بحران آفرینی، سیاست اصلی دولت ایالات متحده در موضوع هسته ای ایران را تشکیل داده است. در این می یان، دیپلماسی رسانه ای ایالات متحده نقشی بی بدیل در ساخت بحران هسته ای ایران و سپس تداوم این بحران داشته است. در طی سال های گذشته رسانه ها به عنوان اصلی ترین کارگزاران دیپلماسی رسانه ای دولت ایالات متحده با القای نزدیک شدن حکومت ایران به مرحله ساخت بمب اتم، افکار عمومی دنیا را تحت تأثیر قرار داده اند. بررسی چگونگی این اقدام رسانه ای، مسئله اصلی این مقاله را تشکیل داده است. در بررسی این مسئله، ضمن اشاره به نقش اساسی صدای آمریکا در ساخت و سپس تداوم مناقشه هسته ای ایران، به تحلیل محتوایی عملکرد این رسانه پرسابقه آمریکایی پرداخته ایم. باتوجه به ماهیت این مقاله، در این پژوهش از روش تحلیل محتوا بهره برده ایم. همچنین با بهره مندی از منابع کتابخانه ای، اسنادی و اینترنتی به گردآوری اطلاعات لازم پرداخته و درنهایت ضمن تبیین چگونگی بحران سازی از موضوع هسته ای ایران به دسته بندی مناطق تأثیرپذیر از این فضاسازی رسانه ای و ابعاد گوناگون آن پرداخته ایم
"با وجود اینکه بعضی از موجودات زنده از لحاظ خصوصیات تمدنی و بعضی دیگر از لحاظ عناصر فرهنگی، ساختار پیچیدهتری از انسانها دارند، اما انسان با توجه به خصوصیات راستمغزی ـ چپمغزی، به تکامل ترکیبی این دو خصوصیت (با شدت و ضعف در جوامع مختلف) و توسعه و رشد متوازن آنها گرایش نشان داده و میدهد. ازآنجاکه بشر از ابتدای خلقت از توانایی ژنتیکی برتر خود در هر محیط و هر جامعه استفاده بیشتری برده، در صورت راستمغزی، رشد آن مجموعه بر اساس خصوصیات فرهنگی شکل گرفته و تمدن وی بر اساس فرهنگْ ساختار یافته و در صورت چپمغزی، رشد مجموعه بر اساس تمدن پایهریزی و فرهنگ آن از تمدنش پدید آمده است. بر این اساس، به نظر میرسد بتوان فرایندهای فرهنگی و تمدنیِ جوامع مختلف را مبتنی بر خصوصیات راستمغزی و چپمغزی آنها با دقت بالایی مطالعه، محاسبه، پیشبینی و برنامهریزی نمود. سؤال اصلی این مقاله اینست که چه رابطهای بین راستمغزی ـ چپمغزی و فرهنگ و تمدن وجود دارد؟ روش این تحقیق توصیفی، نوع آن بنیادی، شیوه جمعآوری اطلاعات کتابخانهای و ابزار آن فیش و جدول میباشد.
"
هدف این تحقیق، برآورد شیوع روابط جنسی با جنس مخالف قبل از ازدواج در بین جوانان در ایران به تفکیک جنس، به روش فراتحلیل، بر اساس مطالعات انجام شده طی 15 سال گذشته (1380 تا 1394) است. از بین 147 مقاله منتشر شده و گزارشات، تعداد 15 مورد معیارهای لازم برای ورود به فراتحلیل را داشتند. داده ها با استفاده از نرم افزارهای MEDCALC و CMA مورد تحلیل قرار گرفتند. حجم نمونه مورد بررسی 14989 نوجوان و جوان دانشجو و غیردانشجو در شهرهای تهران، قزوین، تبریز، شاهرود، اصفهان، قوچان، کرج و لرستان با میانگین سنی16/6 تا 23/5 سال بود. شیوع رابطه جنسی قبل از ازدواج در تهران %22/5 و در سایر استان ها %7/14 برآورد شد. میانگین کشوری، بدون در نظر گرفتن سهم جمعیت تهران به کل کشور، %19/1 و پس از در نظر گرفتن سهم جمعیت تهران به کل کشور، %16 برآورد شد. این شیوع در پسران به طور قابل ملاحظه ای بیشتر از دختران (%29/1 در برابر %12) است. ناهمگونی قابل توجهی بر اساس جنس و منطقه جغرافیایی دیده می شود. بنابراین حدود یک ششم جوانان در معرض خطرات سلامتی (بیماری ها) و اجتماعی (افزایش سن ازدواج) ناشی از این روابط هستند که ضرورت برنامه ریزی برای رویارویی با عواقب این پدیده را بیش از پیش مشخص می کند.
