با وجود حضور طولانی مدت مهاجران افغانستانی در ایران، ویژگی ها و رفتارهای جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی آنها کمتر مورد توجه قرار گرفته و شناخته شده است. هدف مطالعه حاضر شناخت رفتارهای جمعیتی، اجتماعی و اقتصادی مهاجران افغانستانی واقع در مناطق جنوبی و کمتر توسعه یافته ایران است. حجم جمعیتی قابل توجه مهاجران افغانستانی در ایران (4/1 میلیون نفر) و نیز سابقه طولانی مدت حضور آنان در جامعه ایران، بر ضرورت انجام مطالعه ای در زمینه شناخت ویژگی های مختلف این گروه از مهاجران تاکید می کند. بنابراین دو منطقه لامرد و پارسیان در دو استان فارس و هرمزگان انتخاب و از 115 زن 15 الی 49 ساله اطلاعات مورد نظر جمع آوری و تحلیل گردید. یافته ها بیانگر این موضوع است که باروری زنان مهاجر با جامعه مبدا و مقصد تفاوت معناداری دارد و باروری آنها در سطح بالاتری از استانهای مقصد است. در بین متغیرهای اجتماعی تنها تحصیلات زنان تفاوت باروری را تبیین می کند. قابل ذکر است ارتباط معناداری بین متغیرهای مدت اقامت،نسبت فامیلی زوجین وتعداد فرزندان وجود نداشت. پایین بودن سطح آگاهی زنان و نیز ازدواج در سنین پایین موجب عدم تحرک اجتماعی زنان مهاجر است. این دو عامل موجب بالاتر بودن سطح باروری زنان مهاجر نسبت به زنان جامعه مقصد گردیده است. به نظر می رسد وجود زمینه های فرهنگی و مذهبی مانند ازدواج در سنین پایین بویژه برای دختران، خواست فرزند پسر از عوامل تعیین کننده رفتار باروری مهاجران در دو شهرستان مورد مطالعه در سال های آینده باشد و باروری آنان را در سطح بالاتر از افراد بومی قرار دهد.
پژوهش های جدی انگاری جرم نشان می دهند که جرایم چقدر برای مردم یک جامعه جدی هستند؟ همچنین این مطالعات گویای این مهم هستند که با توجه به ارزش های اجتماعی حاکم بر جوامع مختلف سطح جدی انگاری جرایم به ویژه جرایم جنسی– اخلاقی متفاوت است. بر این اساس، مقاله حاضربه دنبال بررسی تأثیر عوامل اجتماعی مؤثر بر جدیت و اهمیت جرایم جنسی- اخلاقی (با تأکید بر نقش دین و رسانه) است. در این پیمایش تعداد 380 نفر از دانشجویان دانشگاه خوارزمی به عنوان نمونه انتخاب و اطلاعات توسط پرسش نامه جمع آوری شد. متغیر وابسته این تحقیق، جدی انگاری جرایم جنسی و اخلاقی است. یافته ها نشان می دهند که این جرایم گرچه برای پاسخگویان جدی هستند؛ ولی آن ها در مقایسه با جرایم دیگر، جرایم جنسی و اخلاقی را در رتبه های آخر قرار می دهند، همچنین میزان دینداری، رسانه ها و سطح توسعه یافتگی استان محل سکونت، رابطه معناداری با میزان جدی انگاری جرایم جنسی و اخلاقی دارند؛ اما در این بین، رابطه دینداری بسیار قوی تر است. تحلیل روابط نشان می دهد دینداری موجب افزایش جدی انگاری پاسخگویان به جرایم جنسی– اخلاقی می شود. این در حالی است که تماشای برنامه های تلوزیونی ماهواره و نیز استفاده بیشتر از اینترنت و افزایش سطح توسعه یافتگی محل سکونت با کاهش جدی انگاری جرایم جنسی– اخلاقی همراه است. یافته های این تحقیق در چارچوب دلالت های نظریه جرم دورکیم و رویکرد بر ساخت گرایی تفسیر شده است.
