شکاف جنسی از مهم ترین شکاف های هر جامعه ای است که موجب تفاوت در ارزش ها، نگرش ها و رفتارهای افراد می شود. تفاوت میزان پایبندی به دین و نوع مصرف رسانه ای متفاوتِ مردان و زنان، از مهم ترین این تفاوت هاست؛ هرچند، تاکنون، رابطه بین هویت دینی و نوع مصرف رسانه ای کمتر بررسی شده است. مقاله حاضر با روش پیمایشی و مقطعی، میزان هویت دینی دانش آموزان دختر و پسر متوسطه شهر مرودشت و رابطه آن با نوع مصرف رسانه ای (تلویزیون و ماهواره) آنان را بررسی کرده است. نتایج تحقیق نشان داد که دختران در هر سه بعد هویت دینی (عاطفی، اعتقادی و عملی)، در مقایسه با پسران، به دین پایبند تر بوده اند. همچنین، دختران بیشتر تلویزیون و پسران بیشتر ماهواره تماشا می کرده اند. به عبارتی، نوعی الگوی مصرف رسانه ای مبتنی بر جنس وجود داشته است. همبستگی متغیرهای تلویزیون و ماهواره با ابعاد هویت دینی، به ترتیب، مثبت و منفی بوده است. متغیرهای مستقل تحقیق (جنس و مصرف رسانه ای) توانسته اند بیش از 50 درصد وردایی (واریانس) هویت دینی پاسخگویان و ابعاد سه گانه آن را تبیین کنند. نتایج تحلیل وردایی (واریانس) دوطرفه نشان داد با وجود تأثیری که تماشای تلویزیون و ماهواره بر ابعاد هویت دینی دارند، تأثیر متغیر جنس بر هر سه بعد هویت دینی (به ویژه بعد عاطفی) بیشتر است. تأثیر تلویزیون بیشتر تعدیل کننده تأثیر جنس بر ابعاد اعتقادی و عاطفی، و تأثیر ماهواره بیشتر تعدیل کننده تأثیر جنس بر بعد عملی هویت دینی بوده است.
حقوق شهروندی آمیخته ای از وظایف و مسئولیت های شهروندان در قبال یکدیگر، شهر و دولت ( قوای حاکم)؛ حقوق و امتیازاتی که وظیفه تأمین آن بر عهده ی دولت یا قوای حاکم است. مفهوم حقوق شهروندی یکی از عوامل مهم در توسعه ی اجتماعی و رفاه اجتماعی است. هدف این پژوهش قرائت شهروندان شهر ایوان از مفهوم حقوق شهروندی است. روش شناسی پژوهش حاضر کیفی است. جهت جمع آوری اطلاعات از نمونه گیری سهمیه ای و مصاحبه ی متمرکز(گروه کانونی) استفاده گردیده است. این پژوهش بر روی 50 نفر از شهروندان شهر ایوان انجام شد. شهروندان به پنج گروه ده نفره ی دانش آموزی، دانشجویی، کارمندان، متخصصان، بازاریان و کسبه تفکیک شدند و از هر گروه مصاحبه ی عمیق به عمل آمد؛ نتایج مصاحبه ها ضبط، و به متن تبدیل و تحلیل شدند. نتایج نشان می دهد که در مجموع آگاهی شهروندان از حقوق شهروندی کم است. این مسأله ناشی از اعتماد و مشارکت اندک شهروندان از یک سو، و فعالیت کم در ارائه ی آموزش حقوق شهروندی به شهروندان از سوی دیگر، می باشد. هم چنین، در مصاحبه های انجام شده تقریباً بیشتر مصاحبه شوندگان به آموزش حقوق شهروندی توجه نشان داده اند؛ و این آموزش را به طور گسترده در بین تمام اقشار جامعه لازم دانسته اند. بنابراین، فرایند آموزش باید به صورت گسترده و فراگیر از طرف نهادهای ذی ربط مانند آموزش و پرورش، دانشگاه ها، صدا و سیما و مطبوعات انجام شود. در مورد التزام به حقوق شهروندی، مصاحبه شوندگان دیدی انتقادی نسبت به دولت دارند. در این زمینه به مواردی مثل پارتی بازی و رشوه خواری اشاره می کنندکه منجر به فساد اداری و تضییع حقوق شهروندان می شود.
