فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۵۰۱ تا ۱۷٬۵۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۹۵ مورد.
تعداد فرزندان در خانواده و اثرگذاری آن بر کسب سرمایة انسانی فرزندان (مورد مطالعه: جوانان 15 تا 19 ساله مناطق شهری ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرمایة انسانی به دانش، مهارت و دیگر توانایی هایی گفته می شود که به افزایش کیفیت و سطح توسعه منجر می شوند. سرمایه ای که در سنین پایین تر کسب شود تأثیر قوی تری در موفقیت های سنین بالاتر دارد. خانواده مهم ترین واحد تأثیرگذار در کسب و سرمایه گذاری در حوزة سرمایة انسانی در سنین پایین است و هم چنین موفقیت های آیندة آن ها را نیز تعیین می کند. در سال های اخیر، خانوادة ایرانی با کاهش باروری، بالا رفتن سطح سواد والدین و سطح رو به بالایی از طلاق مواجه بوده است. با استفاده از داده های پیمایش گذران وقت انجام شده در سال های 1387 و 1388، در این مقاله قصد بررسی اثر تعداد فرزندان در کسب سرمایة انسانی فرزندان 15 تا 19 سالة خانوارهای شهری ایران را داریم. نمونة مورد بررسی شامل 2183 فرزند 15 تا 19 ساله است که ازدواج نکرده اند. نتایج نشان می دهد که بین شمار فرزندان و کسب سرمایة انسانی رابطة منفی برقرار است. تفاوت گسترده ای در کسب سرمایة انسانی بین خانواده های با یک و دو فرزند و خانواده های با سه فرزند و بیش تر وجود دارد. نتایج تحلیل چندمتغیره نشان دهندة اثرگذاری معنادار جنسیت و سن فرزندان و سطح تحصیلات مادران در کسب سرمایة انسانی است. با وجود این متغیرهای کنترل کننده هنوز اثر تعداد فرزندان پایدار است. این نتیجه می تواند نشان از پذیرش و تداوم تعداد کم فرزندان (خانواده های دو فرزندی) در آینده باشد.
آموزش شهروندی در مدارس شهر تهران؛ آثار و پیامدها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش شهروندی به ساکنان شهر یکی از رسالت های نهادهای مختلف اجتماعی در محیط شهری است. هم چنین یکی از طرح هایی که به صورت یک مداخلة شهروندی در سطح مدارس راهنمایی شهر تهران در حال انجام است طرح «شهردار مدرسه» است. هدف این طرح توسعه و ترویج مشارکت اجتماعی و نهادینه کردن مهارت های شهروندی در بین دانش آموزان است. بر این اساس مقالة حاضر به بررسی میزان اثربخشی طرح شهردار مدرسه پرداخته است؛ زیرا دست اندرکاران و مسئولان مدیریت شهری و نیز آموزش و پرورش همواره با این پرسش مواجه بوده اند که تا چه اندازه طرح شهرداری مدرسه به لحاظ اهداف مورد نظر از اثربخشی لازم برخوردار است؟ برای سنجش میزان اثربخشی طرح شهردار مدرسه از مدل CIPP استفاده شده است. البته سعی شده در این مطالعه فقط نتایج ارزش یابی کیفیت برون داد طرح ارائه شود. روش انجام تحقیق ارزش یابی است و جامعة آماری آن را کلیة دانش آموزان شهردار مدرسه، والدینشان و مدیران مدارس در مناطق 22 گانة شهرداری در سال تحصیلی 1391 - 1390 تشکیل می دهد. برای جمع آوری اطلاعات از ابزار «پرسش نامه» و نیز برای سنجش وضعیت اعتبار مفاهیم و متغیرها از دو روش اعتبار صوری و اعتبار نمونه گیری (منطقی) استفاده شده است. هم چنین از آزمون آلفای کرونباخ برای دست یابی به پایایی مفاهیم کمک گرفته ایم. در نهایت در جمع بندی وضعیت پیامدها و آثار طرح بر روی دانش آموزان می توان چنین قضاوت کرد که بیش ترین تأثیر طرح شهردار مدرسه در افزایش احساس مسئولیت پذیری اجتماعی و نیز افزایش علاقه و تعلق نسبت به محیط مدرسه است. در مقابل مواردی از قبیل افزایش مشارکت جمعی در بین دانش آموزان، افزایش آموزش و آگاهی بخشی به سایر دانش آموزان مدرسه و نیز بهبود وضعیت تحصیلی شهرداران مدرسه در سطح نامطلوبی ارزیابی شده اند.
