از آن جا که بین نظام جمهوری اسلامی ایران، اندیشه انتظار و زمینه سازی ظهور، ارتباطی محکم برقرار است، مفهوم شیعی انتظار در زمان حاضر به همراه خود، پژواکهایی در عرصه روابط بین المللی داشته است. از این رو مسئله زمینه سازی به عنوان سازه ای معنایی در موازات سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مورد توجه قرار گرفته است. در بعد رسانه ای، اعتقاد به اندیشه انتظار و توجه به زمینه سازی در جهت ظهور امام زمان دست مایه خوانش هایی قرار گرفته است که بر اساس آن ها، این اندیشه محرکه و موجبه ایدئولوژیک نظام جمهوری اسلامی ایران در پی گیری سیاست خارجی است که پیامدی جز متزلزل کردن به اصطلاح امنیت بین المللی نخواهد داشت. بدین منظور، با ارائه تفاسیری مکانیکی از انتظار و مسئله زمینه سازی در سطح رسانه ای، تفسیری کژدیسه از این مفاهیم القا می گردد، به نحوی که انتظار و زمینه سازی به عنوان سازه های معنایی متداول در سطح جهانی، با تروریسم، تلاش برای دست یابی به سلاح های کشتار جمعی و... به یادآورنده هرگونه اقدام وحشت انگیز در نظر آورده شود. هدف این نوشتار، تبیین نحوه این سوءاستفاده و امکان تصحیح این فهم کژدیسه از سازه های معنایی انتظار و زمینه سازی در فضای رسانه ای و سیاسی بین المللی است.
علوم اجتماعی از آغاز ظهور تا کنون، افق گشاییهای گسترده ای در عرصه دانش انسانی داشته است؛ بخش عظیمی از دستاوردهای دنیای امروز در توسعه و پیشرفت، در اثر برنامه های حاصل از تئوریهای علوم انسانی، تحقق یافته است. ولی با همه مشکل گشاییهای این علوم در عرصه دانش بشری، محققان علوم اجتماعی در شرق، به ویژه در جهان اسلام، به قابلیت آن در تبیین پدیده های اجتماعی این سرزمین با شک و تردید نگریسته اند. تردید در مورد ظرفیت تبیینی و توصیفی علوم اجتماعی در جهان اسلام، از یک طرف به تجربه استفاده از این دانش در میدان تحقیق و عرصه پژوهش بر میگردد، و از جانب دیگر به تردید و تشکیک های مطرح در فلسفه علم و مباحث روش شناسی معاصر نسبت به علوم اجتماعی، ارجاع مییابد؛ ظهور دیدگاه های متعدد در فلسفه علم، نشانه آشکار به نفع این ادعا است که علوم اجتماعی، بر خلاف زعم متعارف، به لحاظ معرفت شناختی، از اتقان و استحکام خلل ناپذیر برخوردار نیست. نوشته حاضر در صدد است تا از طریق گذرگاه مباحث معرفت شناسانه به تعریفی اسلامی از علوم اجتماعی دست یازد.
در نوشتهای که میبینید، قرار بوده است فصل «فلسفه و انقلاب» از کتاب «انقلاب اسلامی و وضع کنونی عالم» ساده و موجز شود؛ البته با حفظ معنی و مفهوم. آنگونه که بنده فهمیدم اصل مطلب در نسبت میان فلسفه و انقلاب، این است که از طرفی «انقلاب مرحلهی بریدن از رسوم سابق و رسمیت دادن به چیزی است که مقارن با تغییر تفکر (یعنی فلسفه) در وجود مردمان پدید آمده است» و از طرف دیگر «آغاز فلسفه و تجدید آن، تعرض به حقیقت وجود و ظهور نحوی حقیقت و بناکردن عهدی جدید یا استوار ساختن عهد قدیم بوده است و این عین حقیقت انقلاب است» اما اگر به این مختصر بسنده کنیم، با وجود مفاهیم زیادی که در همین اختصار نهفته است، بهره کافی را نبردهایم.
