مستقیم و با میانجی گری رضایت از تحصیل بر خودناتوان سازی دانش آموزان دختر اثر داشت.
نقش واسطه ای بخشودگی در رابطه بین ذهن آگاهی بین فردی و نشخوار خشم در دانشجویان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۱۱۱)
21 - 30
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی بخشودگی در رابطه ی بین ذهن آگاهی بین فردی و نشخوار خشم در دانشجویان شهر تهران انجام شد. روش پژوهش توصیفی-همبستگی و از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه ی آماری پژوهش را کلیه ی دانشجویان دانشگاه الزهرا تهران، در سال 1403 تشکیل داد که از بین آن ها به صورت دردسترس 262 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. در جمع آوری داده ها از پرسشنامه های نشخوار خشم ساکودولسکی (2001، ساکودولسکی، ARS)، بخشودگی (2005، هارتلند، HFS) و ذهن آگاهی بین فردی (2018، پراتسچر و همکاران، IMS)، استفاده شد. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی پژوهش از برازش مطلوب برخوردار بود. هم چنین یافته ها نشان داد مسیر ذهن آگاهی بین فردی به نشخوار خشم منفی و معنی دار است (05/0>P). مسیر ذهن آگاهی بین فردی به بخشودگی مثبت و معنی دار است (05/0>P). به همین صورت می توان مشاهده کرد مسیر مستقیم بخشودگی به نشخوار خشم منفی و معنی دار است (05/0>P). نتایج دیگر نشان داد که اثر غیرمستقیم متغیر ذهن آگاهی بین فردی به متغیر پس فکرهای خشم از طریق بخشودگی معنی دار است (05/0 ≥p). اثر غیرمستقیم متغیر ذهن آگاهی بین فردی به متغیر افکار تلافی جویانه از طریق بخشودگی معنی دار است (05/0 ≥p). اثر غیرمستقیم متغیر ذهن آگاهی بین فردی به متغیر خاطره های خشم از طریق بخشودگی معنی دار است (05/0 ≥p). اثر غیرمستقیم متغیر ذهن آگاهی بین فردی به متغیر شناختن علت ها نیز از طریق بخشودگی نیز معنی دار بود (05/0 ≥p). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که ذهن آگاهی بین فردی می تواند از طریق بخشودگی بر نشخوار خشم در دانشجویان دانشگاه الزهرا تهران اثر بگذارد.
نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی در رابطه بین یادگیری خود-راهبر و توانایی حل مسئله سازنده در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی در رابطه بین یادگیری خود_راهبر و توانایی حل مسئله سازنده در دانشجویان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه گیلان در سال 1402 تشکیل دادند که از بین آن ها به صورت در دسترس 220 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه یادگیری خود- راهبر (SDLRS؛ فیشر و همکاران، 2001)، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی کالج (CASES؛ اون و فرامن، 1988)، و پرسشنامه راهبرد های حل مسئله (PSSQ؛ کسیدی و لانگ، 1996) بود. از تحلیل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهاد شده از برازش مطلوبی برخوردار است و 63% واریانس حل مسئله سازنده را تبیین می کند. همچنین نتایج نشان داد یادگیری خود-راهبر بر حل مسئله سازنده (65/0=β) و خودکارآمدی تحصیلی (61/0=β) اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0>P )؛ همچنین خودکارآمدی تحصیلی بر حل مسئله سازنده (21/0=β) اثر مستقیم معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که خودکارآمدی تحصیلی رابطه بین یادگیری خود- راهبر و حل مسئله سازنده (13/0=β) را میانجی گری می کند (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که یادگیری خود-راهبر به صورت مستقیم و با میانجی گری خودکارآمدی تحصیلی بر حل مسئله سازنده در دانشجویان اثرگذار است.
