آلبرت انیشتین، فیزیکدان آلمانی، با هوشمندی و نبوغ خود توانست در قالب یک عبارت چند میلیمتری، از هستی رمزگشایی کند. این عبارت چند میلیمتری همان فرمول مشهور نسبیت است:
با این توضیح، انیشتین قطعاً هیچ ارتباطی با ""بازاریابی"" نداشته و ندارد. با وجود این، هوشمندان بازار برای قدرت بخشیدن به برخی اصول بازاریابی کوشیدند مشابهتهایی بین زندگی شخصی و حرفه ای انیشتین پیدا کنند که در ""بازاریابی"" کاربرد دارد. با این نگاه، اثر حاضر خواندنی است.
ماسبذان و مهرجانقذق از ایالت های مهم قرون اوّلیه اسلامی تا قرن پنجم هجری بوده و از نظر موقعیت جغرافیایی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و مذهبی از مناطق مهم خلافت عباسی به شمار می رفته است. این پژوهش در پی یافتن پاسخی به این پرسش است که چه دلایلی باعث شد تا ایالات مذکور که با موقعیت جغرافیایی استان ایلام همخوانی دارند، در عصر خلافت عباسیان از جایگاه ویژه و استراتژیکی برخوردار شوند؟ نتایج مقاله که با روش توصیفی - تحلیلی انجامشده، بیانگر آن است که در قرون اولیه اسلامی یکی از کوتاه ترین راه های مواصلاتی عراق به مرکز و شرق فلات ایران از این منطقه می گذشته است. وجود آب و هوای مساعد، جنگل های انبوه و پوشش گیاهی مناسب، نزدیکی آن به بغداد و عتبات عالیات، جذبه های توریستی طبیعی و کوه های سر به فلک کشیده از دلایل اهمیّت این منطقه بوده است. همین امکانات طبیعی باعث شده بود تا مخالفان خلافت عباسی مدت ها این مناطق را کانون مخالفت خود با خلفای عباسی قرار دهند.
The global cyberspace networks provide individuals with platforms to can interact, exchange ideas, share information, provide social support, conduct business, create artistic media, play games, engage in political discussions, and many more. The term cyberspace has become a conventional means to describe anything associated with the Internet and the diverse Internet culture. In fact, cyberspace is an umbrella term that covers all issues occurring through the interaction of information systems and humans over these networks. Deep evaluation of the scientific articles on the cyberspace domain provides concentrated knowledge and insights about major trends of the field. Text mining tools and techniques enable the practitioners and scholars to discover significant trends in a large set of internationally validated papers. This study utilizes text mining algorithms to extract, validate, and analyze 1860 scientific articles on the cyberspace domain and provides insight over the future scientific directions or cyberspace studies.
تحقیق حاضر به منظور تحلیل ارتباط گران فیس بوک همچون سوژه های لکانی انجام گرفته است. برخلاف نظریه های رایج ارتباطی که ارتباط را فرایند ساده انتقال پیام و آگاهانه می دانند، در روان کاوی لکان این دو ویژگی به چالش کشیده می شود. سوژه روان کاوانه لکان، سوژه آگاه مدرن نیست، بلکه سوژه ای است که توسط میل دیگری یا زبان برساخته می شود و چون میان آنچه توسط زبان می گوید و آنچه هستی اوست، شکاف وجود دارد، سوژه خط خورده تلقی می گردد. با توجه به این که سوژه خط خورده لکانی، همواره با حفره مواجه است و این امر که زبان در رویکرد او ناخودآگاه تلقی می گردد، این تحقیق با بهره مندی ازنظریات روان کاوانه لکان و روش تحلیل روان کاوانه و پسا ساختارگرایانه درصدد تبیین و تحلیل تعامل گران فیس بوک و پاسخ به دو پرسش است: ۱- چگونه ارتباط نگاه محور که مبتنی بر دیدن و دیده شدن است در فیس بوک تبدیل به یک فانتزی می شود؟ ۲- چگونه گفتمان فیس بوک را می توان در چارچوب گفتمان سرمایه داریِ هیستریک تبیین و برساخت سوژه های هیستریک شده حاصل از نفوذ گفتمان سرمایه داری را تفسیر نمود؟ در تحقیق حاضر کاربران فیس بوک چون سوژه هایی که در عرصه نگاه محوری با یاری امر تصویری برای پر کردن حفره تروماتیک تا بالاترین حد فانتزی، تعاملات خود را گسترش می دهند، تحلیل می گردند. مورد مطالعاتی، تبیین کاربران پیج بچه پولدارهای تهرانی در فیس بوک است، که با توجه به مبانی نظری تحقیق، همچون سوژه های هیستریک در امر دیداری دست به خیال پردازی می زنند. تحلیل کاربران نشان می دهد که چگونه روابط اجتماعی در قالب گفتمان ها معنادار می گردد و کارکرد فیس بوک چون عرصه ای برای تعاملات فردی و اجتماعی محلی برای فانتزی دیداری می شود. به منظور انضمامی ساختن تحلیل نظری کاربران، تعداد ۱۰۰ تصویر از این صفحه مورد بررسی قرار گرفته است.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی نحوه کاربری و پیامدهای عمل های زیبایی ناموفق کاربران زن از همذات پنداری با جراحی های زیبایی در محتواهای اینستاگرام انجام شد. روش پژوهش، کیفی از نوع پدیدار شناسی بود. بدین منظور بر اساس روند تحقیقات کیفی و روش های انتخاب شده، از حوزه پژوهش که کلیه زنانی بودند که از طریق برنامه اینستاگرام عمل زیبایی یا جراحی زیبایی انجام دادند، بر اساس نمونه گیری هدفمند تعدادی از آنها به عنوان نمونه نهایی انتخاب شدند. این تعداد 7 نفر بود که اطلاعات آن ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته گردآوری و انجام مصاحبه ها تا اشباع اطلاعات ادامه یافت. در ادامه یافته ها با به کار گیری روش 7 مرحله ای کلایزی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. از مجموع یافته های این پژوهش تعداد 74 جمله و عبارت مرتبط استخراج شد که بعد از حذف کد های تکراری تعداد 62 کد مفهومی به دست آمد. ابتدا کدها به مفاهیم ساده تبدیل شد و سپس در 5 دسته هم مفهوم و 2 گزاره اصلی دسته بندی گردید که این گزاره ها شامل نحوه کاربری با 4 زیر مفهوم و پیامدهای عمل ناموفق با یک زیر مفهوم بودند. تجارب کاربران نشان داد نحوه کاربری شامل عوامل فعالیت گسترده در شبکه های مجازی، پیگیری و تحقیق در شبکه های مجازی، تمایل به دیده شدن در شبکه های مجازی و جامعه و عدم اعتماد به فضای مجازی و تبلیغات و پیامدهای عمل های ناموفق زیبایی شامل عوامل خودکشی برای اقدامات ناموفق زیبایی،مشکلات خانوادگی و تحصیلی در اثر سوختگی صورت، تلاش خانواده برای نجات از وضعیت بحرانی، عدم توجه به سلبریتی ها بعد از خودکشی، تاوان اشتباهات و قضاوت اشتباه می باشد.
هدف مقاله بررسی رابطه ی میان کیفیت طراحی شهری، جرم و احساس امنیت در پیاد ه روهای شهر خرم آباد است. فرضیه های تحقیق بر اساس نظریات هیلر، راجرز، جیکوبز، گالن و مدنی پور تنظیم شده است. پژوهش از نوع کمّی، مقطعی و پهنانگر(پیمایش) در سطح جامعه شناسی خرد است. نمونه گیری به روش خوشه ای و با حجم نمونه ی 361 نفر صورت گرفته است. جمع آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه و برای تجزیه تحلیل داده ها از نرم افزار spss استفاده شده است. برای بررسی رابطه ی بین متغیرها از آزمون خی دو و ضرایب وی کرامرز،گاما، تاوی-بی کندال و ضریب همبستگی رواسپیرمن استفاده شده است. یافته ها نشان می دهند بین امکان ارتکاب جرم و احساس امنیت رابطه ی معکوس و معناداری وجود دارد. همچنین بین کیفیت طراحی شهری و احساس امنیت رابطه ی معناداری مشاهده شد. در مقام مقایسه ی بین کیفیت طراحی شهری و امکان وقوع جرم، متغیر جرم رابطه ی قوی تری با احساس امنیت وجود دارد.
