سبک زندگی مخاطب نقش مهمی را در جذب و حفظ مخاطبان رسانه خبری ایفا می کند. منظور از سبک زندگی فعالیت های نظام مندی است که از ذائقه فرد ناشی می شوند. هدف از پژوهش پیشِ رو شناسایی ذائقه خبری مخاطبان ایرانی است. برای این منظور، با پانزده نفر از استادان و کارشناسان رسانه مصاحبه شد. از تحلیل محتوای کیفی داده ها با رویکرد استقرایی، این نتیجه به دست آمد که ذائقه خبری مخاطبان ایرانی در دو مؤلفه «عادتی» و «ابزاری» و به ترتیب اهمیت در قالب «اخبار سلبریتی»، «اخبار حریم خصوصی»، «اخبار ورزشی»، «اخبار محلی»، «اخبار سیاسی»، «اخبار رسوایی»، «اخبار سلامت»، «اخبار معیشتی»، «اخبار حوادث» و «اخبار علم و فناوری» قرار می گیرند. باتوجه به ترتیب اهمیت ذائقه های خبری، بیشتر مخاطبان ایرانی ذائقه خبریِ برحسب «عادت» دارند و نگاه «ابزاری» به خبر کمتر دیده می شود.
این پژوهش باهدف شناسایی آسیب های ساختار مطبوعات محلی شهر اصفهان انجام شد. روش تحقیق،کیفی از نوع پدیدارشناسی و حوزة پژوهش تمامی فعالان باتجربة مطبوعاتی شامل مدیران مسئول، سردبیران، صاحبان امتیاز، خبرنگاران، روزنامه نگاران، استادان دانشگاه، منتقدان، مدیران تشکل های غیردولتی و افراد دارای پست مدیریتی سازمان خصوصی یا دولتی مطلع مطبوعات بوده است. نمونه گیری به صورت هدفمند تا اشباع اطلاعات ادامه یافت و تعداد شرکت کنندگان به 19 نفر رسید جمع آوری اطلاعات با استفاده از مصاحبه از نوع نیمه ساختاریافته و تجزیه و تحلیل آنها به روش استویک کلایزی کن انجام شد. در این تحقیق تعداد 176 مفهوم به دست آمده که پس از هدفمندی در دودستة اصلی شامل ” آسیب های درونی ساختار مطبوعات محلی شهر اصفهان“ و ” آسیب های بیرونی ساختار مطبوعات محلی شهر اصفهان“ دسته بندی شد. نتایج نشان داد که ضعف در عملکرد و تخصص مدیران و سردبیران مطبوعات محلی ضعف در تخصص و اخلاق حرفه ای روزنامه نگاران و خبرنگاران مطبوعات محلی ضعف در امکانات شغلی برای روزنامه نگاران و خبرنگاران مطبوعات محلی، پایین بودن کیفیت محتوای نشریات محلی، جذاب نبودن ظاهر و جذابیت های جانبی مطبوعات محلی، توزیع نامناسب مطبوعات محلی و فعالیت نامناسب متصدیان دکه های مطبوعاتی مهم ترین آسیب های درونی و عوامل اقتصادی عوامل اجتماعی عوامل فرهنگی و عملکرد سازمان های دولتی و غیردولتی و تشکل های مطبوعاتی مهم ترین آسیب های بیرونی مطبوعات محلی شهر اصفهان بود.