مروری برکاربست باورهای معرفت شناختی در یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان؛ یک مطالعه مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ فروردین ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۶)
۱۹۴-۱۸۳
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، ﻣﺮور ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت انجام شده در ﺣﻮزه کاربست باورهای معرفت شناختی در یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان از سال 1390 تا 1403 شمسی (2011 تا 2024 میلادی) بود. بر این اساس، جستجوی ﻣﻘﺎﻻت در ﭘﺎیﮕﺎه ﻫﺎی اﻃﻼﻋﺎﺗی ﻣﻌﺘبر داخلی و خارجی مانند مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، مگ ایران، نورمگز، پرتال جامع علوم انسانی، اریک، فرانسیس و تیلور، ساینس دایرکت و گوگل اسکالر با جستجوی کﻠﻤﺎت باورهای معرفت شناختی، یادگیری، پیشرفت تحصیلی و معادل آنها در انگلیسی اﻧﺠﺎم شد. ارزیابی کیفی مقالات با چک لیست صورت گرفت. در این مرور 70 مقاله شناسایی شد که بعد از بررسی عناوین، درنظرگرفتن معیار های ورود و خروج و بررسی کامل مقالات، در نهایت 20 مقاله وارد فرآیند مطالعه شد. بر اساس مرور پژوهش های انجام شده، تجزیه وتحلیل این اسناد بر 17 محور پایه تأکید داشت. محور های پای ه در قالب 3 محور فرعی «مهارت های تحصیلی»، «راهبردهای یادگیری» و «ابعاد انگیزشی» در زمین ه محور اصلی پژوهش، یعنی کاربست باور های معرفت شناختی در یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان سازمان دهی شدن د. بررسی محورهای موضوعی مطالعات حوزه کاربست باور های معرفت شناختی در یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نشان می ده د پژوهشگران تنها به برخی از قلمروهای موضوعی که این نظریه می تواند بر آنها تأثیرگذار باشد، پرداخته اند. نیاز است پژوهش های بیشتری درباره باورهای معرفت شناختی و یادگیری دانش آموزان به ویژه در داخل کشور انجام شود.
پیش بینی تفکر انتقادی بر اساس ویژگی های شخصیت و کارکردهای اجرایی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
89 - 98
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی تفکر انتقادی براساس ویژگی های شخصیت و کارکردهای اجرایی در دانشجویان بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن در سال تحصیلی 1403-1402 بود که از این بین 382 نفر با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند، اما درنهایت داده های 350 نفر مورد تحلیل قرار گرفت. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه تفکر انتقادی کالیفرنیا: فرم ب فاسیون و فاسیون (1990، CCTST:FB)، سیاهه ساختار شخصیت کاستا و نئومک کری (1985، NEO-FFI) و پرسشنامه کارکردهای اجرایی نجاتی (1392،EFQ ) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین مؤلفه های ساختار شخصیت و کارکردهای اجرایی با تفکر انتقادی در دانشجویان رابطه معناداری وجود داشت (05/0>P) و درمجموع 3/56 درصد از واریانس متغیر تفکر انتقادی را تبیین می کنند (05/0>P). به طورکلی می توان بیان داشت که برای ارتقای تفکر انتقادی باید به نقش ویژگی های شخصیت و کارکردهای اجرایی در دانشجویان توجه ویژه داشت.
نقش واسطه ای تاب آوری در پیش بینی بهزیستی روان شناختی براساس سبک زندگی توحید محور در معلمان مدارس استثنائی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
161 - 170
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای تاب آوری در پیش بینی بهزیستی روان شناختی براساس سبک زندگی توحید محور در معلمان مدارس استثنائی بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری در این پژوهش را تمامی معلمان مدارس استثنائی شهر کرمان در سال تحصیلی 1403-1402 تشکیل دادند. با استفاده از نمونه گیری در دسترس تعداد 264 نفر بصورت تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری در پژوهش پرسشنامه سبک زندگی اسلامی (ILTS، کاویانی، 1388)، پرسشنامه تاب آوری (CD-RISC، کانر و دیویدسون، 2003) و پرسشنامه بهزیستی روان شناختی (RSPWB، ریف، 1989) بود. داده های به دست آمده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتایج نشان داد بین سبک زندگی توحیدمحور و تاب آوری با بهزیستی روان شناختی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (01/0P<). همچنین مشخص شد تاب آوری در ارتباط بین سبک زندگی توحیدمحور و بهزیستی روان شناختی نقش واسطه ای ایفا می کند (01/0P<). براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که گرایش به سبک زندگی توحیدمحور با افزایش تاب آوری نقش مهمی در بهبود بهزیستی روان شناختی دارد.
مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار و زندگی درمانی بر پایبندی به درمان در بیماران عروق کرونری قلب با نشانگان اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مرداد۱۴۰۴ شماره ۵ (پیاپی ۱۱۰)
141 - 150
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار و زندگی درمانی بر پایبندی به درمان در بیماران عروق کرونری قلب با نشانگان اضطراب انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل بیماران زن مبتلا به بیماری عروق کرونری قلب با نشانگان اضطراب شهر بابل در سال 1403 بودند. 45 نفر با روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس از بخش قلب بیمارستان مهرگان شهرستان بابل انتخاب و در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه اضطراب بک (BAI؛ بک و همکاران، 1993) و مقیاس پایبندی به درمان موریسکی (MMAS؛ موریسکی و همکاران، 2008) استفاده شد. درمان هیجان مدار بر اساس پروتکل گرینبرگ و زندگی درمانی بر اساس پروتکل حسن زاده در طول 8 جلسه 90 دقیقه ای به صورت گروهی ارائه شدند. داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج مقایسه زوجی نشان داد که زندگی درمانی در مقایسه با درمان هیجان مدار به طور معنادار تاثیر بیشتر بر افزایش پایبندی به درمان در بیماران عروق کرونری قلب در مرحله پیگیری داشته است (05/0>P)؛ اما هر دو درمان نسبت به گروه کنترل تا مرحله پیگیری بر پایبندی به درمان به طور معنادار موثر بوده اند (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که درمان هیجان مدار و زندگی درمانی دو درمان موثر بر افزایش پایبندی به درمان است؛ اما زندگی درمانی در طول زمان اثر بیشتری داشته است.
رابطه بین استرس و فرسودگی والدینی با نقش میانجی تاب آوری در والدین دارای فرزند نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین استرس و فرسودگی والدینی با نقش میانجی تاب آوری در والدین دارای فرزند نوجوان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه والدین دانش آموزان مقطع متوسطه اول و دوم شهر اصفهان در سال 1402 بود که از بین آن ها به روش نمونه گیری دردسترس 340 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از شاخص استرس والدینی- فرم کوتاه (PSI-SF؛ آبدین، 1990)، سنجش فرسودگی والدینی (PBQ؛ رزکام و همکاران، 2018) و مقیاس تاب آوری (CD-RISC؛ کانر و دیویدسون، 2003) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود و در مجموع 62% از واریانس فرسودگی والدینی را تبیین کرد. نتایج نشان داد که استرس والدینی به صورت مثبت بر فرسودگی والدینی اثر مستقیم داشت؛ اما در مقابل تاب آوری به طور منفی بر فرسودگی والدینی اثر مستقیم داشت؛ همچنین نتایج نشان داد که استرس والدینی به طور منفی و معنادار بر تاب آوری اثر مستقیم داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که تاب آوری بین استرس والدینی و فرسودگی والدینی نقش میانجی داشت (05/0>P). نتایج این مطالعه دلالت بر این داشت که استرس والدینی به صورت مستقیم و با نقش میانجی تاب آوری بر فرسودگی والدینی اثر داشت.
نقش میانجی شفقت به خود در رابطه بین استرس والدینی و پریشانی روانشناختی در والدین فرزندان مبتلا به اختلال طیف اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مرداد۱۴۰۴ شماره ۵ (پیاپی ۱۱۰)
1 - 10
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش میانجی شفقت به خود در رابطه بین استرس والدینی و پریشانی روانشناختی در والدین فرزندان مبتلا به اختلال طیف اتیسم انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه والدین دارای فرزند مبتلا به اتیسم در دامنه سنی 3 الی 18 سال بودند که به مراکز درمانی (کاردرمانی، توانبخشی و روان درمانی) شهر تهران در سال 1403 مراجعه کرده بودند. 220 نفر از 5 مرکز درمانی به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به فرم کوتاه مقیاس شفقت به خود (SCS-SF؛ ریس و همکاران، 2011)، شاخص استرس والدینی- فرم کوتاه (PSI-SF؛ آبدین، 1990) و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس-21 (DASS-21؛ لاویبوند و لاویبوند، 1995) پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد که استرس والدینی به طور مثبت و شفقت به خود به طور منفی بر پریشانی روانشناختی اثر مستقیم داشتند؛ همچنین استرس والدینی به طور منفی بر شفقت به خود اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که شفقت به خود به طور مثبت و معنادار بین استرس والدینی و پریشانی روانشناختی نقش میانجی داشت (05/0>P). در مجموع نتایج دلالت بر این دارند که استرس والدینی به طور مستقیم و با میانجی گری شفقت به خود بر پریشانی روانشناختی والدین فرزندان مبتلا به اختلال طیف اتیسم اثر داشت.
