فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲٬۷۲۱ تا ۲۲٬۷۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۹۵ مورد.
عوامل مؤثر بر احساس شهروندی در میان دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
سنجش سرمایه اجتماعی میانگروهی (طیف سام)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
بررسی مفهوم رضایت از زندگی و سنجش آن در میان دانشجویان دختر و پسر
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی مفهوم رضایت از زندگی و سنجش آن در میان 450 نفر (162 مرد و 288 زن) از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد می پردازد و به این منظور از پرسش نامه ای خود اجرا بهره می جوید. در ابتدا محقق به بحث نظری پیرامون این نکته می پردازد که آیا متغیر «رضایت از زندگی» یک متغیر بسیط است یا یک سازه چند بعدی؟ در اینجا پیش فرض بسیط بودن انتخاب شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که میزان رضایت از زندگی در دانشکده های مختلف تفاوت معناداری با هم ندارد. همچنین دانشجویان دختر و پسر دارای رضایت از زندگی متفاوتی نیستند. یافته ها بیانگر آن است که در هر دو جنس «رضایت از خود»، «مثبت نگری» و «رضایت از دانشگاه» تاثیر شایانی در رضایت از زندگی دارند.
سرمایه اجتماعی، هویت و مشارکت اجتماعی جوانان شیراز
حوزههای تخصصی:
مشارکت، زیربنای جامعه مدنی است و هیچ گاه اهمیت حیاتی خود را برای جامعه ای که سودای پیشرفت دارد از دست نخواهد داد. هدف این تحقیق بررسی میزان مشارکت اجتماعی جوانان و ارتباط آن با سرمایه اجتماعی و هویت بوده است. 598 نفر از جوانان 29-20 سال شهر شیراز که با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده بودند به پرسشنامه این تحقیق پاسخ داده اند. مشارکت اجتماعی با عرضه 18 فعالیت به پاسخگویان اندازه گیری شده است. نتایج تحقیق، گویای سطح پایین مشارکت اجتماعی (متوسط 8/4 فعالیت از 18 فعالیت) در میان جوانان است. از میان متغیرهای زمینه ای تنها میزان تحصیلات بر میزان مشارکت تاثیر داشته است. کسانی مشارکت اجتماعی بیشتری می کنند که کیفیت روابط (میزان صمیمیت) بالاتری داشته، از حمایت های بیشتری (در بعد حمایت مشاوره ای و اطلاعاتی) برخوردار باشند و بیشتر به هنجار عمل متقابل اعتقاد داشته باشند؛ به علاوه جوانانی که دارای هویت ملی و دینی قوی تر و هویت جنسیتی مدرن تری هستند، مشارکت بیشتری دارند. نتایج نشان می دهد که در بعد ذهنی جوانان جویای مشارکت اند، اما میزان نازل سرمایه اجتماعی جدید در شبکه اجتماعی که باید به عنوان منبع توانمند کننده کنش عمل کند، به آنها اجازه مشارکت عملی را نمی دهد.
طرد اجتماعی اقوام در آیینه آمار: بررسی بودجه های استان های ترک نشین و کردنشین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایران کشوری چند قومی است. مطالعات انجام شده در سطح ملی درباره اقوام نشان میدهد که برخی از اقوام احساس نابرابری قومی بسیار قویتری نسبت به دیگران دارند و توزیع امکانات و خدمات در کشور را به نفع همه نمیدانند. بنابراین همیشه مطالبات خود را از دولت، ایفا نشده قلمداد میکنند. از جمله این اقوام کردها و ترکها هستند. هدف ما در این مقاله بررسی این ادعا خواهد بود. مقاله حاضر به بررسی تخصیص بودجهها در ایران در دوره ده ساله 1375 تا 1385 پرداخته و با محاسبه سرانه بودجهها برای استانهای کردنشین و ترکنشین در هر سال و میانگین آن برای دوره ده ساله مذکور تفاوتهای موجود آنها را با سرانه بودجه استان تهران و در مواردی با برخی دیگر از استانهای فارس نشین مثل اصفهان مقایسه و نتایج آن را گزارش کرده است. یافتهها نشان میدهند تخصیص بودجه برای این استانها نه تنها با استانهای تهران و اصفهان تفاوت زیادی ندارد بلکه در بسیاری از موارد نمودارها نشان دهنده بودجههای بالاتر این استانها است. چارچوب نظری مقاله بر اساس نظریه طرد اجتماعی استوار است. براساس این نظریه افراد یا گروههایی در جامعه از برخی منابع و حقوق در جامعه محروم و به حاشیه رانده میشوند. طرد از فرآیند توسعه و طرد مادی از جمله ابعاد طرد اجتماعی محسوب میشود. مقاله حاضر از این بعد به مسئله اقوام در ایران میپردازد.