بخشی از دانش عامیانه در ترانه های اجتماعی انعکاس می یابد. ترانه های اجتماعی بسیار متنوع هستند. نوعی از ترانه های اجتماعی کارنواها یا ترانه های کار هستند. ترانه های کار،ُ نواهایی هستند که مردان و زنان در حین کار و یا برای کار و ثمره آن به صورت فردی یا جمعی می خوانند. هدف این تحقیق از سویی طبقه بندی ترانه های کار در مناطق کردنشین وتحلیل بازنمایی ساختار اجتماعی در آن ها از دگر سو است. بعد نظری این تحقیق ریشه در نظریه های فلکلور دارد. روش مطالعه این تحقیق شامل مطالعه اسنادی، کار میدانی و انجام مصاحبه با ترانه خوانان کار در مناطق مختلف استان کردستان بوده است. نتایج این مطالعه نشان داد که تنوع ترانه های کار بسیار زیاد است و طبقه بندی مستدل آن ها کاری ضروری است. دوما محتوی ترانه ها حاکی است که این آواها هنری اجتماعی هستند که توسط افراد عادی و در جریان امور زندگی و برای ناکامی های فردی و اجتماعی، حسرت ها و تمناهای زندگی خوانده می شوند. این ترانه ها در حین تلاش و کوشش و کمتر در اوقات فراغت اجرا می شوند. شاعر ابیات و همچنین هنرمندان آن غالبا ناشناخته اند. ترانه ها اغلب به صورت فردی و گاه بصورت جمعی خوانده می شوند. اکثر این ترانه ها مربوط به مشاغل سنتی و فقط یک مورد آن مربوط به وضعیت پیشا صنعتی است. ترانه ها بازتاب شرایط متنوع اجتماعی، نوع شغل و تولید و مشکلات آنان و در عین حال نشانه ای از رویاروی مدرنیته مهاجم با سنت های قدیمی است که در دست مردمانی بدون انتخاب گیر افتاده اند. <br /> واژگان کلیدی: نوع بندی، ترانه های کار، استان کردستان،
کار اقماری که در آن ماه کاری به دو نیمه کار-خانواده تقسیم می شود دارای پیامدهایی است که آن را از سایر مشاغل متمایز می سازد. هدف اصلی پژوهش شناسایی پیامدهای اجتماعی- اقتصادی کار اقماری در ایستگاه های تقویت فشار گاز است. روش پژوهش کیفی و گردآوری داده ها و استفاده از 4 گروه مرکز و 11 مصاحبه می باشد. بعد از استخراج و مقوله بندی یافته ها باید گفت که مهمترین پیامدهای اقتصادی مثبت کار اقماری مربوط به ضریب حقوقی بالا، ایجاد فرصت مناسب برای سال های پایانی خدمت و بازنشستگی و همچنین فرصت ایجاد شغل دوم است. مهمترین پیامدهای اجتماعی مثبت کار اقماری شامل فرصت ادامه تحصیل کارکنان، امکان گذران اوقات فراغت طولانی تر و تعامل عمیق با سرپرست و همکاران می باشد. مهمترین پیامدهای اجتماعی منفی کار اقماری نیز در برگیرنده شرایط نامناسب محل استراحت کارکنان، تعارض پایگاه شغلی ذهنی و عینی کارکنان، تعارض نقش کار- خانواده کارکنان و احساس بیگانگی از خود است.
این مقاله برگرفته از پژوهش دانشگاهی با عنوان «نیازسنجی بازار کار و رابطه ی آن با اشتغال دانش آموختگان دانشگاه ها؛ مورد شیراز» است که در آن با بررسی انتقادی تحقیقات و منابع اسنادی موجود در خصوص بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاه ها، رابطه بین نظام آموزشی کشور (محتوی دروس دانشگاهی و کیفیت نظام آموزشی) و میزان بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاه ها مورد توجه قرار گرفته است. هدف از تحقیق حاضر این است که موانع اشتغال دانش آموختگان دانشگاه ها را در نظام آموزشی کشور (با تاکید بر آموزش دانشگاهی) مورد بررسی قرار داده و رابطه ی آن را با ساختار و کارکرد توسعه ی اقتصادی اجتماعی کشور و همچنین، ساختار روابط و مناسبات ناعادلانه اجتماعی، مشخص سازد. به این منظور با تدوین چهارچوب نظری برگرفته از نظریه جان دیویی در آموزش و پرورش و پارادایم دکتر سیف اللهی در توسعه ی اقتصادی اجتماعی کشور و همچنین، دیدگاه مرحوم دکتر عظیمی در زمینه ی اقتصادی، سعی دارد به نقد و بررسی این موضوع بپردازد. یافته های تحقیق نشان می دهد که بیکاری در بین فارغ التحصیلان، به علت عدم انطباق تحصیلات دانشگاهی و بازار کار، در سطح بالایی قرار دارد
