فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۹۴۱ تا ۴٬۹۶۰ مورد از کل ۳۷٬۸۰۷ مورد.
هویت در عصر رسانه های دیجیتال
حوزههای تخصصی:
توسعة شبکه های ارتباط الکترونیکی هویت اجتماعی انسان را وارد مرحلة جدیدی کرده است. در این مرحله، افراد با فرهنگ ها، نژادها و شرایط محیطی خاص خود می توانند در تشکیل هویت جمعی انسان نقشی فعال ایفا کنند، هرچند این کثرت ممکن است در یک برخورد ناصحیح به هرج ومرج بیانجامد، برخورد منطقی، نظام مند و مبنایی بشریت را از حاکمیت تک صدایی سوژة غربی رها می سازد. این امر مستلزم رویکردی پدیدارشناسانه است؛ که فرهنگ های بشری را پاس بدارد و راه های مسالمت آمیز زندگی در دهکدة جهانی را با ارزش های جهان شمول، که برآمده از تمدن همة بشریت است، پیشنهاد کند. در این تجربه، طی فرایندهای تعامل اجتماعی همواره گفتمان های متنوع بازسازی می شوند و خرد جمعی دائماً در حال توسعه خواهد بود. همچنین عواطف به علائق جمعی مبدل می شوند تا انسان بتواند به افراد بیشتری عشق بورزد و در غم آنان سهیم باشد.
بایسته های پژوهش در علم حقوق
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۳ شماره ۸۲
زنان: فقر مضاعف(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"اگر چه مطالعات در باب فقر درجامعه انسانی، خصوصا در ابعاد اقتصادی و اجتماعی، اندک نیست، اما موضوع شناخت فقرا و تفکیک و بررسی ابعاد فقر در آن ها چندان فراوان نیست، یکی از مهم ترین ویژگی های مغفول در میان این نوع مطالعات، جنسیت و شناخت تاثیر آن در تعمیق و شدت فقر است. این مطالعه ضمن بررسی تعاریف وشاخص های متعارف، با استفاده از تفکیک خانوارهای کشور به تفکیک جنسیت سرپرست خانوار و بررسی ویژگی های کلی و بعد و ترکیب اعضای خانوارهای کشور، از متغیرهای وضع تاهل، وضع اشتغال، وضع سواد، وضعیت مسکن و نیز هزینه و درآمد آن ها مسئله فقر و ابعاد آن را واکاوی کرده است.
اگر چه فقدان اطلاعات دقیق ویا محدودیت آن ها امکان بررسی کامل مساله را پدید نمی آورد، با این حال شواهد حاکی از ""زنانه شدن فقر"" و بالاتر رفتن سطح آن در میان خانوارهایی است که سرپرست آن ها زنان هستند. هر چند که این مفهوم برای به تصویر کشیدن فقر زنان بسنده نیست.
"
لیزرل؛ ناشناخته ترین و توانمندترین مدل آماری در تحقیقات اجتماعی
حوزههای تخصصی:
ارزیابی شاخص های کیفیت زندگی در نواحی روستایی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر، ارزیابی شاخص های کیفیت زندگی نواحی روستایی استان های مختلف کشور است. روش پژوهش، بنا به ماهیت موضوع تحقیق، گستردگی و پراکندگی شاخص ها، روش اسنادی است و بر روش تحلیل بر تحلیل ثانویة داده های سرشماری، سالنامه های آماری استان ها، داده های سازمان ثبت احوال، داده ای وزارت تعاون، بهداشت و آموزش پزشکی متکی است. یافته ها حاکی از آن است که، در همة شاخص های مورد بررسی، اختلاف و نابرابری از نظر دسترسی به شاخص های کیفیت زندگی در بین نواحی روستایی استان های مختلف کشور وجود دارد. بر اساس 17 شاخص بهداشتی، اجتماعی و سکونتی ارزیابی شده در این تحقیق، نواحی روستایی استان های اصفهان، یزد، سمنان، مازندران، چهارمحال بختیاری، فارس، قم، خوزستان و بوشهر در سطح برخوردار از شاخص های کیفیت زندگی بودند. همچنین استان های سیستان و بلوچستان، لرستان، ایلام، کرمانشاه، آذربایجان غربی، کهکیلویه و بویراحمد، زنجان و گیلان در سطح محروم از امکانات قرار داشتند و نقاط روستایی سایر استان ها جزء روستاهای نیمه برخوردار به شمار می آیند.
