گردشگری در جهان کنونی فراتر از یک فعالیت اقتصادی است و به عنوان یک پدیده اجتماعی و جهانی، پیچیدگی های خاصی دارد که از جابه جایی انسان ها با فرهنگ های مختلف و ارتباط و تعامل آن ها با هم در زمان صلح به وجود می آید. به همین دلیل، درک تفاوت های فرهنگی برای توسعه موفقیت آمیز گردشگری الزامی است. این تحقیق، با هدف بررسی تفاوت های میان فرهنگی در گردشگری و نحوه برخورد جامعه محلی در مواجهه با آن انجام شده است. تحقیق حاضر، از نظر روش کیفی است. مشارکت کنندگان تحقیق، دوازده نفر از مردم محلی ناحیه قره داغ (ارسباران) بودند که با روش نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. نتایج تحقیق نشان داد که عوامل تأثیرگذار بر تماس بین گردشگران و جامعه محلی، نقش فرهنگ در گردشگری، انواع برخوردهای میان فرهنگی، تفاوت های فرهنگی بین گردشگران و جامعه محلی، مشکلات تفاوت های فرهنگی گردشگران با جامعه محلی، تأثیر تفاوت های فرهنگی بر جامعه محلی و نحوه برخورد جامعه محلی در مواجهه با تفاوت های فرهنگی گردشگران با آن ها، هفت موضوع اصلی مرتبط با تفاوت های میان فرهنگی در گردشگری هستند و 26 موضوع فرعی بر این موضوعات اصلی تأثیر گذارند.
مقاله حاضر به دنبال بررسی رابطه ادراک عدالت اجتماعی و رضایت از شغل می باشد. با توجه به نظریه های موجود در زمینه عدالت، عدالت اجتماعی؛ دارای سه بعد توزیعی، رویه ای و مراوده ای می باشد که رابطه هر یک از این ابعاد با رضایت در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است. روش مورد استفاده در این تحقیق پیمایش می باشد و حجم نمونه 265 نفر از کارکنان اداره کل آموزش پرورش استان مازندران و دانشگاه مازندران می باشند. نتایج تحقیق نشان داد که همبستگی بین دو متغیر ادراک عدالت اجتماعی و رضایت شغلی 7/0 می باشد و عدالت اجتماعی به طور کلی 8/48 درصد از تغییرات رضایت شغلی را توضیح می دهد. از بین هر یک از ﻣؤلفه های عدالت اجتماعی، ادراک عدالت توزیعی نسبت به دو بعد دیگر در تحلیل نهایی سهم بیشتری در توضیح رضایت شغلی افراد دارد. در نهایت نتایج تحقیق نشان از برازش بالای نظریه مورد استفاده با داده های تجربی تحقیق دارد.
«فرهنگ» در تلقی غالب علوم اجتماعی، عام ترین و گسترده ترین مفهومی است که همة فرآوردة مادی و غیرمادی بشر در فرایند پر فرازونشیب حیات اجتماعی و در مسیری به درازای همة تاریخ آن را پوشش می دهد. از مهم ترین پرسش های مطرح در حوزة مطالعات فرهنگی و جامعه شناسی فرهنگ، پرسش از خاستگاه، علل ایجادی و مبادی هستی شناختی آن است. فرهنگ بی شک، ملتقای اندوخته ها و دریافت های نمادینی است که به صورت مستقیم و غیرمستقیم از ظرفیت های وجودی، تعالیم وحیانی، تعاملات اجتماعی و تجربیات زیستی انسان تراوش کرده و به صورتی انباشتی و متراکم در جهانی چندلایه تبلور یافته و به صورت عینی و مستقل یا رسوبات بین الاذهانی به هویت و موجودیت رسیده است. این نوشتار درصدد است تا با الهام از آثار فیلسوف و مفسر برجستة معاصر، علّامه طباطبائی، خاستگاه و علل موجده و احیاناً مبقیة فرهنگ را واکاوی و تحلیل کند؛ موضوعی که در ادبیات موجود علوم اجتماعی، چندان که باید کانون توجه و امعان نظر تحلیلی و پژوهشی قرار نگرفته است. پرسش اصلی این مطالعه، چیستی خاستگاه فرهنگ، و روش آن در بخش رجوع به آرای علّامه، اسنادی و در بخش اثبات و تبیین مدعا، تحلیل و تفسیر محتوای آثار مکتوب ایشان، به ویژه تفسیر شریف المیزان است.