هدف اصلی این پژوهش شناخت عوامل مؤثر بر خشونت علیه زنان هیجده سال به بالا در شهر بافت می باشد حجم نمونه آن 330 نفر است متغیرهای مورد بررسی این پژوهش شامل سطح تحصیلات، پایگاه اجتماعی، سن و درآمد می باشد. این تحقیق پیمایشی است و علاوه بر پرسشنامه در انجام این تحقیق از ابزار کتابخانه و اسناد و مدارک برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است و روش های آماری مورد استفاده برای توصیف و تفسیر داده ها و اطلاعات به دست آمده شامل توزیع فراوانی و درصدگیری و آزمون فرض و همچنین روش کای اسکوئر است . نتایج به دست آمده نشان می دهد که بین سن و نوع خشونت علیه زنان رابطه معنی داری وجود دارد و هرچه زنان سنشان بالاتر باشد خشونت علیه آنان بیشتر خواهد بود 78/38 درصد از زنان توسط همسرانشان مورد خشونت فیزیکی (بدنی) قرار گرفته ، و 51/61 درصد از زنان اصلاً توسط همسرشان مورد خشونت فیزیکی قرار نگرفته اند. خشونت فیزیکی بوسیله ی شاخص های متعدد سنجش شده است. بین درآمد و میزان خشونت علیه زنان رابطه معنی داری وجود ندارد یعنی هرچه درآمد مرد بالاتر باشد میزان خشونت او کمتر نخواهد بود. بین پایگاه اجتماعی و خشونت علیه زنان رابطه معنی داری وجود دارد یعنی زنانی که شاغل باشند کمتر تحت خشونت قرار می گیرند که 39/69 درصد زنان مورد مطالعه شاغل بودند بین تحصیلات و خشونت علیه زنان رابطه معنی داری وجود ندارد و تحصیلات زنان مانع خشونت علیه آنان نمی شود که 47/86 درصد زنان مورد مطالعه باسواد بودند
در این مقاله با شرح سه نوع هویت اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به تحلیل رابطه همبستگی با هریک از این سه نوع هویت همپوشان پرداخته شده است. تبیین تمایز مفهومی میان همبستگی فرهنگی با سایر انواع همبستگی ها برای پرهیز از ایهام مفهومی در سیاست گذاری هدف اصلی این نوشته است. همبستگی فرهنگی به معنای احساس تعلق مشترک ناشی از تلاش برای حفظ مؤلفه ها و عوامل هویت فرهنگی تعریف شده است. در پایان به عنوان یک مصداق از تمایز گذاری میان انواع همبستگی ها به مفهوم «امت» در رویکرد اسلامی و نقش هویت و همبستگی فرهنگی حتی در غیاب انواع دیگر هویت و همبستگی اشاره شده است.
روش انجام این تحقیق پیمایشی (Survey) و حجم نمونه 1088 نفر از شهروندان بالای 18 سال منطقه 17 تهران بوده است. یافتههای توصیفی تحقیق در مورد متغیرهای اصلی مشارکت نشان میدهند در مجموع میزان گرایش به مشارکت در امور شهری بیشتر از حد متوسط ارزیابی میشود. سابقه مشارکت، شناخت از مفهوم مشارکت، احساس تعلق به محل سکونت و ارزیابی پیامدهای مشارکت، مهمترین عواملی هستند که گرایش به مشارکت را تبیین میکنند.
در جامعة چند قومی ایران، هویت قومی یکی از مهم ترین هویت های جمعی است که سبب شناسایی و تمایز افراد از یکدیگر میشود. با این حال، برجسته شدن احساس هویت قومی، به ویژه برتری یافتن آن بر احساس هویت ملی، همواره از مهم ترین دغدغه های مرتبط با انسجام و یکپارچگی ملی محسوب میشود. از این رو، مقاله حاضر رابطه هویت قومی و هویت ملی در بین بختیاریهای سه استان خوزستان، لرستان و چهارمحال بختیاری را بررسی می کند. پرسش اصلی این است که آیا بین میزان گرایش به هویت ملی و میزان گرایش به هویت قومی بختیاریها رابطه وجود دارد؟ برای پاسخ به این پرسش و نیز سنجش و بررسی این رابطه برای هویت ملی چهار بعد تاریخی، جغرافیایی، زبانی و فرهنگی در نظر گرفته است. همچنین، هویت قومی نیز بر اساس چهار بعد تاریخی، زبانی، فرهنگی و مذهبی سنجیده شده است.