علیرغم اینکه ازدواج مجدد می تواند پیامدهای طلاّق را تا حدّی کاهش دهد و پیامدهای مثبتی بر زندگی زنان مطلقه داشته باشد، ولی بسیاری از این زنان برای بار دوم ازداوج نمی کنند. در این مطالعه تلاش می شود که عوامل اساسی و مهم ازدواج نکردن زنان مطلقه مورد بررسی قرار گیرد. مطالعه حاضر با روش کیفی تحلیل محتوای عرفی انجام شد. اطلاعات از طریق 27 جلسه مصاحبه نیمه ساختار یافته با 25 زن مطلقه دارای میانگین سنی 32 سال که تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی شهر یزد بودند به دست آمد. مشارکت کنندگان با استفاده از شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جمع آوری اطلاعات تا اشباع داده ها ادامه پیدا کرد و داده ها با استفاده از کدگذاری نظری مورد تحلیل قرارگرفتند. پس از تجزیه و تحلیل داده ها سه مقوله اصلی مسائل مربوط به فرزندان، ترس ها و احساسات منفی زنان و شرایط خواستگاران استخراج شد. نتایج نشان داد که شرایط منجر به طلاق باعث شکل گیری احساسات و نگرش منفی در زنان نسبت به مردان و زندگی آینده شان می شود، لذا می توان با ارائه خدمات مددکاری اجتماعی و برگزاری کارگاه های روان شناختی به این زنان کمک کرد تا بتوانند خود را بازسازی کنند و بر ترس ها و نگرانی های خود غلبه کرده و در شرایط روانی مناسب برای ازدواج مجدد قرار گیرند.
با توجه به این که ضرب المثل ها در هر جامعه نمایانگر عقاید و آداب و رسوم و هنجارهای رایج می باشند، بررسی دقیق آنها می تواند درک بهتری از کیفیت روابط خانوادگی ایجاد نماید. هدف این پژوهش تحلیل کیفی ضرب المثل های ایرانی مرتبط با رابطه والد-فرزندی است. ضرب المثل های حاوی کلمه مادر، پدر، فرزند و مترادف های آنها مورد تحلیل کیفی قرار گرفتند. یازده مقوله اصلی بر اساس تحلیل ها استخراج گردید که عبارتند از: جایگاه ویژه و منحصر به فرد والدین برای فرزند، همجوشی والد-فرزند، تفاوت کیفی نقش مادر و پدر، سبک فرزندپروی، رقابت کننده های رابطه والد-فرزندی، امتیازات والدگری، هزینه های والدگری، فرزند سرمایه تحت تملک والدین، بی ملاحظگی فرزند نسبت به والدین، فرزند صاحب مال والدین، و تفاوت کیفی فرزند پسر و دختر هریک از مقوله های مذکور شامل مقوله های فرعی می باشند. بر اساس نتایج، رابطه والد-فرزندی رابطه ای مهم و بی رقیب داراست. والدگری علاوه بر منافعی که به همراه دارد دشواری های زیادی را نیز شامل می گردد که باعث می شود فرزندان همیشه نسبت به والدین احساس دین و حتی گناه داشته باشند. در ضرب المثل ها رابطه والد-فرزندی چنان درهم تنیده و نزدیک به تصویر کشیده شده است که تصور وجود مفاهیمی چون مرز و تمایزیافتگی در این رابطه را دشوار می سازد. همچنین جایگاه مادر برای فرزند برتر از جایگاه پدر توصیف شده است که در خانواده سنتی این امر کمک زیادی به ارتقاء جایگاه زنان در هرم قدرت خانواده می کرده است. بر اساس نتایج میل جنسی، منافع مالی و تهدید جانی مهمترین عوامل تهدید کننده رابطه والد-فرزندی هستند. بدین ترتیب رابطه والد-فرزندی که در جامعه سنتی ایران محوری ترین رابطه برای افراد محسوب می شده است نیز رابطه ای کاملا مورد اعتماد نیست و تحت تاثیر منفی فردگرایی و منفع طلبی طرفین قرار می گرفته است.