مطالعه ی الگوی فضایی شیوع ازدواج در بین زنان زیر 20 سال شهری و فرزندآوری آنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمان وقوع ازدواج تأثیر بلافصل و بدون واسطه ای را بر باروری اعمال می کند. در چند سال اخیر، سن ازدواج زنان بویژه در مناطق شهری کشور افزایش یافته است اما با این حال باز شاهد ازدواج دختران شهری در سنین پایین هستیم. به طوری که بر طبق آمارهای سرشماری 1385، حدود 432 هزار نفر از زنان 19-10 ساله مناطق شهری حداقل یکبار ازدواج کرده اند. از آنجا که ازدواج های زودرس یا سنین پایین شروع ازدواج، با میزان باروری ارتباط مستقیم دارد، مقاله ی حاضر به مسأله ی شیوع ازدواج در بین زنان شهری کمتر از 20 سال و فرزندآوری آنان در سطح شهرستانی از بُعد فضایی نظر افکنده است. این مطالعه با استفاده از داده های سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385 انجام گرفته است. برای بررسی رابطه ی معناداری بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل مسیر و تحلیل رگرسیون چند متغیره استفاده شده است؛ سپس از شاخص خودهمبستگی فضایی (موران) و شاخص محلی پیوند فضایی (لیسا) برای نشان دادن تغییرات و گرایش و عدم گرایش شهرستان ها به تشکیل خوشه های هم جوار، استفاده شده است. نتایج نشان داد که بین درصد شهرنشینی و نرخ ازدواج دختران نوجوان شهری و فرزندآوری آنان رابطه و همبستگی منفی وجود دارد و توزیع فضایی آن ها در سطح کشور یک توزیع تصادفی است. نتایج ضریب همبستگی نشانگر آن است که با افزایش درصد سطح تحصیلات و اشتغال زنان از نرخ ازدواج دختران نوجوان شهری و فرزندآوری آنان کاسته می شود. بین نرخ ازدواج دختران نوجوان و میزان فرزندآوری آنان در مناطق شهری رابطه و همبستگی مثبتی وجود دارد و شاهد گرایش شهرستان ها به تشکیل خوشه های نیمه متمرکز در زمینه ی این دو متغیر هستیم. نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیره نشان می دهد که متغیرهای نرخ ازدواج دختران نوجوان شهری، درصد شهرنشینی و درصد زنان بی سواد مجموعاً 43 درصد از تغییرات میزان فرزندآوری زنان نوجوان شهری را تبیین می کند.
تحلیل و ارزیابی عملکرد شهر جدید عالی شهر براساس مدل راهبردی SWOT(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایده و سیاست احداث شهرهای جدید با هدف کاهش مشکلات کلان شهرها، توزیع متعادل جمعیت و آمایش سرزمین و تمرکززدایی در دنیا مطرح شد. پس از گذشت حدود سه دهه از تصویب و اجرای این ایده در ایران؛ مطالعات و ارزیابی های انجام شده درباره ی عملکرد شهرهای جدید بیانگر عدم موفقیت یا موفقیت کم این شهرهاست. در این مقاله، شهر جدید عالیشهر با استفاده از تکنیک SWOT مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بر اساس این روش، مهم ترین نقاط ضعف و قوت(محیط داخلی) و همچنین فرصت ها و تهدیدات(محیط خارجی) عالیشهر با استفاده از نظرات 50 نفر از شهروندان و 10 نفر از کارشناسان به دست آمد. براساس نتایج به دست آمده، عالیشهر نقاط قوتی چون تعدد راه های ورودی به شهر، ارتفاع از سطح دریا و فرصت هایی چون فرودگاه جدید بوشهر، پروژه ی پارس شمالی، اراضی شرقی برای احداث پارک جنگلی، دارد و نقاط ضعفی چون تعلق و مشارکت پایین شهروندان، تفاوت های فرهنگی، عدم تحقق چشم انداز جمعیتی و تهدیداتی چون تصفیه خانه ی فاضلاب بوشهر، حضور نیروهای نظامی در حریم شهر و فقدان همکاری میان سازمان ها و گروه های دولتی، را در محیط داخلی و خارجی دارد. بنابراین با تقویت نقاط قوت و بهره گیری از فرصت ها و نیز کاهش نقاط ضعف و جلوگیری از تهدیدات می توان به توسعه ی پایدار شهری دراین شهر کمک کرد.
