فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۳٬۷۰۱ تا ۲۳٬۷۲۰ مورد از کل ۳۷٬۸۰۷ مورد.
معرفی کتاب: قایق های بی بادبان، در آب های خونین (نگاهی به کتاب «گزارشی از کودتای 1965 اندونزی)
مقاله: انقلاب ایران فراتر از معما
حوزههای تخصصی:
بررسی روند دگرگونی ارزشی در ایران (1353- 1388)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله روند تحول ارزش های اجتماعی جامعه ایران در تحقیقات انجام گرفته از سال 1353- 1388 بررسی شده است. انقلاب اسلامی با اتکا به ارزش های معنوی و متعالی به پیروزی رسید و پس از انقلاب نیز نظام سیاسی برآمده از آن درصدد گسترش و تعمیق هر چه بیشتر این ارزش ها برآمد؛ بنابراین شناخت تغییرات احتمالی ارزش های اجتماعی جامعه ایران در طول این سال ها از اهمیت بسزایی برخوردار است. این مطالعه بر اساس تحلیل ثانویِ نتایج پیمایش های ملّی سال های 1353- 1388، به بررسی روند تغییرات ارزش های اجتماعی جامعه ایران در این بازه زمانی پرداخته و مهم ترین نتایج آن به این شرح است: 1. میزان اهمیت ارزش های مادی برای جامعه ایران از دهه پنجاه تا دهه سوم انقلاب افزایش داشته است؛ 2. نسبت اهمیت بیشتر شاخص های ارزش های معنوی از دهه پنجاه تا دهه سوم انقلاب کاهش یافته است؛ 3. میزان اهمیت ارزش های مادی و معنوی برای گروه سنی پنجاه به بالا (جوانان قبل از انقلاب) بیشتر از گروه سنی جوانان امروزی است.
مبانی نقد اجتماعی در ادبیات
حوزههای تخصصی:
ادبیات به عنوان یکی از مهم ترین عوامل انتقال فرهنگ هر ملت، به قدر پیچیدگی زندگی و فرهنگ، دارای اجزا و عناصر پیچیده ای است. اگر نقد را ابزاری برای سوق دادن ادبیات به سمت خلاقیت بدانیم، آن گاه جایگاه ضروری و درعین حال حساس آن را در میان جوامع درک خواهیم کرد. نقد به مثابة وجدان بیدار ادبیات، آن را از خود فریبی می رهاند و دریچه های تازه ای را به سوی خلاقیت و تکامل هرچه بیشتر به روی آن می گشاید. ناقدان در این زمینه می توانند به فراخور علاقه و تخصص خود، شیوه های مختلفی را برگزینند. نقد اخلاقی، نقد اجتماعی، نقد روان شناختی، نقد تاریخی، نقد زیبایی شناسانه و نقد تطبیقی از مهم ترین شاخه های نقد ادبی است که ضمن تلفیق با علوم دیگر و استفاده از دستاوردهای آن، وابستگی ادبیات را به علم از یک سو و به فرهنگ جامعه از سوی دیگر اثبات می کند. این پژوهش با نگاهی تحلیلی به نقد اجتماعی توانسته است ضمن تبیین مبانی نقد اجتماعی در ادبیات، از ورای آرای گوناگون و گه گاه متناقض موجود در این زمینه به نوعی همگرایی و همسویی دست یابد. براساس این، با تلقی جامعه به عنوان موضوع تفکر ادیب نه منبع آن، تعریف فردیت هنرمند یا ادیب به تمایز دیدگاه وی از دیگران و نیز پذیرش جنبه های هنری آثار ادبی به عنوان وجه تمایز هنر از علم، بسیاری از چالش های موجود در این زمینه برطرف خواهد شد.
روش های تحقیق ترکیبی به عنوان سومین جنبش روش شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق با روشهای ترکیبی، متاخرترین جهتگیری روششناختی در علوم اجتماعی رفتاری معاصر است، که به دنبال دورهای نسبتاً طولانی از مناقشه های بین دو رویکرد پارادایمی کمیگرا و کیفیگرا، ظهور پیدا کرده است. این نوع تحقیق که از نظر فلسفی مبتنی بر رویکرد پراگماتیسم است، با تاکید بر همگرایی پارادایمی و اجتناب از موضعگیریهای کمی کیفی متعارف، در صدد ترکیب هر دو رهیافت کمی و کیفی در یک مطالعه واحد به طور همزمان، متوالی یا تغییرپذیر است. روششناسی ترکیبی گرچه به طور ضمنی از دهه 1960 با عناوین متفاوت به کار رفته است، اما آن به طور رسمی در یک دهه اخیر آغاز شده و در طول چند سال گذشته بسط و گسترش یافته است. این نوع تحقیق دارای واژگان جدید، اصول، مراحل و طرحهای خاصی است که با طرحهای کمی و کیفی متعارف متفاوت میباشد.