مقایسه اثربخشی طرح واره درمانی هیجانی و درمان پذیرش و تعهد بر شدت علائم افسردگی و تحمل پریشانی در افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۱۱۱)
41 - 52
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی طرح واره درمانی هیجانی و درمان پذیرش و تعهد بر شدت علائم افسردگی و تحمل پریشانی در افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری تمامی بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی شهر زنجان در سال 1402 بود. تعداد 45 داوطلب به روش نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه و به صورت تصادفی در 2 گروه آزمایش (هر گروه 15 نفر) و یک گروه گواه (15 نفر) قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل فرم 2 افسردگی بک (BDI-II) (1961) و مقیاس تحمل پریشانی (DTS) سیمونز و گاهر (2005) بودند. گروه آزمایش اول 9 جلسه طرح واره درمانی هیجانی و گروه آزمایش دوم 8 جلسه درمان پذیرش و تعهد به صورت یک بار در هفته دریافت کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چند متغیره و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معناداری 05/0 استفاده شد. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون علائم افسردگی و تحمل پریشانی در سه گروه تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود دارد (05/0>p). همچنین نتایج نشان می دهد بین مداخله ها در میزان تأثیر بر علائم افسردگی و تحمل پریشانی تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<p). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که هر دو مداخله می توانند در بهبود علائم افسردگی و تحمل پریشانی مؤثر باشند.
نقش ناگویی خلقی، تحریف شناختی و نگرش مذهبی در پیش بینی رضایت جنسی زنان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ تیز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۹)
43 - 50
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش ناگویی خلقی، تحریف شناختی و نگرش مذهبی در پیش بینی رضایت جنسی زنان متأهل صورت پذیرفت. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان متأهل شهر اردبیل در سال 1402 بودند. از میان جمعیت ذکر شده 120 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از ابزارهای ناگویی خلقی باگبی و همکاران (TAS-20، 1994)، تحریف شناختی حمام چی و بویاکازترک (ICDS ، 2004)، نگرش مذهبی خدایاری فرد و همکاران (RAQ، 1379) و رضایت جنسی یاوری کرمانی و بحرینیان، (SSQ، 1388) استفاده شد. داده های پژوهش با روش های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین ناگویی خلقی و تحریفات شناختی با رضایت جنسی رابطه منفی و معنادار و بین نگرش مذهبی با رضایت جنسی در زنان متأهل رابطه مثبت و معناداری وجود داشت (05/0p<). همچنین با استفاده از رگرسیون گام به گام 53/0 رضایت جنسی زنان متأهل توسط متغیرهای ناگویی خلقی، تحریف شناختی و نگرش مذهبی تبیین گردید (05/0p<). با توجه به تأثیرگذاری ناگویی خلقی، تحریفات شناختی و نگرش مذهبی بر رضایت جنسی در زنان متأهل، به روانشناسان و متخصصان بهداشت پیشنهاد می شود که به نقش این متغیرها در بهبود رضایت جنسی در زنان متأهل توجه بیشتری نشان دهند.
مدل یابی علّی مشکلات برونی سازی نوجوانان براساس ترومای دوران کودکی و نقش میانجی سبک های دلبستگی نا ایمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مهر ۱۴۰۴ شماره ۷ (پیاپی ۱۱۲)
23 - 32
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مدل یابی علّی مشکلات برونی سازی نوجوانان براساس ترومای کودکی و نقش میانجی سبک های دلبستگی نا ایمن انجام شد. روش پژوهش توصیفی_همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل نوجوانان دختر و پسر بازه سنی 14 تا 18 سال شهر مشهد در سال 1403-1402 بود که از بین آن ها 631 نفر به روش در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری اطلاعات سیاهه مشکلات برونی سازی (WPI؛ وودورث، 1920)؛ مقیاس دلبستگی (RAAS؛ کولینز و رید، 1990) و پرسشنامه ترومای کودکی (CTQ؛ برنستاین و همکاران، 2003) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد مدل مفهومی از برازندگی مطلوبی برخوردار بود. هم چنین ترومای کودکی و سبک های دلبستگی ناایمن اثر مستقیم معنی داری بر مشکلات برونی سازی نوجوانان داشتند (01/0>p). به علاوه نتایج آزمون بوت استرپ نیز نشان داد که سبک های دلبستگی ناایمن در ارتباط بین ترومای کودکی و مشکلات برونی سازی نقش میانجی معنی داری داشت (01/0>p). نتایج پژوهش لزوم بررسی و توجه بیشتر به ترومای کودکی و سبک های دلبستگی ناایمن را در برنامه های پیشگیرانه با هدف جلوگیری از بروز مشکلات برونی سازی نوجوانان ضروری می سازد.