نتایج تحقیق از نمونه برای 385 نفری، با نمونه گیری خوشه ای و به شیوة پیمایش، با استفاده از فرمول کوکران به دست آمده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد میزان گرایش به هویت قومی و میزان گرایش به هویت ملی نزد پاسخگویان در حد بالا و بین هویت ملی و هویت قومی رابطة مثبت و معناداری برقرار است.
موضوع فرهنگ با توجه به ماهیت انقلاب اسلامی، سخنان امام عزیز (ره)، تأکید مقام معظم رهبری و همچنین ابعاد و مؤلفه های آن در آینده کشور، از حساسیت و جایگاه بالایی برخوردار است. به همین دلیل در مطالعات و تحقیقات گوناگون به فرهنگ، سازمان فرهنگی و اخیراً مهندسی فرهنگی پرداخته شده است. شاید بتوان ادعا کرد که سازمان و نهادهای فرهنگی بیشترین تأثیر را در رشد و شکوفایی و یا رکود و سستی فرهنگ یک جامعه دارند، هرچند که نباید از نقش نیروها و محتوای فرهنگی نیز غافل بود.
مقاله حاضر خلاصه ای از گزارش طرح تحقیقاتی مؤلف در دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی جهت بررسی وضعیت موجود سازمان های فرهنگی کشور است که سعی دارد با نگاهی آینده نگرانه به آسیب شناسی نحوة ساماندهی آنها فارغ از عملکردشان بپردازد. در حقیقت وضعیت موجود با نگاه به کارکردها بازبینی و تحلیل شده است
ترکمن ها شاخه ای از ترکان آسیای میانه اند که از عهد قدیم در صحراها ی وسیع بخش سفلای رود سیحون و بین دریای آرال به زندگی کوچ نشینی روزگار می گذراندند. تا حدود قرن هفتم میلادی ترکمن ها جزئی از قوم بزرگ ترک بودند. در این سال ها به دنبال اضمحلال امپراطوری گؤگ تؤرک، گروهی از ترک ها که اغوز نامیده می شدند، از آنان جدا شده و از ناحیه ارخون به طرف آرال و سیردریا کوچ کردند. مراکز عمده سکونت ترکمن ها عبارتند از: ترکمنستان، ایران، افغانستان، عراق، ترکیه، اردن، سوریه و چین ، تاجیکستان ، روسیه ، ازبکستان . ایران یکی از مراکز عمده اسکان ترکمن هاست .ترکمن های ایران بیشتر در جنوب شرقی دریای خزر و در ترکمن صحرا سکونت دارند. از لحاظ استانی، سکونت گاه های آنها در استان های گلستان، خراسان رضوی (تربت جام) و خراسان شمالی پراکنده است. جمعیت ترکمن های ایران به حدود دو میلیون نفر می رسد. از شهرهای مهم ترکمن ها در ایران می توان بندر ترکمن ، آق قلا و گنبد قابوس را نام برد . نام ترکمن از قرن پنجم هجری (یازدهم میلادی) نخست به شکل جمع فارسی «ترکمانان» ، توسط نویسندگان ایرانی مانند گردیزی و ابوالفضل بیهقی استعمال شده و به همان معنی اغوز در ترکی و غز در عربی و فارسی به کار رفته است . واژه ی « اوغوز» اولین بار در اوایل قرن هشتم پس از میلاد ، به زبان ترکی و بر کتیبه هایی در مغولستان ظاهر شد . اوغوزها یکی ازبخش های عمده امپراتوری چادرنشین بودند که از چین تا استان های مرزی ایران ، بیزانس و تا رود ولگا گسترش داشتتند . مطابق این کتیبه ها، اوغوزها از نه قبیله تشکیل می شدند . برخی از نویسندگان معتقدند که اوغوزها بیست و چهار قبیله بوده اند . نام «ترکمن » اولین بار در اواخر قرن دهم میلادی ظاهر شد، بررسی اصل و معنی کلمه «ترکمن » نشان می دهد که اوغوزهای غیر مسلمان اوغوزهای مسلمان را «ترکمن » نامیدند. بعدها نام «ترکمن » فقط بوسیله اوغوزها بکار رفت . هر چند که نام اجدادی خود را فراموش نکردند . حوادث نیمه دوم قرن دهم و نیمه اول قرن یازدهم نقش مهمی در تاریخ اوغوزها بازی کرد. این حوادث شامل گرویدن آنها به اسلام و ظهور سلسله سلجوقی بود . در این زمان اوغوزها، خان نداشتند، بلکه یبغو (شاه ) داشتند که در کتیبه های ترکی مغولستان هم از آن یاد شده است .
