موضوع تحقیق حاضر بررسی نقش دینداری نوجوانان در میزان هم نوایی آنان با هنجارهای اجتماعی می باشد. مسأله ای که مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته این است که آیا میزان هم نوایی با هنجارهای اجتماعی در میان نوجوانان دختر و پسر (19-12 ساله) با توجه به متغیر پیش بین دینداری دارای تغییرات خاصی است یا نه؟به عبارتی آیا بین دینداری و میزان هم نوایی ب ا هنجارهای اجتماعی در می ان نوجوانان دختر و پس ر (19-12 ساله) رابطه ای وجود دارد؟ جامعه ی آماری در این تحقیق تمامی نوجوانان دختر و پسر (19-12 ساله) شهر آذرشهر است که تعداد کل آنها 9083 نفر بوده است و از این تعداد طبق فرمول کوکران، نمونه آماری به تعداد 370 نفر از طریق نمونه گیری خوشه ای انتخاب گردید. روش مورد استفاده در این تحقیق از نوع پیمایشی بوده و جمع آوری داده ها و اطلاعات با استفاده از تکنیک پرسشنامه ای گردآوری شده است. در آزمون فرضیه ها از آزمون های آماری rپیرسون، F-testT-testو رگرسیون استفاده شده است. بر اساس یافته های تحقیق از میان شاخص های اساسی متغیر پیش بین دینداری یع نی اعتقادات، عبادات و تشرع (انجام تکالیف فردی و جمعی) با هم نوایی با هنجارهای اجتماعی رابطه مستقیم و مثبتی داشتند. همچنین بین متغیر جنسیت با میزان هم نوایی با هنجارهای اجتماعی تفاوت معنی داری دیده می شود ب ه طوری که در بین نوجوانان دختر میزان هم نوایی بیشتر از پسران است. و نیز بین متغیر رشته ی تحصیلی و پایه ی تحصیلی با میزان هم نوایی با هنجارهای اجتماعی تفاوت معنی داری به دست آمد. بطوری که بین پایه ها و رشته های متفاوت تحصیلی میزان هم نوایی با هنجارهای اجتماعی متفاوت می باشد. بین متغیر پایگاه اجتماعی نیز و میزان هم نوایی با هنجارهای اجتماعی تفاوت معنی داری بدست آمد.در نتیجه تحلیل رگرسیونی نیز بعد عملی دینداری یعنی تشرع بیشترین تأثیر را در هم نوایی نوجوانان داشته است
امنیت اجتماعی و همگرایی قومی یکی از مهمترین مؤلفه های امنیت پایدار محسوب می شود. در شهر ارومیه که قومیت های مختلف با آداب و رسوم و ارزش های قومی خاص زندگی می کنند؛ این دو متغیر اهمیت اساسی دارد. توسعه و پیشرفت چنین جامعه ای در وهله ی اول به میزان امنیت و همگرایی موجود در بین قومیت ها بستگی دارد. در شهر ارومیه دو قومیت آذری و کردی بیشترین جمعیت را تشکیل می دهند و میزان امنیت اجتماعی و همگرایی قومی آنها نقش مهمی در توسعه و امنیت شهر دارد. لذا هدف این پژوهش، بررسی میزان و رابطه امنیت اجتماعی و همگرایی قومیت های آذری و کرد در شهر ارومیه بوده است. برای این منظور، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، از بین شهروندان ارومیه، نمونه ای به تعداد 450 نفر (315 نفر از قومیت آذری، 135 از قومیت کردی بر اساس نمونه گیری طبقه ای) شدند. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه 24 سؤالی محقق ساخته امنیت اجتماعی و همگرایی قومی جمع آوری گردیده است. یافته های به دست آمده نشان داد که 1- میزان احساس امنیت اجتماعی قومیت های آذری و کرد در شهر ارومیه با یکدیگر تفاوت معناداری ندارد(01/0>P2- میزان احساس همگرایی قومی قومیت های آذری و کرد در شهر ارومیه با یکدیگر تفاوت معناداری ندارد (01/0>P. 3- بین احساس امنیت اجتماعی و همگرایی قومی در هر دو قومیت آذری و کرد شهر ارومیه ضریب همبستگی معنادار وجود دارد (01/0>P. 4- میانگین امنیت اجتماعی و همگرایی هر دو قومیت با میانگین ماکزیمم تفاوت معنادار دارد (01/0>Pنتایج این تحقیق نشان داد که در شهر ارومیه دو قومیت آذری و کرد تقریباً به یک میزان احساس امنیت اجتماعی (به میزان زیاد) و همگرایی (به میزان متوسط) با یکدیگر دارند و همچنین در هر دو قومیت، بین این دو متغیر رابطه ی مستقیم و معنادار وجود دارد یعنی زمانی که احساس امنیت اجتماعی بالا می رود احساس همگرایی بین قومیت ها هم بالا می رود و بالعکس
