برخلاف مجموعه تحولات جاری در زمینه فعالیت های اقتصادی و معرفی و ایجاد فرصت های شغلی جدید ، وضعیت اشتغال در خلخال اساسا متکی بر بخش سنتی تولید و اشتغال های ذیر بط است . در نتیجه تغییرات ناچیزی در فعالیت های اقتصادی شهرستان رخ داده است . نتایج دو سرشماری اخیر نشان می دهد که مردم خلخال از نظر فرصتهای شغلی و منابع درٍآمدی و تامین معاش به دو بخش سنتی فعالیت یعنی کشاورزی و خدمات متکی است و مهمتر این که بخش خدمات شهرستان به ساده ترین فرصت ها یعنی خرده فروشی و کار در فعالیت های خدمات اداری و دولتی و وابسته محدود شده است .
"طی سالهای اخیر اعتیاد به مواد مخدر چونان یکی از مهمترین آسیبهای اجتماعی دستمایه تهیه و پخش برنامههای رادیویی و تلویزیونی قرار گرفته و مجموعههای تلویزیونی متعددی با هدف آگاه کردن مردم از عوارض و پیامدهای منفی این معضل اجتماعی از شبکههای مختلف پخش شده است. یکی از این مجموعهها، مجموعة مسافر است که در این پژوهش با هدف بررسی انگارههای ارائه شده از اعتیاد و معتاد در مجموعههای ایرانی و تبیین نقش رسانههای گروهی در تغییر نگرش و شکلدهی به رفتارهای مطلوب مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور کلیه قسمتهای مجموعه مسافر (23 قسمت) با استفاده از تکنیک مقولههای تحلیل محتوا بررسی شد. نتایج حاصل نشان میدهد در این مجموعه اختلال سوء مصرف مواد و وابستگی به مواد مخدر بر اساس ضوابط DSMIV (ضوابط تشخیصی و آماری اختلالات روانی) در شخصیتهای اصلی معتاد، قابل تشخیص نیست و ویژگیهای این شخصیتها، بیشتر با اختلال شخصیت ضداجتماعی همخوان است. عوارض جسمانی و روانی ترک اعتیاد و مراکز درمانی ترک اعتیاد از عمدهترین پیامهای مربوط به اعتیاد در این مجموعه محسوب میشوند. فقدان خشونت کلامی و غیرکلامی، تأکید بر نقش گروه درمانی در اعتیاد، اشاره به پذیرش اجتماعی معتاد، تأکید بر درمانپذیر بودن اعتیاد و راههای درمان آن و توفیق نسبی در ارائه چهرهای باورپذیر از شخصیتهای مثبت و منفی از جمله نقاط قوت این مجموعه به شمار میروند. مهمترین نقاط ضعف آن نیز استفاده از برخی کلمات نامتعارف در ارتباط کلامی شخصیتها به ویژه سخنان رکیک و القاب منفی و تحقیرآمیز و اشاره به برخی شیوههای نامتعارف و غیرعملی ترک اعتیاد است.
"
"علاوه بر آنکه محققان، لغتشناسان و منتقدان تعریف جامع و کاملی از مقولة طنز ارائه ندادهاند، اکثر مطالعات و بررسیهای فرهنگی صورتگرفته در این باره نیز فارغ از مسئله جنسیت بوده است.
در این مقاله سعی شده است ضمن تلاش برای پوشش این دو خلأ، نگاهی منتقدانه به نوع حضور زن در برنامههای طنز رسانة ملی انداخته شود.
براساس تحقیقات پیشین، زنان کمتر از مردان نقشهای خندهدار را در برنامههای طنز رسانة ملی ایفا کردهاند. برای یافتن علت این امر نگارنده دو پیشفرض را مطرح کرده است. اول آنکه استفاده از زنان برای خنداندن جنس مقابل یا همجنسان خود از خطوط قرمز برنامهسازی در صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران است و دوم آنکه محدودیتهایی که سنت و فرهنگ ایران اسلامی بر برنامهساز تحمیل میکند، باعث شده است زنان کمتر از مردان در برنامههای طنز به ایفای نقش بپردازند. استدلالات ارائه شده در این مقاله نشان میدهد پذیرش هر دو این پیشفرضها به راحتی ممکن نیست و ریشة این مسئله را باید در علتهای دیگری جستجو کرد که اصلیترین آنها نداشتن تعریفی صحیح از مقولة طنز در رسانه ملی و کارکردهای فرهنگی، اجتماعی آن در جامعهای است که زنان نقشهای بارزی در آن ایفا میکنند.
"
"نویسنده در این مقاله درصدد تبیین ضرورت حضور فعال و مؤثر زنان در رسانه به ویژه در حوزههای تصمیمگیری و برنامهسازی است.
وی ابتدا به تعریف واژة رسانه و اهمیت رسانهها در جهان تکقطبی امروز میپردازد و سپس خاطرنشان میکند تصاویر ارائه شده از زنان در رسانهها، از دیرباز، تناسبی با روحیات، نیازها و مسائل واقعی آنان نداشته است. این امر در جهان غرب ملموستر و شدیدتر است.
وی در ادامه راهکار اساسی برای زدودن مفاهیم تبعیض جنسی از محصولات رسانهای و همچنین برنامهسازی بر اساس شخصیت و نیازهای واقعی زنان را حضور آنان در عرصة تصمیمسازی و سیاستگذاریهای کلان رسانه میداند.
نویسنده برای نشان دادن ضعف حضور زنان در چنین عرصههایی، اطلاعات و آمار مستندی از تعداد زنان شاغل در مطبوعات و رادیو و تلویزیون ایران به دست میدهد و سپس پیش زمینههای دستیابی به جایگاه مطلوب زن در رسانه را برمیشمارد.
"