آموزه های قرآن کریم و نقد نظریه دورکیم؛ مبانی نظریة دین و همبستگی اجتماعی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با رویکرد تحلیلی و اسنادی ضمن معرفی اجمالی دیدگاه دورکیم در باب دین و همبستگی اجتماعی و نقش و کارکرد آن در جامعه، با ارائه نتیجه گیری از آنها، زمینه ورود به بحث از آموزه های قرآن کریم را فراهم ساخته است. در این خصوص تلاش شده تا مبانی جامعه شناختی،انسان شناختی، هستی شناختی، معرفت شناختی و روش شناختی دورکیم مورد نقد و ارزیابی مختصر قرار گیرد. به این امید که زمینه بهره مندی بیشتر از قرآن کریم در عرصه های علمی، به ویژه در حوزه علوم انسانی و از جمله رشته جامعه شناسی فراهم گردد.
رابطه نظریه و مشاهده در علوم اجتماعی بر اساس حکمت صدرایی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
رابطه نظریه و مشاهده موضوعی است که مکاتب مختلف علوم اجتماعی، متناسب با مبانی هستیشناختی و معرفت شناختی خود، پاسخ های متفاوتی به آن داده اند. با توجه به نگاه متفاوتی که در مورد منابع و ابزار معرفت از یک سو، و سطوح واقعیت و معرفت از سوی دیگر در فلسفه اسلامی وجود دارد، ماهیت نظریه، و مشاهده و به طور طبیعی، رابطه نظریه و مشاهده نیز از این دیدگاه متفاوت خواهد بود. از دیدگاه فلسفة اسلامی، انواع نظریه از جمله نظریه های تجربی، عقلی، شهودی و نقلی قابل تصور است که هر یک ممکن است دارای ابعاد انتقادی و هنجاری نیز باشند. روشناست هر دسته از نظریه های فوق، از منبع متناسب، برخاسته و با نفس الامر ویژه خود ارزیابی میشود. بنابراین، «مشاهده» به تنهایی منبع مناسبی برای هیچ یک از نظریه های فوق نیست. آزمون نیز فقط قادر به ارزیابی برخی از ابعاد نظریه های تجربی، آن هم به ضمیمه قواعد عقلی، میباشد.
ویژگی های علم مدرن؛ با تأکید بر علوم انسانی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با نگاهی توصیفی و تحلیلی، ویژگیهای علم مدرن را از جنبه های گوناگون از جمله هدف، روش، کاربرد و آثار آن بررسی میکند. این کار از یک، هویت علم مدرن را معرفی و شناخت ما را نسبت به آن دقیق تر میکند و از سوی دیگر، تفاوت ماهوی و تقابل آن را با علوم اسلامی آشکار میسازد. در ضمن، از برخی کاستیهای جدی این علم نیز پرده برمیدارد. عقل گرایی افراطی، سلطة شناخت حسی و تجربی، ماده گرایی و دنیا گرایی، بیتوجهی به غایت هستی، مهمل خواندن گزاره های دینی و فلسفی، جدایی دانش از ارزش، جدایی دانش از دین، جدایی دانش از سیاست و ابزار شدن آن برای سیاست مداران، حذف یقین علمی و اکتفا به یقین روان شناختی، هدف قرار دادن کسبِ قدرت به جای کشف حقیقت، جزیی نگری و تجزیة علوم از اموری هستند که به عنوان ویژگیهای علم مدرن در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته اند.