هدف از نگارش مقاله حاضر بررسی میزان پایبندی مذهبی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار می باشد در تعیین چارچوب نظری از نظریه های کارکردی دین با نظریه های دانیل بیتس، پیتر برگر و اودا استفاده کرده و از نظریات دیگر نظریه پردازان کارکردی دین به علاوه نظریه مارکس و وبر بهره بردیم. روش تحقیق به کار برده شده در این تحقیق، روش اسنادی و پیمایشی و با ابزار پرسشنامه است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های آماری F و Anova و کای اسکوئراستفاده شد. متغیرهای مستقل تحقیق: جنس، گروه علمی، میزان پایبندی دینی والدین و پایگاه اقتصادی و اجتماعی و متغیر وابسته میزان پایبندی مذهبی دانشجویان است. حجم نمونه تحقیق 250 نفر است که با استفاده از فرمول کوکران به دست آمده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد: رابطه معنی دار بین جنسیت دانشجویان ، بین پایگاه اقتصادی- اجتماعی دانشجویان ، بین میزان پایبندی دینی والدین دانشجویان و بین میزان بهادادن دانشگاه به مراسم عبادی با میزان پایبندی مذهبی دانشجویان تایید شد
این پژوهش، با هدف بررسی میزان و علل سرمایه اجتماعی در بین دانشجویان انجام شده است. جامعه آماری این تحقیق، دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی مشهد و روش نمونه گیری آن چند مرحله ای می باشد و رشته های منتخب عبارتند از رشته های: ریاضی، زمین شناسی و کامپیوتر، عمران، برق، الهیات، ادبیات فارسی و ادبیات عرب، مطالعات خانواده و پزشکی که حجم نمونه آن به صورت جدول نمونه گیری کوکران 400 نفر تعیین و برای گردآوری اطلاعات از ابزار پرسشنامه استفاده شده است.نتایج پژوهش نشان می دهد با توجه به اینکه در جامعه آماری 177 نفر، یعنی 44.3% پسر و 223 نفر یعنی 55.7%دختر هستند و اینکه 82% آنها مجردند و 89% بومی هستند متوسط سرمایه اجتماعی در نمونه مورد بررسی در حد پایین است ( میانگین=1.857) و دانشجویان از لحاظ سرمایه اجتماعی به هم شبیه نیستند و به طور متوسط 0.27 با میانگین فاصله دارد. اعتماد در بین دانشجویان در حد متوسط ( میانگین=3.42) و دانشجویان از حیث سرمایه اجتماعی در بعد اعتماد به هم شبیه هستند.میزان ارتباط اجتماعی در بین دانشجویان نیز درحد متوسط ( میانگین=3.2291 و نمره ارتباط دانشجویان مورد بررسی به طور متوسط 0.57873 با میانگین فاصله دارد.