نقش واسطه ای توجه در رابطه خلق و منش با تنظیم هیجان در کودکان دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مهر ۱۴۰۴ شماره ۷ (پیاپی ۱۱۲)
33 - 42
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای توجه در رابطه خلق و منش با تنظیم هیجان در کودکان دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی بود. روش پژوهش توصیفی_همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان 7 تا 10 ساله دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی مراجعه کننده به کلینیک روانپزشکی کودکان در منطقه 2 تهران در سال 1403 بودند که بر اساس جدول کرجسی و مورگان تعداد 220 نفر از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار های این پژوهش شامل پرسشنامه خلق و خو و منش (TCI، کنستانتینو و همکاران، 2002)، تنظیم هیجان (CERQ، گراس و جان، 2003) و اختلال کم توجهی (CADHDQ، کانزر، 1990) بود. تحلیل داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی پژوهش از برازش مطلوب برخوردار بود. همچنین یافته ها نشان داد که خلق و منش بر توجه و تنظیم هیجان تأثیر مثبت و معنادار داشت (01/0p<). همچنین تأثیر خلق و منش به واسطه توجه بر تنظیم هیجان مثبت و معنادار بود (01/0p<). از یافته ها می توان نتیجه گرفت که خلق و منش و توجه نقش کلیدی در پیش بینی تنظیم هیجان کودکان دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی دارند و بر همین اساس توجه بیشتر مراکز مشاوره به این متغیر ها در جهت بهبود عملکرد کودکان دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی ضروری بنظر می رسد.
اثربخشی آموزش سبک زندگی بر بهزیستی روانشناختی و ادراک بیماری در بیماران مبتلا به کبد چرب غیر الکلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مهر ۱۴۰۴ شماره ۷ (پیاپی ۱۱۲)
97 - 106
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین اثر بخشی آموزش سبک زندگی بر بهزیستی روانشناختی و ادراک بیماری در بیماران مبتلا به کبد چرب غیرالکلی بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه بیماران مبتلا به کبد چرب غیرالکلی در شهر تهران در سال 1403 بود که از بین آنها 30 نفر با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در دو گروه (15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل) جایگذاری شدند. ابزارهای سنجش شامل پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف (PWBS-SF، 2002) و ادراک بیماری براد بنت و همکاران (brief_IPQ، 2006) بود. گروه آزمایش تحت مداخله آموزش سبک زندگی طی 8 جلسه، 90 دقیقه ای هفته ای یکبار قرار گرفت و گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. جهت تجزیه و تحلیل از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون بهزیستی روانشناختی و ادراک بیماری در گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که آموزش سبک زندکی بر بهبود بهزیستی روانشناختی و ادراک بیماری در بیماران مبتلا به کبد چرب غیر الکلی موثر بوده است.
اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان بر اضطراب و بهزیستی روان شناختی بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مهر ۱۴۰۴ شماره ۷ (پیاپی ۱۱۲)
107 - 116
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان بر اضطراب و بهزیستی روان شناختی بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماه بود. جامعه این پژوهش شامل بیماران مبتلا به نشانگان روده تحریک پذیر مراجعه کننده به مرکز پژوهش ها و درمان گوارش و کبد شهر شیراز در سال 1402 بودکه از بین آن ها 22 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه جایگذاری شدند. اعضای گروه آزمایش به صورت انفرادی تحت درمان قرار گرفتند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس اضطراب کتل (CAS؛ کتل، 1957) و مقیاس بهزیستی روانشناختی (PWB؛ ریف و کیز، 1995) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها نشان داد که بین پیش آزمون و پس آزمون اضطراب و بهزیستی روان شناختی در گروه آزمایش تفاوت معناداری وجود داشت (05/0>P) و همچنین بین میانگین پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش تفاوت معناداری وجود نداشت و نتایج در دوره پیگیری حفظ شد (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که درمان متمرکز بر هیجان یک مداخله موثر در کاهش اضطراب و افزایش بهزیستی روانشناختی بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر است.
