فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱٬۶۰۱ تا ۲۱٬۶۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۹۵ مورد.
تغییرات ارزشی بین نسلی، بازنمایی ارزش ها در شخصیت های میانسال و جوان مؤنث و مذکر در سریال های ایرانی تلویزیون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال هفتم پاییز ۱۳۹۰ شماره ۲۴
205 - 224
حوزههای تخصصی:
در دوران تغییرات سریع امروز، رسانه های جمعی به ویژه تلویزیون تأثیرات بسیار زیادی در انتقال ارزش ها و هنجارها به جامعه دارند. آن ها در حقیقت به عنوان ابزاری قدرتمند جهت الگو فرستی در جامعه مطرح می باشد. به دلیل نقش دوگانه تلویزیون به عنوان یک آیینه بازتاب کننده (رفتارها، الگوها و ارزش های جامعه) و یک عامل تأثیرگذار (بر جامعه که در دراز مدت تغییر ارزش ها در جامعه را سبب می شود) ارزیابی و سنجش پیام های ارسالی از طریق تلویزیون به خانه های ایرانیان بسیار اساسی و مهم است. در بین برنامه های متنوع تلویزیون، سریال های ایرانی آن، به دلایل قرابت بیشتر با زندگی مخاطبان و امکان الگوبرداری بیشتر و نیز ارسال غیر مستقیم پیام، مورد مطالعه قرار گرفته است. مطالعه حاضر به بررسی ارزش های بازنمایی شده در شخصیت های چهار سریال منتخب به تفکیک دوره زندگی و جنسیت پرداخته است. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل چهار سریال ایرانی پخش شده در سال 1385 از شبکه های یک و سه است که به روش تحلیل محتوا کمی مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد که به طور کلی شخصیت های مؤنث تفاوت چندانی در منظومه ارزشی خویش به تفکیک دوره زندگی نشان نمی دهند فقط در مورد ارزش های اقتصادی تفاوت های مشاهده شد. درحالی که شخصیت های مذکر دارای تفاوت هایی در منظومه ارزشی خویش به تفکیک دوره زندگی هستند. به گونه ای که آن ها در دوره جوانی کمتر به ارزش های اقتصادی بها می دهند در حالی که شخصیت های سالمند این سریال ها بیشتر به ثروت توجه می کردند. جوان ها اخلاقی تر ولی بی دین تر نشان داده شده بودند. مقاله به تفضیل و با استفاده از نظریات اینگلهارت، گربنر و نظریه بازنمایی به تحلیل یافته ها پرداخته است.
بررسی روند تحولات""جمعیت مؤسسه ای""در ایران (85- 1345)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جوانان و هویت بازاندیشانه (مطالعه دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر هویت بازاندیشانة دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان صورت گرفت. چارچوب نظری پژوهش، از نظریات آنتونی گیدنز و پیتر برگر استخراج شد و بر این اساس مدل و فرضیات تحقیق طراحی شدند. متغیرهای مستقل عبارت اند از: میزان استفاده از فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی (اینترنت و تلفن همراه)، مقطع تحصیلی، تحصیلات والدین، پایگاه شغلی پدر و اشتغال مادر، جنسیت، محل تولد، هویت مذهبی در بُعد مناسکی، درآمد خانوار، میزان استفاده از منابع مطالعاتی غیر درسی و آنتن ماهواره. حجم نمونه 377 نفر برآورد گردید که برای اطمینان از نتایج 391 پرسش نامه تکمیل شد و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. روش نمونهگیری با توجه به تنوع رشته ها و دانشکده ها تصادفیِ طبقه بندی انتخاب شد. برای سنجشِ ابعادِ هویت بازاندیشانه، هویتِ مذهبی (در بعد مناسکی)، و وابستگی به اینترنت، از طیف لیکرت استفاده به عمل آمد. به طور کلی، در تحلیل دو متغیره در میان متغیرهای مستقلِ 12گانه، 8 متغیر رابطة معناداری با هویت بازاندیشانه نشان دادند. این متغیرها عبارت اند از: 1. میزان استفاده از فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی
2. تحصیلات پدر 3. تحصیلات مادر 4. جنسیت پاسخگو 5. محل تولد 6. هویت مذهبی 7. استفاده از آنتن ماهواره 8. منابع اطلاعاتی. همة متغیرهای فوق با متغیرهای وابسته رابطة مثبت داشتند، به استثنای متغیر هویت مذهبی و یکی از زیرمجموعه های منابع مطالعاتی؛ یعنی منابع مطالعاتی مذهبی، که این دو در برابر رشد هویت بازاندیشانه مانع عمده و جدی محسوب می شوند. متغیرهایی که رابطة معناداری با هویت بازاندیشانه نداشتند عبارت اند از: مقطع تحصیلی، پایگاه شغلی پدر، وضعیت اشتغال مادر و درآمد ماهیانه. در میان متغیرهای زیرمجموعة منابع مطالعاتی غیر درسی نیز دو متغیر، یعنی میزان مطالعه و علاقهمندی به تاریخ و ادبیات ایران، رابطة معناداری با هویت بازاندیشانه نشان نداد.