تحلیل جامعه شناختی نقش عوامل ساختاری در شکاف بین نگرش و رفتارهای زیست محیطی (مورد مطالعه: شهروندان شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه تهدیدهای زیست محیطی، از مهم ترین مشکلات انسان قرن بیست ویکم به شمار می روند؛ به طوری که افکار عمومی معطوف این مسئله شده اند و در سطح جهانی، حساسیت بسیاری در این زمینه به وجود آمده است. پژوهش حاضر با هدف شناخت میزان تأثیر عوامل ساختاری- اجتماعی بر شکاف بین نگرش و رفتار زیست محیطی انجام گرفته است. جامعة آماری شامل شهروندان بالای 15 سال شهر کرمانشاه است. با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، 410 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. پژوهش، با رویکرد کمی و به روش پیمایشی انجام شد و داده های آن، از طریق پرسشنامه گردآوری شدند. مطابق یافته ها، علی رغم پایین بودن میانگین متغیرهای واسطه ای (الزام هنجاری، امکانات و دانش زیست محیطی)، میانگین نگرش و رفتارهای زیست محیطی شهروندان، متوسط روبه بالاست. آزمون فرضیه ها نشان می دهد این متغیرها بخشی از واریانس شکاف بین نگرش و رفتار زیست محیطی را تبیین می کنند. به عبارتی، با افزایش سطح متغیرهای فوق، میزان شکاف بین نگرش و رفتار زیست محیطی کاهش می یابد. همچنین تحلیل رگرسیون نشان می دهد متغیرهای مستقل پژوهش 13/0 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین می کنند. در یک نتیجه کلی می توان گفت عوامل فوق درواقع، سیاست های کاهش این شکاف را تقویت می کنند و رفتارهای زیست محیطی مسئولانه را ترویج می دهند.
تحلیل رفتارهای زیست محیطی ساکنان شهر رشت با تأکید برسبک زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسائل زیست محیطی بعنوان یکی از تهدید های عمده برای بشر در قرن بیست و یکم شناخته شده اند.اکثر مسائل زیست محیطی پیامد رفتار انسان است و این رفتارها در خلأ صورت نمی پذیرند و انوع تعیین کننده های زمینهای، هویتی در آن دخیل می باشند به طوری که در بررسی رفتارهای زیست محیطی توجه به سبک زندگی و نحوه مواجه افراد با محیط زیست حائز اهمیت است. هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه بین سبک زندگی و رفتار های زیست محیطی ساکنان شهر رشت می باشد. روش مورد استفاده در این پژوهش پیمایشی می باشد. جامعه آماری این پژوهش افراد بالای 16 سال ساکن شهر رشت می باشند که از طریق نمونه گیری خوشه ای بصورت تصادفی انتخاب شده اند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که بین سبک زندگی و رفتارهای زیست محیطی رابطه ی معناداری وجود ندارد. به نظرمی رسد مسئله محیط زیست در شهر هایی مانند رشت به عنوان یک مسئله ی مهم اجتماعی تلقی نمیشود و بحثی است که هنوز وارد عرصه عمومی نشده و محدود به نخبگان جامعه می باشد.
ماهیت بشر و نظریه سیاسی از دیدگاه فارابی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
ارتباط ماهیت بشر و نظریه سیاسی یکی از مباحث مهم در مطالعه تحلیلی هر نظریه سیاسی است. اندیشمندان سیاسی معمولاً مشروعیت نظریه خویش، درباره سیاست و حکومت را بر تبیینی خاص از ماهیت انسان ها بنا می نهند. پژوهش حاضر، آرای سیاسی فارابی، از اندیشمندان مهم سیاسی جهان اسلام، را از این دیدگاه بررسی می کند. نظریه سیاسی فارابی خصلتی جهان شمول دارد و این امر به دلیل برداشتی است که او از ماهیت بشر ارائه می دهد. در نظریه سیاسی فارابی، انسان ها به دلیل ماهیت خویش، برای رسیدن به سعادت نیازمند حضور در اجتماع هستند. در نتیجه تلقی او با تلقی های مدرن فردگرایانه از سیاست و حکومت در تعارض است. فارابی معتقد است انسان، برای شناخت سعادت به غیر خودش نیاز دارد و این نیاز، صرفاً از طریق ارتباط با عقل فعال، که خودش مخلوق خدای عالم یا همان سبب نخستین است، برآورده می شود. به این ترتیب، نظریه سیاسی فارابی ارتباط ویژه و مشخصی با مسئله توحید دارد. نظریه های سیاسی مدرن، عمدتاً به موضوع حاکم یا امام در اجتماعات سیاسی توجهی نمی کنند. اما اینکه چه کسی باید حکومت کند، برای فارابی اهمیت بسیاری دارد و نظریه او در این زمینه وام دار برداشتی است که او از ماهیت بشر ارائه کرده است.