تحلیل واسازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه ۱۳۸۷ شماره ۷۳
حوزههای تخصصی:
تحلیل جامعه شناختی از وقوع جنبش مشروطه در ایران با استفاده از نظریة ""فشار ساختاری"" اسملسر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله کوشیده ایم تا با استفاده از نظریة ""فشار ساختاری"" اسملسر، به تبیینی جامعه شناختی از جنبش مشروطه دست یابیم و ضمناً با این محک تجربی، نظریة مذکور را ارزیابی نماییم. بدین منظور و در این چهارچوب نظری، زمینه های مساعد ساختاری برای بروز جنبش مشروطه؛ فشارهای ساختاری (اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیک) ناشی از این زمینه ها بر سه قشر اصلی دخیل در جنبش(یعنی بازاریان، روشنفکران و روحانیان)؛ نشانگان شکل گیری باورهای همگانی شده نزد مشروطه خواهان حول چیستی، چرایی و چگونگی برون رفت از بحران های ساختاری موجود؛ حدوث برخی رخدادهای تحریک کننده (شتاب زا)؛ بالفعل شدن پتانسیل بسیج با مؤلفه های سه گانة رهبری، منابع و ارتباطات؛ و مآلاً ساختار دستگاه سرکوب و عملکرد آن در کنترل مشروطه خواهان بسیج شده مورد بررسی تاریخی قرار گرفته اند. در نهایت و با تکیه بر دستاوردهای این تحقیق، با رویکردی انتقادی، نظریة فشار ساختاری را ارزیابی نموده ایم.
فناوری اطلاعات و نظارت و ارزیابی در سازمان صدا و سیما(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برای تعیین میزان موفقیت و کارآمدی هر نظام هدفمندی مجموعهای از معیارها و روشهای ارزیابی به کار گرفته میشود و برای تحلیل آثار عملکرد نظامها مجموعهای از اطلاعات مورد نیاز است. فرایندهای سازمانی منبع و منشاء تولید و توزیع اطلاعات هستند، اما تحلیل کارآیی نظامها، نیازمند مدیریت و سازماندهی ساختارهای اطلاعاتی و عملیاتی است. به عبارت دیگر، نظام نظارت و ارزیابی و محورهای اساسی آن که مشتمل بر ساختار محتوایی، سازماندهی- مدیریت و فرایندهای عملیاتی- اطلاعاتی است، همپوشانی غیرقابل انکاری با حوزة فناوری اطلاعات دارد. علاوه بر این، ماهیت نظارت و ارزیابی در سازمان صدا و سیما، ضرورتهای سازمانی و قابلیتهای کاربردی و ابزاری فناوری اطلاعات، ضرورت رویکرد به این حوزة فناروی را در طراحی و اجرای نظام ارزیابی روشن میسازد. این فناوری موجب نظاممندی، ساختیافتگی، تسهیل و تسریع جریان اطلاعات و همچنین ایجاد یکپارچگی در مدیریت نظام ارزیابی میشود.
صرفنظر از ابعاد ساختاری نظام ارزیابی، بهرهگیری از نظامهای انفورماتیکی، قابلیتها و ابزار نظارتی مورد نیاز برای اجرای این نظام را فراهم میکند. به طور کلی با توجه به ماهیت اطلاعاتی، تحلیلی و محتوایی نظام ارزیابی از یک طرف و تناظر ساختاری فناوری اطلاعات با این مفاهیم از طرف دیگر، میتوان گفت که نظام ارزیابی در یک سازمان رسانهای ماهیتاً به فناوری اطلاعات بستگی دارد. از دیدگاه کاربردی و ابزاری نیز طراحی و اجرای نظام ارزیابی مستلزم بهرهگیری از قابلیتهای فناوری اطلاعات است و در این مورد جایگزینی برای آن وجود ندارد.