اثربخشی درمان توانبخشی شناختی بر افسردگی و کارکردهای شناختی بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مهر ۱۴۰۴ شماره ۷ (پیاپی ۱۱۲)
175 - 184
حوزههای تخصصی:
ﻫﺪف از اﻧﺠﺎم ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﺗﻌییﻦ اﺛﺮﺑﺨﺸی درمان توانبخشی شناختی بر افسردگی و کارکردهای شناختی حافظه بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس ﺑﻮد. ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﻧیﻤﻪ آزﻣﺎیﺸی ﺑﺎ ﻃﺮح ﭘیﺶآزﻣﻮن- ﭘﺲآزﻣﻮن و ﮔﺮوه کﻨﺘﺮل ﺑﻮد. ﺟﺎﻣﻌﻪ آﻣﺎری ﭘﮋوﻫﺶ ﺷﺎﻣﻞ بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بود که عضو انجمن مولتیپل اسکلروزیس هرمزگان در سال 1404 ﺑﻮدند. از ﺑیﻦ این افراد ٣٠ ﻧﻔﺮ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش ﻧﻤﻮﻧﻪﮔیﺮی دردﺳﺘﺮس اﻧﺘﺨﺎب و ﺑﻪ ﺻﻮرت ﮔﻤﺎرش ﺗﺼﺎدﻓی در دو ﮔﺮوه (15 ﻧﻔﺮی) آزﻣﺎیﺶ و ﮔﻮاه ﺟﺎیﮕﺬاری ﺷﺪﻧﺪ. اﺑﺰارﻫﺎی ﺳﻨﺠﺶ ﺷﺎﻣﻞ پرسشنامه کارکردهای شناختی نجاتی (CAT، 1392) و پرسشنامه افسردگی، استرس و اضطراب-21 (DASS-21، 1995) ﺑﻮد. ﮔﺮوه آزﻣﺎیﺶ ﺗﺤﺖ ﻣﺪاﺧﻠﻪ توانبخشی شناختی ﻃی 10ﺟﻠﺴﻪ، ٩٠ دﻗیﻘﻪای ﻫﻔﺘﻪای یکﺒﺎر ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ و ﮔﺮوه کﻨﺘﺮل ﻫیﭻﮔﻮﻧﻪ ﻣﺪاﺧﻠﻪای دریﺎﻓﺖ ﻧکﺮد. ﺟﻬﺖ ﺗﺠﺰیﻪ و ﺗﺤﻠیﻞ داده ها از ﺗﺤﻠیﻞ کﻮواریﺎﻧﺲ ﭼﻨﺪ ﻣﺘﻐیﺮه اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪ. ﻧﺘﺎیﺞ ﺣﺎﺻﻞ از ﺗﺤﻠیﻞ کﻮواریﺎﻧﺲ ﻧﺸﺎن داد کﻪ ﺑﺎ کﻨﺘﺮل اﺛﺮ ﭘیﺶآزﻣﻮن ﺑیﻦ ﻣیﺎﻧﮕیﻦ ﭘﺲ آزﻣﻮن افسردگی و کارکردهای شناختی در ﮔﺮوه آزﻣﺎیﺶ و ﮔﻮاه ﺗﻔﺎوت ﻣﻌﻨﺎداری در ﺳﻄﺢ 05/0 وﺟﻮد داﺷﺖ. از یافته های فوق می توان ﻧﺘیﺠﻪ گرفت کﻪ درمان توانبخشی شناختی در ﺑﻬﺒﻮد افسردگی و کارکردهای شناختی بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس ﻣﻮﺛﺮ اﺳﺖ.