تحقیق حاضر، مطالعه ای اسنادی است که به ارزیابی انتقادی دو نظریه «انتخاب عقلانی» و «بازار دینی» در جامعه شناسی دین و نسبت اسلام با این نظریات می پردازد. نظریه انتخاب عقلانی، متأثر از طیف وسیعی از مباحث فلسفی، اقتصادی، مطالعات رفتاری و جامعه شناختی است که رفتار کنشگران اجتماعی را مبتنی بر رویکرد عقلانی هزینه فایده تبیین می کنند. از سوی دیگر، نظریه بازار دینی با تکیه بر اصل آزادی انتخاب، شرایط مطلوب برای توسعه و تداوم دین را شکل گیری بازار دینی می داند. محور مشترک هر دو نظریه عقلانیت است که براساس آن، انتخاب دین در بازار آزاد و متکثر دینی و در فرایندی از تحلیل هزینه فایده انجام می گیرد؛ درنتیجه هرچه مؤسسات دینی توسعه یافته تر باشند، شادابی دینی نیز بیشتر است. با وجود بسط گسترده این دو نظریه در جامعه شناسی دین، انتقاداتی چون ضعف در تبیین سطوح ساختاری و کلان، مسئله تعمیم سازی نظری و تجربی، کم توجهی به عواطف و ارزش ها و عقاید انسانی، برون نگری دینی، این همان گویی در فرض ها و مهم تر از همه، تبیین نظری و تجربی در بستر سکولاریسم بر آنها مترتب است. از چشم انداز اسلامی نیز مهم ترین انتقاد، شکل گیری این دو نظریه در بستر سکولار است.
در این مقاله تغییراتی که در اثر موفقیت سوادآموزی بزرگسالان‘ در میزان با سوادی کشور‘ به وجود آمده بررسی شده است. دورده زمانی مورد تأکید‘ در مقایسه ها‘ در برهه پیش از انقلاب و پس از انقلاب بوده و در تحلیل وقایع مرتبط با سوادآموزی بزرگسالان از هر دو شیوه تحلیلی متعارف در جمعیت شناسی تحلیل مقطعی و تحلیل نسلی استفاده شده است. چون بخش بزرگی از بی سوادان را افراد 15 ساله و بیشتر تشکیل می دهند‘ از این رو تحلیلها بر این گروه متمرکز بوده و به رابطه سواد و برخی جنبه های جمعیت شناختی نیز توجه شده است. اسناد و شواهد آماری مؤید آن است که پس از انقلاب در آموزش بزرگسالان موفقیتهای چشمگیری به دست آمده است. شواهد در این بررسی حاکی از تغییر تعداد بی سوادان بعد از انقلاب اسلامی است: به طوری که پس از انقلاب این تعداد قریب 5/1 درصد کاهش داشته است. با این همه‘ هنوز هم بیشترین توجه به وضع سواد مردان است‘ در حالی که برنامه ریزی برای آموزش زنان تلاش بیشتری را می طلبد. بررسیها نشان می دهد که هرچند عمده وقایع جمعیتی برای بزرگسالان به وقوع می پیوندد‘ ام تغییر مهمی بین سوادآموزی بزرگسالان و قایعی چون ازدواج و زاد و ولد وجود دارد. به این نکات نیز در مقاله حاضر تا حد امکان توجه شده است.
هویت جنسیتی به عنوان یکی از وجوه مهم هویت انسان از مفاهیمی است که همواره محملی برای نظریه پردازی و واکاوی های علمی و پژوهشی قرار گرفته است. در این میان، هویت جنسیتی مردانه به عنوان نیمه قوی جامعه و نحوه بازنمایی آن در رسانه تلویزیون، موضوع پژوهش حاضر است. این پژوهش با بهره گیری از روش نشانه شناسی درصدد آن است نشان دهد هویت مردانه مردان سریال تلویزیونی ستایش به چه نحوی کدگذاری شده است. مهمترین نتایج این پژوهش نشان داد، مردان این مجموعه به طور کلی در سه گروه مردان سلطه گر، سلطه پذیر و مستقل بازنمایی شده است که حضور مردان سلطه گر و سلطه پذیر بیش از مردان مستقل در این مجموعه انعکاس یافته است. همچنین بازنمایی صورت گرفته از مردان در این سریال، مشروعیت پدرسالاری را به چالش کشیده به طوری که تصویری منفی از این نظام به مخاطب معرفی شده است.