مقایسة وضعیت کودکان کارگر ایرانی و افغان در استان کرمان بر پایة چهار اصل پیمان نامة حقوق کودک (سه جامعه شناسی و دو راه حل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جمهوری اسلامی ایران در سال 1373 پیمان نامة حقوق کودک را به طور مشروط پذیرفته است. اما در عمل برای تحقق اصول آن اقدام چندانی صورت نداده است. در این مقاله وضعیت چند اصل پایه ای پیمان نامة مرتبط با آموزش و کار کودکان که ضامن تحقق همة اصول پیمان نامة در زمینه های اصلی (بقاء، رشد، امنیت و مشارکت) برای کودکان است مورد بررسی قرار می گیرد. این پژوهش در استان کرمان انجام شده است و از روش پیمایش با نمونه گیری گلوله برفی (پرسان پرسان) استفاده کرده است. 474 کودک کارگر (کمتر از 18 سال، 411 ایرانی و 63 افغان) در نه نقطة شهری استان کرمان، مورد مصاحبة حضوری قرار گرفته اند. نتایج نشان دهندة معلق شدن دست کم یک حق، بهطور مشترک برای هر دو گروه، کودکان کارگر ایرانی و افغان است. در حالی که برای کودکان دستة دوم حقوق بیشتری معلق شده است. در ادامه، راه حل های مسئله در سه عرصة جامعه شناسی حرفه ای، جامعه شناسی انتقادی و جامعه شناسی مردم مدار جست وجو می شود.
تقابل فرم و محتوا در نقش زنان در تصویر خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایفای صحیح نقش رسانه در کشور نیازمند بررسی نحوه اجرایی شدن سیاست های اعلامی سازمان صدا و سیما برای تولیدات رسانه ای است. خانواده یکی از موضوعات جذاب در میان فیلم ها و سریال های نمایشی است و زنان در جامعه امروزی به مدل های مناسبی برای الگوبرداری از آن در ایفای نقش خود در خانواده نیازمند هستند. این مقاله که از طریق مصاحبه عمیق با کارشناسان دینی و کارشناسان رسانه حاصل شده، به بررسی قالب ها و ظواهر و فرم حضور زن در خانواده از سویی و محتوا و هنجار و روح حضور وی در خانواده از سوی دیگر، با توجه به ارزش های اسلامی مورد توجه سیاست های رسمی اعلام شده برای برنامه سازی توسط معاونت برنامه ریزی سازمان صدا و سیما، می پردازد. در مجموع نتیجه تحقیق از «تقابل فرم و محتوی در تصویر زن در خانواده نمایشی در تلویزیون» از نظر کارشناسان دینی حکایت دارد. ریشه یابی مسئله نشان می دهد، در کنار عامل اساسی نبود مبانی نظری غنی در حیطه زن و خانواده، عدم مدیریت پیام به علاوه فضای هنرمندان و کمبود نوشته های هنری کافی در این حیطه، با عامل اساسی ضعف تهیه کنندگان از لحاظ بینش و دغدغه مندی در تولید آثار جوابگو برای الگودهی به زنان در خانواده همگی منجر به این مسئله شده اند.