نقد دیدگاه ماکس وبر درباره دین و معنای زندگی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث مهم دین پژوهی، دین و معنای زندگی است. بسیاری کسان از منظر های مختلف به این موضوع نگریسته اند؛ از جمله ماکس وبر. از نظر وبر مهم ترین ویژگی حیات انسان معناداری آن است. از همین رو، تفاوت انسان با حیوانات و تفاوت جهان انسانی با جهان طبیعی در معنادار بودن آن است. مهم ترین پرسش در این زمینه آن است که خالق این معنا کیست؟ از نظر وبر، فقط ادیان قادرند به این نیاز متافیزیکی انسان پاسخ گویند و هیچ نیروی دیگر نمیتواند این نقش دین را ایفا کند. به همین علت وبر منشأ و کارکرد دین را بر اساس نقش معنا آفرینی آن تحلیل نموده است. اشکال دیدگاه وبر در اصل سخن او نیست؛ حقیقتاً چیزی غیر از دین نمیتواند به زندگی انسان معنا بخشد، بلکه در نحوة طرح این اندیشه است. اشکال اساسی دیدگاه وبر در این است که وی ساحت دین را به ساحت همین دنیای مادی میکاهد و در نتیجه معنایی هم که او طرح میکند کاملاً دنیایی است. در اندیشة وبر ساحت متعالی انسان و دین کاملاً نادیده گرفته شده است.
دروغ هزاره ها
بررسی و تحلیل شهرها و آبادی های ناشناخته شهرستان آبدانان در قرون اولیه اسلامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
آبدانان یکی از شهرستان های استان ایلام واقع در جنوب شرقی آن است. آثار بسیاری از شهرها و آبادی هایی که متعلق به دوره ساسانیان، اوایل اسلام و سلجوقیان می باشد، در بررسی های باستان شناسی که توسط نگارنده صورت گرفته، مشاهده شده است. اما با وجود وسعت زیاد بعضی از این شهرها و آبادی ها، از آنجا که شهرستان آبدانان در مسیر جاده ها و راه های ارتباطی اصلی قرار نداشته، در منابع تاریخی اشاره ای به این شهرها و آبادی ها نشده است. هم چنین از زمان شکل گیری، دوره آبادانی و علل ویرانی و ترک این محوطه ها اطلاعی در دست نیست. از سوی دیگر در بررسی های باستان شناسی به دلیل تشابه آثار هنری، به ویژه سفال دوره ساسانی و اوایل اسلام، به اشتباه بعضی از این شهرها و آبادی ها را به دوره ساسانی نسبت داده اند در حالی که دقت و بررسی علمی بیشتر در یافته های به دست آمده نشان می دهد که گرچه ممکن است بعضی از این شهرها و آبادی ها در دوره ساسانی شکل گرفته باشند ولی اوج شکوه و رونق آنها در دوره اسلامی بوده است و حتی بعضی از آنها در قرون اولیه اسلامی تاسیس شده اند. این تحقیق در مورد بررسی و شناسایی شهرها و آبادی های شهرستان آبدانان در قرون اولیه اسلامی، زمان شکل گیری، دوره آبادانی و علل ویرانی و ترک این محوطه ها با توجه به داده های باستان شناختی است.