در مقاله ی حاضر نتایج حاصل از یک مطالعه ی میدانی در باب بیگانگی فرهنگی و عوامل مؤثر بر آن در میان جوانان شهر تهران ارایه شده است.بنیان های نظری تحقیق بر نظریه ی انتقاد اجتماعی فیردنبرگ، فروم و هابرماس، نظریه انزوای ارزش سیمن، اسکلیر، هاینمن و نظریه ی آنومی (بی هنجاری) اسرول، نتلر و فئورلیچ استوار است. با استفاده از روش پیمایش و پرسشنامه ی محقق ساخته بر روی 384 نفر از جوانان واقع در سن 30-20 سال ساکن در شهر تهران که از طریق نمونه گیری خوشه ای با سطح خطای 5% و ضریب اطمینان 95 درصد انتخاب شده بود اطلاعات مورد نیاز برای این تحقیق جمع آوری گردید. جهت احتساب اعتبار(روایی) مقیاس ها و شاخص ها از روش اعتبار صوری و جهت تعیین پایائی (Reliability)آنها از ضریب آلفای کرونباخ با دامنه ی صفر تا یک استفاده شده است.نتایج به دست آمده از آزمون فرضیات تحقیق نشان می دهد که متغیرهای فردگرایی حاکم بر جامعه، ابزاری بودن تعاملات اجتماعی، ناکارآمدی نهادهای اجتماعی کننده، ناهمسوئی و تعارض اهداف و ارزش های فرهنگی و نوع طبقه ی اجتماعی رابطه ی معنی داری را با بیگانگی فرهنگی جوانان نشان داده است. مع الوصف رابطه ی معنی داری میان متغیر بیگانگی فرهنگی و متغیرهای جنس، سطح تحصیلات، وضعیت شغلی و نوع وسایل ارتباط جمعی به دست نیامد.نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه متغیر وابسته با هر یک از متغیرهای مستقل نیز مبین آن است که در مجموع متغیرهای فردگرایی، ابزاری بودن تعاملات اجتماعی، ناکارآمدی نهادهای اجتماعی کننده، نوع طبقه ی اجتماعی و ناهمسویی ارزش ها و هدف های فرهنگی 81 درصد از واریانس و تغییرات بیگانگی فرهنگی جوانان را تبیین می کند
یکی از اهداف این مقاله، تحلیل وضعیت فعلی تولید تله فیلم در سیمای جمهوری اسلامی ایران است. خصوصاً در چند سال اخیر، رویکرد مدیریت کلان سازمان به تولید انبوه تله فیلم؛ گرایش زیادی پیدا کرده است. بدیهی است هر گونه رویکردی ،محسنات و محدودیت هایی دارد.
با شناخت دقیق و بررسی موشکافانه این جریان؛ می توان از منحرف شدن آن که منجر به افت کمی و محتوایی می شود، جلوگیری کرد.برای شناخت بهتر ابعاد این موضوع با ارزیابی تولیدات سال 86؛ توانستیم به نقاط مشترکی در مزایا و محدودیت های این تله فیلم ها برسیم که در این مقاله از آنها سخن گفته خواهد شد.
این پژوهش با هدف بررسی مقایسه ای میزان استفاده از اینترنت و تأثیر آن بر همبستگی اجتماعی" دانشجویان دانشگاه های آزاد و دولتی زنجان صورت گرفته است .
در این تحقیق، برای جمع آوری اطلاعات تکنیک پرسشنامه به کار گرفته شد و برای توصیف داده ها از آزمون های آماری چند متغیره استفاده شده است. همچنین، جامعه آماری این تحقیق، دانشجویان دانشگاه های آزاد و دولتی زنجان اند که بر اساس آمار در مجموع ، 21000 نفرند. از این تعداد 13000 نفر دانشجوی دانشگاه آزاد و 8000 نفر دانشجوی دانشگاه دولتی زنجان هستند.
حجم نمونه مناسب برای این تعداد جامعه آماری، با توجه به فرمول حجم نمونه کوکران، 377 نفر است. واحد آماری این پژوهش، دانشجویان دانشگاه های آزاد و دولتی می باشند.
نتایج این تحقیق نشان می دهد که بین استفاده از اینترنت و میزان همبستگی اجتماعی ارتباطی وجود دارد. میزان همبستگی اجتماعی دانشجویان دانشگاه آزاد بیشتر از دانشجویان دانشگاه دولتی است. میزان همبستگی اجتماعی بین مقاطع مختلف تحصیلی متفاوت است؛ فوق لیسانس بیشتر از فوق دیپلم و فوق دیپلم، بیشتر از لیسانس است
"در پژوهش حاضر که به بررسی موضوع هویت فرهنگی در محتوای روایی مجموعههای تلویزیونی ایرانی پرداخته است، هویت، به سطوح و انواع فردی و جمعی و هویت جمعی، خود به هویتهای قومی، ملی، دینی و مدرن تقسیم میشود. از آنجا که هویت فرهنگی، در اصل برساختهای از تعامل و پیوند بین مؤلفههای گفته شده در ساختار اجتماعی است، کلیه مفاهیم یاد شده را دربر میگیرد. این مفهوم در قالب نظریه کاشت گربنر، به عنوان الگویی معنایی مطرح است که از طریق مجموعههای نمایشی تلویزیون، بازنمایی و به مخاطبان القا میشود.