ظهور فناوری های نوین ارتباطی و نقش روز افزون آنها در زندگی اجتماعی سبب شده است تا شکل های افراطی تر استفاده از این فناوری ها و پیامدهای ناخواسته آنها خطری برای حیات سالم اجتماعی تلقی گردند. در میان رسانه های مدرن، اینترنت به دلیل جاذبه ها و فرصت های متنوع جایگاه ویژه ای دارد. اما در کنار کارکردهای مفید و مثبت آن، استفاده افراطی از آن می تواند منجر به اختلال در عملکردهای فردی و اجتماعی گردد، و زمینه ایجاد وضعیتی که به آن اعتیاد اینترنتی گفته می شود را فراهم کند. اعتیاد اینترنتی ممکن است در بین اقشار مختلف مشاهده شود، اما در میان جوانان شایع تر است. این پژوهش با هدف بررسی رابطه اعتیاد به اینترنت و سرمایه اجتماعی در بین جوانان شهر همدان انجام شده است و از نظریه های سرمایه اجتماعی (کلمن، پاتنام، فوکویاما و بوردیو)، نظریه پردازان شبکه اجتماعی و تاثیرات متقابل دو متغیر سرمایه اجتماعی و اعتیاد به اینترنت که در سه دیدگاه عرضه شدند استفاده شده است. روش تحقیق این پژوهش، پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق جوانان شهر همدان بوده اند که با روش نمونه گیری گلوله برفی، تعداد 138 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه استاندارد شده اعتیاد به اینترنت یانگ (1998) و پرسشنامه محقق ساخته درباره سرمایه اجتماعی است. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS پردازش شده اند. نتایج تحلیل داده ها حاکی از آن است که میزان اعتیاد به اینترنت در میان پسرها (05/41) و در میان دخترها (41/36) است. همچنین یافته های به دست آمده موید عدم وجود رابطه معنی دار بین اعتیاد به اینترنت و سرمایه اجتماعی است. علاوه بر این بین متغیرهای سن، رشته تحصیلی و اعتیاد به اینترنت نیز رابطه معنی داری مشاهده نشد، اما بین اعتیاد به اینترنت و جنسیت این رابطه معنی دار بوده است.
دین به منزله پدیده ای پویا، مهم ترین رکن هویت فرهنگی در جامعه درحال گذار ایران است و نقش مهمی در شکل دهی به هویت جوانان دارد. فضای سایبر، ارزش های اجتماعی را متحول ساخته است و دگرگونی گسترده ای را در شیوه های شکل گیری هویت دینی افراد و گروه ها به وجود آورده است. دانشجویان از گروه های مرجع کشور هستند و در دانشگاه با دسترسی به فناوری های نوین ارتباطی مانند سایت های اینترنتی، چت روم ها، گروه های مباحثه ای آنلاین و... امکان آشنایی و گسترش میدان تعاملاتی آنها فراهم می شود. این مقاله در پی بررسی تاثیرات فضای سایبر بر هویت دینی دانشجویان دانشگاه کردستان است. در این باره استدلال اصلی مقاله حاضر این است که تعامل در فضای سایبر موجب تضعیف هویت دینی دانشجویان می شود. پژوهش حاضر به روش پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه و درباره 400 نفر از دانشجویان دانشگاه کردستان انجام گرفته است. یافته ها حاکی از آن است که هویت دینی در تعامل با فضای سایبر تضعیف می شود و با افزایش میزان مصرف و دسترسی به اینترنت از برجستگی هویت دینی نزد دانشجویان کاسته می شود. در میان ابعاد و شاخص های هویت دینی، فضای سایبر بیشترین تاثیر را بر ابعاد پیامدی و تجربی و کمترین تاثیر را بر بعد شناختی داشته است.