بر این اساس، این مقاله ابتدا به خاستگاه تاریخی و برخی تعاریف از این روش اشاره میکند، سپس ضمن ارایه انواع طرحهای ترکیبی استقرایی و قیاسی، طرح های ششگانه ترکیبی شامل طرحهای ترکیبی همزمان ـ زاویهبندی، همزمان ـ لانهکرده، همزمان ـ تغییرپذیر، متوالی تبیینی، متوالی اکتشافی و متوالی تغییرپذیر معرفی شده و شیوه اجرای آنها نیز مورد بررسی قرار گرفته است. در ادامه مقاله، برخی ابعاد یک تحقیق ترکیبی نوعی شامل اهداف، سؤال ها و فرضیه ها، جایگاه نظریه، روشهای نمونهگیری ترکیبی، روشهای ترکیبی گردآوری و تحلیل دادهها، مراحل اجرا و نگارش گزارش تحقیق ترکیبی، و در نهایت اعتبار گزارش های تحقیق با روش های ترکیبی و شیوههای نهگانه اعتبارسنجی آن مطرح و بررسی شدهاند. در پایان مقاله، خلاصه ای از یک تحقیق ترکیبی انجام شده عنوان شده است.
بررسی عوامل اجتماعی و اقتصادی مؤثر بر احساس امنیت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
احساس امنیت اجتماعی، از موقعیت و جایگاه برجستهای در برنامهریزیهای کشوری برخوردار است که دستیابی و پایدارسازی آن نیازمند مقدمات و زمینههای پیچیدهای بوده و آسیبپذیری یا زوال آن نیز، معلول زمینهها و عوامل متفاوتی است. این مقاله با هدف بررسی تاثیر پارهای از عوامل اجتماعی و اقتصادی بر احساس امنیت اجتماعی نگاشته شده است. احساس امنیت اجتماعی درمقالهی حاضر به سه بعد امنیت جانی، امنیت مالی و امنیت سیاسی تقسم شده و تاثیر برخی عناصر حوزههای اجتماعی و اقتصادی زندگی افراد بر آن، مورد بررسی قرار گرفته است. در بعد نظری، برای رسیدن به اهداف تحقیق، از نظریهی جامعهشناختی تالکوت پارسنز و نظریههای مربوط به حوزهی مطالعات امنیت باری بوزان و ال ویور استفاده شده است. تحقیق به روش پیمایشی و با استفاده از ابزار پرسشنامه، در بین ساکنین 16 سال و بالاتر شهرستان اهواز، در سال 1387 به انجام رسیده است. در این تحقیق از شیوهنمونهگیری خوشهای چندمرحلهای استفاده شده و حجم نمونهی مورد مطالعه 600 نفر میباشد.
مهمترین نتایج حاصل از آزمون رابطهی بین متغیرهای تحقیق نشان داد که؛ متغیرهای گرایش به مشارکت در تامین امنیت، تلقی از عملکرد پلیس و پایگاه اجتماعی – اقتصادی به صورت مستقیم و متغیر احساس محرومیت نسبی بهطور معکوس بر احساس امنیت اجتماعی افراد تاثیرگذار هستند . متغیرهای تلقی از عملکرد قانون و جنسیت، تنها بر بٌعد امنیت جانی اثرگذارمیباشند. یافتههای به دست آمده در زمینهی رابطه متغیرهای مستقل با متغیر وابسته، موافق با مطالعات انجام شدهی پیشین است.
