موضوع امنیت و احساس امنیت از مهمترین و قدیمترین موضوعات مربوط به زنان است. این تحقیق به مطالعه احساس امنیت در میان زنان می پردازد. سوالات اصلی این تحقیق از این قرارند: احساس امنیت جنسی زنان پایتخت نشین کشور چگونه قابل تبیین است؟ چند درصد از زنان در محیطهای عمومی احساس امنیت می کنند؟ و تجارب اولیه زندگی زنان بر این احساس امنیت چه تاثیری دارد؟ نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که منطقه محل سکونت، مدت زمان بیرون ماندن از خانه، تاهل، نوع شغل، جامعه پذیری و خاطرات گذشته افراد بر میزان احساس امنیت در بانوان تاثیر بسزایی دارد.
در ادبیات توسعه اقتصادی، بین رشد بهره وری و نابرابری درآمدی رابطه ای وجود دارد که از آن با عبارت U وارون کوزنتس یاد می شود (اهلووالیا، 1977). به عبارتِ دیگر، رابطه بین رشد بهره وری با نابرابری درآمدی ابتدا مستقیم و سپس حالت معکوس به خود می گیرد. امروزه مطالعات اقتصاددانان توسعه نشان می-دهد که سیاست های دولت ها، از جمله سرمایه گذاری در سرمایه انسانی و مخارج تحقیق و توسعه، نه تنها بر رشد و بهره وری اقتصادی، بلکه بر توزیع مناسب درآمد و کاهش نابرابری در اقتصاد کشورها نیز مؤثر بوده است (فان، 2007). بر این اساس، عوامل ساختاری مذکور، موجب برگشت سریع خم منحنی کوزنتس شده و موجب می شود که با افزایش بهره وری، نابرابری درآمدی کاهش یابد. به دلیل اهمیت موضوع مذکور، در پژوهش حاضر با استفاده از رهیافت مدل های رگرسیونی با وقفه های گسترده (ARDL) و با در نظر گرفتن اطلاعات یک دوره سی ساله (1387- 1358) به صورت سری زمانی، رابطه بین نابرابری درآمدی و رشد بهره-وری در حضور عوامل ساختاری مانند مخارج تحقیق و توسعه و سرمایه انسانی در مناطق روستایی بررسی می شود. طبق نتایج پژوهش، سرمایه انسانی و مخارج تحقیق و توسعه داخلی و انباشت سرمایه تحقیق و توسعه بین المللی، هر کدام با ضرایب 11/0 و 08/0، بر کاهش نابرابری درآمدی در مناطق روستایی تاثیر معنی داری دارد و فرضیه کوزنتس مبنی بر وجود رابطه U وارون بین رشد بهره وری کل و نابرابری درآمدی در مناطق روستایی و کشاورزی ایران در دوره مورد مطالعه قابل ابطال نیست.
در برنامه ریزی های منطقه ای و توسعه سرزمین، یکی از مسائل اساسی که برنامه ریزان با آن مواجه هستند، شناسایی مناطق مناسب به منظور استقرار و توسعه انواع فعالیت ها است. مدل ها و روش های گوناگونی در این زمینه وجود دارد و پیشرفت های تحقق یافته در سیستم های اطلاعات جغرافیایی (GIS)، امکان مدل سازی و تحلیل اطلاعات را به طور فضایی فراهم کرده است. پژوهش حاضر به تحلیل تناسب اراضی به منظور استقرار مراکز خدمات روستایی با در نظر گرفتن مجموعه ای از عوامل اجتماعی، اقتصادی و محیطی در بخش سلطانیه می پردازد. مسئله مهم در این تحقیق، مشخص کردن تناسب اراضی به منظور استقرار مراکز خدمات روستایی است، به طوری که این مراکز، بیشترین پوشش خدماتی را داشته باشند. در این پژوهش، از روش های تحلیل تصمیم چندمعیاره (مقایسه زوجی و تکنیک PROMETHEE II) در محیط سیستم های اطلاعات جغرافیایی استفاده شده است که به الگوسازی فضایی بخش سلطانیه می پردازد. کل منطقه مورد مطالعه با در نظر گرفتن شرایط اجتماعی، اقتصادی و محیطی به پنج قسمت از کاملاً نامناسب تا کاملاً مناسب برای استقرار مراکز خدمات روستایی تقسیم شده است. طبق نتایج تحقیق حاضر، قسمت های کاملاً مناسب به منظور ایجاد مراکز خدمات روستایی، مناطقی نسبتاً هموار بوده و از زمین های باارزش برای کشاورزی و مستعد رشد از لحاظ اقتصادی تشکیل شده اند و عمدتاً سکونتگاه هایی هستند که از نظر تراکم جمعیتی و نیز امکانات زیربنایی در موقعیت بهتری قرار دارند.