ارزیابی مؤلفه های معرفت شناختی عصر روشنگری و تأثیر آنها بر آراءِ اقتصاددانان کلاسیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرون جدید دربردارندة نوع نگرش و انتخاب روش و تلاش های علمی و فلسفی دانشمندان و فیلسوفان و علمای علوم اجتماعی است که در پنج قرن اخیر صورت گرفته و از انباشته شدن آنها، نوعی معرفت در خصوص پدیده ها به وجود آمده است. از آنجا که وقوف بر ساختار و عناصر تشکیل دهندة این معرفت که در علوم اجتماعی و انسانی متجلی گردیده است، ضروری مطالعات معرفت شناسانه برای ادراک هرچه صحیح تر علوم مختلف و از جمله علم اقتصاد است، شناخت برخی مؤلفه های این معرفت شناختی، از قبیل ریاضی و مکانیکی دیدن جهان، تجربه گرایی، عقلانیت، علم گرایی، اومانیسم، قانون گرایی، آزادی، لذت گرایی و دنیاگرایی، در این مقاله جست و جو شده و با معرفی مهم ترین محورهای فکری و تحول آفرین مطروحه، در قرون هفدهم و هجدهم که عصر روشنگری نامیده شده، تلاش شده است تا حضور این مؤلفه ها در نگرش و آراءِ اقتصاددانان مکتب کلاسیک تبیین شود. مقاله بر آن است که نگاه، روش، جهان بینی، واقع گرایی و سیاست گذاریهای اقتصاددانان کلاسیک برای حل مسائل اقتصادی محیطی که در آن زندگی میکردند، تا حدود بسیاری وام دار مؤلفه های معرفت شناختی عصر روشنگری است؛ مقوله ای که لحاظ آن برای جامعة علمی اقتصادی کشور ما اهمیت بسیاری دارد.
اصالت فلسفة علم کوهن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تامس کوون در 1962 نظریهای اصیل در فلسفة علم ابراز داشت. اما صاحب نظرانی ادعا کرده اند که هیدگر آنچه را کوون «پارادایم»، «علم متعارف» و «انقلاب علمی» مینامید، پیشتر گفته بود. متهمتیکال بودن علم جدید، نیاز به جهانهای تفسیری و افق دانایی، مبانی ادعاهای قول هیدگر به پارادایم هستند. افکندن طرح جامع، مبنای اصلی قول او به علم متعارف است. مقاومت ناهنجاریها و بازنگری ریشهای در مفاهیم بنیادین علم، مبانی قول او به انقلاب علمی است. ما تمام این ادعاها را رد میکنیم. پارادایم در آراء متأخر کوون دو معنای خاص و عام دارد. طرفداران تقدم هیدگر، معنای خاص را لحاظ نکردهاند. پارادایم به معنای عام شامل چهار جزء و وابسته به جامعة علمی است. در استدلال هر یک از طرفداران، تمام یا برخی از این اجزاء لحاظ نشدهاند و جامعة علمی محوریت ندارد. به نظر کوون در علم متعارف دانشمندان پازل حل میکنند؛ ولی به روایت طرفداران قول هیدگر به علم متعارف، کارهای دیگری در طول این دوره انجام میشود. به نظر کوون مقاومت مسائل ناهنجار برای رخداد انقلاب علمی کافی نیست؛ ولی به نظر طرفدار تقدم هیدگر، کافی است. نتیجه اینکه تنها شباهتهای کلی میان آراء هیدگر و کوون وجود دارد، که اختصاصی به هیدگر ندارد. و آراء فلسفة علمی کوون اصالت دارند.