بررسی رابطه احساس بی نظمی و احساس ناامنی در بین شهروندان یاسوجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با استفاده از نظریه پنجره شکسته، به بررسی رابطه بین احساس بی نظمی و احساس ناامنی در بین شهروندان یاسوجی پرداخته است. روش به کار رفته در این پژوهش، روش پیمایشی بوده است. جامعه آماری، کلیه شهروندان بالاتر از 18 سال در شهر یاسوج بوده اند که در همین راستا 482 نفر به عنوان نمونه تعیین و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، انتخاب شدند. ابزار تحقیق، پرسشنامه پژوهشگر ساخته بود که برای تعیین اعتبار آن از ا عتبار سازه، به کمک تکنیک تحلیل عاملی، و برای تعیین پایایی، از هماهنگی درونی به روش آلفای کرونباخ، استفاده گردید . نتایج توصیفی پژوهش نشان داد که احساس ناامنی در بین شهروندان یاسوجی بالاست. به علاوه، احساس بی نظمی نیز در بین شهروندان بالاست. نتایج تحلیلی تحقیق نشان داد احساس بی نظمی بر احساس ناامنی تأثیر مثبت و مستقیم دارد و طی آن هر چه میزان احساس بی نظمی نیز بیشتر می شود، احساس ناامنی بیشتر می شود. تبیین احساس ناامنی براساس بی نظمی با استفاده از مدل معادله ساختاری، نشان داد مدل تحقیق ، دارای برازش مطلوبی است و با دادههای تجربی مورد استفاده، سازگاری و توافق دارد. ضریب علی بی نظمی، بر روی احساس امنیت 83/0 بود که با توجه به مقدار تی(3/13= t ) و سطح معناداری (000/ 0 = Sig ) این ضریب، معنادار بود. به علاوه، ضریب تعیین بیانگر آن بود که احساس بی نظمی قادر است 68 درصد از تغییرات متغیر وابسته احساس امنیت را تبیین کند.
مدل مفهومی تبیین گفتمان حاکمیت، مردم، و رسانه با رویکرد پدافند غیرعامل
حوزههای تخصصی:
اهمیت رسانه در حکمرانی جدید در قالب مباحثی چون «حکمرانی خوب» همواره مورد تأکید کارشناسان مدیریت دولتی و مدیریت رسانه بوده است. از سوی دیگر، محققان علوم سیاسی و مطالعات بین الملل نیز در قالب موضوعاتی چون دیپلماسی رسانه، پروپاگاندا، و جنگ نرم به نقش رسانه در شکل دهی قدرت نرم ملل و مکاتب اشاره کرده اند. با این حال، بررسی موضوع از یک سو از نبود تبیین جامع نگر و عملیاتی از نقش رسانه در مدیریت هوشمندانة امور داخلی کشورها و از سوی دیگر از تعاملات و روابط بین الملل آن حکایت دارد. این موضوع در عصر جهانی شدن و در کشوری چون ایران، که چندین دهه با هجمة نرم و سخت عوامل داخلی و خارجی مواجه بوده است، بیش از پیش اهمیت می یابد. این پژوهش با مرور قاعده مند مبحث رسانه، فرهنگ، حکمرانی، و قدرت نرم آغاز شده است. در ادامه، پس از بررسی الزامات و کارکردهای رسانه در فضای جنگ نرم، موارد استنتاجی در قالب الگویی عملیاتی از سیاست گذاری رسانه عرضه شده و در پایان نیز یافته ها و الزامات اجرایی و کاربردی جمع بندی شده است. به نظر می رسد رسانه ای با دغدغه های اخلاق مدارانه و ملی گرایانه در عصر جهانی شدن برای نیل به تعالی می بایست حائز چهار کارکرد جذب، تدافع، تهاجم، و تدبیر باشد. در تعریف این مقاله، رسانة متعالی رسانه ای است که هم در بعد داخلی و هم در بعد سیاست خارجی، در تدبیر و توسعة امور، در کنار مردم و حاکمیت و مبتنی بر فرهنگ ها و ارزش های پایة جامعه باشد. نتایج این پژوهش می تواند چهارچوبی برای مطالعات و سیاست گذاری های جامع نگر در عرصة پدافند نرم و در نتیجه زمینه ساز تثبیت و توسعه قدرت هوشمند فرهنگ یا ایدئولوژی مورد نظر باشد.