سنجش دانش اقتصادی دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
فرهنگ بهره وری کار (مطالعه عوامل موثر بر رضایت شغلی فارغ التحصیلان رشته های علوم اقتصادی)
حوزههای تخصصی:
بهره وری و رضایت شغلی از عوامل مهمی هستند که باید در توسعه جامعه صنعتی مورد توجه دقیق قرار گیرند. زیرا، مطالعه و بررسی تاریخچه توسعه و تحولِ جوامع صنعتی نشان می دهد که نیروی انسانی ماهر و تعلیم یافته در تبدیلِ جوامع سنتی به جوامع صنعتی، تأثیر انکارناپذیری داشته است. تحقیق حاضر با توجه به اهمیت موضوع، گروهی از فارغ التحصیلان علوم اقتصادی را در مشاغلی که توسط آنان احراز شده، مورد بررسی قرار داده و میزان علائق شغلی آنان را ارزیابی کرده است. در این پژوهش با توجه به ماهیت تحقیق، از روش توصیفی استنباطی و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون Chi-Square (کی دو) استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان می دهد که عدم انطباق رشته تحصیلی و حقوق و امکانات مادی فارغ التحصیلان رشته اقتصاد با موقعیت شغلی و تحصیلات دانشگاهی در عدم رضایت از موقعیت شغلی مؤثر است. همچنین، پایین بودن کارآیی شغلی برخی از این فارغ التحصیلان در حال حاضر با توجه به این که جنبه های کاربردی این رشته ها مورد توجه قرار گرفته است، سبب کاهش ارزش و منزلت اجتماعی آن ها گردیده است.
سازه انگاری معرفتی و بر ساخت گرایی اجتماعی
حوزههای تخصصی:
«سازه انگاری معرفتی» و «برساخت گرایی اجتماعی» در زبان انگلیسی اگرچه از نظر لغوی به هم نزدیک اند؛ اما هر کدام مکتبی جداگانه محسوب می شوند که اولی نظریه ای تاثیرگذار در معرفت شناسی و دیگری نظریه ای جامعه شناسانه در مورد معرفت است. در این نوشتار پس از معرفی مفاهیم اصلی هر مکتب و صورت بندی درجات متفاوت از هر یک، به نقش تفکرات غالب بر هر مکتب در تحلیل موضوعاتی همچون تئوری های آموزشی، تبعیض های اجتماعی، مفهوم پناهجو و حتی فلسفه علم پرداخته شده است و در ادامه اهمیت کتاب «برساخت گرایی واقعیت» مورد بحث قرار گرفته است. در انتها، این نظریه ها از منظرهای گوناگون مورد نقد و بررسی قرار گرفته اند و نقاط ضعف و قدرت هر یک بیان شده است.
نگرش مدرسان زبان به ترویج فرهنگ مصرف غربی در کتب آموزش زبان انگلیسی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اگرچه زبان انگلیسی همواره به عنوان ابزاری کارآمد در عرصه ارتباطات بین المللی مطرح بوده است، اما آموزش آن می تواند به ابزاری پنهان درجهت ترویج فرهنگ مصرفی غرب تبدیل شود. کتب آموزشی زبان انگلیسی یکی از مهمترین عوامل انتقال فرهنگ غرب به شمار می روند.
هدف: هدف این تحقیق بررسی نگرش مدرسان زبان انگلیسی به ترویج فرهنگ مصرفی غرب در کتب آموزش زبان انگلیسی در آموزشگاه های زبان است.
چارچوب نظری: پژوهش های اخیر مؤید این مطلب است که با گسترش روزافزون مؤسسات و دوره های آموزش زبان در سراسر کشور، گرایش زبان آموزان به یادگیری فرهنگ و شیوه زندگی جوامع غربی نیز افزایش یافته است. روش های جدید آموزش زبان های خارجی براساس نظریه های ارتباط بین فرهنگی، استفاده از فرهنگ مقصد را نه تنها به عنوان ابزاری برای یادگیری زبان میدانند، بلکه اصل آموزش را بر پایة انتقال اطلاعات فرهنگی می گذارند. مصرف گرایی به عنوان میراث تحمیل شده تمدن غرب بر کشورهای در حال توسعه یکی از مواردی است که می تواند به راحتی و با سرعت از طریق کتب آموزش زبان انگلیسی به زبان آموزان منتقل شود.
روش: تحقیق حاضر از نوع توصیفی-پیمایشی است. به منظور بررسی نگرش مدرسان زبان انگلیسی نسبت به ترویج فرهنگ مصرف گرایی غرب درکتب آموزش زبان انگلیسی، 60 مدرس زبان شاغل در آموزشگاه های شهر تهران به روش نمونه در دسترس انتخاب شدند. ابزار گرداوری اطلاعات، پرسشنامه ای محقق ساخت بود. اعتبار ابزار با روش همسانی درونی با ضریب آلفای 84/0 محاسبه گردید.