بررسی رابطه بین معاشرت با جنس مخالف قبل از ازدواج و رضایت زناشویی در زنان و مردان متأهل دانشجو در تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال یازدهم بهار ۱۳۹۴ شماره ۴۱
33-52
حوزههای تخصصی:
علی رغم روند رو به افزایش معاشرت با جنس مخالف قبل از ازدواج در بین جوانان و هم چنین نارضایتی های زناشویی در زوج ها در ایران، مطالعات بسیار اندکی به بررسی رابطه بین این دو پدیده پرداخته اند. این مقاله با هدف بررسی رابطه بین تجربه معاشرت با جنس مخالف قبل از ازدواج اعم از رابطه دوستی و رابطه پیشرونده (منظور رابطه جنسی) و رضایت زناشویی تهیه شده است . این مقاله بر اساس داده های بخش کمی یک مطالعه ترکیبی تهیه شده است که در سال 1390-1389 انجام شد. در این مقاله، 299 دانشجوی زن و مرد متأهل سنین 18 تا 40 ساله که به روش دو نمونه گیری مرحله ای سهمیه ای و خوشه ای در همه مقاطع تحصیلی از 7 دانشگاه منتخب در تهران اعم از دولتی و آزاد انتخاب شدند، بررسی شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه خود ایفایی بدون نام بود که اعتبار و روایی آن بررسی شد و پایلوت گردید. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که بیشترین ضریب تأثیر روی رضایت زناشویی مربوط به میزان شناخت از همسر در بدو ازدواج می باشد(B= /0- 269 *0 /182 * /0 435-0/02) و پس از آن تجربه معاشرت های متعدد با جنس مخالف قبل از ازدواج است که بیشترین ض ریب ت أثی ر منفی را ب ر رضایت زن اشوی ی دارد (P>0/05,B=0/282=- ، ). هم چنین تجربه معاشرت های متعدد به طور غیرمستقیم از طریق ناسازگاری مذهبی با همسر بر کاهش رضایت زناشویی تأثیر می گذارد (0/02-، 435/ 0* 0/182* 0/269=B). لذا تعدد رابطه های قبل از ازدواج با جنس مخالف که معمولاً با انگیزه هایی غیر از ازدواج می باشند، می تواند تعیین کننده رضایت کمتر زناشویی پس از ازدواج باشد. برعکس شناخت بیشتر از خصوصیات همسر، به عنوان عامل مثبت در رضایت زناشویی می باشد. مطالعات بیشتر با حجم نمونه بالاتر می تواند به تأئید نتایج فوق کمک کند. نتایج فوق می تواند در اصلاح بسیاری از باورهای نادرست در بین جوانان به کار آید.
ارزش های پست مدرن خانوادگی در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال یازدهم پاییز ۱۳۹۴ شماره ۴۳
281-296
حوزههای تخصصی:
برخی تحقیقات داخلی نشان از ظهور ارزش های پست مدرن خانوادگی در جامعه در حال تحول ما، پیش از ملحق شدن به جوامع فراصنعتی و حتی صنعتی دارد. بر این اساس این پژوهش با هدف بررسی ارزش های پست مدرن خانوادگی و عوامل مؤثر بر آن در شهر تهران، انجام شد. جامعه آماری پژوهش افراد 18 سال و بالاتر شهر تهران بوده و به شیوه نمونه گیری 1 PPS ، 600 نمونه از این جامعه آماری انتخاب شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج این پژوهش نشان می دهد: در شهر تهران عناصری از ارزش های پست مدرن خانوادگی به چشم می خورد که از نسل اول به سوم سیر صعودی داشته و متأثر از مصرف رسانه، احساس ناامنی اقتصادی، تجرد، نسل و درآمد است. رگرسیون چند متغیره نشان می دهد متغیرهای مذکور 24 درصد از ارزش های پست مدرن خانوادگی را تبیین می کنند. توجه به عوامل اثرگذار نشان می دهد که با به کارگیری سیاست های اقتصادی و فرهنگی مناسب، می توان راه را بر گسترش ارزش های پست مدرن خانوادگی بست. یافته های پژوهش تأییدکننده تئوری اینگلهارت در تغییر ارزش هاست.
بررسی ساختار عاملی، اعتبار و پایایی فرم فارسی پرسشنامه مقیاس های روابط(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال یازدهم پاییز ۱۳۹۴ شماره ۴۳
325-352
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی ساختار عاملی، اعتبار و پایایی پرسش نامه مقیاس های روابط در یک نمونه غیر بالینی از دانشجویان ایرانی بود. به منظور هنجاریابی این ابزار، از بین جامعه دانشجویان به روش نمونه گیری در دسترس، 355 دانشجو به پرسش نامه های مقیاس های روابط (RSQ)، اضطراب بک (BAI)، افسردگی بک (BDI)، سبک های دلبستگی هازن و شاور (ASQ) و مقیاس تجدید نظر شده پنج عاملی نئو (NEO-FFI) پاسخ دادند. داده ها با روش تحلیل عاملی تأییدی و نرم افزار لیزرل (8/8) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که از میان 4 مدل نمره گذاری، مدل دو عاملی (سیمپسون و همکاران، 1992) برازندگی قابل قبولی نسبت به دیگر مدل ها دارد. محاسبه ضریب همسانی درونی نشان داد خرده مقیاس های اضطراب و اجتناب این الگوی نمره گذاری RSQاز پایایی مطلوبی برخوردار است. هم چنین، اعتبار همگرا و واگرا با محاسبه ضریب همبستگی پیرسون بین نمره های این دو خرده مقیاس با پرسش نامه های اضطراب و افسردگی بک، هازن و شاور و فرم کوتاه پنج عاملی نئو مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج این تحلیل ها از اعتبار همگرا و واگرای مقیاس مورد مطالعه حمایت کرد. طبق نتایج این پژوهش، مقیاس RSQ واجد ویژگی های روانسنجی مورد نیاز برای کاربرد پژوهش های روان شناختی و تشخیص های بالینی است.