مطابق نظریه های متداول اقتصادی، رشد اقتصادی و افزایش بهره وری نقش مهمی در کاهش فقر ایفا می کنند. اما در این میان، خود رشد اقتصادی و بهره وری نیز از عوامل زیادی نظیر سرمایه گذاری، سطح آموزش و مهارت نیروی کار، زیرساخت ها و مسائل نهادی از قبیل امنیت، حقوق مالکیت و دیگر نهادهای حقوقی و قضایی تاثیر می پذیرند. در نوشتار حاضر، تاثیر رشد اقتصادی و بهره وری و همچنین نهادهایی نظیر حقوق مالکیت، امنیت و مسائل حقوقی و قضایی بر فقر در جامعه روستایی ایران و با استفاده از سیستم معادلات همزمان برای دوره
1386-1360 مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که افزایش دستمزدهای واقعی در بخش کشاورزی، افزایش بهره وری نیروی انسانی، بهبود رابطه مبادله به نفع بخش کشاورزی و افزایش هزینه های دولت، از عوامل مؤثر بر کنترل و کاهش فقر در مناطق روستایی به شمار می آیند. نتایج بررسی نشان می دهد که به استثنای افزایش دستمزد و بهره وری، ضرایب سایر مؤلفه ها از نظر آماری معنی دار نیستند. متغیر بیکاری ارتباطی قوی ـ و از نظر آماری معنی داری ـ با افزایش فقر روستایی دارد. از طرفی دیگر، متغیر رشد اقتصادی رابطه مثبتی را با فقر روستایی نشان می دهد، که اگر چه از نظر آماری معنی دار نیست اما نشان از آن دارد که برای کاهش فقر تاکید صرف بر رشد اقتصادی کافی نیست.
حجت الاسلام رهدار، از جمله افرادی است که در زمینهی تاریخ و فلسفه ی انقلاب اسلامی، چندین سال است که در حال مطالعه و پژوهش می باشد. وی دارای تحصیلات درس خارج فقه، و نیز کارشناسی ارشد علوم سیاسی از مؤسسهی آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) قم و تحصیلات دکتری علوم سیاسی از پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی می باشد. از جمله آثار ایشان می توان به «بررسی پنج نظریه در باب پایان مدرنیته» در ماه نامه معرفت، گزارش و نقد کتاب «ایران بین دو انقلاب» اثر یرواند آبراهامیان در کتاب آموزه، «فقر تئوریک فلسفهی سیاسی غرب در فهم انقلاب اسلامی» در فصل نامه 15 خرداد، «انقلاب اسلامی؛ پایگاه گذار از سیطره گفتمانی غرب» در فصل نامه مطالعات انقلاب اسلامی، «بنیادهای معرفت شناسی در غرب و تشیع»، «تأملاتی در فلسفه انقلاب اسلامی و بازتاب های آن در جهان معاصر»، اشاره کرد. با توجه به مطالعات و پژوهش های وی در زمینه فلسفه و انقلاب، در مؤسسه ی مطالعات و تحقیقات فتوح اندیشه که اکنون محل اصلی فعالیت های اوست، با ایشان به گفت وگو نشستیم. اگرچه رشته ی کلام بیشتر به سمت مفهوم انقلاب و ظرفیت این مفهوم برای تبیین انقلاب اسلامی ایران، رفت؛ ولی در پایان اشاره های خوبی به نسبت فلسفه و انقلاب در غرب و ایران شد، که می تواند سرنخ های خوبی را برای پژوهش های جدی در این زمینه، در اختیار مخاطبان قرار دهد.
