وحدت گرایان اسلامی از «ملی گرایی»، به دلیل نقش آن در ایجاد تفرقه و نزاع میان مسلمانان و تجزیه سرزمین های اسلامی، بدبین می باشند، ملی گرایان نیز به دلیل برداشت نادرست از مفهوم «وحدت اسلامی»، آن را مساوی با نادیده گرفتن وفاداری ها و منافع ملی و مذهبی ملل مسلمان به نفع تشکیل «امت واحده اسلامی» می پندارند؛ بنابراین هر دو گروه، جمع میان «ملی گرایی» و «وحدت اسلامی» را غیرممکن می دانند.در این پژوهش برآنیم که با بررسی حیات سیاسی پیامبر (ص) و امام علی (ع)، تجربه تاریخی ملل اروپایی برای تشکیل اروپای واحد، نگرش مفهوم شناسانه به مفهوم «ملی گرایی» و «وحدت اسلامی» و هم چنین توجه به دو نظریه «هویت های جمعی» در جامعه شناسی و «همگرایی» در روابط بین الملل؛ امکان جمع ملی گرایی با فراملی گرایی (وحدت اسلامی) را بیازماییم.
هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه انطباق سازمان ها برای فرصت های برابر، فشارهای درونی جامعه برای نگه داری فقر، اخلاق کاری و گرایش اجتماعی با تغییر وضعیت اقتصادی شرکت کنندگان در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در شهر اصفهان است. روش تحقیق پیمایشی و از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه شرکت کنندگان در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در شهر اصفهان، در سال 1384 بودند که با روش نمونه گیری تصادفی دو مرحله ای 375 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل: پرسشنامه فردگرایی اقتصادی (فلدمن،1981) پرسشنامه جایگاه مسئولیت وضعیت اقتصادی (فلدمن،1981)، و پرسشنامه گرایش اجتماعی (کرندال،1969) بود. مهمترین یافته های پژوهش نشان داد که بین تغییر وضعیت اقتصادی مردم با اسناد به عوامل شخصی و اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد (P?0.01). بین عامل انطباق سازمان ها برای فرصت های برابر با هر دو عوامل شخصی و اجتماعی (P?0.01) و نیز دو عامل فشارهای درونی جامعه برای نگه داری فقر با عوامل شخصی (P?0.01) و اخلاق کاری با عوامل شخصی (P?0.05) و اجتماعی (P?0.01) بهبود وضعیت اقتصادی رابطه معناداری به دست آمد. گرایش اجتماعی با عوامل اجتماعی بهبود وضعیت اقتصادی رابطه معناداری دارد (P?0.05) بین انطباق سازمان ها برای فرصت های برابر (P?0.01) و فشارهای درونی جامعه برای نگه داری فقر (P?0.05) با تغییر وضعیت اقتصادی مردم رابطه معناداری به دست آمد. یافته ها بر اساس دو دسته نظریه کلی که در پیشینه پژوهش به آن اشاره گردیده است یعنی نظریه گرایش به خود اقتصادی و گرایش اجتماعی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است
"توسعه سیاسی، به مفهوم گسترش و تعمیق مشارکت آحاد مردم در سرنوشت واحدهای سیاسی، با وجود تنوع و تکثر شیوههای اجرایی آن، از اهداف مشترک تمامی دیدگاههای توسعهای است. انتخابات به عنوان بارزترین شیوه و تجلی این مشارکت، همواره مورد اهتمام نظریهپردازان علوم اجتماعی و سیاسی و نیز به طریق اولی، سیاستورزان بوده است. ازجمله پرسشهایی که برای هر دو گروه یاد شده، از اهمیت مضاعف برخوردار است، تبیین رفتار انتخاباتی مردم و گروههای اجتماعی است. در جمهوری اسلامی ایران نیز مطالعه رفتار انتخاباتی، بویژه در دهه اخیر، بهطور جدی در دستورکار پژوهشگران حوزههای ذیربط قرار داشته است. در همین خصوص، پرسش اصلی مقاله حاضر این است که مشارکت مردم در انتخابات، به عنوان یکی از شاخصهای اصلی توسعه سیاسی، بر اساس چه معیارها و ملاکهایی صورت میگیرد و ایفای نقش رسانهها در تعیین و یا جهتدهی به این ملاکها چگونه است؟ مقاله حاضر بر آن است که ضمن مرور نظریههای اصلی مطرح در این حوزه موضوعی، یکی از نظریهها را با تعدیلهایی برگرفته از فرانظریه «سازهانگاری»، به عنوان نظریهای شایسته برای تحلیل رفتار انتخاباتی در ایران پیشنهاد دهد. از آنجا که مفهوم «هویت»، جوهره فرانظریه سازهانگاری را شکل میدهد، و با عنایت به نقش برجسته رسانهها در صورتبندی لایههای چهارگانه هویتی، نگارندگان برآنند که رابطه میان اقدامات هویتساز رسانه، مالکیت رسانه و رفتار انتخاباتی را مورد تأکید قرار دهند.