بررسی و مقایسه نقش سبک های دلبستگی و راهبردهای تنظیم هیجان در پیش بینی مشکلات رفتاری هیجانی نوجوانان شبه خانواده و غیر شبه خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال یازدهم زمستان ۱۳۹۴ شماره ۴۴
491-512
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه نقش سبک های دلبستگی و راهبردهای تنظیم هیجان در پیش بینی مشکلات رفتاری هیجانی نوجوانان شبه خانواده و نوجوانان غیر شبه ه خانواده انجام گردید. مطالعه حاضر یک پژوهش علّی مقایسه ای بوده و جامعه پژوهش را تمامی نوجوانان مراکز شبه خانواده و نوجوانان ساکن استان اردبیل بودند. 30 نفر از نوجوانان شبه خانواده به شیوه داوطلبانه و 30 نفر از ن وجوانان غیر شبه خانواده به شی وه تصادفی انتخاب شدند و به فرم کوتاه پرسشنامه راهبردهای شناختی تنظیم هیجان، فهرست مشکلات رفتاری و پرسشنامه سبک های دلبستگی پاسخ دادند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد دلبستگی اضطرابی، اجتنابی و نشخوارگری در نوجوانان شبه خانواده و دلبستگی اضطرابی و فاجعه پنداری در نوجوانان غیرشبه خانواده درونی سازی رفتاری را پیش بینی نمودند. در نوجوانان شبه خانواده، نشخوارگری و دلبستگی اضطرابی و در نوجوانان غیر شبه خانواده راهبرد ملامت دیگران، دلبستگی اضطرابی، ارزیابی مجدد مثبت، فاجعه پنداری و نشخوارگری برونی سازی رفتاری را پیش بینی نمودند. همچنین نوجوانان شبه خانواده بیشتر دارای سبک دلبستگی اجتنابی و اضطرابی هستند و کمتر از سبک دلبستگی ایمن برخوردارند و از راهبردهای ناسازگارانه ملامت خویش، نشخوارگری، فاجعه پنداری و ملامت دیگران بیشتر استفاده کرده و نشانگان درونی سازی در آنان بیشتر از نوجوانان عادی است. بنابراین نوجوانان شبه خانواده بیشتر از راهبردهای هیجانی ناسازگارانه و سبک های دلبستگی نا ایمن برخوردارند.
حاشیه نشینی و احساس امنیت: مطالعه جوانان حاشیه نشین شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جمعیت بهار و تابستان ۱۳۹۴ شماره ۹۱ و ۹۲
37-57
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله مطالعه مسایل اجتماعی مناطق حاشیه نشین شهر تبریز و تأثیر آن بر احساس امنیت و سایر آسیب های مرتبط با حاشیه نشینی و میزان احساس امنیت است. با به کارگیری روش پیمایش و پرسشنامه محقق ساخته، اطلاعات مورد نیاز از 260 فرد 15 الی 30 ساله ی محله های حاشیه نشین شهر تبریز جمع آوری گردید. در ارتباط با مسایل اجتماعی محله های حاشیه نشین، بیکاری و فقر از مسایل اقتصادی مهم و نیز اعتیاد، فروش مواد مخدر و مشروبات الکلی از آسیب های اجتماعی مهم محله های مورد مطالعه است. مسایلی که با وضع اقتصادی افراد ارتباط معنی دار داشته و به دنبال خود مسایل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دیگری را دربرداشته است. روابط اجتماعی حاکم در سطح کلان شهر تبریز و آشنایی جوانان حاشیه نشین با این سبک زندگی از یک طرف و پای بندی خانواده های حاشیه نشین به آداب و رسوم سنتی مبدأ از طرف دیگر، امنیت و آرامش خانواده های حاشیه نشین را با مشکل مواجه ساخته است. اکثریت پاسخگویان احساس امنیت در محیط خانواده و نیز احساس امنیت از لحاظ فرهنگی را در سطح پایین دانسته اند. این امر نشان می دهد مسایل فرهنگی نقش به سزایی در میزان احساس امنیت افراد در مناطق حاشیه نشین دارد. با توجه و رسیدگی بیشتر به بُعد فرهنگی احساس امنیت و فراهم کردن امکانات فرهنگی بیشتر در محله ها؛ همانند کتابخانه های عمومی، فرهنگ سراها، طراحی برنامه هایی که ارزش های جدید با بار مثبت فرهنگی را به خانواده ها القاء کند، می توان میزان امنیت خاطر جوانانی که در محله های مذکور زندگی می کنند را بالا برده و از میزان تعارضات ارزشی بین نسلی به وجود آمده بین جوانان و والدین پا به سن گذاشته کاست.