با شروع رنسانس در اروپا و وقوع انقلاب های فکری و علمی و تکنولوژیکی و اقتصادی، مناسباتی در عالم شکل گرفت و نظم نوینی مبتنی بر ایجاد دولت-ملت ها پا به عرصه ظهور نهاد که پس از مدتی خود را از طرق مختلف بر سایر نقاط عالم نیز حاکم کرد. مبنای فکری شکل گیری چنین تمدنی در تعارض و تمایز با تمدن مسیحی پیشین حاکم در اروپا، در قرون میانه، بود. سامان اجتماعی همه جوامع پیشامدرن به طریقی با ایمان دینی تضمین شده یا پیوندی با خدا یا نوعی حقیقت مطلق داشتند. اما دولت مدرن فاقد چنین اتصال و پیوندی بوده است. عصر مدرن را «عصر سکولار» هم می نامند. سکولاریزم در غرب محقق شده و بر دیگر نقاط جهان هم اثراتی داشته است. انقلاب اسلامی ایران که مبتنی بر حیات دینی و در مخالفت با سکولاریزم شکل گرفت، منجر به نظامی سیاسی شد که بنیان متفاوتی داشت و به دنبال ایجاد تمدنی جدید در تمایز و مخالفت با تمدن مدرن بوده است. اکنون طلیعه ی این تغییر، در عالم رخ نموده و علائم اولیه آن ظهور یافته است.
پس از رنسانس آدمی بر آن بود تا با تسلط بر طبیعت به آرامش دست یابد و یا حداقل زندگی راحت تری را تجربه نماید، اما گذر زمان نشان داد که آدمی در دست یابی به آرمان ها و تصوراتی که تفکر مدرن مد نظر داشته، ناموفق بوده است. در این میان عده ای به مخالفت با این روند برخاستند، ولی اندیشمندی چون هابرماس در پی بازسازی آن برآمد. هابرماس با تاثیرپذیری از اندیشمندان مختلف بر آن است که عقل مدرن نتوانسته تمام ابعاد خویش را آشکار سازد و تنها عقل ابزاری بر جامعه مدرن مسلط گشته است، لذا وی با طرح رویکرد معرفت شناختی جدید و نظریه کنش ارتباطی در پی بازسازی پروژه مدرنیته است که به زعم وی عقیم یا ناتوان مانده است. در این مقاله محقق با بهر ه گیری از رویکرد تحلیلی برآن است تا اهداف تربیت اخلاقی هابرماس را آشکار سازد. نتیجه تحقیق نشان می دهد که تاکید هابرماس بر عقلانیت ارتباطی، زیست جهان و اخلاق گفتگویی در نظریه کنش ارتباطی اهداف زیر را مطرح می سازد: در سطح فردی رشد و شکوفایی خرد مبتنی بر ارتباط متقابل هنجاری (عقل ارتباطی) و در سطح اجتماعی دست یابی به تفاهم مبتنی بر کنش های اخلاقی هدف تربیت اخلاقی است. البته دست یابی به تفاهم هم در زمینه ای از آزادی و برابری صورت می گیرد و هم زمینه ساز رشد فضایلی چون عدالت و آزادی می گردد.
In this paper، drawing on Coleman's concept of social capital and Bourdieu's concept of cultural capital، the effects of different components of family social and cultural capital (i.e. family expectations of student's academic aspirations، family involvement in student's academic activities،…) on academic achievement of high school students were studied.Using a questionnaire، data were gathered on the academic performance of
393 students who were selected (on the basis of cluster sampling) from different boys and girls high schools in the city of Isfahan in the academic year of 1385-86 (2006-7).Research findings showed that the coefficient of direct effect of capital (which included social and cultural capital) on academic achievement was 0.43 and
that its difference from zero was statistically significant. Therefore، the major hypothesis of the study that family social and cultural capitals have a positive influence of academic performance was supported.