یکی از شاخص های مهم میزان موفقیت سازمان ها، افزون بر منابع مالی، وجود نیروی انسانی سالم، توانمند و متعهد است و این مساله به خصوص در حرفه هایی مانند نیروی انتظامی که با خدمات انسانی سر و کار دارند از حساسیت بیشتری برخوردار است. هدف این پژوهش تعیین و ارتباط هوش هیجانی و ویژگی های شخصیتی با فرسودگی شغلی در کارکنان ناجا بود. روش پژوهش همبستگی پیرسون بود. نمونه 65 نفر از کارکنان مرد نیروی انتظامی شهرستان فامنین بوده که به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. اطلاعات جمع آوری شده از طریق پرسشنامه با استفاده از SPSS16 تحلیل و این نتایج حاصل شد: بین تمامی مولفه های هوش هیجانی با فرسودگی شغلی رابطه معنادار منفی و بین ویژگی های برون گرایی، توافق پذیری، وظیفه شناسی از ابعاد ویژگی های شخصیتی با فرسودگی شغلی رابطه معنادار منفی و نوروزگرایی با فرسودگی شغلی رابطه مثبت وجود دارد. ولی بین گشودگی به تجربه با فرسودگی شغلی رابطه معناداری حاصل نشد. همچنین نتایج نشان داد که هوش هیجانی و ویژگی های شخصیتی 30 درصد از کل واریانس فرسودگی شغلی را پیش بینی می کند. بنابراین اگر نیروی انتظامی از هوش هیجانی و از یک ارزشیابی شخصیت به عنوان قسمتی از فرایند و سیستم استخدام، استفاده نمایند، می توانند افرادی که احتمالا دچار فرسودگی شغلی خواهند شد، را شناسایی کنند.
مقاله حاضر به بررسی رابطه تعاملات نهادی و شاخص های سرمایه اجتماعی و «مطالعه موردی؛ نهادهای خیریه و کمیته امداد 1399» می پردازد. این پژوهش با اتخاذ رویکرد کیفی به روش تحلیل مضمون -که به دنبال خروجی مضمون های پایه، سازمان دهنده و فراگیر مرتبط با مسئله تحقیق است- و با هدف دستیابی به رابطه تعاملی بین کمیته امداد و خیریه ها با شاخص های سرمایه اجتماعی انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق برای مصاحبه های نیمه ساختاریافته شامل مدیران، برنامه ریزان، کارشناسان و استادهای دانشگاه در کمیته و مؤسسات خیریه بود که درنهایت 23 نفر به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از روش تحلیل مضمون براون و کلارک (2006) استفاده شد و درنهایت سه مضمون اصلی اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی و انسجام اجتماعی استخراج شدند. با شناخت ادراک و نگرش مشارکت کنندگان مشخص شد ارتباط و تعامل مناسب بین کمیته امداد و نهادهای خیریه می تواند سبب افزایش سرمایه اجتماعی (اعتماد، مشارکت و انسجام) شود. کمیته امداد و نهادهای خیریه به عنوان شبکه های اجتماعی، بستری برای مشارکت هستند که ماحصل آن ها انسجام و یکپارچگی، و اعتماد اجتماعی است. هرچقدر پیوند افراد با دیگران در جامعه بیشتر شود، مشارکت و اعتماد بیشتری در درون شبکه های اجتماعی صورت می گیرد و درنتیجه میزان همبستگی و یکپارچگی بیشتر خواهد شد؛ ضمن آنکه کیفیت خدمت رسانی به نیازمندان نیز افزایش می یابد.
در این پژوهش سعی شده است شکاف های مفهومی و نظری تئوری رهبری کاریزمای وبر مشخص شود و سپس، براساس روش تیپ ایده آل وبری به برساخت تیپ ایده آلی از رهبری کاریزمایی اقدام شود که در حوزه جامعه شناسی بوده و قابلیت آزمون تجربی-تاریخی داشته باشد. براین اساس، ابتدا به بررسی چرایی وجود ابهام های نظری در تئوری کاریزمای وبر پرداخته شده است. سپس، براساس آرای وبر و شارحان اصلی او سعی شده است دو رویکرد اصلی به مسئله کاریزما به صورتی منسجم سنخ بندی و برساخت شود: رویکرد اول مطالعاتی هستند که بیشتر به صفات و ویژگی های فردی پرداخته اند و سعی کرده اند دلایل ظهور کاریزما را در فرد صاحب کاریزما بجویند؛ رویکرد دوم مطالعاتی هستند که بیشتر به دریافت های پیروان و پاسخ نگرشی و رفتاری آن ها به کاریزما و همچنین، شرایط عینی و ذهنی شکل گیری کاریزما پرداخته اند. در انتها استدلال شده است که رویکرد پیرومحور، رویکردی جامعه شناختی است و به لحاظ تجربی قابل بررسی است. در این رویکرد اساس بحث بر تلقی پیروان از رهبر کاریزمایی قرار دارد و اعتبار کاریزما از تأیید و قبول پیروان نشأت می گیرد. افزون بر این، پیروان در شرایط خاصی از نظر روحی و روانی به دنبال منجی و کاریزما هستند و وضعیت روانی خود را ناشی از شرایط بحرانی اجتماعی می دانند؛ بنابراین، تغییرات، بحران های اجتماعی و تحولات ساختاریِ اجتماعی و نهادهای ناشی از آن، زمینه و علت اصلی ظهور رهبران کاریزماتیک قلمداد می شوند.