" انتخابات، توسعه سیاسی، رسانه، رفتار انتخاباتی، سازهانگاری، مالکیت رسانهای، مشارکت سیاسی، هویت
من در این مقاله می خواهم با یک رویکرد تحلیلی به نحوهی شکل گیری حوزه ی عمومی در رخداد مشروطه بپردازم. حوزهی عمومی در ایران به دلایل شرایط تاریخی، سیاسی و اجتماعی خودش می تواند متفاوت از چیزی باشد که در غرب شکل گرفت. شاهان باستان در تمدن ایرانیان دارای حکومت پاتریمونالیستی بودند. پادشاهِ آرمانی، بزرگزاده ای است عادل و عاقل که برای هر یک از قشر های اجتماعی عدالت می ورزد و از بیداد بر رعیت پرهیز میکند. رویکرد تحلیلی نشان می دهد مطابق تئوری استبداد شرقی، سلاطین قاجار برخلاف پادشاهان باستان تنها عنوان فره ایزدی را دارا هستند و از این امر به منظور ابزاری برای حکومت بر رعیت استفاده می کردند. ورود رسانه های ارتباطی توسط حکومت در چارچوب نظریه استبدادی مطبوعات باعث بازتولید انواع دیگری از استبدادها میشود. مندر این مقاله آنها را "استبداد زبانی" و "استبداد اندیشه" می نامم. در دورهی حکومت درازمدت قاجاریان، زبان و ادبیات تشریفاتی آنها از یک سو، موجب می شود خلاقیتِ تفکر در توده مردم ایران به وجود نیاید. و از سویی دیگر، نبود قانون و استقلال طبقات اجتماعی از شکل گیری نهاد و یا طبقهای مستقل، به عنوان واسط میان حکومت و مردم جلوگیری می کند. در این وضعیت، امر ِفراعقلانی ِمذهب با طبقهای مردمی به نام روحانیت و در بستر ارتباطات سنتی از میان خود مردم عروج می یابد. این نهاد "مجدداَ ساختار یافته" در صدد است اقتدار عمومی از دست رفته در دورهی ِ قاجار را به منشاءِ اصلی اش، مردم بازگرداند.
از دیدگاه هنر ایرانی، اسطوره و حماسه دو بنیاد هویت ایرانی قلمداد می شود. مقاله حاضر به چگونگی نقش سه مولفه مذهب، اسطوره و حماسه در تکوین هویت بومی مازندران می پردازد و هدف آن بررسی میزان گرایش مردم مازندران به این سه عنصر هویت ساز است. از آنجا که هنرهای بصری و متون تصویری، یکی از عناصر مهم هویت ساز هستند، نقوش تزیینی بناهای سقانفارها جهت بررسی موردی در نظر گرفته شده اند. اکثر این بناهای مذهبی که یادمانی آیینی و تاریخی بوده اند در دوره قاجاریه ساخته شده اند و تزیینات این بناها با فرهنگ و هویت بومی منطقه مرتبط بوده، با توجه به ویژگی هنر قاجاری، با تلفیق سه عنصر مذهب، اسطوره و حماسه در نقوش سقانفارها، تجدید عظمت ایران قبل از اسلام و نیز هویت مذهبی بعد از اسلام را می نمایانند. متغیرهای علی که متغیرهای اصلی هستند شامل مولفه های مذهب، اسطوره و حماسه است. متغیرهای توصیفی تحقیق، نقش مایه های متعددی هستند که شامل دو گروه بزرگ مذهبی و غیر مذهبی بوده، روایات دینی، حماسی و ملی را به تصویر می کشند. مقاله حاضر در پی پاسخ به این پرسش اساسی است که چرا و چگونه خلق این آثار هنری در تکوین هویت ایرانی نقش داشته است؟ فرضیه مقاله این است که اسطوره، مذهب و حماسه، با کارکرد دینی و اجتماعی، نقش مهمی در تکوین هویت ایرانی داشته اند و باعث حفظ و تقویت انسجام مردم این منطقه از ادوار گذشته تا به امروز بوده اند.