پایداری مفهومی است که توجه اساسی آن بر حفظ سرمایه ها (انسانی، طبیعی، اجتماعی و اقتصادی) در جهت عدالت بین نسلی است. توسعه پایدار در صورتی تحقق می یابد که همپوشی بین لایه های اکولوژیکی، اقتصادی و اجتماعی ایجاد گردد. این بدان معنی است که هر یکاز سیستم ها و زیرسیستم های اکولوژیکی، اقتصادی و اجتماعی به حد مطلوبی از پایداری دست یابند تا بتوان در مورد پایداری به قضاوت پرداخت. جامعه روستایی ما تحت تاثیر روندها و سیاست های دهه های اخیر دچار تحولات گسترده ای شده است، اما شواهد به گونه ای است که نشان از حرکت روستاها به سمت ناپایداری ـ و به ویژه ناپایداری اجتماعی ـ دارد. فقدان الگوی نظام مند در تبیین وضع موجود جوامع روستایی کشور و نیز عدم طراحی مطلوب شاخص های پایداری اجتماعی و به ویژه شاخص های ذهنی در برابر شاخص های عینی، در این آشفتگی نقش عمده ای داشته اند. بررسی نظری نوشتارهای توسعه پایدار و پایداری اجتماعی، طراحی و سنجش شاخص های ذهنی پایداری اجتماعی با استفاده از مدل تاپسیس فازی در سطح 21 روستا و 306 خانوار نمونه در دهستان حومه مرکزی شهرستان خدابنده، نشان داده است که شاخص های ذهنی و نیز مدل به کار گرفته شده، به خوبی توانسته اند واقعیات جامعه روستاهای نمونه را تبین کنند، به گونه ای که در نهایت پس از اجرای مدل براساس شاخص های ذهنی پایداری اجتماعی، روستای آقچه قیا بالاترین و روستای ورجوشان پایین ترین میزان پایداری اجتماعی در بین روستاهای نمونه را ارائه کرده اند.
جهان امروز با بحران تخریب منابع دست به گریبان است. مشکلات فزاینده ناشی از این بحران، استفاده از روشها و راه حل های نوین علمی را برای تعدیل بحران و اتخاذ سیاستهای متناسب برای رویارویی با آن هر روز ضروری تر می سازد.
در مطالعات محیطی مهمترین راهِ نیل به توسعه مبتنی بر علم و شناخت علمی محیط، توجه اصولی به پتانسیلها، ارزیابی توانهای محیطی و بالاخره استفاده همه جانبه و منطقی از سرزمین، است. در این خصوص ارتباط تنگاتنگی بین توسعه کشاورزی با محیط و منابع محیطی نیز وجود دارد. در پژوهش حاضر به مطالعه و ارزیابی توانهای محیطی ناحیه چغاخور برای توسعه توانهای کشاورزی، براساس رهیافت تجزیه و تحلیل سیستمی پرداخته شده است و این فرض مد نظر بوده که ناحیه مذکور دارای توانها و منابع متنوع محیطی است که درصورت برنامه ریزی و استفاده متناسب از توانمندی های آن، مسیرتوسعه همه جانبه و پایدار ناحیه هموار می شود. درفرایند اجرای مطالعه؛ ابتدا با اتکاء به بررسی و شناخت توانهای محیطی، منابع اکولوژیکی شناسایی و سپس بر اساس رهیافت سامانه ای، این اطلاعات تجزیه وتحلیل، جمعبندی، تلفیق و در نهایت به صورت لایه های اطلاعاتی تهیه گردید. در ادامه با استخراج واحدها و سنجش آنها با معیارهای اکولوژیکی، توانها و استعدادهای بالقوه برآورد و درپایان، اولویت بین کاربریهای مجاز تعیین شده است. نتیجه این پژوهش نشان می دهد؛ اکثر سطح منطقه برای توسعه کشاورزی درجه 1 توان توسعه ندارد، اما برای توسعه مرتعداری، کشاورزی درجه 2 و بویژه درجه 4 از توان بالایی برخوردار است. به عبارت دیگر، درحالیکه کشاورزی ممتد در بخشهای محدودی از ناحیه امکانپذیر است، برای دیم کاری و باغداری همراه با آبیاری شرایط مناسبی وجود دارد.