پیش بینی بی ثباتی ازدواج براساس بلوغ هیجانی و نیازهای دلبستگی در دانشجویان متاهل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ خرداد ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۸)
۱۲۲-۱۱۳
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش پیش بینی بی ثباتی ازدواج براساس بلوغ هیجانی و نیازهای دلبستگی بود. روش پژوهش، توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان متاهل دانشگاه آزاداسلامی واحد شیراز در سال تحصیلی1403-1402 بود که از میان آن ها تعداد 200 نفر (75 مرد و 125 زن) به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه بی ثباتی ازدوج ادواردز و همکاران (1987، MII)، پرسشنامه نیازهای دلبستگی سامانی و سهرابی (2022، MANS) و پرسشنامه بلوغ هیجانی سینگ و بهارگاوا (1990، EMS) بود. داده ها با استفاده از آزمون رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. یافته ها نشان داد که متغیرهای بلوغ هیجانی و نیازهای دلبستگی به صورت معناداری (001/0>P) قادر به پیش بینی بی ثباتی ازدواج هستند، بدین گونه که میزان تبین واریانس برای بی ثباتی ازدواج توسط نیازهای دلبستگی و بلوغ هیجانی در مجموع برابر با 66 درصد بود. با توجه به نتایج به دست آمده پیشنهاد می شود در مشاوره های پیش از ازدواج به برسی سطح بلوغ هیجانی و نیازهای دلبستگی زوجین و برگزاری کارگاه هایی جهت ارتقا سطح آگاهی آنها نسبت به این عوامل پرداخته شود.
نقش میانجی خودکارآمدی تصمیم گیری شغلی در رابطه بین هویت تحصیلی و بی ارادگی ورود به شغل در نوجوانان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی خودکارآمدی تصمیم گیری شغلی در رابطه بین هویت تحصیلی و بی ارادگی ورود به شغل در نوجوانان دختر انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1403-1402 بود. 303 نفر به روش خوشه ای چندمرحله ای در این مطالعه شرکت داشتند و به مقیاس هویت تحصیلی (AIS؛ واز و ایزاکسون، 2008)، مقیاس اراده ورود به شغل نسخه-دانش آموزان (WVS-SV؛ دافی و همکاران، 2012)، فرم کوتاه مقیاس خودکارآمدی تصمیم گیری شغلی (CDSE؛ توسط بتز و تایلور، 1996) پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش مدل معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. همچنین، نتایج نشان داد که اثرمستقیم هویت تحصیلی به خودکارآمدی تصمیم گیری شغلی به صورت مثبت و در مقابل خودکارآمدی تصمیم گیری شغلی بر بی ارادگی ورود به شغل به صورت منفی معنادار (001/0P<) بودند و مسیر هویت تحصیلی بر بی ارادگی ورود به شغل معنادار (195/0=P) نبود. نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که که خودکارآمدی تصمیم گیری شغلی بین هویت تحصیلی و بی ارادگی ورود به شغل به طور معنادار (001/0P<) نقش میانجی داشت. نتایج این مطالعه دلالت بر این دارد که هویت تحصیلی با میانجی گری خودکارآمدی تصمیم گیری شغلی بر بی ارادگی ورود به شغل اثر دارد.
اثربخشی طرحواره درمانی بر تحمل پریشانی، تاب آوری، تنظیم هیجانی و سبک های فرزند پروری مادران دارای کودک مبتلابه اختلال نقص توجه/بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۷)
۱۳۴-۱۲۳
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین اثربخشی طرحواره درمانی بر تحمل پریشانی، تاب آوری، تنظیم هیجانی و سبک های فرزند پروری مادران دارای کودک مبتلابه اختلال نقص توجه/بیش فعالی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مادران دارای کودک مبتلابه اختلال نقص توجه/بیش فعالی مراجعه کننده به کلینیک توحید در شهر اصفهان در سال 1402 بود که تعداد 30 نفر به شیوه هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. ابزارهای سنجش شامل پرسشنامه تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005، CD-RIS)، تاب آوری کانر و دیویدسون (2003، DTS)، تنظیم هیجانی گروس و جان (2003، ERQ)، و سبک فرزند پروری بامریند (1972، PSI)، بود. گروه آزمایش طرحواره درمانی را طی دوازده جلسه، هر هفته یک جلسه و به مدت 90 دقیقه دریافت نمودند. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین پس آزمون تحمل پریشانی و تاب آوری، تنظیم هیجانی و سبک های فرزند پروری در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 01/0>P وجود دارد. درنتیجه طرحواره درمانی می تواند به عنوان روش درمانی مؤثر در جهت بهبود تحمل پریشانی، تاب آوری، تنظیم هیجانی و سبک های فرزند پروری مادران دارای کودک مبتلابه اختلال نقص توجه/بیش فعالی مورد استفاده قرار گیرد.