این پژوهش به شناسایی مؤلفه های اثرگذار بعد ساختار سازمانی دانشگاه کارآفرین که در ایجاد اقتصاد دانش بنیان نقش دارند، پرداخت . روش پژوهش از نوع آمیخته و جامعه آماری شامل خبرگان و متخصصین در حوزه مراکز رشد در دانشگاه های آزاداستان فارس بود . نمونه گیری در بخش مطالعه کیفی هدفمند و در بخش کمی تصادفی طبقه ای بود . در بخش کیفی 11نفر در فرایند مصاحبه و در بخش کمی با حجم جامعه 976 نفر ، 277 نفر به عنوان نمونه در این پژوهش مشارکت داشتند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل مصاحبه و پرسشنامه محقق ساخته بود که بعداز تأیید روایی ، پایایی آن 83% محاسبه گردید.برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و در بخش استنباطی از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی استفاده شد . نتایج پژوهش در بخش کیفی بیانگر آن بود که در ایحاد اقتصاد دانش بنیان ، 8 مؤلفه در بعد ساختارسازمانی شناسایی شد . در بخش کمی ، یافته ها نشان داد که مؤلفه توجه همه جانبه به نوآوری در دانشگاه با بالاترین بار عاملی ( 0/79)و مؤلفه تصمیم گیری به صورت غیر رسمی و شورایی با کمترین بار عاملی ( 0/68) ، از کل واریانس ها را تبیین و سایر مؤلفه ها به ترتیب در درجات بعدی اهمیت قرار گرفتند . همچنین الگوی نهایی پژوهش ، با شاخص های برازش ، ضرایب استاندارد مورد تأیید قرار گرفت . میزان ضریب تأثیر مؤلفه های موجود در ساختارسازمانی دانشگاه کارآفرین در ایجاد اقتصاد دانش بنیان به تنهاییبالاترین ضریب تأثیرگذاری در مؤلفه توجه همه جانبه به نوآوری در دانشگاه با 0/79 و کمترین در مؤلفه تصمیم گیری به صورت غیررسمی و شورایی با 68 /. بود .
زمینه و هدف: در حال حاضر سازمان های متولی امنیت اجتماعی از رسانه های مختلفی برای آموزش های مورد نیاز به افراد جامعه بهره می گیرند که آگاهی از ترجیح رسانه ای افراد، در بهره گیری بهینه از رسانه ها تأثیر بسزایی دارد. از این رو پژوهش حاضر با هدف تعیین اولویت رسانه ای نوجوانان و جوانان از برنامه های آموزشی-امنیتی پلیس انجام پذیرفت. روش شناسی: روش این پژوهش از نوع ترکیبی است. جامعه ی هدف شامل نوجوانان و جوانان شهر همدان در سال 1397 است که در بخش کمی از طریق روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، 400 نفر و در بخش کیفی نیز با روش نمونه گیری گلوله برفی، 40 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه و پرسشنامه محقق ساخته از نوع طیف لیکرت 5 گزینه ای است که روایی پرسشنامه با بهره گیری از نظرات هفت نفر از صاحب نظران حوزه رسانه و آموزش و پایایی آن نیز از طریق محاسبه آلفای کرونباخ 85/0 محاسبه گردید. یافته ها: یافته ها نشان داد میزان استفاده نوجوانان شهر همدان (میانگین16/3 و01/0p<) و جوانان (میانگین24/3 و01/0p<) از رسانه ها بالاتر از حد متوسط است و ترجیح رسانه ای آنها برای دریافت برنامه های آموزشی-امنیتی پلیس، ابتدا رسانه های دیداری- شنیداری و بعد از آن به ترتیب: چند حسی، تصویری، شنیداری، و نوشتاری است. همچنین دسترس پذیری، راحتی استفاده، تنوع، به روزبودن، واقع گرایی و تعاملی بودن به ترتیب از مهم ترین دلایل ترجیح رسانه ای نوجوانان و علاقمندی، عادت رسانه ای، جذابیت، خلاقیت، قابلیت اعتماد و باورپذیری به ترتیب از مهم ترین دلایل ترجیح رسانه ای جوانان برای دریافت برنامه های آموزشی پلیس است. نتیجه گیری: تمایل نوجوانان و جوانان به رسانه های دیداری-شنیداری به ویژه در قالب دیجیتال بیش از سایر رسانه هاست. بنابراین نیروی انتظامی می تواند جهت جذب مخاطب نوجوان و جوان به برنامه های آموزشی خود، ترجیح رسانه ای آنها را در انتقال برنامه های آموزشی-امنیتی در نظر گیرد.