سنجه هایی در زمان ناسنجی و تقویم ناداری دهقانانِ ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سیاهه بلند بالای خصلت های ناپسند ایرانیان! زمان ناسنجی و بی نظمی و نسقی یک مؤلفه با اهمیت در امر توسعه است و متأسفانه این واقعیت دارد که امروزه ما با این پدیدة بی نظمی و بی برنامگی کم وبیش در اغلب مؤسسات و سازمان های دولتی و غیردولتی روبرو هستیم. اما آیا این پدیده مسئله ای نوظهور است و یا برای ایرانیان امری همیشگی بوده است؟ اگر همیشگی بوده، ریشه این بی توجهی در کجاست؟ آیا این درست است که ریشة بی توجهی به زمان، مربوط به فرهنگِ روستایی حلول کرده در شهرهای ما می باشد؟ اگر این سخن درست است چه اتفاقی افتاده و از کی روستائیان ایران گروه مرجع شهریان شده اند؟! اگر این نظر درست نیست پس بی توجهی به زمان و عدم مدیریت آن امروزه در شهرها و در میان جوانان ما از کجا نشأت گرفته و یا اگر تحت تأثیر مسائل عمده تر درونی به وقوع پیوسته این مسائل ناشناخته و دیده نشده کدامند؟ اگر این سخن درست که این وضعیت حاصل معیشت و گذران دهقانی است، چگونه فرهنگ تولیدی و کشاورزی و باغداری و دامداری و زنبورداری و ماکیان داری و نوغان داری و صیادی با نظم های جغرافیایی و الزامات فرمانمند ارگانیسم های گیاهی و حیوانی در طی چند هزار سال با این زمان ناسنجی و بی نظمی سازگار شود؟ زمان ناسنجی و بی نظمی برخاسته از فرهنگ مصرفی است یا تولیدی؟ ایرانیان امروز آیا تحت تأثیر خرده فرهنگ تولیدی روستایی و فرهنگ درون زای بومی خود می باشند، یا تحت تأثیر فرهنگ مصرفی عوامل مؤثر برون زا؟ و بالاخره بی توجهی به زمان و نظم در ژنتیک ایرانیان نهفته است یا در فرهنگ آن ها؟ و اگر در فرهنگ و تاریخ آن ها است علت است یا معلول؟
ابزارها ،مفاهیم و فرایند آهنگری سنتی در سنندج و حومه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آهنگری در سنندج و حومه زمانی رونق قابل توجهی داشته و علاوه بر تامین مایحتاج مردم در شهرهای سنندج و دیواندره بعضی از محصولات این صنعت را به خارج از استان صادر می کرده است. این صنعت دارای ساختار،فرایند و مفاهیم و اصطلاحات خاصی بوده که با ورود صنعت و توسعه برون زا دچار چالش و افت شده است به نوعی که امروزه عده بسیار کمی از مردم در این حرفه مشغول کار هستند و بسیاری از این مفاهیم و کلمات به عنوان عنصر فرهنگی در حال از بین رفتن هستند. هدف این تحقیق بررسی ساختار، فرایند، مفاهیم و تولیدات آهنگری در نیم قرن گذشته در شهرستان سنندج است. روش تحقیق میدانی و تکنیک جمع آوری داده ها مصاحبه با آهنگران و خانواده آن ها در سنندج و حومه بوده است. یافته نشان می دهد که زمانی آهنگری در این شهر مورد حمایت و توجه مردم و حاکمان وقت بوده و مایحتاج زندگی افراد را در شهر و روستای اطراف تامین می کرده است و تولیدات خاصی در میخ و خنجر و جاقو سازی و قفل سازی داشته است. توجه به صنایع بومی و به روزکردن
بررسی تأثیر سبک زندگی بر منزلت اجتماعی کارکنان پایور (مورد مطالعه: دانشگاه علوم انتظامی امین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال هفتم تابستان ۱۳۹۴ شماره ۲
143 - 160
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سبک زندگی مجموعه ای نسبتاً منسجم از همه رفتارها و فعالیت های یک فرد معین در جریان زندگی روزمره خود می داند که مستلزم مجموعه ای از عادت ها و جهت گیری ها است و بر همین اساس از نوعی وحدت برخوردار است. این مقاله به بررسی تأثیر سبک زندگی بر منزلت اجتماعی کارکنان پایور دانشگاه علوم انتظامی می پردازد.