رسانه و نگرش زنان به هویت جنسیتی خود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سالهای اخیر هویت یابی جنسیتی زنان تحت تاثیر عوامل متعددی قرار گرفته است. وضعیت و جایگاهی را که زنان امروز در جامعه به دست آورده اند بسیارمتفاوت با وضعیت و جایگاه آنان در گذشته می باشد. امروز زنان و جامعه نسبت به هویت جنسیتی ایشان همگام با حرکت جهان به سوی مدرنیته نگرشی مقبول تر یافته اند. یکی از عوامل موثر بر این تغییر نگرش، تاثیر رسانه ها، به ویژه رسانه های مدرن همچون اینترنت می باشد.
نویسنده در این مقاله پس از مقدمه، ابتدا به تعریف هویت و رابطه آن با جنسیت می پردازد و سپس نحوه شکل گیری هویت زنانه و عناصر این هویت را در رابطه با رسانه برمی شمرد. هدف این مقاله، بررسی هویت جنسیتی زنان و ارتباط آن با رسانه به ویژه رسانه های مدرن همچون اینترنت می باشد.
ویتگنشتاین، هایک، گادامر: درآمدی بر نوعی روش شناسی تلفیقی در علوم اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، به دست دادن اصولی از نوعی روش شناسی تلفیقی در حوزة علوم اجتماعی است که برمبنای خوانش آرای ویتگنشتاین، هایک و گادامر در افق فکری یکدیگر شکل گرفته است. در ابتدا و پس از بیان مسئله و ضرورت پرداختن به آن، ادبیات بحث بهطور خلاصه مرور شده است و سپس بهطور اجمالی امکان تلفیق آرایاین سه متفکر مورد بحث قرار گرفته است. این امکان با مرور شش شباهت مهم در قالب معادل یابی واژگان کلیدی هر متفکر در بازی زبانی متفکران دیگر مورد بحث قرار گرفته است، این شباهت ها عبارت اند از: وجود بستر اجتماعی قاعده مند در پس زمینة کنش های فردی؛ اصالت فعالیت عملی و ناآگاهانه درمقابل فعالیت نظری و آگاهانه؛ کاربرد استعارة بازی به معنای حفظ وجهی از عاملیت در بستر ساختار؛ آغاز از مبنایی سوبژکتیویستیدر عین دست یابی به عینیتی فراتر از افراد؛ محدودیت شناخت و رد موضع ناظر؛ و درنهایت، تلاش برای به دست دادن معیاری به منظور پرهیز از نسبی گرایی. این شباهت ها همزمان اصول بنیادین روش شناسی تلفیقیِ پیشنهادی را نیز شکل داده اند. در آخرین قسمت مقاله، این اصول در پاسخ به پرسش های سه گانة چیستی موضوع علوم اجتماعی، چگونگی مطالعة آن (الزامات روش شناختی) و هدف از انجام یک مطالعة اجتماعی مورد تصریح و صورت بندی قرار گرفته اند. بر این مبنا، موضوع علوم اجتماعی «نظم های زبانی ـ تاریخی» عنوان شده است که در آن نظم به تعبیر هایک، زبانی بودن به تعبیر ویتگنشتاین و تاریخی بودن به تعبیر گادامر به کار رفته است و هدف از انجام یک مطالعة اجتماعی، «انکشاف» این نظم ها به تعبیر هایدگری - گادامری کلمه و همچنین به دست دادن پیش بینی های محدود برمبنای این انکشاف عنوان شده است؛ برمبنای این موضوع و هدف، الزامات روش شناختیِ انجام یک مطالعة اجتماعی نیز مورد بحث قرار گرفته است.