توسعه فرایندی است که موجب تسلط انسان بر طبیعت و محیط پیرامون می شود و سبک زندگی، روابط اجتماعی، شرایط متفاوت عاطفی و نگرش های جدیدی ایجاد می کند. علاوه بر آن، در کشورهای درحال توسعه مانند ایران مشکلاتی نظیر افزایش جرم را به همراه دارد که نتیجه تقابل نوگرایی و پایبندی به سنت ها و رسوم گذشته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین توسعه و جرم در ابعاد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در استان همدان به روش تحلیل ثانویه انجام شده است. سطوح مختلف توسعه و جرم، با بهره گیری از تکنیک تاپسیس و نرم افزار GIS تعیین شد که طبق یافته ها شهرستان های همدان، ملایر و بهار دارای بالاترین سطوح توسعه و شهرستان های رزن، اسدآباد و فامنین دارای پایین ترین سطوح توسعه بوده اند. از لحاظ جرم نیز به ترتیب، شهرستان های همدان، ملایر و تویسرکان جرم خیزترین و شهرستان های فامنین، رزن و کبودرآهنگ دارای کمترین میزان جرائم در بین شهرستان های استان همدان هستند. یافته ها نشان داد بین توسعه (اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی) و جرم (اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی) ارتباط مستقیم معناداری وجود دارد.
با توجه به رشد روزافزون فضای مجازی و توسعه فرهنگ آنلاین در میان عموم شهروندان ایرانی، به نظر می رسد گروه های مرجع جدیدی شکل گرفته اند که به دلیل رسانه پایه بودن فعالیت هایشان توان اثرگذاری زیادی بر شهروندان دارند. یکی از این گروه های جدید اجتماعی سلبریتی ها هستند که در سال های اخیر و به خصوص از دهه 80 به بعد، در جامعه ایران ظهور پیدا کرده اند. سلبریتی ها به شدت به رسانه و به ویژه رسانه های اجتماعی وابسته اند. آنان به طور معمول از طریق شبکه های اجتماعی فیس بوک، توییتر، وایبر، تلگرام، اینستاگرام و واتساپ، با مخاطبان خود ارتباط می گیرند. هدف از مقاله حاضر، بررسی عوامل مؤثر بر نفوذ اجتماعی سلبریتی ها در شهر رشت است. روش پژوهش پیمایشی بوده و از ابزار پرسشنامه برای جمع آوری داده ها استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش را کل شهروندان شهر رشت در سال 1399 تشکیل می دهند که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای تعداد 400 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده اند. یافته های همبستگی دلالت بر آن دارد که سبک زندگی آنلاین، آنومی اجتماعی، هویت اجتماعی و اعتماد سیاسی بر نفوذ اجتماعی سلبریتی ها در شهر رشت تأثیر گذارند؛ اما تحلیل داده ها نشان می دهد که دو متغیر هویت ملی و سبک زندگی آنلاین تأثیر گذاری بیشتری بر نفوذ اجتماعی سلبریتی ها دارند و در مدل های مختلف رگرسیون چندگانه پایدار بوده اند.