(انحراف معیار)میزان آگاهی و اطلاعات دانشجویان به طور متوسط در حد کم است (میانگین=2.5203) نگاهی به مقدار ضریب چولگی نشان می دهد که چولگی منفی و به چپ است یعنی اکثریت دانشجویان میزان مطالعه آزاد کمی دارند (چولگی=0.127-) و این دانشجویان از حیث سرمایه اجتماعی در بعد آگاهی و اطلاعات منفی و به هم غیرشبیه می باشند (کشیدگی=0.345-)همکاری و مشارکت دانشجویان به طور متوسط در حد کم است (میانگین =1.4461) و چولگی مثبت و راست است یعنی اکثر دانشجویان همکاری و مشارکت کمی دارند (چولگی=3.530) و دانشجویان در بعد همکاری به هم شبیه اند (کشیدگی=15.401)در این تحقیق با توجه به نتایج آن آزمون فرضیه های تاثیر معدل کل و تحصیلات مادر و محل سکونت دانشجویان با سرمایه اجتماعی با اطمینان 95? معنادار درآمده و قابل تعمیم به جامعه آماری است هر چند که تاثیر این فرضیه ها بر سرمایه اجتماعی در حد خیلی ضعیفی می باشد و در نتیجه تاثیر بسیار کمی بر سرمایه اجتماعی می گذارد. در دیگر فرضیه های تحقیق مثل: جنس، سن، دانشکده و ... هیچ رابطه معناداری یافت نشد.
در این مقاله به این پرسش اساسی پرداخته شده است که دختران دانشجو چه تعریفی از چگونگی هویت اجتماعی خویشتن در جامعه در حال گذار ایران دارند. از بررسی انتقادی ادبیات موضوع تحقیق و به خصوص با تاکید بر آرای آنتونی گیدنز در مورد مدرنیته و چگونگی هویت فردی و اجتماعی در عصر مدرن، این فرضیه کلی استنتاج شده است که با تضعیف شالوده ها و ساختارهای سنتی در جامعه در حال گذار ایران، دختران تلاش می کنند با حرکت به سمت مراجع هویت ساز غیرسنتی، هویت اجتماعی غیرسنتی را برای خود در جامعه تعریف نمایند.
پژوهش، روی نمونه 389 نفری از دانشجویان دختر مشغول به تحصیل در دانشگاه گیلان به روش پیمایشی مورد آزمون و بررسی قرار گرفت. با توجه به یافته های پژوهش به نظر می رسد دختران جامعه ما سعی دارند با اتکاء به مراجع هویت ساز غیرسنتی چون تحصیل، شغل، کسب استقلال مالی از هویت اجتماعی سنتی که توسط خانواده پدرسالار برای آنها تعریف شده است یعنی، هویت اجتماعی سنتی گذار کنند و خودشان به صورت بازاندیشانه، هویت اجتماعی غیرسنتی را برای خویشتن در جامعه تعریف نمایند.
روند تغییر و تحول نام های افراد می تواند نشان دهنده فرآیند تغییرات اجتماعی و فرهنگی در نظام اجتماعی باشد. در این تحقیق با مطالعه موردی نام گذاری فرزندان در شهر تهران، به مقایسه ارزش های نسل های پس از انقلاب پرداخته می شود. بر اساس نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، 400 نفر به عنوان جمعیت نمونه انتخاب شدند. با بررسی تاثیر دوره تاریخی، جنسیت و منطقه مسکونی در میزان تحول ارزش های نسل های پس از انقلاب به بررسی نام ها پرداخته و نتایجی که به دست آمد، مبین آن بود که مردان بیش از زنان دارای نام های اسلامی– مدرن اند. بر این اساس در دوره انقلاب، کودکان بیشتر نام های اسلامی داشته ولی در دوره اصلاحات، بر میزان نام های غربی افزوده شده است. علاوه بر آن، فرزندان مناطق جنوبی شهر تهران بیشتر دارای نام های اسلامی– سنتی و اکثر افراد ساکن در مناطق شمالی، برای کودکانشان نام های ایرانی–مدرن برگزیده اند.