الگوی مصرف بهینه، بایدها و نبایدها
حوزههای تخصصی:
جایگاه یک موسسه روابط عمومی در کاشان خالی است
حوزههای تخصصی:
سیر تطور جایگاه حقوقی ـ فرهنگی هیئت منصفه در جرائم مطبوعاتی در حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اینکه جرائم مطبوعاتی از جمله جرائمی هستند که از یک سو مرتبط با دولت می باشند، این احتمال وجود دارد که دادگاه های رسیدگی کننده به این جرائم، اقدامات بی رحمانه و سخت گیرانه تری را برای دادرسی انجام داده و نتوانند بی طرفی خود را حفظ کنند؛ بنابراین برای جلوگیری از به وجود آمدن چنین مشکلی، بهترین راهکار در نظر گرفتن تعدادی افراد منتخب از سوی عموم مردم به عنوان نمایندگان افکار عمومی جامعه در دادرسی های مطبوعاتی در کنار قضات متبحر و متخصص می باشد، به طوری که این نمایندگان افکار قاطبه افراد جامعه را به قضات منعکس کنند و به این طریق سبب صدور حکمی عادلانه از سوی دادرسان محاکم گردند.
نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران درخصوص نهاد هیئت منصفه فعالیت های زیادی انجام داده، اما متأسفانه امروزه تا حدودی این نهاد به صورت منفعل درآمده است. مقاله حاضر به تحلیل مسئله هیئت منصفه در جرائم مطبوعاتی می پردازد و سیر تطور این نهاد شبه قضایی را در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران بررسی خواهد کرد
تسهیم دانش بین اعضای هیئت علمی در محیط های دانشگاهی؛ نگاهی میان رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هم اکنون جدال اندیشه ای بر سر مفهوم سازی تولید، تسهیم، انتشار و کاربرد دانش در دانشگاه ها و مؤسسه های عالی کشور، موضوع پیچیده ای است که توجه زیادی را هم در ادبیات دانشگاهی و هم در حوزه مدیریتی به خود معطوف داشته است. بر این مبنا، تسهیم دانش در آموزش عالی به عنوان یک موضوع میان رشته ای که پیوند میان دو رشته اصلی «مدیریت دانش» و «آموزش عالی» به ویژه مدیریت آموزش عالی است، مطرح شده است. بسیاری از پژوهشگران و صاحب نظران کوشیده اند تا به این پرسش پاسخ دهند که عوامل تأثیرگذار بر افراد در تسهیم دانش کدامند؟ عوامل و دلایل احتمالی تسهیم و یا عدم تسهیم دانش افراد کدامند؟ در پاسخ به این پرسش، پژوهش های متعددی انجام شده که یافته های آن در برخی از موارد نظری و در برخی از موارد نیز دارای شواهد تجربی است. در این مقاله تلاش شده با روش توصیفی تحلیلی، تسهیم دانش بین اعضای هیئت علمی، به مثابه یک حوزه مطالعاتی میان رشته ای در عرصه آموزش عالی، بررسی و واکاوی شود. پژوهش حاضر، کاوش پدیدة تسهیم دانش در عرصه آموزش عالی را به بحث گذاشته و سپس با بررسی دقیق و ژرف نگری، عوامل مؤثر بر تسهیم دانش بین اعضای هیئت علمی را تحلیل کرده است.
این مقاله بر این نکته تأکید دارد که حوزه مطالعاتی میان رشته ای تسهیم دانش از علوم و دانش های مختلفی بهره برده و برای کاوش پدیده تسهیم دانش در محیط های آموزش عالی و نظریه پردازی در این زمینه، درک و تحلیل ماهیت دانش، انگیزش و فرصت تسهیم دانش در دانشگاه ضروری است. همچنین در این مقاله نتایج دو دهه پژوهش های مهم تجربی در ارتباط با عوامل مؤثر بر تسهیم دانش در محیط های دانشگاهی مرور شده است. در پایان، مقاله با ارائه مدلی مفهومی، جایگاه کنونی و زمینه های بالقوه پژوهش های آتی مرتبط با تسهیم دانش را پیش روی پژوهشگران قلمرو آموزش عالی قرار می دهد.