مقاله ی حاضر با هدف تبیین نگرش به حقوق شهروندی زنان شهر تهران مبتنی بر سرمایه های اجتماعی و فرهنگی شان انجام شد. روش تحقیق پیمایش از نوع تحلیلی است. جامعه ی آماری شامل زنان بالای 18 سال شهر تهران در سال 1395 است که به صورت تصادفی طبقه ای، از بین مناطق 22گانه ی شهر تهران و با استفاده از فرمول کوکران، 384 نفر انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری پرسشنامه محقق ساخته بوده است. چارچوب نظری برای سرمایه ی اجتماعی؛ نظریه ی بوردیو با دو رویکرد عینیت گرایی(مشارکت- تعهدات و تعامل اجتماعی) و ذهنیت گرایی (آگاهی- اعتماد و- احساس انسجام اجتماعی) که برآیند دیالکتیکی میان ملکه(ذهن) و میدان (عین) است؛ برای سرمایه ی فرهنگی نیز طبق نظریه ی بوردیو شامل سرمایه ی فرهنگی تجسدیافته- عینیت یافته و نهادینه شده است و برای نگرش به حقوق شهروندی نیز از مدل ژانوسکی در ابعاد سیاسی و مشارکتی- مدنی- اجتماعی استفاده شد. وضعیت نگرش به حقوق شهروندی زنان 55% بود. نتایج حاصل از رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر نشان داد که در مجموع شاخصهای ششگانه ی سرمایه ی اجتماعی، 17درصد نگرش به حقوق شهروندی زنان را تبیین می کند که بیشترین سهم و اهمیت را اعتماد اجتماعی و تعاملات اجتماعی دارند. همچنین شاخصهای سه گانه ی سرمایه ی فرهنگی نیز به میزان 27 درصد نگرش به حقوق شهروندی زنان را تبیین می کند که بیشترین سهم مربوط به سرمایه ی تجسدیافته است.
زمینه و هدف: حاشیه نشینی و سکونت در زاغه ها و حاشیه شهرهای بزرگ، همواره بسترساز معضلات و جرائم فراوانی است. یکی از مهم ترین دلایل عمیق شدن این معضلات، فقر آگاهی های اجتماعی ساکنان این مناطق است. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر حاشیه نشینی بر وقوع جرائم اجتماعی، با در نظر گرفتن نظریه شکاف دانش اجتماعی در مناطق حاشیه نشین کلان شهر زاهدان است. روش شناسی: پژوهش از نوع کاربردی- پیمایشی و در زمره مطالعات مقطعی است. جامعه آماری پژوهش، کارشناسان سیاسی و اجتماعی استانداری سیستان و بلوچستان، کارشناسان اجتماعی فرمانداری، کارشناسان معاونت اجتماعی نیروی انتظامی شهرستان زاهدان و کارشناسان معاونت اجتماعی اداره کل بهزیستی استان بوده اند. مصاحبه حضوری و یک پرسشنامه دو قسمتی محقق ساخته با روایی مطلوب و پایایی (85/0=r)، ابزار جمع آوری داده ها بوده و تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزار آماری،Spss انجام شده است. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که پیچیدگی مؤلفه های محیط اجتماعی حاشیه شهرها و تهدیدهای متعدد آن از یک سو و مسئله شکاف دانش و فقر آگاهی های اجتماعی ساکنان آن از سوی دیگر، هر کدام به نوبه خود می تواند بسترساز مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی عدیده ای در جامعه باشد که همه این معضلات و تبعات ناشی از آن، تهدیدهای مهم و جدی در افزایش وقوع جرائم اجتماعی و همچنین در برقراری و بسط امنیت مناطق حاشیه ای و نهایتاً اجتماعات شهری به شمار می آید.
با ظهور پسامدرنیسم در حوزه پزشکی، تفسیرهای جدیدی از مفاهیم سلامت و رویکردهای آن پدید آمد. یکی از روش های درمانیکه با تفسیرهای پست مدرنیستی تناسب دارد، طب مکمل و جایگزین است.با نقصان حضور انواع مختلف طب مکمل به خصوص موسیقی درمانی در دانشگاه ها و کمبود کلینیک های موسیقی درمانی در فضای اجتماعی ایران، در فضای مجازی شاهد ظهور سایت ها و وبلاگ هایی با موضوع موسیقی درمانی هستیم. با توجه به این محدودیت ها، آنچه قابل تأمل است نقش فضای مجازی در ایجاد فرصتی برای حضور گفتمانی است که به حاشیه رانده شده است. این امکان حضور در فضای مجازی در شرایط محدود حضور در فضای فیزیکی نمودی از پست مدرن شدن است. مسلما محدودیت های فضای واقعی بر کیفیت حضور موسیقی درمانی در فضای مجازی ایران هم تأثیر می گذارد. لذا این پرسش ها مطرح می شود که چگونه موسیقی درمانی در فضای مجازی معرفی می شود؟ در معرفی موسیقی درمانی - به عنوان یکی از انواع طب مکمل- در فضای مجازی بر چه ابعادی تاکید می شود؟ و چگونه این ابعاد در تقابل با پزشکی مدرن قرار می گیرند؟ روش تحقیق در این مطالعه، تحلیل محتوای کیفی است. جامعه هدف پژوهش عبارت است از وب سایت های ایرانی فعال در رابطه با موسیقی درمانی. روشنمونهگیری،نمونهگیرینظری (هدفمند) است و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافته است. مطالعه و تجزیه و تحلیل 11 سایت مورد بررسی، نشان داد این سایت ها بر هفت بعد (مقوله) کلان از موسیقی درمانی تأکید می کنند تا آن را به مخاطبان معرفی کنند که عبارتند از: «بعد علمی»، «بعد تاریخی»، «کارکرد درمانگری»، «بعد توانمندسازی»، «مزیت بهداشتی سلامت»، «جامعیت کاربرد» و «جهانی بودن موسیقی درمانی». از این میان، موسیقی درمانی با تأکید بر برخی ابعاد تلاش می کند تا با نزدیک کردن خود به پزشکی مدرن بر اعتبار خود افزوده و در مقابل با تأکید بر برخی ابعاد دیگر، به رقابت با پزشکی مدرن می پردازد. هرچند پزشکی مدرن در فضای مجازی با گفتمان های رقیب مواجه شده و گفتمان های خاموش پزشکی مانند موسیقی درمانی توانسته اند از این فضا برای رقابت با پزشکی مدرن و حضور در عرصه سلامت استفاده کنند، اما آنچه به عنوان طب مکمل می شناختیم نیز دچار تحول شده و از پزشکی مدرن تأثیر یافته است.