مدل سازی توسعه کالبدی و تعیین مکان بهینه برای اسکان جمعیت شــهر سردشت تا افق 1400 به روش دلفی و منطق بولین در محیط GIS
حوزههای تخصصی:
یکی از مشکلات اساسی حادث شده در شهرهای کشور، عدم جهت دهی مناسب و علم توسعه کالبدی آنها بوده است، که آثاری، همچون: تخریب زمینهای کشاورزی، رشد و گسترش شهرها در ارتفاعات با شیبهای زیاد، ادغام روستاها در کالبد شهرها، مشکلات زیست- محیطی و مخاطرات طبیعی، افزایش هزینه زیرساختها وخدمات شهری و عدم استفاده بهینه از زمین و ... را به دنبال داشته است. رعایت نکردن اصول شهرسازی یا ناتوانی در به کارگیری اصول، عدم بهرهمندی مشاوران از ابزارهای قوی تحلیل مناسبت محیطی و مسائل اجتماعی، اقتصادی و حقوقی، از اهم عوامل مؤثر در این زمینه بوده است. هدف این مقاله، تعیین الگوی مناسب برای جهتدهی توسعه کالبدی شهرهای کشور است که به صورت موردی، بر روی شهر سردشت انجام شده است. نوع تحقیق توسعهای ـ کاربردی و روش بررسی آن توصیفی ـ تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق محدوده 670 هکتاری اطراف شهر سردشت (جهات مختلف) بوده که با تشخیص ضرورت توسعه افقی شهر به دلیل نبود فضاهای کافی، در محیط GIS و با استفاده از روش تصمیمگیری دلفی و منطق بولین اقدام به تعیین جهت توسعه افقی شهر در آینده شده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که بستر و فضای جغرافیایی شهر به لحاظ شرایط طبیعی ـ محیطی، پتانسیل اسکان جمعیت با توجه به رشد پیشبینی شده جمعیت ( 4/1 ) تا افق 1400 را نخواهد داشت. از یک طرف، محاط بودن شهر به وسیله عوارض طبیعی و ژئومورفولوژیک محیط پیرامون و از طرف دیگر، کمبودهای شدید شهر به لحاظ سرانه کاربریها، تجهیزات، تاٌسیسات و امکانات و خدمات و مهمتر از همه، سرپناه(مسکن) تا افق1400، شهر را با محدویتهای جدی روبه رو میسازد.
تحلیلی بر طرح های احیاء و نوسازی بافت های فرسوده نمونه موردی محله جویباره اصفهان
حوزههای تخصصی:
با افزایش بی رویه جمعیت، بویژه جمعیت شهر نشین در چند دهه اخیر در کشور ایران، مساله فضا و توسعه پایدار فضایی از اهمیت قابل توجهی برخوردار گردیده است. در ایران رشد جمعیت شهری با توسعه ناموزون افقی شهر و از بین بردن منابع کشاورزی و طبیعی اطراف شهرها همراه بوده است. این در حالی است که بسیاری از شهرها دارای منابع فضایی باارزش، اما فرسوده ای هستند که راه گشای بسیاری از مشکلات به وجود آمده شهرها در حال حاضر است، و از همین جا مساله بهسازی و نوسازی این فضاهای باارزش مورد توجه قرار گرفته است. متاسفانه، ایران به دلیل استفاده از طرح هایی که بیشتر تقلیدی بوده و تنها مسایل کالبدی را مورد توجه قرار داده است، نتوانسته از این فضای باارزش استفاده بهینه ای را به عمل آورد. محله جوباره اصفهان از جمله محلاتی است که ضمن برخورداری از قابلیت های بالقوه در جذب جمعیت با معضل بافت فرسوده مواجه شده است. این محله به رغم طرحهای اجرا شده در جهت احیای آن، نتوانسته آن گونه که شایسته قدمت محله و توانهای موجود آن است، در مسیر توسعه پایدار فضا گامی موثر بر دارد و همچنان شاهد گریز جمعیت از محله و گسترش افقی شهر هستیم. هدف این مقاله تحلیلی برطرح های احیاء و نوسازی در محله جوباره و بیان نقاط ضعف و قوت آنها و ارائه راهکارهایی برای استفاده بهینه از این فضاها ضمن حفظ هویت بافت است. در این پژوهش، از روش تحقیق توصیفی ژرفانگر استفاده شده وبه منظور سنجش و تجزیه و تحلیل اطلاعات از تمامی روشهای مصاحبه، مشاهده، پرسشنامه و مطالعه کتابخانه ای بهره مند شده است. برخی نتایج حاصل از این تحقیق به قرار زیر است: نوسازی پایدار بدون شناخت و توجه به ساختار اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی محل امکان پذیر نیست؛ بدون جلب مشارکت واقعی مالکان این بافتها امکان دستیابی به بهسازی مطلوب محقق نخواهد شد.