روش شناسی: این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی است و از لحاظ ماهیت، روش توصیفی – پیمایشی بوده و جامعه آن را کارکنان پایور دانشگاه علوم انتظامی امین به تعداد780 نفر تشکیل داده اند و از طریق فرمول تعیین حجم کوکران 120 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شده اند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه ای که اعتبار و اعتماد آن مورد تأیید بوده، استفاده شده است و پس از جمع آوری داده ها با استفاده از آزمون های کلموگروف اسمینروف، همبستگی و رگرسیون داده های آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که 9 متغیر تحصیلات، معیشت، مسکن، شغل، انضباط، احترام و تکریم ارباب رجوع، اخلاق، مشارکت در امور معنوی، مشارکت در امور اجتماعی بر منزلت اجتماعی تأثیر دارند.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهند که بین مؤلفه های سبک زندگی و منزلت اجتماعی رابطه معنی داری وجود دارد.
رابطه ویژگی های خانواده و شخصیت کارآفرین فرزندان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۵ بهار ۱۳۹۴ شماره ۵۶
۱۰۴-۶۷
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مطالعه رابطه ویژگیهای خانواده (نوع خانواده، سرمایهٌ فرهنگی، سرمایه اجتماعی، پایگاه اجتماعی خانواده و متغیرهای زمینه ای) با شکل گیری ویژگیهای کارآفرینانه در شخصیت فرزندان در شهر هشتگرد انجام پذیرفته است. روش: در این تحقیق، 250نفر از افراد سنین 18 تا 39 سال که در دوره های مهارت آموزی سازمان فنی وحرفه ای شرکت کرده بودند پیمایش شدند. یافته ها : بین سرمایه اجتماعی خانواده، نوع خانواده و جنس افراد با ویژگیهای کارآفرینانه در شخصیت فرزندان رابطه وجود دارد اما سرمایه فرهنگی خانواده و سایر متغیرها با شخصیت کارآفرینانه فرزندان رابطه ای ندارند. همچنین، متغیر سرمایه اجتماعی با تمامی ابعاد کارآفرینانه به جز بعد رویاپردازی، رابطه مثبت دارد. از بین کلیه متغیرهای وارد شده به معادله رگرسیونی، تنها 3 متغیر سرمایه اجتماعی، نوع خانواده و جنس پاسخگویان قادر به پیش بینی تغییرات ویژگیها ی کارآفرینانه در شخصیت فرزندان بوده و توانسته اند 1/15 درصد از تغییرات آن را تبیین کنند. بحث: در گام اول، باید سیاست گذاری و برنامه ریﺰی مناسب در جهت اصلاًح مناسبات قدرت در عرصه ها ی مختلف بین زوجین به منظور شکل ﮔیﺮی خانواده دموکراﺗیک انجام پذیﺮد. در گام دوم، در نگرشها ی کﻠیﺸﻪای مردسالارانه بازنگری صورت ﮔیﺮد. سرانجام در گام سوم، در جهت تقویﺖ سرمایهس اجتماعی به طور اعم و سرمایه اجتماعی خانوادگی به طور اخص اقدامات عملی صورت ﮔیﺮد.
عوامل اجتماعی و اقتصادی موثر بر احساس امنیت اجتماعی زنان سرپرست خانوار در شهرستان مریوان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۵ بهار ۱۳۹۴ شماره ۵۶
۱۸۴-۱۵۱
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امنیت اجتماعی زنان سرپرست خانوار که بار تکلیف خانواده را به دوش می کشند، امر مهمی است؛ تا جایی که رابطه تنگاتنگی با سلامت جسمانی، روانی و اجتماعی آنان دارد. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی برخی عوامل اجتماعی و اقتصادی مرتبط با امنیت اجتماعی زنان سرپرست خانوار است و احساس امنیت در این تحقیق به سه حوزه جانی، مالی و سیاسی تقسیم شده است. روش: پژوهش حاضر، پیمایشی بر 112 نفر از زنان سرپرست خانوار شهرستان مریوان است. یافته ها : بین گرایش به مشارکت در تأمین امنیت، تلقی از عملکرد پلیس، و پایگاه اجتماعی- اقتصادی (ذهنی و عینی) با امنیت اجتماعی رابطه مستقیم و بین احساس محرومیت نسبی و امنیت اجتماعی رابطه معکوسی وجود دارد. اما تلقی از عمل کردن قانون با امنیت اجتماعی رابطه ای ندارد. نتایج رگرسیون چندمتغیره نشان داد که 36% از تغییرات متغیر وابسته را متغیرهای مستقل تبیین می کنند. بحث: متغیرهای اجتماعی و اقتصادی در تأمین امنیت اجتماعی رابطه تنگاتنگی با هم دارند و متغیر پایگاه اجتماعی- اقتصادی برای زنان سرپرست خانوار با توجه به شرایط آنان اهمیت ویژه ای دارد. می توان پیشنهاد داد که اقدام جهت کاهش احساس محرومیت نسبی، ایجاد فرصتها ی برابر و توزیع عادلانه امکانات جهت ارتقاء احساس امنیت اجتماعی می تواند سودمند باشد.