از منظر اقتصادی مقوله باروری با تاثیر بر عرضه نیروی کار، به رشد اقتصادی مرتبط می شود. ضمن اینکه باروری خود تحت تأثیر عوامل اقتصادی و اجتماعی متعددی است و به دلیل داشتن ماهیت انسانی با تحولات جامعه در طول زمان، دچار تغییراتی می گردد. ایران طی سالهای اخیر متاثر از فرایند جهانی شدن و گسترش فناوری های نوین، با دگرگونی هایی در ابعاد زندگی مردم به خصوص در بهبود نقش زنان مواجه بوده است. از مصادیق آن می توان به کاهش شکاف جنسیتی و افزایش مشارکت زنان اشاره کرد که می تواند بر نرخ باروری تأثیرگذار باشد. ارزیابی عوامل موثر بر این موضوع (نرخ باروری) از منظر اقتصادی در دستور کار مقاله حاضر قرار دارد. بدین صورت که در نظر است، اثر فناوری اطلاعات و ارتباطات در کنار دیگر عوامل اقتصادی اثرگذار بر نرخ باروری مورد مطالعه قرار گیرد. بدین منظور با استفاده از رویکرد داده های پانل از اطلاعات استانی کشور طی دوره 1393-1387 استفاده شده است. نتایج حکایت از آن دارند که بین نرخ باروری و مشارکت نیروی کار زنان رابطه ای معکوس وجود دارد و همزمان که دیگر عوامل اقتصادی بر باروری بی تأثیر می باشند، توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات (بر خلاف انتظار) تأثیر مثبتی بر باروری داشته است. بنظر می رسد، در تحلیل نتایج بدست آمده می توان، به تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات در ارتقاء آگاهی های عمومی زنان و توانمندسازی ایشان جهت مشارکت در اجتماع از محل حضور و فعالیت در فضای مجازی اشاره نمود.
ایران از جمله کشورهایی است که تأمین مالی نظام بازنشستگی آن به روش پرداخت جاری است. یکی از مشکلات اصلی این روش، تغییر نسبت جمعیت فعال به جمعیت بازنشسته است که البته در ایران به طور مداوم در حال کاهش است. در واقع، جمعیت ایران در آستانه سالمندی است و نیازمند برنامه ریزی آینده محور در این زمینه است. هدف این مقاله بررسی تأثیر سالمندی جمعیت بر نظام بازنشستگی ایران است. برای این منظور الگوی نسل های همپوشان 55 دوره ای برای اقتصاد ایران شبیه سازی گردید. نتایج نشان می دهد که با کاهش رشد جمعیت و افزایش نسبت سالمندی جمعیت، میزان تولید ناخالص داخلی در سال های آتی به شدت کاهش می یابد و درصورت عدم اصلاحات ساختاری، نظام بازنشستگی با کسری مداوم و فزاینده ای مواجه خواهد بود. با فرض اصلاحات پارامتریک در نظام بازنشستگی نظیر افزایش سن بازنشستگی، نتایج نشان می دهد که اگر سن بازنشستگی فقط برای زنان به 55 سال افزایش یابد، کسری به 9 درصد از تولید ناخالص داخلی در سال 1435 خواهد رسید. اگر سن بازنشستگی زنان و مردان به 60 سال افزایش یابد، کسری به 5/6 درصد از تولید ناخالص داخلی در سال مذکور خواهد رسید و اگر برای هر دو جنس به 65 سال افزایش یابد، کسری بودجه در اوج خود در سال 1440 تنها 2 درصد از تولید ناخالص داخلی خواهد بود و بعد از آن به صفر میل می کند.