ا رزش های اجتماعی تا زمانی که با سایر ارزش ها ارتباط ارگانیک دارند، ماندگارند، اما به محض محدودشدن دامنه ارتباط یا ایجاد اختلال در ارتباط، علائم حیاتی ارزش ها رو به نیستی می رود. اهمیت ارزش ها و نقش آن در تعالی جامعه از یکسو و فقدان شناخت کافی، موثق و به موقع از فرایند سُست شدن ارزشهای بالنده و رسوخ ضدارزش ها در جامعه امروزی، ضرورت این مطالعه را دوچندان نمود. هدف پژوهش حاضر، بازنمایی چگونگی بروز دگرگونی های ارزشی در جامعه به ویژه در زنان است. بدین منظور ۳۶ نفر از زنان و مردان (۱۲ مرد و ۲۴ زن)، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها و بررسی میزان همگرایی و غنی سازی یافتهها، از چندین فن، شامل مصاحبه بدون ساختار، مصاحبه نیمه ساختارمند، مشاهده و نامه نگاری شرکت کنندگان، استفاده شد. مرور و مقایسه متوالی داده های گردآوری شده، به استخراج ۱۰ مقوله و ۳ مقوله کلی منتج گردید. تحلیل ساختار ارزش ها و تعامل زنان با دیگران، منجر به شکل گیری نظریه میانی شد. الگوی بدست آمده از این پژوهش، نشان می دهد، مقوله محوری که زمینه ساز بروز دگرگونی های ارزشی در افراد به ویژه زنان می شود، «عدم توجه به مبدأ هستی و نگاه کوته بینانه به فلسفه وجودی انسان» است که باعث سُست شدن باورها و در نتیجه شکسته شدن حریم ها و بی توجهی به نقش ها و مسئولیت ها می شود. چنانچه فردی تحت تاثیر شرایط واسطه ای و محیطی ویژه، قرار گیرد، احتمال ورودش به دگرگونی های ارزشی، افزوده می شود و مبتنی بر راهبرد لذت جویی آنی، احتمال ایجاد پیامدهایی چون: مسخ ارزش ها و بروز دگرگونی های ارزشی افزایش خواهد یافت. در این مقاله، نحوه شکل گیری نظریه میانی مورد بررسی قرار گرفته است.
تکنولوژی، که از آغاز و به قصد سلطه انسان بر جهان طبیعی شکل گرفت، امروز، با گسترش ابعاد فنّاوری در حوزه های مختلف علم، نقش بی بدیلی در زندگی انسان ها ایفامی کند. اگرچه هنوز برخی صاحب نظران از این که واژه سلطه را در این رابطه استعمال کنند احتیاط می کنند، درحقیقت، سلطه تکنولوژی بر انسان مدت هاست که آغاز شده و به اندازه ای این تسلط آرام و سازوار با نیازهای انسان پیش رفته که امروزه اگر کسانی با تردید به این مسئله می نگرند، به دلیل همین بستر منعطف و هماهنگ است. این مسئله اگرچه همواره از آغاز مدرنیته با فراز و فرودهایی همراه بوده و موافقان و مخالفان، هریک با ارائه دلایلی، تفوّق تکنولوژی و پیامدهای آن را بر زندگی انسان مورد بررسی و تحلیل قرارداده اند، به دلیل تغییرات گسترده در شیوه های این برتری، همچنان این مسئله به کانون توجه و نقد صاحب نظران مختلف تبدیل شده است. در این تحقیق سعی شده با مرور برخی از پژوهش های پیشین، در چارچوب برخی نظریه های انتقادی و پیوندی مشترک در حوزه علوم انسانی، این موضوع مورد بررسی قرارگیرد
توسعه به مثابه صفتی که بیانگر کم و کیف هر جامعه و دوره تاریخی است و در حوزه های وسیع اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی در مقیاس های کلان (نظام)، میانی (نهادی و سازمانی) و خرد (کنشگری) قابل شناسایی و احصاء است به رغم قوت ها و توانمندی هایی که با خود دارد آسیب ها و مسائلی را هم همراه دارد، که آن را دچار اختلال و ناپایداری هایی می کند. این اختلال و ناپایداری در کشورهایی که فرآیند توسعه شان متأثر از جوامع دیگر و پارادایم های فکری بیرونی بوده بیشتر بوده است. و مهم تر این که این وضعیت در حوزه اجتماعی که قلمرو توسعه اجتماعی را تشکیل می دهد، نمایی بیشتری دارد. در این مقاله به چرایی غفلت از توسعه اجتماعی، ناپایداری و آسیب های آن در پرتو گفتمان های جدید و تازه ای که در نوشته های توسعه مطرح شده اند چون گفتمان پسا استعماری، پسا توسعه ای و توسعه جایگزین و نیز تجربه عملی و پیامدهایی که سیاست ها و برنامه های توسعه ای از حیث اجتماعی در پی داشته اند استفاده می شود. فرض بنیادی این مقاله این است که امر اجتماعی و به تبع آن توسعه اجتماعی مورد غفلت قرارگرفته و نگاهی تقلیل گرایانه در بحث های توسعه وجود داشته است. به گونه ای که توسعه اجتماعی را در مقام نظر معطوف به رفاه اجتماعی در معنای حداقلی آن و از حیث سیاستی معادل با تدارک خدمات رفاهی و پاسخ به نیاز های اساسی دانسته و یا این که پسماند امر اقتصادی و سیاسی تلقی شده است.