یکی از مهمترین موضوعاتی که متأسفانه در ایران کمتر مورد توجه واقع شده است؛ تجاری سازی علوم انسانی و یا به اصطلاح، "فناوریهای نرم" است. با ارائه ایده الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت، توسط مقام معظم رهبری، مسئله علوم انسانی و فناوریهای نرم مورد تأکید خبرگان فرهنگی، نظامی، سیاسی و اجتماعی قرار گرفته است. به همین منظور محقق، به دنیال بررسی جایگاه فناوریهای نرم(تجاری سازی علوم انسانی) در الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت میباشد. پژوهش حاضر یک مطالعه کیفی بوده که با رویکرد تفسیری، مسأله تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری این پژوهش کیفی؛ تعداد 12 نفر از اساتید علوم انسانی دانشگاهها و مراکز آموزش عالی شمال کشور بودند، که با مصاحبههای انفرادی عمیق و اکتشافی با مصاحبه شوندگان، جایگاه فناوریهای نرم در الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت، مورد بحث قرار گرفت؛ که بعد با استفاده از الگوی اسمیت و روش تحلیل تم، تمهای اصلی مشخص و تمهای فرعی در یکدیگر ادغام گردیدند و در نهایت فناوریهای نرم مورد تأکید در الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفتکه باید مسئولین علوم انسانی پیاده سازی نمایند، شناسایی شدند؛ این فناوریها شامل: فناوری نرم تولید فکر، فناوری نرم اجتماعی، فناوری نرم فرهنگی و سبک زندگی و فناوری نرم نظامی بودند؛ که پس از مشخص شدن این فناوریها، مؤلفههای هر فناوری از نتایج مصاحبه با خبرگان استخراج گردید که در انتهای پژوهش به عنوان یک مدل پارادایمی ارائه شده است.
این پژوهش با هدف مقایسه تاثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و درمان هیجان مدار (EFT) بر تعارض زناشویی بیماران قلبی با سابقه بای پس عروق کرونری مراجعه کننده به مرکز بازتوانی قلب امام علی (ع) شهر کرمانشاه در سال 1395-1396 انجام شد. این پژوهش به روش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با کنترل بود. شرکت کنندگان 45 نفر بودند که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه تعارض زناشویی براتی و ثنایی تکمیل کردند و در نهایت 45 نفر که نمره بالایی در تعارض زناشویی کسب کرده بودند، انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه (گروه آزمایش اول، گروه آزمایش دوم و گروه کنترل، هر گروه 15 نفر ) گمارده شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های تحلیل کواریانس، تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی استفاده شد. نتایج نشان دهنده اثربخشی ACT بر مؤلفه های کاهش همکاری، کاهش جداکردن امور مالی از یکدیگر و تعارض زناشویی و همچنین اثربخشیEFT بر مؤلفه های افزایش رابطه فردی با خویشاوندان خود، کاهش رابطه با خویشاوندان همسر و تعارض زناشویی تأثیر معناداری داشته است، که تأثیر مداخله ها در مرحله پیگیری ماندگار بود. هر دو روش درمانی مؤثر بودند، اما میزان اثرگذاری ACT نسبت به EFT بر کاهش تعارض زناشویی بیشتر بوده است
Purpose: The aim of present research was the comparative study of white marriage news based on effective news components in the Persian section of Al-Alam, Persian BBC and Voice of America news sites. Methodology: This study in terms of purpose was applied and in terms of implementation method was quantitative. The research community was the white marriage news of Persian section of Al-Alam, Persian BBC and Voice of America news sites in 2017 and 2018 years. The research sample was all related news to white marriage, which were selected by census sampling method. The research tool was observation and recording of white marriage news in the Persian section of the mentioned sites, whose face validity was confirmed by experts and its reliability was estimated by the coefficient of agreement between the two coders 0.92. Finally, the data were analyzed by non-parametric test of chi-square in SPSS software. Findings: The comparative results showed that the Persian BBC news site has the most emphasis and Al-Alam news site has the least emphasis on white marriage based on the component of news rate and between them there was significant difference in terms of components of presentation style, news index, news values, news elements, news sources, news orientation, content bias, news type, news volume and news tactics (P<0.05). In addition, there was no significant difference between the three news sites in terms of emphasis on white marriage based on the component of inductive load of headline (P>0.05). Conclusion: The results showed the more emphasis of Persian BBC news sites and less emphasis of Al-Alam news sites on white marriage according to effective news components. These results indicated that the more damage of Persian BBC news site about white marriage and its consequences for families.