از شرق شناسی تا مطالعات پسااستعماری: رویکردی میان رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله ضمن تبیین سیر تحول از رویکرد چند رشتهای در مطالعات شرق شناسی قرن نوزده و نیمه نخست قرن بیستم به رویکرد میان رشتهای در مطالعات پسااستعماری در نیمه دوم قرن بیستم، با نگاهی تاریخی و تحلیلی، به تشریح مراحل گذار از مطالعات چند فرهنگی به مطالعات میان فرهنگی میپردازد و تحولات روش شناختی از چند رشتگی به سوی میان رشتگی و پیامدهای این تحول در تحلیلهای شرق شناسانة محققان و متخصصان دانشگاهی غربی و تعامل رشتههای مختلف علمی در دوران مطالعات پسا استعماری را مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد. در پاسخ به این پرسش که چرا شرق شناسی اساساً بر رویکرد چند رشتهای و مطالعات پسا استعماری بر رهیافت میان رشتهای استوار بوده است، این مقاله به بررسی عوامل درونزا ناشی از ماهیت تلفیقی و چند گونة شرق شناسی علمی و عوامل برونزا ناشی از تأثیرگذاری قدرتهای استعماری بر مستشرقین غربی برای پژوهش دربارة کلیه جنبههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، تاریخی و ادبی جوامع مشرق زمین میپردازد و با رویکردی تبیینی، دلایل اهتمام به رویکرد بینا فرهنگی در مطالعات پسا استعماری را با توجه به تأکید بر انجام تحقیقات میدانی و پیمایشی از رهگذر پیوند معرفتی و روشی بین علوم زیباشناختی و واژه شناختی، مردم شناسی و جامعه شناسی، جغرافیا و علوم سیاسی و همکاری میان رشتهای بین شرق شناسان بومی مورد بررسی قرار میدهد.
رادیو و مفهومِ «اراده» برای خلقِ «حرکت»؛ یک چالشِ معنایی
حوزههای تخصصی:
«رادیو» به مثابه یک رسانه «حسی ـ شنیداری» به خواست و اراده تام وابسته است و نه خواست و اراده ناقص. این «اراده» (Will) گاه به دلیل جبر سازمانی از سوی «مدیر رسانه» به منظور طرح یک برنامه اثرگذار و گاه از سوی «برنامه ساز» یا فاعلِ رسانه ای به نیّت «نفوذ در مخاطب» برای تحریک و برانگیختگیِ او به کار می آید. این مقاله، در هدف بنیادی خود بر آن است تا مفهوم «اراده» را به لحاظ «فلسفی ـ روان شناختی» بکاود و از پرتو چنین رویکردی راه کارهایی را برای خلقِ «حرکت» (Motion) در این رسانه ارائه دهد. بنابراین، نخست از «اراده» و ابعاد معناییِ آن سخن می رانیم و سپس، به وجوه «عینی و ذهنیِ» آن نظر می افکنیم و در پایان به این نتیجه می رسیم که هر حرکتی در رسانه رادیو ـ به ویژه، حرکت های خودآگاهانه ـ نیازمند اراده معطوف به «اختیار جمعی»ست و نه «جبر زمانی» یا «مکانی».
اسلام و هندوئیزم : تحقیق در مبانی مشترک دو فرهنگ
حوزههای تخصصی:
دو تمدن ایران و هند، سابقه ای دیرپا در تاریخ آسیا دارند. بررسی تطبیقی ریگ ودا و اوستا به وضوح این معنا را نشان می دهد. باورها، آیین ها، اساطیر مشترک و نیز تجلی آنها در هنر و معماریِ ایرانِ پیش از اسلام، خاستگاه مشترک دو تمدن را، به ویژه با توجه به پیشینه مشترک آریایی بودن دو قو،م اثبات می کند.
حضور اسلام در ایران، دامنه گسترش این دین را تا مرزهای هند وسعت بخشید و هندوان از این طریق با اسلام آشنا شدند. خارج از حضور سیاسی و بعضاً، نظامی مسلمانان که در سال 1193 میلادی به فتح دهلی توسط قطب الدین ایبک انجامید، تبادل فرهنگی میان دو تمدن ایرانی ـ اسلامی با تمدن هندی بسیار وسیع و گسترده بوده است. در این میان رویکردهای عرفانی و صوفیانه، به ویژه پس از حضور خواجه معین الدین و میرسیدعلی همدانی، شاگرد علاالدوله سمنانی، یکی از مهم ترین حلقه های اتصال این دو تمدن بوده آن چنان که داراشکوه متأثر از همین ارتباطِ بسیار عمیق، اوپانیشادها را «کتاب مکنون» خواند و تأویل آن را تأویل قرآن شمرد.