همبستگی ملی یکی از مهم ترین لوازم تداوم حیات اجتماعات ملی در عصر کنونی است. به لحاظ پیوند خاصی که بین دولت و ملت از یک سو و گروه های اجتماعی ـ فرهنگی در درون جامعه ملی از سوی دیگر ایجاد شده است. برقراری همبستگی ملی از چنان اهمیتی در جوامع کنونی برخوردار است که دولت ها برای نیل به آن تمامی تدابیر و روش ها را به کار می گیرند.مطالعات نشان می دهد که پایداری و فراگیری اجتماعات ملی در جوامع متنوع و از جمله ایران متکی به کم و کیف روابط مردم مناطق مختلف با یکدیگر است. توسعه گردشگری و توریسم داخلی یکی از گزاره هایی است که می تواند به ایجاد ارتباطات موثر کمک شایانی نماید.توسعه گردشگری و ارتباط و آشنایی مردم از یک دیگر به ویژه در سه حوزه تعاملی اقتصاد، فرهنگ و اجتماع از یک سو می تواند سبب فراگیری اجتماع ملی شود و همه اقوام را در عضویت اجتماع ملی قرار دهد و از سوی دیگر با تعمیق تعلقات و وفاداری مردم به اجتماع ملی، ثبات و پایداری اجتماع ملی را تضمین نماید.در این پژوهش ضمن اشاره به کارکردهای همبستگی ساز توسعه گردشگری به این مهم اشاره می شود که تقویت انسجام ملی نیاز به ابزارهای فرهنگی دارد؛ زیرا سیاست وحدت در کثرت به عنوان یک راهبرد، ماهیتی فرهنگی دارد. و مسلما توسعه صنعت گردشگری منجر به افزایش شناخت از خود و دیگران می گردد و این یکی از ویژگی ها و ابزار اصلی استقرار انسجام ملی می باشد.
مقاله حاضر به منظور پیشگیری و کنترل کانون های جرم خیز انواع جرایم مواد مخدر در سطح شهر قزوین و سرعت بخشیدن به فعالیت ها و هماهنگی در اتخاذ سیاست های عملیاتی در مکان ها و زمان های مساله دار بر مبنای پژوهشی تدوین یافته است که در سال 1387 با عنوان «اطلس بزهکاری جرایم مواد مخدر شهر قزوین» انجام گرفت و در آن متغیر «مواد مخدر» به عنوان عمده ترین عامل زمینه ساز سایر جرایم شهری در ارتباط با نوع و ترکیب کاربری ها در خلق فرصت های این نوع خاص از جرایم بررسی قرار شد.روش تحقیق در این مقاله، تطبیقی و تحلیلی است و برای شناسایی و درک الگوهای مکانی بزهکاری در سطح شهر از مدل های آماری چون مرکز متوسط، بیضی انحراف معیار، شاخص نزدیک ترین همسایه، روش تخمین تراکم کرنل و تحلیل شبکه در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی GIS استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش تمام جرایم مرتبط با مواد مخدر است که در سال 87–88 در محدوده قانونی شهر قزوین به وقوع پیوسته استیافته های پژوهش نشان می دهد که در میان جرایم شهر قزوین، بزه قاچاق و سو مصرف مواد مخدر بیشترین آمار دستگیر شدگان را به خود اختصاص داده است. همچنین مهم ترین کانون های جرم خیز مواد مخدر شهر قزوین در هادی آباد، نواب و عمری محله واقع شده استنتایج پژوهش بیانگر این است که ارتباط معناداری مبنی بر تاثیر نوع کاربری و نحوه استفاده از اراضی در بخش مرکزی شهر قزوین در توزیع جغرافیایی جرایم مرتبط با مواد مخدر و شکل گیری الگوهای فضایی بزهکاری در شهر قزوین وجود ندارد. به نظر می رسد توجه به نوع و میزان کاربری ها، در پاک سازی پارک شهدا و تصحیح هندسی معابر در این محدوده ها و مکان یابی مجدد مراکز استقرار نیروی پلیس در پیشگیری از وقوع جرم و ارتقای سطح امنیت در شهر قزوین موثر خواهد بود.
در این پژوهش، میزان اثربخشی برنامه درسی تربیت سیاسی مقطع متوسطه از دیدگاه دبیران و دانش آموزان این مقطع در شهرستان کاشان مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته است. با توجه به نقش و اهمیت تربیت سیاسی در ابعاد فردی و اجتماعی، این تحقیق کوشیده است تا میزان توفیق و موفقیت برنامه درسی تربیت سیاسی مقطع متوسطه را از دیدگاه دبیران و دانش آموزان مشخص سازد. جامعه آماری این پژوهش، دبیران و دانش آموزان متوسطه شهرستان کاشان در سال تحصیلی 87-86 بوده که از طریق روش نمونه گیری خوشه ای، 350 دانش آموز و 350 دبیر انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات، از ابزار پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از شاخص های آمار توصیفی (فراوانی، میانگین، انحراف استاندارد) و برای تحلیل استنباطی داده ها از آزمون t استیودنت استفاده شده است. یافته های حاصل از این تحقیق مبین آن است که میان دیدگاه های دبیران و دانش آموزان در مورد میزان اثربخشی برنامه درسی تربیت سیاسی مقطع متوسطه تفاوت معنادار آماری وجود دارد. ضمن آنکه اطلاعات به دست آمده نشان داد که این برنامه از نظر دانش آموزان کاملاً غیر اثربخش است