برای بررسی موضوع پژوهش، مجموعه تلویزیونی «خطشکن» به روش هدفمند انتخاب شده است. از کل 22 قسمت این مجموعه، 14 قسمت و 16 صحنه (به عنوان کوچکترین واحد تحلیل) به روش تحلیل نشانهشناختی، مورد بررسی قرار گرفته است. نشانهها و رمزهای موجود در قسمتها و صحنههای انتخاب شده که دارای مضامین هویت فرهنگی هستند، بر اساس روش تحلیل جان فیسک، در سه سطح رمزگان واقعیت، بازنمایی و ایدئولوژی، تحلیل و ارزیابی شدهاند.
یافتههای پژوهش نشان میدهد در این مجموعه تلویزیونی هویت دینی، به عنوان هویت فرهنگی پایه و برتر بازنمایی شده است. در مقابل، هویت ملی و مدرن نیز به عنوان سطوحی از هویت فرهنگی با بار ارزشی پایین به نمایش درآمده است.
" بازنمایی، نشانهشناختی، هویت دینی، هویت فرهنگی، هویت مدرن، هویت ملی
"آشنایی دانشگاهیان و روشنفکران ایرانی با دیدگاه های نظریه پردازان آسیایی به دلیل وجود زمینه ها و مسایل مشترک می تواند افق های معرفتی را گسترش داده و امکان تبادل تجربیات را فراهم سازد. در این میان سید حسین العطاس یکی از موثرترین اندیشمندان آسیای جنوب شرقی بوده است که در طی دهه ها آثار متعددی را در مورد مسایل فکری، دانشگاهی و اجتماعی به رشته تحریر درآورده است. سید فرید العطاس فرزند او نیز در نظریه پردازی های پدرش مشارکت جسته و برخی از ابعاد آن را گسترش داده است. در این مقاله اندیشه های سید حسین و سید فرید العطاس در خصوص وضعیت علوم اجتماعی در کشورهای جهان سوم و راهبردهای ارتقا این وضعیت از طریق گسترش علوم اجتماعی مستقل و دگرواره مورد بحث و بررسی قرار می گیرند. این نوشتار به بررسی دیدگاه العطاس ها درباره رابطه علوم اجتماعی مستقل با مساله شرق شناسی معکوس و بومی گرایی می پردازد و دیدگاه آنان درباره علوم اجتماعی دگرواره و معیارهای مناسب برای گسترش علوم اجتماعی در کشورهای جهان سوم در دو بخش بررسی می شوند. بخش نهایی این نوشتار با نگاهی به خلاصه مباحث طرح شده در این مقاله دستاوردهای اندیشه های سید حسین و سید فرید العطاس و نسبت آن با مباحث موجود در فضای فکری ایران را مورد ارزیابی قرار می دهد.
"
مقاله حاضر به مطالعه اشکال و طرح های بافته شده بر روی گلیم های دستباف در یک فرهنگ سنتی از دیدگاه مردم شناسی هنر می پردازد. برای این مطالعه، طرح های گلیم های یکی از روستاهای ایران، روستای مولان، از منطقه اذربایجان انتخاب شده و مورد تحلیل شکلی و سبکی قرار گرفته است. هنرهای مردمی از دوران کهن برای ساکنان منطقه شمال غرب ایران، آذربایجان، تقدس داشته تا جایی که برخی از هنرمندان در مقام دانایان، بزرگان و راهنمایان قوم و قبیله بوده اند. این آثار هنری گستره مادی و معنوی بسیاری را از فرهنگ آذربایجان در خود جای داده و لذا بررسی آن ها زوایای عمیقی را از فرهنگ منطقه آشکار خواهد ساخت. از این نظر مردم شناسی هنر از مهم ترین رشته هایی است که قادر به کشف لایه های مختلف فرهنگ هایی است که به شدت به امر هنری وابسته اند و بسیاری از بیان های فرهنگی را در کنش هنری پدیدار می کنند. روش تحلیل شکل ها و طرح های گلیم های مورد مطالعه شامل دو روش رایج در مردم شناسی هنر است که با دیدگاه شمایل نگارانه ترکیب شده اند. اول، تحلیل ویژگی های شکلی آثار هنری و دوم، تحلیل سبکی بین فرهنگی آثار، در تحلیل شکلی و سبکی و بازنمایی معنایی در آثار هنری به طور عام و اشکال و طرح های مورد بررسی به طور خاص، رویکرد فرانتس بوآس به ویژه در اثر مشهور هنر ابتدایی لحاظ و سنجیده شده است. برای بازنمایی شکلی معنا، به دیگر آثار هنری منطقه آذربایجان هم چون هنرهای صخره ای، روایت های مردمی و اساطیر جهت رمزگشایی اشکال و طرح ها رجوع کرده ایم. تحلیل سبکی بین فرهنگی به بررسی تطبیقی سبک طرح های سفالینه های سومری و سبک طرح های گلیم های آذربایجان اختصاص یافته است.