تعیین نشانه های غفلت در کودکان شهر تهران (نشانه های جسمانی و رفتاری کودک)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۵ بهار ۱۳۹۴ شماره ۵۶
251-227
حوزههای تخصصی:
مقدمه: غفلت از کودکان یکی از مهم ترین و شایع ترین انواع بدرفتاری با کودکان است و تعریف و تعیین حدود آن بسیار وابسته به شرایط بومی هر منطقه است. این پژوهش به منظور تشخیص کودکان مورد غفلت واقع شده، به تعیین نشانه های غفلت از کودکان در شهر تهران با تمرکز بر نشانه ها ی جسمانی و رفتاری با استفاده از نظرات متخصصان این حوزه پرداخته است. روش: در این پژوهش از تکنیک دلفی در سه مرحله، همراه با نمره دهی به شیوه لیکرت و تحلیل نظرات کیفی متخصصان استفاده شده است. یافته ها : پس از طی سه مرحله دلفی، 66 نشانه در دو گروه نشانه های جسمانی (20نشانه) و نشانه ها ی رفتاری (46 نشانه) غفلت از کودکان مورد اجماع واقع شدند. بحث: در بررسی و مقایسه ای که بین نشانه ها ی به اجماع رسیده با نیازهای اساسی کودکان و نشانه ها ی سایر کشورها صورت گرفت، این نشانه ها دربرگیرنده نیازهای اساسی کودکان بودند، همچنین به اغلب نشانه ها ی به اجماع رسیده، در منابع سایر کشورها نیز اشاره شده است، ولی تفاوتها ی جزئی نیز وجود دارد که می تواند ناشی از اولویت بالاتری باشد که مشارکت کنندگان این پژوهش به نشانه ها ی نهایی داده اند.
ارزیابی دگرگونی کیفیت زندگی در سکونتگاه های غیررسمی در دهه گذشته(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۵ تابستان ۱۳۹۴ شماره ۵۷
۱۷۵-۱۴۹
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سکونتگاههای غیررسمی نمودی از فقر و برآمده از نارسائیهایی سیاستهای مسکن و نادیده گرفتن نیاز بخش گسترده ای از کم درآمدهای شهری هستند که بسته به عواملی همچون جایگاه جغرافیایی، مطلوبیت مکان، ویژگیهای اجتماعی گروههای ساکن، سطح خدمات و تسهیلات، برنامه های پیش رو و امید به آینده، دارای ارزش سکونتی و به تبع آن مسیر توسعه ناهمسانی هستند و کیفیت زندگی در برخی از این سکونتگاهها بهبود قابل توجهی یافته است. روش: این پژوهش با روشی آمیخته از دو روش تحلیل ثانویه و روش شبه پانل و با بکارگیری گردآوری اطلاعات میدانی در دو مقطع زمانی در بازه 8 سال به بررسی همسنجی دگرگونی مسکن و شرایط زندگی در یکی از بزرگ ترین سکونتگاههای غیررسمی شهر کرمانشاه پرداخته است. سکونتگاه دولت آباد با 45 هزار نفر جمعیت در غرب شهر کرمانشاه، جامعه آماری این پژوهش است. یافته ها: شاخصهای گوناگون مؤثر بر زندگی تهی دستان، ازجمله شاخصهای جمعیتی، اشتغال و بیمه، دسترسی، مسکن، تسهیلات، دسترسی به منابع مالی رسمی تأمین مسکن و کسب وکار روند روبه بهبودی داشته اند، این روند در بیشتر موارد چشمگیر و درخور نگرش بوده است. در مقابل، با توجه به یکپارچگی سکونتگاه با شهر و گسترش فرهنگ شهری، برخی شاخصهای وابسته به سرمایه اجتماعی با افت روبرو بوده است. بحث: روند بهبود شرایط در محله دولت آباد برآمده از دگرگونیهای اقتصادی و اجتماعی دهه کنونی است که تا اندازه ای برنامه های رسمی بهسازی مسکن توانسته به ویژه در پیوستگی با محیط، روند بهبود را شتاب بخشد. این بررسی نشان داد که روند دشواریهای دولت آباد از چالش کالبدی به سوی چالشی اجتماعی گردش کرده و مسئله و نیاز امروز آن از سرشت توسعه اجتماع محلی است.