این مقاله از نسبت های وسیع فکری میان دو تمدن بزرگ آسیایی، یعنی تمدن اسلامی و هندی، صرفاً به مقوله وحدت وجود خواهد پرداخت؛ امری که تجلی گسترده آن در مواردی سبب گردید فِرَق عرفانی و حکمای مسلمان هندی از گرایش به وحدت وجود اجتناب کنند تا مرز آیینی و اعتقادی خود با هندوئیزمِ مبتنی بر اوپانیشادها (به ویژه، مکتب فلسفی ودانتا) را روشن و مشخص سازند. مبنای مقاله تبیین وجوه مشترکی در اسلام و هندوئیزم است که مسالمت و تفاهم وسیع این دو آیین در هند را رقم زد و حتی به ظهور مشاربی چون «دین الهی» توسط اکبر (963-1014 ق / 1556-1605 م)، سومین پادشاه گورکانی، انجامید، و نیز تأکید بر این معنا که تلاش در جهت ایجاد اختلاف میان هندو و مسلمان به عنوان بخش اعظم هویت آسیایی کاملاً سیاسی، و به ویژه انگلیسی، بوده است.
نماد و نشانه شناسی در فرش ایرانی(الگویی با قابلیّت بهره گیری در قالب گفتار متن)
حوزههای تخصصی:
بررسی ارتباط مفهومی سرمایة اجتماعی و کیفیت زندگی در محیط شهری (نمونة موردی: شهر جدید پردیس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرمایة اجتماعی مفهومی نسبتاً جدید در حوزة علوم اجتماعی است که به سرعت جایگاه خود را در حوزه های دیگری چون پزشکی، روان شناسی، اقتصاد، سیاست، برنامه ریزی شهری، و ... پیدا کرده است. این مفهوم، به خصوص ، در ارتباط تنگاتنگی با کیفیت زندگی قرار دارد. این ارتباط می تواند دروازة ورود مفهوم سرمایة اجتماعی به برنامه ریزی شهری باشد. موضوع اساسی، در این زمینه، نحوة سنجش سرمایة اجتماعی و کیفیت زندگی در شهر و به خصوص سطح محلات شهری است. در این پژوهش بر آنیم تا با ارائة روشی به اندازه گیری میزان سرمایة اجتماعی و همچنین میزان کیفیت زندگی شهروندان، البته از بعد ذهنی، بپردازیم و ارتباط این مفاهیم را بررسی نماییم. به این منظور، شهر جدید پردیس، به عنوان نمونة مورد مطالعه، انتخاب شده است. نتایج کلی بررسی، که با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون به دست آمده، نشان دهندة ارتباط معنی دار و قابل قبول این دو مفهوم در سطح شهر پردیس است.
تحلیلی بر سهم ارتباطات غیر کلامی در کنش متقابل اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، به تبیین سهم ارتباطات غیر کلامی به مثابة یکی از سه سنخ ارتباطات اجتماعی یعنی کلامی، غیر کلامی، و پیرا کلامی در کنش متقابل اجتماعی پرداخته شده است. در این راستا، در آغاز سخن، اهمیت توجه به نقش ارتباطات غیر کلامی در روابط روزمره بین افراد و سوءِ ادراک ها و سوءِ برداشت ها در کنش متقابل اجتماعی مطرح شده است. به دنبال آن، دو زیر ساخت نظری جامعه شناختی و روان شناختی اجتماعی کنش متقابل اجتماعی برای به تصویر کشیدن نقش مکمل و مهم ارتباطات غیر کلامی در مبادلات کلامی کنش گران در دریافت پیام تشریح و نقش نشانه های غیر کلامی و کارکردهای آن ها بحث شده است. در ادامه، برخی از رفتارهای غیر کلامی توصیف شده است و، در نتیجه گیری، ضمن جمع بندی موارد فوق بر نقش ارتباطات غیر کلامی و سهم آن در کنش متقابل اجتماعی و، در راستای آن، ادراک اجتماعی، که به تکوین برداشت ها در کنش گران منجر می شود، تأکید شده است.
ویژه نامه جامعه شناسی آموزش و پرورش: نکته ها
حوزههای تخصصی: