موضوع هویت در طی دهه های اخیر، یکی از چالشهای اساسی در حوزه های مختلف جامعه بشری بطور اعم و حوزه شهری بطور اخص بوده است. اصطلاح هویت مفهومی انتزاعی است که در عین سادگی از پیچیدگی های بسیاری برخوردار است...
زندگی شهری یکی از نشانه های بارز نفوذ مدرنیته به زندگی جوامع بشری است و تعلق داشتن به جمع و حضور در فضاهای اجتماعی یکی از نیازهای زندگی انسان امروز است. در جوامع گوناگون استفاده از فضاهای عمومی شهر برای افراد جامعه برحسب متغیرهایی چون سن، جنس، گروههای اجتماعی، اقلیتهای قومی و نژادی و... متفاوت است و این عوامل بر میزان و نحوة حضور در فضاهای عمومی شهر تأثیرگذار هستند. بحران هویت در میان نسل جوان جامعه که آینده ساز آن تلقی میشوند امروزه عمیق تر شده و از جنبههای سطحی و ناپایدار به جنبههای کنشی و ذهنی پایدار رسیده است. جوان امروزی نیازمند آن است که افزون بر سازگارشدن با هنجارهای اجتماعی و غیررسمی جامعه، عادت وارههای خویش را گاه حتی در جهتی نه چندان دلخواه دستکاری کند. هدف مقالة حاضر شناخت، بررسی و تحلیل چگونگی شکل گیری و تحول زمینه های اجتماعی و فرهنگی هویت و موقعیت جوانی دختران دانشجو در شهر رفسنجان است. بدین منظور، با استفاده از روش کیفی و از خلال مصاحبه های فردی و گروهی50 نفر از دختران دانشجو در رفسنجان متناسب با شاخص های مورد نظر انتخاب شدند و با کمک تکنیک تحلیل محتوا مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد فشارهای روانی ـ اجتماعی بر دختران جوان که هم از سوی خانواده و هم قوانین رسمی و غیررسمی جامعه بر آن ها اعمال می شود، اندیشهها و کنشهای دختران را تحت تأثیر قرار داده و هویت جنسیتی آن ها را پررنگتر ساخته است. یافته ها همچنین تضاد و ارائة موقعیت دوگانة دختران و زنان را در مواجهه با گسست و همسازی میان سنت و مدرنیتة موجود در جامعه و در نتیجه اختلال در شکل گیری هویت آن ها را نشان می دهد.
همبستگی ملی یکی از مهم ترین لوازم تداوم حیات اجتماعات ملی در عصر کنونی است. به لحاظ پیوند خاصی که بین دولت و ملت از یک سو و گروه های اجتماعی ـ فرهنگی در درون جامعه ملی از سوی دیگر ایجاد شده است. برقراری همبستگی ملی از چنان اهمیتی در جوامع کنونی برخوردار است که دولت ها برای نیل به آن تمامی تدابیر و روش ها را به کار می گیرند.مطالعات نشان می دهد که پایداری و فراگیری اجتماعات ملی در جوامع متنوع و از جمله ایران متکی به کم و کیف روابط مردم مناطق مختلف با یکدیگر است. توسعه گردشگری و توریسم داخلی یکی از گزاره هایی است که می تواند به ایجاد ارتباطات موثر کمک شایانی نماید.توسعه گردشگری و ارتباط و آشنایی مردم از یک دیگر به ویژه در سه حوزه تعاملی اقتصاد، فرهنگ و اجتماع از یک سو می تواند سبب فراگیری اجتماع ملی شود و همه اقوام را در عضویت اجتماع ملی قرار دهد و از سوی دیگر با تعمیق تعلقات و وفاداری مردم به اجتماع ملی، ثبات و پایداری اجتماع ملی را تضمین نماید.در این پژوهش ضمن اشاره به کارکردهای همبستگی ساز توسعه گردشگری به این مهم اشاره می شود که تقویت انسجام ملی نیاز به ابزارهای فرهنگی دارد؛ زیرا سیاست وحدت در کثرت به عنوان یک راهبرد، ماهیتی فرهنگی دارد. و مسلما توسعه صنعت گردشگری منجر به افزایش شناخت از خود و دیگران می گردد و این یکی از ویژگی ها و ابزار اصلی استقرار انسجام ملی می باشد.
شبکههای اجتماعی غیررسمی فرصتی برای تبادل اطلاعات و تصمیمگیری، و موقعیتی برای حمایت اجتماعی و اقتصادی از مهاجران فراهم میآورد. دراین میان، پیوندهای فرد مهاجر با اعضای خانواده، خویشاوندان، دوستان و همسایگان سهم بسزایی را به خود اختصاص میدهد. نتایج مطالعة ابعاد ساختاری، تعاملی و کارکردی شبکههای دوستی، خویشاوندی، همکاری و همسایگی 100 خانوار برگزیدة مهاجر افغان ساکن در شهرک گلشهر مشهدنشان میدهداین مهاجران بیشترین حمایتهای مالی و عاطفی را از خویشاوندان خود دریافت میکنند. ازسوی دیگر، عضویت 19 درصد از ایرانیان در شبکة اجتماعی مهاجران، تا اندازهای بر پیوند آن ها با جامعة میزبان (ایران) دلالت دارد، اما تجمّع مسکونی 42 درصد از این مهاجران در شهرک گلشهر با ثبات مسکونی بالا (24 سال)، نیز اقامت حدود 90 درصد اعضای شبکة اجتماعی مهاجران در این نقطه و تداخل گسترده در بین خرده شبکههای آنان حاکی از شکلگیری کُلنی مهاجران افغان در مشهد است. این تجمّع ازیکسو به حفظ و بازتولید خرده فرهنگ افغانی در مشهد و ازسوی دیگر به تشدید جداییگزینی فضایی مهاجرـ میزبان انجامیده است.
در جامعه ای که دارای بافت دینی است، می توان از آموزه های دین در کارآفرینی بهره گرفت. چراکه رویکرد جامع به کارآفرینی با در نظر گرفتن دین، می تواند تکمیل کننده تئوری و عمل کارآفرینی باشد. هدف این تحقیق، که با استفاده از تلفیق روش مصاحبه با مطلعین مذهبی و روش هرمنوتیک صورت پذیرفته، شناخت کارآفرین و کارآفرینی با تشریح مؤلفه های آن بر مبنای آیات قرانی و احادیث اسلامی و راهکارهای پرورش چنین کارآفرینانی در دانشگاه است. براساس با نتایج، کارآفرین فردی نیک کردار است که با تقویت ویژگی های شخصیتی کارآفرینانه در خود با توجه به معارف آسمانی و بهره گیری از قوه تعقل و تفکر در آیات و روایات اسلامی، فعالیتی را آغاز می کند که همواره با رضایت خداوند و شوق و میل باطنی نسبت به آن فعالیت همراه است. او از قوه نبوغ و خلاقیت خود استفاده نموده تا به سود حاصل از فعالیت خود دست یابد و موجب توسعه منطقه یا کشور خود شده و همواره با رعایت اعتدال، این فعالیت را با حفظ محیط زیست ادامه می دهد. دانشگاه به منظور پرورش چنین کارآفرینی می تواند از چهار راهبرد دینی فرهنگی، سازمانی، آموزشی مشاوره ای و پژوهشی استفاده کند. در پایان با توجه به نتایج، مدل مفهومی پرورش کارآفرین در دانشگاه با چشم انداز اسلامی ارائه شده است.
علی رغم تغییر در وضعیت زنان در نظام بازنماییفیلم های سینمای ایران که از آن باعنوان «کمرنگ شدن ایدئولوژی جنسیتی» یاد می شود؛ کماکان موقعیتزنان در سینمای ایران پرمناقشه و چالش برانگیز بوده و زنانکماکانقشری مسئله مند هستند. در این مقاله با طرح چنین ادعایی، تلاش شده است تا با تحلیل دو فیلم «دربارة الی» و «جدایی نادر از سیمین» با استفاده از روش نشانه شناسی و تکنیک تحلیل همنشینی و جانشینی فردینان دوسوسور به این سوال پاسخ دهیم که مسئله مندی زن در دهة کنونی در سینمای ایران از چه جهتی است و فرودستی زنان از خلال چه سازوکاری شکل می گیرد. نتایج و تحلیل این متون نشان می دهد که علی رغم اشتغال ، استقلال فردی، موقعیت تحصیلی و منزلتی مناسب، پروبلماتیک زن بودگی نخست با «نمایشِ مناسک گونه جنسیت» به صورت فرودستانه قابل طرح است. علاوه بر این، نتایج این مطالعه حاکی از آن است که سازوکار فرودست سازی زنان مرموزتر، خطرناک تر و پنهانی تر شده است، به گونه ای که زن مدرن بازنمایی شده با انگ های اخلاقی مانند خیانت کاری، بی وفایی، عدم تعهد، پنهان کاری، دروغ گویی و خودخواهی شخصیت پردازی شده و هویت می یابد. افزون بر این، شخصیت پردازی مذکور و نظام بازنمایی دهه کنونی، تزلزل و فروپاشی نهاد خانواده را با فردگرایی خودمحورانة زنان همنشین ساخته و سویة ویران گر سوژة زن مدرن جامعة ایرانی را مرتب و مؤکد گوشزد می کند.
این مقاله به بررسی تاثیرات استفاده از اینترنت بر دیدگاه جهانینگری و نسبینگری هنجاری دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز میپردازد. در پژوهشی که مبنای این مقاله است از روش تحقیق پیمایشی استفاده شده و دادههای مورد استفاده از طریق پرسشنامه محققساخته جمع آوری شده است. نمونه آماری مورد مطالعه شامل 283 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه تبریز در رشتههای مختلف تحصیلی است. یافتههای این مقاله تاثیرات استفاده از اینترنت بر نسبینگری هنجاری دانشجویان مورد مطالعه را مورد تایید قرار داده، اما بین دیدگاه جهانینگری دانشجویان کاربر و غیرکاربر تفاوت معناداری مشاهده نشده است. همچنین بین افراد مورد مطالعه با وجود تفاوت در جنسیت، سطح تحصیلات، قومیت و تاهل، میزان استفاده از اینترنت تفاوت معناداری نشان نمیدهد.
هدف این پژوهش بررسی رابطه بین جامعه پذیری سازمانی و تعهد سازمانی دبیران مدارس متوسطه شهر همدان بوده است. جامعه آماری پژوهش کلیه دبیران مدارس متوسطه شهر همدان بود که در پژوهش حاضر 143 نفر از آنها بصورت خوشه ای تک مرحله ای انتخاب شدند، برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه جامعه پذیری سازمانی کلاین و همکاران (2006) و پرسش نامه تعهد سازمانی آلن و می یر (1991) استفاده بعمل آمد. پس از یک مطالعه مقدماتی ضریب پایائی دو پرسش نامه از طریق محاسبه آلفای کرونباخ محاسبه شد که به ترتیب برای جامعه پذیری سازمانی 75/0 و برای تعهد سازمانی77/0 بدست آمد. مدل ارائه شده شامل شش مولفه جامعه پذیری سازمانی (وظیفه، زبان، سیاست، اهداف و ارزش ها، تاریخچه، همکاران) و سه مولفه تعهد سازمانی(عاطفی، هنجاری و مستمر) می باشد.یافته ها نشان داد که فرضیه اصلی پژوهش مورد تائید قرار گرفته بنابراین، بین جامعه پذیری سازمانی و تعهد سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد( 05/0 p< ). از بین مولفه های جامعه پذیری، دو بعد وظیفه و همکاران دارای توان پیش بینی معنا داری برای تعهد سازمانی بودهاند . تحلیل رگرسیون همچنین نشان داد بین ابعاد جامعه پذیری سازمانی در کل و تعهد عاطفی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد که از این ابعاد، وظیفه، اهداف و ارزش ها و تاریخچه رابطه معناداری با تعهد عاطفی نشان داد. همچنین بین ابعاد شش گانه جامعه پذیری سازمانی و تعهد مستمر رابطه مثبت و معنادار مشاهده شد که ابعاد زبان، سیاست و همکاران در سطح
( 05/0 p< ) دارای رابطه معناداری با تعهد مستمر می باشند. همچنین نتایج نشان داد که ارتباط بین شش بعد جامعه پذیری در کل و تعهد هنجاری مثبت بوده و ابعاد وظیفه و سیاست در سطح ( 05/0 p< ) رابطه معناداری با تعهد هنجاری دارند.
هدف این مقاله، بررسی رابطه ی اعتماد اجتماعی ( تعمیم یافته و نهادی) با احساس امنیت اجتماعی جوانان 15- 29 ساله ی ساکن شهرهای شیراز و یاسوج است. مطالعه ی حاضر بر اساس تئوری گیدنز، و روش پیمایشی و با استفاده از ابزار پرسشنامه انجام شده است. نتایج آنالیز کوواریانس نشان داد احساس امنیت اجتماعی پاسخگویان بیشتر تحت تاثیر اعتماد قرار دارد تا محل سکونت آنان. همچنین، اعتماد اجتماعی تعمیم یافته و نهادی، هر دو، موجب افزایش احساس امنیت اجتماعی می شوند؛ اما تاثیر اعتماد نهادی بر افزایش احساس امنیت سیاسی و قضایی چندین برابر تاثیر اعتماد تعمیم یافته است. نهایتاً این که میزان احساس امنیت عمومی و اقتصادی به همان اندازه ی اعتماد نهادی، تحت تاثیر اعتماد تعمیم یافته قرار دارد.
بحث پیرامون گردش اطلاعات در جوامع مختلف و قدرتهای پنهان و آشکار کنترل کننده آن، یکی از مباحث ژئوپلیتیک اطلاعات یا سیاست جغرافیایی اطلاعات است. پژوهش حاضر که توصیفی - مقطعی است، تلاش کرده با استفاده از دو روش تحلیل محتوا و تحلیل استنادی به بررسی کمی و مقایسه تطبیقی مولفه های اصلی مورد بحث در اطلاعات سیاسی دو روزنامه کشوری «آفتاب یزد» و «کیهان» در تیر ماه 1385 بپردازد و به سوالاتی از قبیل: موضوعات محوری مورد بحث در این دو روزنامه کدامند؟ اطلاعات سیاسی بیشتر حول چه افراد و چه کشورهایی دور می زند؟ وضعیت استناد به منابع خبری در این دو روزنامه چگونه است؟ به کدام منابع خبری داخلی و خارجی بیشتر استناد شده است؟ آیا اطلاعات سیاسی مندرج در روزهای مختلف از نظر کمیت تفاوتی با هم دارند؟ آیا اطلاعات سیاسی مندرج در دو روزنامه مورد بررسی با یکدیگر تفاوت دارند؟ پاسخ دهد.
یافته ها نشان داد که دو روزنامه کیهان و آفتاب یزد از نظر نوع پوشش خبری، دامنه و موضوع، منابع مورد استناد، توجه به اشخاص خبرساز، کمیت اطلاعات سیاسی و توزیع آن در روزهای هفته با یکدیگر متفاوت هستند. آفتاب یزد بیشتر به طرح مسایل و مشکلات داخلی کشور و نقد عملکرد دولت توجه دارد، در حالی که کیهان بیشتر به طرح سیاست خارجی ایران و دیگر کشورها پرداخته است. از نظر اطلاعات ارایه شده در مورد کشورها هر دو روزنامه به کشورهایی یکسان البته با ترتیبهای متفاوت پرداخته اند. به نظر می آید دلیل تفاوتهای مشاهده شده در اخبار و اطلاعات سیاسی دو روزنامه کیهان و آفتاب یزد ناشی از وابستگی جناحی متضاد این دو روزنامه و به تبع آن نگرشها و گرایشهای سیاسی مختلف آنها و تاثیر آن بر گزینش و نشر اخبار سیاسی باشد.
کلید واژه: ژئوپلیتیک اطلاعات، روزنامه کیهان، روزنامه آفتاب یزد، اطلاعات سیاسی، تحلیل محتوا، تحلیل استنادی
" وجود احساس نزدیکى و پذیرش اجتماعى در بین اقوام ایرانى، یکى از مطمئن ترین راه هاى نیل به همبستگى و وفاق اجتماعى در ایران به شمار مى آید. این مقاله با اتخاذ رویکردى جامعه شناختى، به بررسى میزان فاصله اجتماعى ساکنان شهر بانه (که به لحاظ قومیتى کرد هستند) از اقوام ایرانى و عوامل موثر بر آن مى پردازد. در این پژوهش، منظور از فاصله اجتماعى، گرایش اعضاى یک قوم به پذیرش یا طرد اعضاى اقوام دیگر است. این گرایش ابعاد شناختى، عاطفى و آمادگى براى عمل را شامل مى شود. بنابراین براى تحلیل آن با مرور دیدگاه ها و نظریه هاى سطح خرد جامعه شناسى و روان شناسى اجتماعى و منابع تجربى موجود، چارچوب مفهومى مناسبى تنظیم گردیده است.
در اجراى تحقیق از روش پیمایشى و براى گردآورى داده ها نیز از پرسشنامه استفاده شده است. مصاحبه با نمونه 399 نفرى از ساکنان شهر بانه نشان مى دهد که پاسخگویان، کم ترین فاصله اجتماعى را با قوم فارس و بیش ترین فاصله را با قوم عرب دارند. در جمع بندى سلسله مراتب ترجیحات قومى، در بین پاسخگویان به ترتیب اقوام فارس، آذرى، بلوچ، لر و عرب قرار مى گیرند.
یافته هاى تحقیق، ناکافى بودن رویکردهاى مبتنى بر جامعه شناسى خرد را در مطالعه و بررسى فاصله قومى در ایران نشان مى دهد. با توجه به این که مسئله فاصله قومى و به تبع آن تعاملات اقوام در ایران، متاثر از فضاى فرهنگى، اجتماعى، سیاسى و اقتصادى کشور و تحولات تاریخى مرتبط با آن است، توجه به دیدگاه ها و نظریه هاى سطح کلان نظیر نظریه استعمار داخلى هشتر، که بر متغیرهایى نظیر میزان محرومیت، میزان تبعیض و نابرابرى هاى اقتصادى در بین اقوام در شکل گیرى هویت و بسیج قومى تاکید دارد و تلفیق آن ها با نظریه هاى سطح خرد، ضرورى به نظر مى رسد. یافته هاى این پژوهش نشان مى دهد که مسئله فاصله اجتماعى بین اقوام در ایران وجود دارد و لذا اهمیت و ضرورت اتخاذ و تدوین سیاست قومى مناسب در ایران در جهت کاهش این فاصله ها مورد توجه و تاکید خاص قرار گرفته است.
"