هدف از این پژوهش، بررسی عامل های ارتباطی تاثیرگذار بر مشارکت زنان روستایی بخش آسارا در فعالیت های پس از برداشت محصولات کشاورزی می باشد. این پژوهش پیمایشی، از نوع توصیفی-همبستگی می باشد. جامعه ی آماری مورد نظر شامل زنان روستایی 15 سال به بالا بخش آسارا می-باشد(2810N=). تعداد 120 نفر از زنان روستایی به روش نمونه گیری تصادفی با انتساب متناسب انتخاب شدند. روایی محتوایی پرسشنامه با کسب نظرات کارشناسان مورد تایید قرار گرفت. آلفای کرونباخ جهت تعیین پایایی بخش مشارکت زنان روستایی در فعالیت های پس از برداشت محصولات کشاورزی استفاده گردید که مقدار آن 94/0 بدست آمد. نتایج بدست آمده از تحلیل عاملی نشان داد که مهم ترین عامل های ارتباطی منابع و داده های محلی می باشند و پس از آن، به ترتیب منابع و داده-های سازمانی و ارتباط جمعی می باشند که حدود 5/63 درصد از واریانس را تبیین کردند. نتایج تحلیل همبستگی نشان دادند که رابطه ای مثبت و معنی دار بین متغیر وابسته ی مشارکت در فعالیت های پس از برداشت و میزان استفاده از داده ها و منابع ارتباطی شامل منابع ارتباطی سازمانی و رسانه های جمعی وجود دارد. در تحلیل رگرسیونی به روش گام به گام منابع و داده های سازمانی و منابع ارتباط جمعی، در مجموع 6/32 درصد از واریانس متغیر وابسته ی مشارکت زنان روستایی در فعالیت های پس از برداشت را تبیین کردند
پژوهش ها به تبعیت از الگوهای سنتی پارادایم های مدیریتی، اعتماد یک طرفه را مطالعه کرده اند، در حالی که تحقیق حاضر می کوشد با معرفی ضعف های پارادایم مدیریت سنتی و معرفی نظریه اعتماد متقابل، ضعف های اعتماد یک جانبه را کاهش پذیر نشان دهد. شهرداری ها سازمان های بازی هستند که به دلیل فعالیت های متنوعی که در زیرمجموعه های خود ارائه می دهند با مراجعان زیادی سروکار دارند. این مجموعه خدمات، که با کارکنان مختلف در سطوح مدیریتی متفاوت در جغرافیای شهر ارائه می شود، فضای مناسبی برای آزمون سنجش پذیری اعتماد متقابل میان مراجعان، کارکنان و مدیران شهرداری است. نمونه گیری آماری و تکمیل پرسش نامه ها برای 236 نفر ارباب رجوع، 376 نفر از کارکنان و 161 نفر از مدیران انجام شده است تا کاربردپذیری این نظریه به بوته آزمون درآید. نتایج حاصل از آزمون های آماری مقایسه میانگین های اعتمادسازی متقابل در الگوی نظری بالا حاکی از آن است که از منظر برون سازمانی، میانگین اعلام اعتماد مراجعان شهرداری به مدیران و کارکنان، بیشتر از میانگین اعلام اعتماد مدیران و کارکنان به مراجعان بوده است. از منظر درون سازمانی، میانگین اعلام اعتماد کارکنان شهرداری به کلیه مدیران خود، بیشتر از میانگین اعلام اعتماد مدیران به کارکنان بوده است. در خاتمه، راه کارهای رفع موانع اعتمادسازی متقابل با کمک ابزارهای وفاداری، خیرخواهی، صلاحیت و پیش بینی پذیری نشان داده شده است.
تبیین مشارکت سیاسی یکی از موضوعات مناقشه برانگیز در جامعه شناسی سیاسی است. از همین رو نظریه های متعددی در این زمینه ارائه شده است. این نظریه ها طیفی از متغیرهای روان شناختی، منزلتی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را به کار می گیرند تا به تبیین درخوری از مشارکت سیاسی دست یابند. این مقاله ضمن مرور مختصر برخی نظریه های مشارکت سیاسی که بیشتر بر متغیرهای نگرشی متمرکز شده اند، الگویی نظری ارائه می کند که هم زمان مهم ترین متغیرها و گزاره های مندرج در بقیه نظریات را در خود دارد. سپس به کمک آزمون تی، تفاوت دو گروهی که در اولین دور انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 شرکت کردند و آن ها که شرکت نکردند، بررسی شده است. این بررسی نشان می دهد تنها دو متغیر احساس بی قدرتی و هم چنین میزان مشروعیتی که افراد برای نظام سیاسی قایل هستند، در میان دو گروه مذکور تفاوت معنادار دارد. این مقاله هم چنین دربردارنده داده های توصیفی قابل توجهی درخصوص ویژگی های فرهنگ سیاسی مردم استان گلستان است. داده های این تحقیق از «پیمایش ملی فرهنگ سیاسی مردم ایران» گرفته شده که در سال 1384 انجام شده است.