در میان عواملی که به منظور تسهیل زندگی روزمرة مصرف کننده با درگیری ذهنی بالا لازم است، پوشاک مد عاملی مهم و قابل توجه برای بسیاری از مصرف کنندگان است و در سال های اخیر توجه مصرف کنندگان به این حوزه بیشتر شده است. با توجه به ضرورت موضوع، این پژوهش بررسی اثر مذهب، مادی گرایی و ویژگی های جمعیت شناختی مصرف کننده بر درگیری ذهنی با پوشاک مد را در بین شهروندان یزدی مورد بررسی قرار داده است. روش تحقیق حاضر به صورت پیمایشی و از بُعد هدف، توصیفی است. در آمار تحلیلی این پژوهش برای تعیین نقش و جایگاه هریک از مؤلفه های پژوهش، با استفاده از نرم افزار Amos، روش تحلیل عاملی تأییدی به کار گرفته شده است. همچنین به منظور بررسی روابط بین درگیری پوشاک مد با ابعاد آن از آزمون همبستگی، و برای تعیین نحوة تأثیر درگیری با پوشاک مد و دانش ذهنی بر اطمینان در تصمیم گیری مد، از آزمون رگرسیون خطی استفاده شده است. جامعة آماری پژوهش شامل کلیة افراد بالای بیست سال در سطح شهر یزد است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 99 نفر محاسبه شد. نتایج تحقیق نشان داد که مذهب و مادی گرایی بر درگیری ذهنی با پوشاک مد تأثیر معنی داری دارند و درگیری بر اطمینان تصمیم گیری مد تأثیر مثبت و معنی داری دارد. همچنین درگیری ذهنی با پوشاک مد و دانش ذهنی تأثیر مثبت و معنی داری بر اطمینان تصمیم گیری مد دارد. در بررسی ارتباط عوامل جمعیت شناختی (جنسیت، سن، تحصیلات و درآمد) با متغیرهای مورد مطالعه مشخص شد که همبستگی بین آنها حتی در سطح اطمینان 95 درصد هم معنی دار نبود.
تحقیر نقش خانوادگی زنان و صرفاً اهمیت دادن به هویت اجتماعی آن ها، یکی از اشتراکات نظری دیدگاه های مختلف فمینیستی است. اندیشمندان اسلامی نیز آرای متفاوتی درباره جایگاه و نقش اجتماعی زن بیان کرده اند. در پژوهش حاضر، اندیشه های آیت الله خامنه ای، رهبری نظام جمهوری اسلامی ایران درباره این موضوع بررسی شده است. همه سخنرانی ها و بیانات پنج سال اخیر ایشان با روش تحلیل محتوای کیفی مایرینگ بررسی شد. در نهایت مقولات گوناگون در پنج محور تحصیلات، اشتغال، فعالیت های سیاسی، عرصه مجاهدت ها و حوزه ورزش قهرمانی دسته بندی گردید و در هر بخش جمع بندی انجام شد. به عنوان نمونه در زمینه تحصیلات ایشان تأیید همراه با تشویق را برای زنان به کار می برند و زنان تحصیلکرده را مایه افتخار جامعه اسلامی می دانند، اگرچه در زمینه اشتغال، نظری متفاوت دارند و آن را به صورت مشروط تأیید می نمایند. وجوه تشابه و تفاوت دیدگاه ایشان با متفکران اسلامی و نیز نظریه های غربی درباره نقش اجتماعی زنان در نتیجه گیری ذکر شده است.