نتیجه: مدرسان زبان انگلیسی دراین تحقیق براین باورندکه کتب آموزش زبان نقش اندکی درجهت اصلاح الگوی مصرف ایفا کرده و فرهنگ مصرفی غرب را درقالب دو مشکل عمده منتقل می کنند: (1) انتقال فرهنگ نامناسب تغذیه غرب (استفاده از غذاهایfast food و خوردن غذا در رستوران ها به جای غذاهای خانگی)، (2) کمبود مطالب مرتبط با مصرف صحیح انرژی و صرفه جویی.
بحث: اصلاح واقعی و منطقی الگوی مصرف نه تنها درگرو شناخت مسایل اقتصادی است بلکه درگرو آگاهی از منشأهای فرهنگی و اجتماعی رفتارهای مصرفی افراد است. بنابراین نظارت بر محتوای کتب آموزش زبان و تلاش در جهت تألیف کتبی منطبق بر اصلاح الگوهای رفتاری و مصرفی و کاهش مقولات مصرف گرایی در آنها بایستی در چارچوب برنامه ریزی های آموزشی کشور قرار گیرد.
سبک زندگی تلویزیونی و مصرف
حوزههای تخصصی:
امروز استفاده از رسانه یک امر طبیعی است چرا که رسانه ها بخش مهمی از زمان و مکان را در زندگی روزمره ما اشغال کرده اند. تأثیر رسانه در زندگی را در نقش فرآیند هویت سازی، لذت بخشی و ساختمند شدن زندگی روزمره میتوان دید. رسانه ها در کنار آن واقعیتی که وجود دارد یک واقعیت نمادین برای ما می سازند. رسانه ها برای تسهیل در دسترسی به مخاطب، مخاطبان خود را بر مبنای سبک زندگی طبقه بندی میکنند. رسانه ها موجب تغییر سلیقه و در نهایت تغییر الگوی مصرف شوند. رسانه ها از جمله تلویزیون می توانند برداشت ها و تصاویری از زندگی و سبک آن ترسیم و ترویج کنند و بر ارزش و نگرش هایی که منجر به شکل گیری یک نوع رفتارو سبک زندگی مصرف می شود تأثیر بگذارند. بر اساس نظریه بوردیو افراد به واسطه برخورداری از انواع مختلف سرمایه (فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی) دست به مصرف فرهنگی، مادی میزنند. اغلب افراد تلاش میکنند با مصرف نوع خاصی از کالاها یا نوع خاصی از پوشاک، تغییر طبقاتی خود را اعلام کنند و یک هویت طبقاتی و سبک زندگی جدیدی را به دست آورند. در سریال های نمایشی تلویزیون طبقه بالا بیش از طبقات متوسط وپایین نمایش داده میشود. انعکاس بیشتر زندگی قشر مرفه موجب تمایل افراد به سبک زندگی مرفه ومصرف گرایی میشود.
بررسی نقش محرومیت نسبی در ایجاد رفتار جمعی جوانان شهر کرمانشاه براساس نظریه تعامل گرائی بلومر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به دنبال بررسی نقش محرومیت نسبی در ایجاد رفتارهای جمعی در میان جوانان شهر کرمانشاه است که براساس نظریه تعامل گرایی بلومر تبیین می شود. بلومر از جمله معروف ترین جامعه شناسان در عرصه مطالعات رفتارهای جمعی است که در قالب رهیافت تعامل گرایی به تشریح این رفتارها پرداخته است. وی براین باور است که رشد رفتارهای جمعی از پنج مرحله می گذرد که به صورت اجمال عبارتند از: انگیزش اجتماعی، تشکل واحدهای پیوند دهنده، تعهد پیوستگی، ایدئولوژی و تاکتیک های عملیاتی. این پژوهش با استفاده از روش پیمایش و از طریق ابزار پرسش نامه انجام شد. جامعه آماری مورد مطالعه جوانان بین سنین 19 تا 35 سال شهر کرمانشاه می باشد. تعداد 400 نفر جوان، از جامعه آماری به شیوه تصادفی سیستماتیک برای مطالعه انتخاب شدند. از اعتبار صوری و سازه برای روایی و آلفای کرونباخ برای پایایی ابزار تحقیق استفاده به عمل آمد و از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون برای آزمون فرضیات و تکنیک رگرسیون لجستیک برای سنجش مدل تحقیق استفاده شد. براساس یافته های تحقیق، محرومیت نسبی می تواند به عنوان یک عامل کلیدی در ایجاد و شکل دهی رفتارهای جمعی در میان جوانان موثر باشد. عواملی چون توانایی های ارزشی و انتظارات ارزشی نیز از طرفی در محرومیت نسبی جوانان و از طرفی هم در ایجاد و شکل گیری رفتارهای جمعی نقش دارند. نتایج حاصل از تحلیل لجستیک نشان می دهد که متغیر محرومیت نسبی، توانایی های ارزشی و انتظارات ارزشی توانسته اند 74/51 از احتمال ورود جوانان به رفتارهای جمعی را به صورت صحیح پیش بینی کند.