هدف مقاله حاضر، بررسی و تحلیل میزان تاثیرامنیت تصرف زمین، برانگیزه مشارکت خانوارهای ساکن در سکونتگاههای غیررسمی است. به همین منظور، محله غیررسمی اسلام آباد تهران به عنوان نمونه موردی انتخاب شده است. روش تحقیق دراین مقاله از نوع توصیفی و تحلیلی بوده و در آن از روش پیمایش وابزار پرسشنامه برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. از تکنیکهای آماری آلفای کرونباخ، همبستگی پیرسون و جزئی، و تکنیک آماری رگرسیون چند متغیره برای تجزیه و تحلیل داده های خام پرسشنامه استفاده شده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که بین شاخص قانونی نوع مالکیت خانوارها و انگیزه مشارکت آنها در طرحهای بهسازی رابطه معناداری وجود ندارد. این بدان معناست که همه خانوارهای نمونه آماری ( سنددار، قولنامه ای و غیره ) تقریبا به یک اندازه تمایل به مشارکت با سازمانهای محلی و دولتی دارند. در عین حال، نتایج تحقیق نشان داد که بین شاخصهای فراقانونی و متغیر وابسته، انگیزه مشارکت خانوارها در طرح های بهسازی رابطه معنیدار مثبتی وجود دارد؛ به طوری که بالا بودن شاخصهای فوق، منجر به بالا رفتن انگیزه مشارکت خانوارها در طرحهای بهسازی می شود. همچنین نتایج تحقیق نشان دادکه بین شاخص میزان درآمد خانوار و شاخصهای امنیت تصرف زمین و انگیزه مشارکت خانوارها رابطه معنادار مثبت وجود دارد و بالا بودن آن، به افزایش میزان امنیت تصرف ادراکی خانوارها و همچنین افزایش میزان همکاری خانوارها با سازمانهای دولتی، محلی و غیره منجر می شود.
هدف از این مقاله بررسی میزان کاربست مؤلفه های سازمان یاد دهنده در دانشگاههای دولتی کشور بود. مؤلفه های سازمان یاددهنده در پنج مقوله دیدگاه قابل یاددهی، ایده ها، ارزشها، انرژی و قاطعیت در تصمیم گیری مورد بررسی قرار گرفته است. روش تحقیق توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل 25067 نفر اعضای هیات علمی دانشگاههای دولتی کشور (13335 نفر در دانشگاه های وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و 11372نفر در دانشگاه های وابسته به بهداشت، درمان و آموزش پزشکی) در سال تحصیلی86- 85 بوده و یک نمونه 345 نفری از میان آنان به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای بصورت تصادفی انتخاب شد که 315 نفر در پژوهش شرکت نمودند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته 74 سؤالی بر مبنای نظریه سازمان یاددهنده تیچی در قالب طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شده است. پایایی کل پرسشنامه از طریق ضریب آلفای کرونباخ 87 /0 برآورد گردید. برای آزمون سؤالهای پژوهش از آزمون های آماری پارا م تریک از جمله t تک نمونه ای استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد میانگین نمرات پاسخ دهندگان در مورد کاربست مؤلفه های سازمان یاددهنده در گروه نمونه همه کمتر از حد متوسط(3) می باشد و در تمام مؤلفه ها تفاوت معنی دار است. همچنین میزان مطلوبیت استفاده از مؤلفه های سازمان یاددهنده در دانشگاهها با میانگین 25/4 بسیار بالاتر از حد متوسط ارزیابی شده و t مشاهده شده از t بحرانی جدول بزرگتر است. لذا در این خصوص نیز تفاوت میانگین ها معنی دار می باشد.