جایگاه دین در عرصه علوم انسانی در ایران بعد از انقلاب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله ابتدا در قالب یک بحث نظری به بررسی دیدگاههای اثبات گرایی و مابعد اثبات گرایی در مورد امکان تاثیر گذاری ارزشهای دینی در علوم به خصوص علوم انسانی پرداخته شده است و با توجه به پذیرش نظری تاثیر ارزشها در علوم انسانی در دیدگاههای مابعد اثبات گرایی، تلاش گردیده تا ضمن بررسی گفتمانهای مختلف در مورد نحوه تاثیرگذاری ارزشهای دینی در علوم انسانی در دوران بعد از انقلاب اسلامی، ویژگیهای گفتمان و راهبرد مسلط در این دوران تبیین گردد.
تحلیلی بر مطالعات روستایی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله پس از بازخوانی مطالعات انجام شده پیرامون جامعه روستایی ایران به روش تاریخی و به شیوه اسنادی، روند تولید اسناد و منابع مربوط به مطالعات روستایی در سه بخش مورد تحلیل قرار گرفته است. در بخش نخست به تکنگاریها و آثاری که جامعه روستایی را بهصورت کلی مطالعه کردهاند اشاره شده است. در این دسته از مطالعات نگاهی کلی و بدون جهتگیری نظری نسبت به جامعه روستایی و معرفی و توصیف آن مطرح است. این آثار قابل تقسیمبندی به دو دسته عام و خاص میباشند. در عینحال مطالعات تکنگاری به دو دسته تکنگاریهایی که بهعنوان مکمل بررسیهای اجتماعی اقتصادی مناطق روستایی انجام شدهاند و تکنگاریهایی که بهصورت مستقل انجام شدهاند قابل تقسیم هستند. در بخش دوم مطالعات انجام شده با جهتگیری تاریخی و نظری بررسی شدهاند.
طرح ""روش شناسی گفتگو"" در پژوهش های فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روش شناسی در تحقیقات انسان شناختی، همانند سایر رشته های علوم اجتماعی، بخش بسیار اساسی پژوهش به شمار می آید. با وجود ادعاهایی که دربارة عام بودن روش شناسی ها وجود دارد، در حوزة انسان شناختی می بایست این مسئله را پذیرفت که روش شناسی های موجود برحسب نوع رابطة پژوهشگران فرهنگی با موضوع تحقیق و شرایط و زمینه های این رابطه شکل گرفته اند. این رابطه در زمینه ای از پیش فرض های روش شناختی آن علم و نوع رابطة سیاسی که میان محقق و موضوع به طور ضمنی و صریح وجود دارد شکل می گیرند. این موضوع را بیش از همه می توان در تحقیق در زمینة مسائل بومی که محقق هم جزئی از آن است دید. این نوع پژوهش ها خارج از عرف روش شناسی پژوهش های فرهنگی در انسان شناسی است که محققی غریبه و غربی، در مورد مردمی بومی و غیرغربی به پژوهش می پردازد. در این مقاله بر مبنای کار میدانی انسان شناختی در حوزة مناسک دینی در ایران (حوزه ای که خود محققان هم بدان تعلق داشته اند)، به طرح روش شناسی گفتگویی برای انسان شناسی بومی خواهیم پرداخت. برای این هدف با نقد معرفت شناختی پارادایم روش شناسی انسان شناختی و کاستی های آن برای انسان شناسی بومی، و با توجه به این بحث که فرهنگ بیش از همه در حوزة ناخودآگاه ذهن مردم قرار دارد، روش شناسی گفتگوی معطوف به خودآگاهی مطرح شده است. بر مبنای این روش شناسی، گفتگو مناسب ترین راهی است که دانش ضمنی ای که محقق و موضوع در آن مشترک هستند، در قالب گفتار، به سطح خودآگاه و به موضوعی برای تأملات انسان شناختی و فرهنگی تبدیل شود.