بررسی نقش تعدیل گری متغیر اهمیت مسؤولیت اجتماعی بر رابطه بین مسؤولیت اجتماعی و تعهد سازمانی؛ نمونه مورد مطالعه: شرکت های صنایع غذایی شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسؤولیت پذیری اجتماعی از جمله مهم ترین عناصر فلسفه وجودی سازمان ها شناخته شده است، به نحوی که اهمیت دادن به رعایت آن توسط سازمان ها در چارچوب نظریه هویت اجتماعی، نه تنها احتمال ارتقاء تعهد سازمانی را به همراه دارد، بلکه رضایت ذینفعان خارج از سازمان را برای مشروعیت بخشیدن به سازمان تقویت می کند. مقاله حاضر به تبیین نقش تعدیل گری این متغیر در ابعاد چهار گانه مسؤولیت اجتماعی پرداخته است. در این راستا، صنعت مواد غذایی به عنوان جامعه مورد مطالعه انتخاب گردید که با مشارکت 105 عضو در قالب نمونه آماری و استفاده از پرسش نامه جهت جمع آوری داده ها انجام پذیرفت. پردازش حاصل از داده ها با استفاده از مدل رگرسیون سلسله مرتبی حاکی از آن است که نقش تعدیل گری متغیر مورد مطالعه بر رابطه بین ابعاد چهارگانه مسؤولیت اجتماعی (کارکنان، مشتریان، دولت و ذینفعان اجتماعی و غیر-اجتماعی) مورد تایید است، این یافته بدان معناست که تاکید بر اهمیت مسؤولیت اجتماعی و رعایت آن از سوی سازمان ها می تواند از کارکردی مثبت بر عملکرد سازمان ها برخوردار باشد به نحوی که به طور معناداری تعهد سازمانی کارکنان را تحت تاثیر خود قرار می دهد.
بررسی رابطه انواع اعتماد با اعتماد اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله رابطه انواع اعتماد شامل اعتماد بنیادین یا امنیت وجودی، اعتماد بین شخصی و اعتماد نهادی را با اعتماد اجتماعی مورد بررسی قرار داده و سعی کرده ایم به این سوال پاسخ دهیم که انواع اعتماد چه رابطه ای با اعتماد اجتماعی دارند. روش بررسی دراین پژوهش پیمایش است. در این پژوهش دانشجویان دانشگاه مازندران در نیم سال دوم سال تحصیلی 86-87 به عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شدند و تعداد 457 نفر از بین ایشان به عنوان نمونه انتخاب شدند و پرسش نامه ها بین آن ها توزیع شد. یافته ها نشان داد میزان اعتماد به خانواده و اعتماد بنیادین یا امنیت وجودی پاسخ گویان زیاد بود. پس از آن و در سطح متوسط و کمتر از متوسط، به ترتیب نزولی، اعتماد به دوستان، اعتماد به اقوام و خویشان، اعتماد نهادی و اعتماد اجتماعی قرار گرفتند. در این میان، کمترین میزان اعتماد متعلق به اعتماد اجتماعی بود. براساس یافته های این تحقیق، انواع مختلف اعتماد با اعتماد اجتماعی رابطه داشتند. اعتماد نهادی رابطه قوی و معنی داری با اعتماد اجتماعی داشت. اما میزان هردو اعتماد نهادی و اجتماعی در سطح پایینی بود. کم بودن میزان اعتماد اجتماعی احتمالاً تا حدود زیادی به نقش اعتماد نهادی مربوط می شود.