به دنبال کاهش سریع باروری در ایران، چرخش به سوی سیاست های مشوق فرزندآوری، در دهه 1390 مورد توجه قرار گرفت و در آبان ماه 1400 "قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت" ابلاغ گردید. اکنون، در گام های نخست اجرای این قانون، زمان مناسبی است که مطالعات جمعیتی نحوه ارزیابی مردم و مخاطبین را نسبت به چالش های اجرایی این قانون و نقاط قوت و ضعف آن واکاوی نمایند. پایش سیاست ها و برنامه های جمعیتی می تواند علاوه بر تشخیص چشم انداز موفقیت آن ها، درجهت تجدیدنظر و اصلاح برنامه ها و طراحی اقدامات مداخله ای دقیق تر و اثرگذارتر مفید واقع شود. مقاله حاضر، برمبنای رویکرد نظریه زمینه ای، داده هایی را از یک مطالعه میدانی در شهر اصفهان و مصاحبه عمیق با 30 زن و مرد مشارکت کننده گردآوری نمود. پس از کدگذاری باز، محوری و گزینشی، پانزده مقوله اصلی از داده ها استخراج و مقوله هسته " نارسایی مشوق ها در ایجاد انگیزه فرزندآوری " در میان افراد غیرمتمایل به فرزندآوری مشخص شد. تحلیل ها نشان می دهد که فرزندآوری به مثابه ی امر خصوصی، مشوق های ناکافی و بی ارزش، ابهام در سیاست گذاری از تصویب تا اجرا، سیاست های موقتی و مقطعی، منجر به بی اعتمادی نهادی و غیرنهادی شده است. این گونه عوامل، همسوسازی خواست افراد با سیاست ها را دشوار و پیچیده نموده است. موفقیت سیاست های حامی فرزندآوری در گرو اعتماد متقابل مردم و دولت است.
"موضوع تحقیق حاضر، بررسی کارکردهای دینی تلویزیون است. مسئلة اصلی تحقیق این است که آیا تلویزیون میتواند به محتوای دینی بپردازد؟ تلویزیون جمهوری اسلامی تاکنون در این زمینه چگونه عمل کرده است و وضعیت مطلوب چیست؟
این تحقیق با روش پیمایشی (survey) و با استفاده از پرسشنامه، به صورت مصاحبه حضوری با مخاطبان برنامههای دینی (939 نفر از افراد 7 سال به بالا)، سازندگان (تهیهکنندگان، کارگردانان) و کارشناسان (استادان آشنا به دین و رسانه) انجام شده است. شایان ذکر است منظور از برنامه های دینی برنامه های خاصی است که برای نمونه از میان برنامه هایی که تاکنون از تلویزیون پخش شده انتخاب شده است . برخی از مهم ترین یافته های این تحقیق عبارتند از : مهم ترین انگیزه بینندگان از تماشای تلویزیون سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت است.
اصول دین ( اعتقادات) مهم ترین موضوع دینی مورد علاقه بینندگان است.
سریال امام علی (ع) و برنامه درس هایی از قرآن پر بیننده ترین برنامه های دینی ( مورد مطالعه) بوده اند
در مجموع 77 درصد بینندگان از برنامه های دینی تلویزیون رضایت دارند.
حدود 30 درصد بینندگان عقیده دارند برنامه های دینی تلویزیون پاسخگوی نیازهای دینی مردم نیست .
جذابیت نداشتن ، پاسخگو نبودن به نیازهای مخاطب واستفاده از قالب های نامناسب مهم ترین اشکالات برنامه های دینی تلویزیون از نظر برنامه سازان است
کمبود کارشناس دینی آشنا به رسانه و آشنا نبودن کارگردانان با مباحث دینی از مهم ترین موانع ساخت برنامه های دینی از دید برنامه سازان است.
"
بررسی تأثیرات آگهیهای بازرگانی، به مرور متوجه گروههای مخاطبان کوچکتر و از جمله کودکان شده است. از دهه هفتاد به بعد، پژوهشهای بسیاری انجام شده که طی آن نحوة برقراری ارتباط کودکان با پیامهای تبلیغی مورد بررسی قرار گرفته است. در این زمینه، پژوهشگران متغیرهای گوناگونی چون سن، جنس، الگوی تماشا، ارتباط کودک با والدین، کلیشههای اجتماعی و نیازهای آنها را مورد توجه قرار دادهاند. برخی پژوهشگران دیگر نیز بر ویژگیهای ظاهری برنامههای تبلیغی مانند موسیقی، برشهای سریع، جلوههای بصری و تحرک کلی برنامه تأکید کردهاند و آنها را در ایجاد ارتباط کودک با تبلیغات مؤثر دانستهاند. اما کلیة پژوهشها نشان داده است که تأثیر تبلیغات آن گونه که تصور میرود به روشنی قابل دریافت نیست و صرف تبلیغ و تلاش برای اقناع کودک به تغییر در رفتار مصرف و یا ترجیح کالایی خاص در این زمینه منجر نمیشود چرا که شبکهای از عوامل پیچیده در این امر دخالت دارد. در هر حال، فرض مهم این است که درک کودکان از تبلیغات و اهداف اقناعی تبلیغکنندگان، همرا با رشد سن، افزایش مییابد.