سنجش فرهنگ ایمنی بیمار در بیمارستان فاطمه ی الزهرا نجف آباد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سازمان های بهداشتی- درمانی بایستی بر ایمنی بیمار به عنوان یکی از استراتژی های اصلی خود تمرکز نمایند و بزرگ ترین چالش برای حرکت در جهت ایجاد یک سیستم بهداشتی- درمانی ایمن، تغییر فرهنگی است. این پژوهش بر آن است تا با ارزیابی ایمنی در بیمارستان فاطمه الزهرا نجف آباد، بیمار بتواند در ارتقای فرهنگ ایمنی مؤثر واقع شود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی- مقطعی در سال 1389 انجام گرفته است. جهت شناخت چگونگی وضع موجود در مرحله ی میدانی، از پرسش نامه ی ترجمه شده ی مطالعه ی فرهنگ ایمنی بیمار در بیمارستان استفاده شد. روایی پرسش نامه با استفاده از نظرات 15 نفر از صاحب نظران تأیید شد. پایایی پرسش نامه توسط آزمون آماری Cronbach's alpha، 846/0 بوده است. پرسش نامه در اختیار کلیه ی پرسنل درمانی بیمارستان فاطمه ی الزهرا نجف آباد قرار داده شد. داده ها با استفاده از آزمون t و تحلیل واریانس یک طرفه و با به کارگیری نرم افزار SPSS تحلیل گردید. معنی داری کمتر از 05/0 در فاصله ی اطمینان 95 درصد در نظر گرفته شد.
یافته ها: تعداد کل پرسش نامه های توزیع شده، 350 پرسش نامه بوده است که از این تعداد، 196 پرسش نامه تکمیل شد و عودت گردید. میزان بازگشت پرسش نامه 56 درصد بود. اقدامات و انتظارات مدیریتی 76 درصد، کار تیمی در درون واحد 75 درصد، یادگیری سازمانی 73 درصد، فیدبک و ارتباطات درباره ی خطا 70 درصد، انتقال دورن بیمارستانی 69 درصد، ارتباطات باز 68 درصد، حمایت مدیریت 65 درصد، کار تیمی بین واحدها 62 درصد، پاسخ غیر تنبیهی به خطا 54 درصد و کارکنان کافی 48 درصد امتیاز مربوط را کسب نمودند. از نظر گزارش خطا، 64 درصد از کارکنان سابقه ی هیچ گونه گزارش خطا را نداشته اند. میانگین نمره ی درجه ی ایمنی بیمار در بیمارستان 36/3 (از 5) بود و بر اساس نتایج آزمون t، میان تعامل مستقیم یا غیر مستقیم با بیمار در رابطه با درجه ی ایمنی بیمار اختلاف معنی داری وجود نداشت (373/0 = P) و بر اساس نتایج آزمون آنالیز واریانس، این اختلاف در بخش زایشگاه و در کارکنان ماما با سایر کارکنان معنی دار بود (001/0 < P). اختلاف معنی داری میان نمره ی فرهنگ ایمنی بیمار در بین کارکنان بخش های مختلف، سابقه ی کار در بیمارستان، سابقه ی کار در واحد فعلی خدمت و نوع تماس با بیمار وجود نداشت (05/0 > P).
نتیجه گیری: هر چند از نظر نمره ی کلی، فرهنگ ایمنی بیمار در وضعیت به طور نسبی قابل قبولی قرار داشت، ابعاد پاسخ غیر تنبیهی به خطا، کارکنان کافی، کار تیمی بین واحدها و حمایت مدیریت نیازمند مداخله ی سریع شناخته شدند. بیمارستان می تواند با برنامه ریزی و اقدام در این زمینه ها نسبت به ارتقای فرهنگ ایمنی بیمار اقدام نماید.